آشنائی با ایران
وقتی معلم شما را به پای تخته صدا میکرد وقتی جواب سوالش را بلد نبودید به سقف و در و دیوار نگاه میکردید ولی اگر جواب معلم را بلد بودید؛ راست توی چشمش نگاه میکردید و جوابش را میدادید.
در کار روزنامهنگاری هم همینطور است یا کار روزنامهنگاری را بلد نیستیم و آسمان و ریسمان را به هم میبافیم و یا بلد هستیم. اما کمتر کسی را پیدا میکنیم که یک راست برود سر اصل مطلب و بیکم و کاست موضوع را مطرح کند.
سال1349 به عنوان کار دانشجویی به رادیو رفتم؛ در سال 1353 به استخدام تلویزیون درآمدم. از بین 20 هزار نفر انتخاب شدم. پس از سپری کردن دو سال دوره آموزشی و سه سال کار در رادیو به من اجازه داده شد 3 دقیقه خبر در رادیو بخوانم. الان بدون این سختگیریها استخدام میکنند و باعث ایجاد برخی اشتباهات در اجراها شدهاند.
محمدعلی اینانلو به روزنامهنگاران توصیه کرد: راجع به چیزی بنویسید که نسبت به آن احاطه داشته باشید. شما در نهایت میخواهید در دل خواننده تاثیر بگذارید و این زمانی اتفاق میافتد که شما به چیزی که مینویسید ایمان داشته باشید. به عنوان کسی که بیشتر از شما تجربه دارد میگویم که اول احاطه به کارتان پیدا کنید و بعد با ایمان کار کنید. روزنامهنگاری اصولا کار دل است.[بزرگداشت طبیعتگرد 60 ساله]
او خاطرهای از چگونگی روی آوردنش به کار طبیعت تعریف کرد و گفت: روزی در کلاس فوق لیسانس حقوق بینالملل نشسته بودم. یک آن صدا و تصویر استاد برایم محو شد رفتم بیرون از کلاس و قدم زنان دانشگاه را ترک کردم و رفتم به سمت بیابان و دیگر به کلاس و درسی که دوست نداشتم برنگشتم.
وی در مورد تجربه کاریاش گفت: یک کار تلویزیونی در تمام دقایق، مکثها، دیالوگها و... در تمام لحظات؛ حساب شده است. در این 40 سالی که در طبیعت هستم و درسهایی که از طبیعت گرفتهام همیشه همراه با مطالعات علمی بوده است. در خودرویی که هر 400 هزار کیلومتر آن را تعویض میکنم (2 میلیون 800هزار کیلومتر تا کنون) همیشه تعدادی کتاب به صورت ثابت وجود دارد. قرآن، مولانا، حافظ، سهراب سپهری، پستانداران ایران، مارهای ایران و پرندگان ایران به صورت همیشگی در این خودرو پیدا میشود. این در حالی است که از رستم التواریخ تا هایدگر نیز میخوانم. اینها همه باعث شده است که اگر درباره موضوعی در مورد طبیعت یا روزنامه نگاری 10 دقیقه صحبت میکنم به معنای 40 سال و 10 دقیقه است. بنابراین اگر میگویم احاطه و ایمان نداشتهباشید حرفتان به دل کسی نمینشیند حاصل تجربه 40 ساله است.[اصول بینالمللی اخلاقحرفهای در روزنامهنگاری]
وی افزود: اگر میخواهید در مورد طبیعت بنویسید [مفاهیم: روزنامهنگاری زیستمحیطی چیست؟] باید بدانید چه میگویید و از کجا میگویید. اگر ندانید در چه سرزمینی و با چه تعریفی، چه جغرافیایی و تاریخ و فرهنگی زندگی میکنید قضیه مولانا و فیل در تاریکی بوجود میآید.
محمد علی اینانلو گفت: ما در مملکتی زندگی میکنیم که سند 100 هزار سال سکونت بشر در آن وجود دارد. [آشنایی با نامهای سرزمین ایران] آثار 60 و 100 هزار ساله سکونت در غارهای لرستان و سنگ نگارههای 25 هزار ساله غرغاب در نزدیکی گلپایگان [چهارگوشه ایران: استان اصفهان] سندهایی بر این مدعا هستند. در سرزمینی زندگی میکنیم که بشر در 100 هزار سال گذشته آن را ترک نکرده است. [وطنم یک دنیاست]
وی افزود : زیست دیرین و دائم بشر کم کم تبدیل به فرهنگ و تمدن و تاریخ میشود. یک زن ایلیاتی در یکی از سفرهایم به اطراف دریاچه نئور [چهارگوشه ایران: استان اردبیل] با دم کردن یک گیاه مرا از معده درد نجات داد. این دانش گران بهای بومی فقط متعلق به این نسل نیست و سینه به سینه به این زن رسیده است. کسانی که از داشتههای فرهنگی و تاریخی خود صحبت میکنند به دنبال نبش قبر نیستند.
ما در مکانی زندگی میکنیم که 12 هزار سال تاریخ مدون داریم. نشانههای آن را میتوان در جیرفت و بسیاری نقاط دیگر یافت. دکتر شاپور ملک بر روی تئوری کار میکند که در صورت اثبات، تاریخ دنیا، بین النهرین و مصر را 500 سال به عقب میبرد. بنابراین اجازه ندارید بدون مطالعه بر روی تاریخ این مملکت چیزی راجع به آن بنویسید.
وی در مورد علت زیست دائم و دیرین در این سرزمین گفت: بی تردید طبیعت این سزمین بستر این تمدن را ایجاد کرده است. چندی پیش سمیناری با عنوان ایرانشناسی برگزار شد بدون این که حتا موضوعی در مورد طبیعت ایران در آن آورده شده باشد. به دبیر این سمینار گفتم اولین تمدنها در بین دو نهر شکل گرفته است پس چرا به آن اشاره نکردهاید.
