موفقیت: خودشناسی
|
ریز نبین خودتو
|
این تصویر از زمان کودکی شکل میگیرد و در طول زمان تغییر میکند. تصویر ذهنی، همان تصویری است که ما از خودمان داریم. بیشتر تصورات ما درباره خودمان، در نتیجه تعاملات و ارتباطات با دیگران و طی تجربههای زندگیمان شکل میگیرد و در نهایت بر عزت نفس ما تاثیر میگذارد. عزت نفس یعنی احساس ارزشمندی و مورد قدردانی، عشق و پذیرش از طرف خود و دیگران قرار گرفتن. افراد دارای عزت نفس، در مورد خودشان احساس خوبی دارند، ارزش خودشان را درک میکنند و به تواناییها، مهارتها و هنرهایشان افتخار میکنند. در مقابل افراد دارای عزت نفس کم، ممکن است احساس کنند هیچکس آنها را دوست ندارد، مورد قبول دیگران نیستند و نمیتوانند در هیچ زمینهای پیشرفت کنند. نکته ناراحتکننده این است که افراد با عزت نفس کم، معمولا کارهای مفید و بزرگی انجام میدهند اما نمیتوانند کارهایی که انجام میدهند ببینند چون تصویر ذهنیشان اینطور شکل گرفته که تواناییهایشان را نادیده بگیرند. نکوهش و سرزنش فقط از طرف دیگران نیست. بعضیها یک نکوهشگر درونی دارند؛ یک صدایی از درون که در هر کاری که آنها انجام میدهند، به دنبال نقص و عیب و ایراد میگردد. شنیدن این ندای درونی به اندازه سرزنشهای دیگران میتواند عزت نفس را دچار مشکل کند. آنها نمیدانند این سرزنشها چه تاثیر بدی بر عزت نفسشان میگذارد. وقتی سرزنشهای درونی شما را تحقیر میکند و میگوید: «لازم نیست تلاش کنی چون تو موفق نمیشوی»، به این فکر کنید که این ندا از درون شما میآید و میتوانید آن را تحت کنترل قرار دهید. تصمیم بگیرید آن را تغییر دهید و ندای درونی مفید و سازندهای داشته باشید. عزت نفس به شما این امکان را میدهد که خودتان را آنطور که هستید بپذیرید و از زندگی لذت ببرید. افراد با عزت نفس بالا، در خانواده، کار و تحصیلات موفقترند و راحتتر با دیگران ارتباط برقرار میکنند و در ضمن شادتر هستند و با مشکلات، کمبودها و ناامیدیها بهتر کنار میآیند. این افراد هدفی را که انتخاب کردهاند رها نمیکنند تا در آن موفق شوند. کسب عزت نفس ممکن است نیاز به تلاش و تمرین داشته باشد اما مهارتی است که در زندگی یاد خواهید گرفت. ● راههای افزایش عزت نفس اگر میخواهید عزت نفستان را بیشتر کنید باید بگوییم ما کلاس تقویتی عزت نفس نداریم اما میتوانید با استفاده از توصیههای ساده و کاربردی زیر برای تقویت عزت نفس استفاده کنید. ▪ به اشتباهات به عنوان فرصتی برای یادگیری نگاه کنید: قبول کنید که شما هم مثل هر فرد دیگری ممکن است اشتباه کنید. اشتباهات بخشی از تجربهها و فرصتی برای یادگیری است. یادتان باشد افراد در زمینههای مختلف توانایی دارند و استعدادهایشان با هم متفاوت است. ▪ کارهای جدید انجام دهید: تجربه کردن کارها و فعالیتهای مختلف به شما کمک میکند تا استعداد و تواناییهایتان را کشف کنید و در ضمن به مهارتهای جدیدی که یاد گرفتهاید افتخار کنید و آنها را در زندگی به کار ببرید. ▪ نظرتان را با شجاعت اعلام کنید: نظرات و عقایدتان را با افتخار بیان کنید و از گفتن آن نترسید. ▪ کارهای خیر و ثواب انجام دهید: به دوستان، اقوام و همسایههایتان کمک کنید و بخشی از وقتتان را به طور داوطلبانه در اختیار آنها قرار دهید. این احساس که شما میتوانید و قادر