متاسفانه توجه به طبیعت هنوز هم در دولت، دانشگاهها و میراث فرهنگی ... وجود ندارد. ما بیش از یک میلیون و 200 هزار اثر تاریخی داریم که همه آنها در بسترهای طبیعی شکل گرفته است به طور مثال اگر طبیعت پر رونق انشان نبود هخامنشیان بوجود نمیآمد، یا اگر طبیعت تنگه چوگان نبود مطلقا تمدن ساسانی شکل نمیگرفت و یا اگر زاینده رود نبود تمدن صفویه پا نمیگرفت.
محمد علی اینانلو با تاکید بر این که در سرزمینی زندگی میکنیم که تمدنهای بوجود آمده مدیون طبیعت آن است گفت: بی تردید از نظر تنوع طبیعی اگر جزو سه کشور جهان نباشیم قطعا جزو 5 کشور دنیا از نظر طبیعی هستیم. در یک روز میتوانید هم اسکی روی برف کنید و در بعد ازظهر آن روز اسکی روی آب کنید.
برای درک بهتر این تنوع طبیعی وی توصیه کرد 26 اسفند به سفر بروید. مسیر پیشنهادی او حرکت از تهران به سمت کاشان، شیراز، [چهارگوشه ایران: استان فارس] داراب ، بندرعباس[چهارگوشه ایران: استان هرمزگان] و برگشت از لرستان است به اعتقاد او میتوان چهار فصل را رد این مسیر در طول 10 روز دید.
در این مملکت جنگلهای پهن برگ هیرکانی [چهارگوشه ایران: استان گلستان] به عنوان آخرین بازمانده جنگلهای کهن جهان که در هیچ کجای دنیا از آن یافت نمیشود، وجود دارد. همزمان جنگلهای ارسباران، زاگرس، طاق و گز کویری و جنگلهای جنوبی بنه را در اطراف رفسنجان دارید. همچنین کوههای زاگرس هم خانواده کوههای آلپ اروپا است، کوههای البرز هم خانواده هیمالیا و دریاچه ارومیه باقی مانده دریای تتیس، دشت و کویر [بیویزا به مصر بروید] رمل، دریاچه نمک، کویر مرکزی، گرمترین نقطه روی زمین و... را داریم. متاسفانه ما از هیچ کدام از این اولینها و ترینها استفاده نمیکنیم.
وی با اشاره به باریک اندیشیهای ذهن ایرانی ها گفت: طبیعت ایران را با 7 عدد میتوان توصیف کرد.
100: اختلاف دمای کمترین و بیشترین دمای هوا در نقاط مختلف ایران. یافتن مکانی با 40 درجه زیر صفر به راحتی در ارتفاعات ایران میتوان یافت. من خودم به شخصه دمای 64 درجه بالای صفر را در گندم بریان [گندم بریان شهداد، گرمترین منطقه جهان] تجربه کردهام اختلاف این دو عدد 100 درجه سانتیگراد است.
6000: این عدد نمودار دو ارتفاع بالا و پایین در ایران است. قله دماوند 5671 متر [تصاویری از دماوند] و سواحل دریای خزر 26 متر بلندترین و کوتاهترین نقاط ایران را ایجاد میکند.وقتی این اختلاف دماها و ارتفاعات دست در دست هم بدهد اقلیمهای متفاوتی را ایجاد میکند.
8200: در این اقلیمهای متفاوتی که به عنوان دشت، کویر، کوه، تالاب و جنگل از آن یاد شد 8200 گونه گیاه رشد میکند. البته این تعداد تا کنون شناسایی شده است. این تعداد در کشور به ظاهر خشک ما از تنوع گیاهی قاره به ظاهر سبز اروپا بیشتر است.
517: در بین این اقلیم ها ذکر شده بیش از 517 گونه پرنده بومی، مهاجر و نیمه مهاجر زندگی میکنند.
160: بیش از 163 گونه پستاندار زیستگاه خود را در این اقلیم پیدا کردهاند از گونههای مختص ایران مانند گوزن زرد و یوز پلنگ آسیایی [سرنوشت یوز آسیایی در دست ایرانیان] گور خر ایرانی تا گونههای اروپایی مثل گربههای وحشی در این سرزمین زندگی میکنند.
1000: ماهیان خزندگان و دوزیستان هنوز به صورت کامل شناسایی نشدهاند ولی بیشک اگر تحقیقی در این زمینه صورت بگیرد به هزار گونه خواهد رسید.
2-130000000: حاصل این عدد اختلاف دو گونه پستاندار موجود در ایران است. در ایران سبکترین پستاندارحیوانی به نام حشرهخوار کوتوله با دو گرم وزن و نهنگ 130 تنی زندگی می کند. [مرگ نهنگ غولپیکر در ساحل بندرعباس]
وی در ادامه گفت: ایران جهانی در یک مرز [ایران، جهانی در یک مرز] در خور و شان کشور من است. از نظر تاریخ و طبیعت و اقوام بیش از همه داریم. شاهسون، تالشی، کرد، لک، لر، خوزی، ایلامی، کوچیدههای آفریقایی، زنگباریها دورگههای باقی مانده از انگلیسی و پرتقالی ، افشاریها، کرد کورمانژ، و سیستانیها ، ترکمنها، تپورها و گیلها و ..... تنوع اقوام را در ایران ایجاد میکند. این اقوام آداب و رسوم، لباسها و سنتها صنایع دستی، زیورآلات و معیشتهای متعددی را را با خود برای ما به همراه آوردهاند.
وی در پایان گفت: از تنوع تاریخی فرهنگی و طبیعی ایران حرف زدم تا بگویم اگر میخواهید از ایران بنویسید باید از ایران بدانید تا قضیه فیل در تاریکی بوجود نیاید.
این نامها عبارتند از:
1. سرزمین جم - مملکت العجم (در ادبیات عرب)
2. میدیا در ادبیات اروپایی
3. سرزمین پارس در ادبیات اروپا (مملکت فارس در ادبیات عربی و فارسی)
4. کشور ایران (اریانا، ایراک، اراک، عراق و ایلام) از نظر زبانشناسی ریشههای واحدی دارند).
اینکه کدام اسم قدیمیتر و حدود جغرافیایی هرکدام چه محدودهای بوده است مورد اختلاف است. اما واژه ایران تنها واژهای است که تقریبا در تمام دورهای تاریخی رایج بوده است.
الف - معنی جم و عجم چیست؟
واژه عجم (Ajam-Ajaam- Hajam) در زبان فارسی و در بیشتر زبانهای آسیایی مانند هندی، اردو، پشتو، بلوچی، کردی، ترکی و ... معنی ایرانی و زبان فارسی میدهد اما در زبان عربی امروزه به معنی غیر عرب بکار میرود در برههای از تاریخ به معنای کسی که زبان فصیح عربی را متوجه نمیشد میگفتند. در دوره بنی امیه این کلمه کاربرد تحقیر آمیز داشت ، کاربرد تحقیر آمیز این واژه در ادبیات عرب اکنون جایگاهی ندارد.
عجم بصورت هجم و هخم و هیم نیز تلفظ شده است. همانطور که "است" به هست تبدیل شده اجم نیز به هجم و هخم تبدیل شده است و احتمال دارد بین واژه هخامنش و و کلمه عجم ارتباط وجود داشته باشد. زیرا کلمه جم Yam و یم که ریشه اصلی عجم هستند در زبان لاتین بصورت خ Haxâm تلفظ میشود همانطورکه Javier – javan- هم به صورت خوان و خاویر و هم بصورت یوان و یاویر تلفظ می شوند.
این فرضیه مطرح است که بین عجم و هخم ارتباط اتیمولوژی وجود داشته باشد زیرا در قدیمیترین متون فارسی ،جمشیدیان، جم ،عجمیان و عجمان داریم. اماواژه هخامنشیان در ادبیات فارسی بعد از اسلام اصلا نیست.
بعضی کلمه جم، یم و یما را از یک ریشه دانستهاند که در زبانهای کهن ایرانی به معنی آب و دریا بکار رفتهاند. اجم عربی شده جم است وبا اضافه شدن ال حرف تعریف عربی بصورت الجم در آمده و چون ل قبل از ج خوانده نمیشود بصورت اجم و سپس عجم در آمده است در کتب ادبی و تاریخ ایران ما با اسامی افراد متعدد به نام جم و جمشید بر می خوریم که قدیمی ترین آن می تواند نام پادشاهانی در دوره های قبل از پارسی باشد.
جم که در اوستا، یم و در زبان پهلوی و کردی جمشید و جمشیر و جم و گاهی هجم بیان شده است از اولین پادشاهان و پیامبران ایرانی ثبت شده که بر اساس نوشته ها و داستانهای شفاهی و کتب خداینامه ها، اختراع لباس، نگارگری، کشف فلز، ساختن گرمابه، پزشکی و جشن نوروز را به او نسبت داده اند صفات این پادشاه شباهت زیادی به نوح در قران دارد و بعضی وی را با حضرت سلیمان یکی دانسته اند.
جم برادر زاده شالخ و پسر ویوندگیهان (جیهان) بود. نخستین کسی که نوروز را برقرار ساخت و درجات مالکین را معین نمود و علامت حکومتی را تصویب کرد سیم و زر و سایر فلزات را استخراج نمود وابزار و آلاتی از آهن ساخت و اسب و دیگر چارپایان سواری را رام کرد و مروارید صید نمود و مشک و عنبر و دیگر مواد خوشبو را تحصیل کرد و قصرها بنا نمود و آب انبار ساخت و قنات حفر کرد کیا جم پسر ویوند جهان یعنی نگهدارنده صلح پسر ارفخشاد پسر سام پسر نوح بود پایه این کارها آن بود که او در نوروز دنیا را تصرف کرد و نواحی ایرانشهر یعنی اراضی بابل را آباد کرد نوروز آغاز استقرار قدرت او بود.
در مورد جم ، عجم و مملکت عجم ادبا ، شعرای و جغرافیا نویسان زیادی مطلب گفته اند که در مجموع کاربرد این واژه را در 60 کتاب کلاسیک عربی و فارسی می توان یافت .
در زبان فارسی هم اکنون نیز عجم مترادف با ایرانی و زبان فارسی است. اعراب در دوره ای از تاریخ، ایران را بلاد عجم و خلیج فارس را بحر العجم می نامیدند.
جم و ا ل جم در دوره قبل از اسلام به ایران وایرانیان اطلاق می شده است ولی در ادبیات سدههای میانهی عربی، به غیر عربان امپراتوری هم اطلاق میشد، و از آن معنی و مفهوم های زیاد دیگری نیز ساخته شده است مانند «عَجَمَه» «به طور غیر واضحی سخن گفتن، جویده سخن گفتن» بدین ترتیب، از «عَجَم، عُجْم» (= ناروشن سخنگویان)، غیرعربان مراد شده است. بدین ترتیب، اصطلاح «عجم» بعدها برای اشاره به همهی گویندگان زبانهای غیرعربی - که با فاتحان عرب تماس و ارتباط یافته بودند - به کار برده میشد و در یک دوره مفهوم تحقیر آمیز پیدا کرد.
حتا طرفدار بزرگ اصل عرب، «جاحظ»، "کتاب التسویه بین العرب و العجم" را در این باره نوشت:"پس از آن که چنین گفتوگوییها در مورد عرب و عجم فروخاموشید، وایرانیان با شمار نفوس و توانمندیهایشان، به جایگاهی برتر و مقتدر در جهان اسلام دست یافتند، «عجم» صرفاً به اصطلاحی قومی و جغرافیایی تبدیل شد؛ از این رو، در کتابهای جغرافیایی دورهی سلجوقی و پس از آن، بینالنهرین را با عنوان «عراق عربی» اراق (عرب شده اراک است و اراک شکل دیگری از تلفظ ایران می باشد)، در تقابل با شمال غربی ایران یا «جبال» (ماد باستان)، که «عراق عجمی»( ایراک عجمی) خوانده شده، مییابیم .
بنابر این کشور جم شاید قدیمی ترین نام ایران باشد که عربهای دوره جاهلییت آنرا معرب نموده ، اجم و عجم گفتند و کلمات عجمه عجمو اعجمی و الاعاجم را از آن ساختند.و سپس در دوره های بعدی عجم و اعجمی را در معنی های مختلف بکار بردند ابتدا این کلمه را اختصاصا برای ایرانیان و مترادف با فارسی بکار می بردند در صده های بعد از اسلام این کلمه کاربد بیشتری پیدا کرد و گاهی به خود اعراب نیز عجمی می گویند مثلا به شیعیان بحرین و عمان عجمی می گویند یا عراقی ها به مردم خوزستان عجم می گفتند در یک دوره به زرتشتیان و یا به مجوس عجم می گفتند در بعضی موارد به مردم خراسان عجم گفته اند بطور بسیار معدودی به آذری ها نیز ترکان عجم گفته اند به ایرانی تبارهای شرق آفریقا نیز عجمو و عجمی می گویند. ولی امروزه کلمه عجم بیشتر به معنی غیر عرب بکار می رود.
ب - میدیا یا ماد
نام سرزمین وسیعی است که شامل تمام مناطق کردنشین فعلی و استانهای مرکزی ایران می شده است برای چندین سده برای سرزمین فعلی ایران بویژه بخش اصلی ایران فعلی مدیا گفته می شده است. مرکز اولین پادشاهی مقتدر ایران بنام دیا اکو ( مدیا) مادها اکباتان یا همدان بوده است. میدیا یعنی مرکز، وسط ، میانه ، واژه میدل و میدان نیز از همین ریشه است.
ج - ایران
با وجود اینکه ایران تنها نامی است که نزد ایرانیان بطور مستمر در طول هزاران سال بکار می رفته است و نماد و رمز وحدت و تقدس به خود گرفته است اما اروپائیان تا اواخر قرن هفده هیچگاه این نام را بکار نبرده اند و در عوض پارس را مترادف و بجای ایران بکار می برده اند. در تمامی اسناد و قراردادها قرون گذشته بین ایران و دولتهای خارجی نیز در متن فارسی ایران و در متن خارجی پارس بکار رفته است.
ایرانیان قدیم به سرزمین ایران، ایرانویج می گفتند که به معنای اقوام ایرانی میباشد بنا بر افسانه ها وآنگونه که در اوستا آمده نیز آمده است سرزمین اولیه آریایی ها مکان سردی بوده است که آریاها را مجبور به ترک موطنشان نموده وجای آن در اوستا بخش وندیداد کنار رود ((ونگوهی داهیتی )) تعیین شده است که همان رود وهرود است ودر جایی دیگر آمده است وهرود همان رود جیحون است .
ایران دراوستاایی ائیریه airya ودر فارسی باستان اریه ariya آمده این وایه در پارتی آریان aryan ودر پهلوی ساسانی اران و در دوره اسلامی به اراک تبدیل شده است این واژه در ایرلندی کهن هم به همان معناست وبه معنای شریف ونجیب است / در زمان ساسانیان ایران را ایران شهر یا سرزمین ایرانیان نیز مینامیدند و ایرانشهری همان ایرانی است این واژه در کلمات اران . آلبان . نیز دیده می شود و نام محل یکی از جمهوریهای روسیه بنام استیا بنام ایریستان است که یادگاری از قوم ایرانی در این منطقه است .
قدیمی ترین سند مکتوب با واژهی «ایران» (Eran) در سنگنوشتههای اردشیر یکم - بنیانگذار دودمان ساسانی - گواهی شده است. سنگنوشته سه زبانهی شاپور یکم در کعبهی زرتشت در استان فارس - که در این موضوع فقط نسخههای پارتی و یونانیاش محفوظ مانده، اما نسخهی پارسی میانهی آن نیز با اطمینان، بازسازیپذیر است - برای نخستین بار حاوی واژهی پارسی میانهی «ایرانشهر» EranShahr (به پارتی: Aryanshahr) است.
در "تاریخ سیستان" چنین گفته شده است که : «کل ناحیهی کشور به چهار بخش تقسیم شده بود: خراسان، ایران ، نیمروز، و باختر؛ هر آن چه در جوار مرز شمالی واقع گردیده، "باختر" خوانده شده؛ و هر آن چه در نزدیکی مرز جنوبی واقع بوده، "نیمروز" نامیده شده است؛ و ناحیهی میانی به دو بخش تقسیم گردیده: آن چه در جوار مرز شرق واقع شده ، "خراسان" خوانده شده، حال آن که آن چه در غرب واقع است، "ایرانشهر" نامیده شده است». حتا در «نزهة القلوب» حمدالله مستوفی ( به نقل از اصطخری) گزارش گردیده که « اراک (عراق )عربی عادتاً دل ایرانشهر خوانده شده است». به هر حال، عنوان عمومی سرزمین ایرانیان از این زمان، «ایران»، و [عنوان] اهالیاش، «ایرانی» بود.
واژه ایران به عنوان یک واحد سیاسی در کتاب مسالک الابصار فی ممالک الامصار که یک دایرة المعارف جغرافیایی است و گرچه عنوانش در دانش جغرافی است اما مولف آن، بسیار وسیع تر از موضوع جغرافی تلاش کرده است تا فرهنگ و تمدن اسلامی را از آغاز اسلام تا زمان خودش در آن منعکس سازد نویسنده در این کتاب ایران را در فصلی بنام مملکت ایرانی ها توصیف نموده است شهاب الدین احمد بن فضل الله عمری (700 - 749) نویسنده این اثر تنها 50 سال عمر کرد.( اخیرا مرکز زاید للتراث و التاریخ در امارات تاکنون دست کم هشت مجلد از این کتاب را عرضه کرده است.آقای سلیمان الجبوری در حال انتشار متن کامل آن می باشد).
بخشی از این کتاب در باب مملکت ایران اوضاع ایران در دوره ایلخانی است.
اما انتخاب عنوان مملکة الایرانیین هم برای این فصل جالب است. به طور معمول کلمه ایران را به ائیریه در زبان اوستایی و به اریه در فارسی باستان و آریه در سانسکریت بر می گردانند. نیز می افزایند که در دوره ساسانی ایران را ایرانشهر می نامیدند و سرزمین ایران هم ایرانویج خوانده می شده است (بنگرید: ایرنویج ، بهرام فره وشی، ص 11 – 12).
اما پس ازآمدن اسلام، به طور عمده ایران را بلاد فارس و برای بخش های مختلف نام های استانی مانند جبال و آذربایجان بجای مدیا و جیل و خراسان و سیستان بکار می رفت. فردوسی، قاعدتا بر حسب آنچه در زبان ادبی آن روزگار رایج بوده ایران و توران را برابر هم نهاده و از این تعبیر حدود ۷۰۰ بار برای مجموع آنچه اروپاییان و عربها آن را بلاد فارس می نامیدند استفاده می کرده است.
آنچه به لحاظ تاریخی قابل جستجوست این است که اطلاق نام ایران پس از حمله اعراب بطور رسمی بندرت بکار رفته است و کاربرد نام ایران از دوره مغول مجددا در اسناد و منابع رسمی بر سرزمینی با این محدوده جغرافیایی، باب شده است.
اطلاق نام ایران بر یک واحد سیاسی مستقل در این ناحیه نه در برابر سرزمین های عربی بلکه دقیقا به مانند دوران پیش از اسلام در برابر توران بود. اما نه توران قدیم و نه آن نام، بلکه در مقام اولوس هایی که مغولان تشکیل دادند و ایران را به فرزندان تولی دادند که هولاکو فرزند وی و سپس نسل او در راس آن قرار گرفتند.
این کاربرد را در جامع التواریخ رشید الدین فضل الله وزیر برجسته دوره ایلخانی به خوبی مشاهده می کنیم. وی غالبا از این دیار به عنوان «ایران زمین» یاد می کند. برای مثال عنوان فصلی چنین است: «تاریخ خلفا و سلاطین وملوک و اتابکان ایران زمین و شام و مغرب و ...» (جامع التواریخ، چاپ روشن، ج 1، ص 343، 468، ج 2، ص 812، 855، 932، و موارد بیشمار دیگر).
مملکت ایرانیها
مملکت ایرانی ها، سرزمین اراک (عراق) و عجم و خراسان است. طول این مملکت از رود جیحون در انتهای خراسان تا فرات است که میان آن سرزمین و شام فاصله انداخته است. عرض ایران، میان کرمان است که متصل به دریای فارس است و خود از اقیانوس هند منشعب می شود تا نهایت آنجایی که در اختیار بقایای سلجوقیان روم است در حدود علایا و انتالیا در کنار مدیترانه. در سمت شمال، حد فاصل میان میان مملکت ایرانی ها با بلاد قبچاق، رودی است در کنار باب الحدید که به ترکی آن را دمرقابو گویند و دریای طبرستان که به آن بحر خزر هم گفته می شود.
این ممکلت تقریبا مربع است. با راه رفتن طبیعی، عرض آن را چهار ماه و طول آن را هم چهار ماه می توان پیمود در آنجا اقلیم های بزرگ و شهرهای زیادی هست که هر کدام رستاقهای (روستا) فراوان و نواحی و مناطق و جهات متعدد دارد.
پایتخت فعلی آن توریز (تبریز) و سپس سلطانیه است. خاندان هولاکو برآنند که پادشاهی از آن کسی است که در اوجان بر تخت نشیند. اوجان در بیرون تبریز است. ممالک بزرگ آن یکی اراک(عراق) عرب و دیگری عراق عجم و خراسان و کرمان و فارس و آذربایجان و آران و ری و جبال و دیاربکر و ربیعه و جزیره و ارمینیه و گرجستان و روم است. اگر با انصاف بنگری این مملکت در حقیقت قلب دنیاست.
در درون این مملکت چندین پادشاه هستند که همه بنده سلطان هستند، مانند حاکم هری که در اصل همان هرات است، و امیر کرمان و گیلان و سمنان و مالاین و ارزن.
بلاد فارس مملکت فارس، پارس و پرشیا
بر اساس کشفیات باستان شناسی که تا کنون صورت گرفته ، زادگاه انسان اولیه شرق و شاخ آفریقا و یا احتمالا سواحل خلیج فارس بوده است . یک گروه از این انسانها که در سواحل دریای سرخ و دریای پارس تمدنی ایجاد نمودند با تغییر آب و هوا به شمال مهاجرت نمودند ولی در هزاره های بعد یا عصر یخبندان بسوی جنوب برگشت نمودند که آنها را آریایی می گویند.
پارسها یکی از سه شاخه اصلی قوم آریا هستند که در متون قدیم ثبت شده است که حدود 5 هزار سال پیش (این تصور غلط ناشی از عمر 6 هزار ساله برای زمین قائل شدن در متون کلاسیک ناشی شده است و مبنای علمی ندارد). از شمال دریای خزر بسوی فلات ایران مهاجرت نموده اند گروهی که در خراسان و افغانستان امروزی ساکن شدند به پارتها و آریانها معروف شدند یک گروه نیز در شمال غربی فلات ایران ساکن شدند که به آنها ماد یا مدیا می گفتند گروه سوم که به اسب سواری و چابک سواری شهرت داشتند در ناحیه جنوب و سواحل خلیج فارس و جنوب کوههای زاگرس سکونت گزیدند و به پارسها ( اسب سواران ) شهرت یافتند این قبیله بزرگ آریایی پادشاهی قدرتمندی در جنوب ایران ایجاد کردند که بدلیل دسترسی به آبهای بین المللی بزودی شهرت جهانی یافتند و نام آنها بر تمام ایران اطلاق شد.
بعضی از آثاری که از تمدنهای مربوط به 6تا 7 هزار سال در بسیاری نقاط ایران کشف شده است بویژه اسکلت انسان هایی که آریایی نامیده می شوند مبنای 5 هزار ساله تاریخ مهاجرت اقوام آریایی به ایران رابکلی زیر سوال برده است امروزه علم باستان شناسی و انسان شناسی و د. ان .ای به کمک مورخین شتافته تا رازهای نهفته در اعماق قرون را که هیچگاه مکتوب نشده اند و یا اگر هم نوشته شده اند بکلی از میان رفته اند را آشکار سازد و امید می رود در آینده با کشفیات جدید بسیاری از ابهامات روشنتر گردد.
یافته های باستانی ثابت می کند که قبل از اعلام امپراتوری جهانگیر و فدرال پارس در سال 538 میلادی توسط کورش ، در شرق ایران ( زابلستان و باکتریا) و هم درغرب (ایلام) پادشاهی های مقتدری وجود داشته اند طبق تاریخ شفاهی و داستانهای باستان نامه فردوسی در شرق و مرکز ایران شاهنشهی ایران وجود داشته است که با تورانیان ( سرزمینی در غرب سین کیانگ، شرق ازبکستان تا جنوب قرقیزستان امروزی) در نبرد های طولانی با ظهور کورش تمام این مناطق ( ایران، ماد ،ایلام و خوزیه تحت حکومت فدرال پارس و یا پرسیا قرار گرفت.
واز این دوره یونانیان و رومیها برای کشور ایران که مملکت فدرالی متشکل از 35 پادشاهی بود امپراتوری پارسیا و یا پرشیا بکار برده می شد . بنابر نوشته فیثاغورس ،" ایرانیان باستان به اسب عشق و علاقه فراوانى داشتند و بسیارى از پادشاهان پیروزى خود را مدیون اسبهاى تربیت یافتهاى مىدانستند که آنها را اسب پارس، پرس و یا فارس مىنامیدند".
اعراب که به اسب خیل، خیول، حصن و حصان مىگفتند، پس از پیروزى بر ایرانیان و به غنیمت گرفتن هزاران اسب پارسى، به اسب، فرس و به چابک سوار، فارس و فرسان مىگفتند و هنوز این نامها کاربرد دارد و بجای شوالیه نیز فارس بکار می برند.
وقتى دریانوردان یونانى در هزاره اول قبل از میلاد وارد سواحل خلیج فارس شدند، اهمیت و اقتدار کشتى رانی و دریانوردانى ایرانیان و پارسها موجب شد که نام پارس را بر همه فلات ایران اطلاق کردند و بویژه از دوره کوروش (سیراس) و داریوش (دارا) که از قبیله هخامنش - یکى از قبایل پارسى - بودند، به دلیل وجود پارس گرد (یعنى شهر پارس یا پایتخت پارس، که یونانى ها نیز آن را پرسه پلیس مى خواندند) نام دیهه یا روستاک پارس - که نام بخش جنوبى ایران بود - بر همه ایران اطلاق شد و بعدها عربها نیز به تقلید از یونانیان، فارس (عربى شده پارس) را جایگزین کلمه عجم کردند.
براى مدت مدیدى ایران جزئى از سرزمین دارالاسلام بود و هنگامى که از تمدن پادشاهان قبل از اسلام یاد مى شد، از آنها بهعنوان ملوک عجم و یا خسرو (کسرى)، بلاد فارس و یا بلاد عجم، بلاد کسرى و مملکت فرس یاد مى کردند و نام «ایران» براى چند قرن در تاریخهاى رسمى کم رنگ شد.
در زمان صفاریان و سامانیان که اشعارى در مدح و عظمت قهرمانان ایران توسط افرادى چون رودکى سروده شد و با اشعار حماسى فردوسى که در آن نام «ایران» 700 بار بهکار برده شده است، این نام در اذهان مردم زنده شد. در سال 1258 میلادى مغولان خلافت اسلامى را سرنگون کردند و بشدت تحت تأثیر ادبیات قهرمانى ایران واقع شدند و وزراى ایرانى آنها القاب پادشاه ایران، شاهنشاه و خسرو ایران، وارث ملک کیان، وارث جم، جم جاه و... را به ایلخانان مغول و بعد به قاجارها دادند و این القاب در همه جا شهرت پیدا کرد و در این دوره فرهنگ کهن ایرانى به سبک نوینى احیاء شد و از این زمان کلمه «ایران» به طور پیوسته در ادبیات ایران وجود داشته است. اما اروپاییان در تمام دورههاى تاریخ از نام کهن دیگر (پرسیا) استفاده مى کردند.
تنها در سال 1740 در یک نقشه آلمانى، نام ایران نیز به چشم مى خورد. اعراب قبل و بعد از اسلام، کلمه «الاجم» (ایرانى) را استفاده مىکردند. اعراب این کلمه را از جم گرفتند و واژههاى زیادى از آن ساختند؛ از جمله، عجمه، اعجم (گنگ) و اعجمى (بیگانه) و معجم را از آن ساختند و معنى اصلى آن را دگرگون کردند.
از قرن دوم هجرى به بعد عربها نیز به تقلید از یونانیان، واژه فارس (عربى شده پارس) را جایگزین کلمه عجم کردند. بنابراین کلمه پارس )Persia( دو معنی و کاربرد مختلف دارد. در معنى محدود، فارس یعنى کسانى که به زبان پارسى صحبت مى کنند (قوم پارس). در مفهوم موسع کاربرد جزء بر کل - که بیشتر در کتابهاى تاریخىِ مورد نظر نویسندگان و محققان اروپایى در رشته هاى تاریخ و جغرافیاست - فارس یعنى همه کسانى که در فلات ایران زندگى مى کرده اند، و بویژه اقوام آریایى.
در این معنى، فارس شامل همه اقوام و همه سرزمین و فلات ایران، پاکستان، افغانستان و نواحى آسیاى میانه و قفقاز نیز مى شود. اروپاییان کلمه «پرشیا» را براى تمام مردمان و سرزمین این مناطق به کار مى بردند و عربها براى این اقوام از کلمه عجم (برگرفته و معرب از کلمه جم) استفاده مى کردند، که هر دو مترادف «ایران» محسوب مى شود. آنها فارسها را به دلیل اهمیت شان «قریش العجم» مى خواندند؛ همچنانکه قریش را برترین قبیله عرب مى شمردند.
اروپایى ها کلمه «پرشیا» را در مقابل «عربیا» به کار مى بردند و منظور آنها همه اقوام ایرانى بود ؛ ولى وقتى عربها بتدریج به جاى کلمه عجم از کلمه فارس (پرشیا) استفاده کردند، منظور آنها از فارس، بیشتر، فارس زبانان بود و گاهى اوقات نیز کلمه فارس را فقط به استان فارس اطلاق مى کردند و گاهى نیز کلمه فارس را به معنى مجوس و یا زرتشتى به کار مى بردند. کلمه «پارس» بعد از اسلام در ایران نیز جاى خود را به کلمه عربى «فارس» داد و مفهوم اصلى خود را از دست داد. کاربرد محدود و نادرست این عبارت باعث شد که دولت ایران در سال 1313 خورشیدى رسماً از همه کشورهاى خارجى بخواهد که به جاى کلمه دولت فارس (پرشیا) و یا شاه پرشیا ، از عبارت قدیمى تر "ایران" و «شاهنشاه ایران» استفاده کنند. از این زمان به بعد نام پرشیا که در ادبیات اروپایى واژهاى بسیار غنى و متضمن ارزشهاى تاریخى و هنرى زیادى بود، رنگ باخت و کلمه پرشیا به تاریخ پیوست ؛ در حالى که اصالت نام تاریخى پرشیا و پرس کمتر از نام ایران نبود.
آثار باستانی و تاریخی ایران به بیش از چهار هزار سال پیش بازمیگردد. ایران تا سال 1313 در مناسبات و روابط بینالمللی با نام پرشیا در جهان شناخته میشد با این حال پیش از آن نیز، بنابر اسناد تاریخی، شواهد، قراین، فرهنگ شفاهی، کشفیات باستانشناسی و زبانشناسی میتوان گفت 4 نام برای کشور ایران بهکار رفته است.
ایران از شمال با کشورهای ترکمنستان، جمهوری آذربایجان، و ارمنستان و دریای مازندران، از جنوب با خلیج فارس، و دریای عمان، از غرب با کشورهای عراق و ترکیه و از شرق با پاکستان و افغانستان همسایه است.
ایران یکی از منحصر به فردترین کشورها از لحاظ آب و هوا است به طوری که اختلاف دمای هوا در زمستان بین گرمترین و سردترین نقطه گاهی به بیش از۵۰ درجه میرسد. بهطور کلی ایران در منطقهای قرار گرفته است که از نظر بارندگی در سطح نیمه خشک و خشک قرار دارد.
ایران هجدهمین کشور جهان از نظر وسعت است و مساحت آن یک میلیون و 648 هزار و 195 کیلومترمربع است. ایران در خاورمیانه و منطقه اوراسیا از موقعیتی استراتژیک و خاصی برخوردار است و همواره به عنوان پل ارتباطی شرق و غرب مورد توجه بودهاست، چنانکه در روزگاران کهن بخش مهمی از جاده مبادلاتی و تاریخی ابریشم از ایران عبور میکردهاست.
ایران همچنین یکی از کشورهای بنیانگذار و تأثیرگذار در سازمان ملل متحد، اوپک و سازمان کنفرانس اسلامی است و به دلیل داشتن منابع فراوان نفت و گاز نقش مهمی در امنیت انرژی بینالمللی و اقتصاد جهانی ایفا میکند.
اسلام دین رسمی و مذهب شیعه مذهب رسمی ایران است.
نظام حکومتی ایران پس از سقوط نظام سلطنتی، و پیروزی انقلاب مردمی و اسلامی در 22 بهمن سال 1375 ، جمهوری اسلامیاست که بر اساس قانون اساسی زیر نظر ولی فقیه اداره میشود.
در سال 1368 و پس از درگذشت رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (ره)، حضرت آیتالله خامنهای به انتخاب مجلس خبرگان رهبری مقام ولایت فقیه و رهبری کشور را عهدهدار شدند.
فرماندهی کل قوای نظامی و انتظامی نیز براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از اختیارات مقام معظم رهبری است.
در کشور ما براساس قاعده تفکیک قوا، سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه، به ترتیب عهده قانونگذاری، امور اجرایی و امور قضایی هستند و رئیسجمهور که عهدهدار ریاست قوه مجریه است، برای یک دوره چهار ساله با رأی مستقیم مردم انتخاب میشود.
در نظام سیاسی ایران هر شخص تنها میتواند دو بار به صورت متوالی عهده دار ریاست جمهوری شود. رئیس جمهور رئیس کابینه است و کابینه او هشت معاون و 22 وزیر دارد که وزیران کابینه برای فعالیت نیاز به رأی اعتماد نمایندگان مجلس دارند.
نمایندگان در مجلس شورای اسلامی همچنین حق سؤال و استیضاح هر یک از وزیران کابینه وی را دارند. مجلس شورای اسلامی مجلس قانونگذار ایران است که 290 کرسی دارد.
نمایندگان برای دورهای چهار ساله به صورت محلی با رای مستقیم مردم انتخاب میشوند.
در نظام قانونگذاری ایران، شورایی متشکل از 6 حقوقدان و 6 فقیه مسئولیت بررسی تطبیق قوانین مصوب مجلس با موازین اسلام و قانون اساسی را برعهده دارند، که فقهای شورای به انتخاب رهبری نظام، و حقوقدانان به پیشنهاد رئیس قوه قضائیه و رأی نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی، به عضویت این شورا در میآیند.
چنانچه مصوبات مجلس به هر دلیل مورد تأیید شورای نگهبان قرار نگیرد، این مصوبات برای تأمین نظر شورا به مجلس بازگردانده میشود، اما در موارد اختلافی میان مجلس و شورای نگهبان نهادی با عنوان مجمع تشخیص مصلحت نظام در قانون اساسی پیش بینی شده که مرکب از اعضای شورای نگهبان و وزیران مرتبط با هر مقوله و نیز جمعی از خبرگان و شخصیتهای برگزیده نظام به انتخاب و انتصاب رهبر انقلاب است و در موراد اختلافی موضوع به این مجمع ارجاع میشود و رأی مجمع تشخیص مصلحت نظام فصلالخطاب است.
همچنین در قانون اساسی شوراهایی برای اداره امور شهرها و روستاها پیشبینی شده و نمایندگان این شوراها با رأی مستقیم مردم برای دورهای چهار ساله انتخاب میشوند و عهدهدار برنامه ریزی امور شهرها و روستاهای خود و انتخاب شهرداران هستند. نخستین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا نیز از سال 1377 در ایران آغاز به کار کرد.
از دیگر نهادهای مهم کشوری در ایران، مجلس خبرگان رهبری است که 86 عضو دارد و عهدهدار تشخیص مصادیق مشخص شده در قانون اساسی و انتخاب رهبر عالی نظام است. نمایندگان مجلس خبرگان نیز با رأی مستقیم مردم به تفکیک منطقه جغرافیایی انتخاب میشوند.
از نظر ویژگیهای دموکراتیک، ایران نمونه قابل توجهی از شرکت مردم در تعیین سرنوشت خود است، به طوری که به عنوان مثال مردم ایران از فروردین 1358 (همهپرسی تغییر رژیم) تا آذر 1385(سومین دوره انتخابات شوراها) 27 بار در انتخابات مختلف شرکت کرده و رأی خود را به صندوق رأی ریختهاند.
اقتصاد در ایران
تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2007 میلادی 852.6 میلیارد دلار بود که نسبت به سال پیش از آن رشدی 4.3 درصدی داشت.
نیروی کار در ایران 28 میلیون و 700 هزار نفر است که 25 درصد از آنها در بخش کشاورزی، 31 درصد در بخش صنعت و 45 درصد در بخش خدمات مشغول به کار هستند. نرخ تورم 17 درصد است.
ایران روزانه 4.15 میلیون بشکه نفت تولید میکند (آمارهای سال 2006) و 1.63 میلیون بشکه نفت مصرف میکند. صادرات نفت ایران در سال 2006 روزانه 2.25 میلیون بشکه بود.
محصولات صادراتی ایران شامل نفت، مواد شیمیایی و پتروشیمی، میوه و خشکبار و فرش است که به کشورهای ژاپن (14 درصد)، چین (12.8 درصد)، ترکیه (7.2 درصد)، ایتالیا (6.3 درصد)، کره جنوبی (6 درصد) و هلند (4.6 درصد) صادر میشود.
محصولات وارداتی ایران شامل مواد اولیه کارخانهای، کالاهای اساسی، مواد غذایی و دیگر مواد مصرفی و خدمات فنی است که از کشورهای آلمان (12 درصد)، چین (10.5 درصد)، امارات متحده عربی (9.4 درصد)، فرانسه (5.6 درصد)، ایتالیا (5.4 درصد)، کره جنوبی (5.4 درصد) و روسیه (4.5 درصد) وارد میشود.
مردم ایران
جمعیت ایران بر پایه آمار سال 1390 حدود 75 میلیون نفر اعلام شده است.
ایران در سال ۱۳۱۶ ه. ش. از لحاظ تقسیمات کشوری، ابتدا به ده استان و به مرور تا سال ۱۳۸۳ به 30 استان، 362 شهرستان، 918 بخش، 2430 دهستان، 1060 شهرستان با مرکزیت تهران تقسیم شد و در سال 1389 استان البرز نیز به تقسیمات کشوری افزوده شد و استانهای کشور به عدد 31 رسید.
نامهای 31 استان ایران:
آذربایجان شرقى، آذربایجان غربى، اردبیل، اصفهان، البرز، ایلام، بوشهر، تهران، چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبى، خراسان رضوى، خراسان شمالى، خوزستان، زنجان، سمنان، سیستان و بلوچستان، فارس، قزوین، قم، کردستان، کرمان، کرمانشاه، کهکیلویه و بویراحمد، گلستان، گیلان، لرستان، مازندران، مرکزى، هرمزگان، همدان، یزد
میانگین سنی مردم ایران 25.8 سال است. امید به زندگی برای زنان در بدو تولد 72.07 سال و برای مردان 69.12 سال است.
51 درصد از مردم ایران فارس، 24 درصد آذری، هشت درصد گیلک و مازندرانی، هفت درصد کرد، سه درصد عرب، دو درصد لر، دو درصد بلوچ، دو درصد ترکمن و یک درصد بقیه قومیتها هستند. 98 درصد مردم ایران مسلمان و دو درصد جمعیت هم اقلیتهای مذهبی شامل زرتشتی، مسیحی و یهودی هستند. زبان رسمی کشور فارسی است که 77 درصد جمعیت بالای 15 سال کشور میتوانند به این زبان بخوانند و بنویسند.
ارتباطات در ایران
در ایران 21 میلیون و 981 هزار خط تلفن ثابت وجود دارد و 13 میلیون و 659 هزار خط تلفن همراه. رادیو و تلویزیون در ایران دولتی است اما روزنامهها و خبرگزاریهای خصوصی در ایران فعال هستند. ضریب نفوذ اینترنت در ایران در سال 2010 بیش از 43 درصد بوده است
| مساحت |
یک میلیون و 648 هزار و 195 کیلومترمربع |
| جمعیت |
حدود 75میلیون نفر |
| واحد پول | ریال |
| دامنه اینترنتی | ir. |
| پیششماره |
98+ |