هستید به دیگران کمک کنید و تغییر مثبتی در زندگی آنها ایجاد کنید، عزت نفستان را بالا میبرد. ▪ بدانید چه چیزهایی را میتوانید تغییر دهید و چه چیزهایی را نمیتوانید: اگر از چیزی ناراحت هستید که میتوانید آن را تغییر بدهید (مثلا چاقی و اضافه وزن)، از همین امروز دست به کار شوید. اما اگر از چیزی ناراحت هستید که نمیتوانید تغییرش دهید (مثل کوتاهی قد)، سعی کنید خودتان را همانطور که هستید دوست داشته باشید. ▪ اهدافتان را مشخص کنید: کار یا شرایطی را که دوست دارید به آن برسید مشخص کنید و برای رسیدن به آن برنامهریزی کنید.برنامهتان را اجرا کنید و پیشرفتتان را ارزیابی کنید. ▪ سخت نگیرید: خودتان را فقط به شکل مادی و ظاهری نبینید. نگویید اگر زیباتر بودم دوستان بیشتری داشتم. کارهایی را که دوست دارید انجام دهید، به دیدن دوستانتان بروید و از اوقاتتان لذت ببرید. راحت باشید، خیلی سخت نگیرید و از زندگی لذت ببرید. ▪ کمک بگیرید: هیچ وقت برای ایجاد عزت نفس سالم و مثبت دیر نیست. در مواردی که فرد عمیقا نسبت به خود احساس تنفر دارد و ریشه این حالت به دوران کودکی مربوط است، میتوان از مشاور و روانپزشک کمک گرفت . این متخصصان به عنوان راهنما به افراد یاد میدهند که چطور خودشان را دوست داشته باشند و قدر تواناییهای منحصر به فردشان را بدانند. ▪ با افکار منفی مبارزه کنید: درباره خودتان منفی فکر نکنید. هر وقت به ضعفها و ناتوانیهایتان فکر کردید، سعی کنید در مقابل به تواناییها و نقاط قوتتان هم فکر کنید. وقتی احساس میکنید خیلی دارید خودتان را سرزنش میکنید، در عوض چند جمله مثبت را بلندبلند در مورد خودتان بگویید و به خاطر تواناییهایی که دارید خودتان را تشویق و تحسین کنید. ▪ وارد گود شوید: بعضی تصورات و افکار، جلوی حرکت و پیشرفت را میگیرد. به جای اینکه با افکاری مثل «تا وقتی نمیتوانم یک دایره بکشم نمیتوانم یک نقاش ماهر و موفق شوم» خودتان را کنار بکشید، به چیزهایی فکر کنید که در آن استعداد و توانایی دارید و از آن لذت میبرید و به دنبال همان بروید. |
|
زبان بدن
|
موی مردان موی بلند و موی كوتاه _ باور غالب این است كه موی كوتاه نشانهی محافظه كاری و سازگاری و موی بلند نشانهی ماهیتی هنری و عصیانگری است. این باور گهگاه درست مینمایاند؛ ولیكن در همهی موارد این گونه نیست, زیرا موهای بسیار كوتاه میتواند نشانهی موارد زیر باشد: فرد احتمالاً اهل ورزش است؛ در حال طی كردن دورهی نظام بوده و یا این كه در گذشته یك نظامی بوده است؛ شخص در سازمان و یا ادارهای كار میكند كه مجبور است مویش را كوتاه نگه دارد؛ این امر میتواند نشانگر گرایشات هنری, عصیانگری و مدگرایی باشد (در صورتی كه مو به طور غریبی رنگ شده باشد و یا این كه بسیار كوتاه باشد)؛ ممكن است نشانهی محافظهكاری فرد باشد؛ احتمالاً شخص به نوعی مشغول درمان بوده و یا این كه این امر از ضرورت درمانی ناشی شده است؛ احتمال دارد فرد این گونه بپندارد كه جذابتر مینمایاند؛ فرد به دلیل راحتی و سهولت كاری, موی كوتاه را ترجیح میدهد. اگر چه تامل در خصوص موارد بالا میتواند برای تشخیص ماهیت اشخاص راهگشا باشد, لیكن بسندگی صرف به این ذهنیات و كلیشهها میتواند بازدارنده باشد. موی آراسته: مردی كه با موی آراسته, سشوار كرده و تافت زده ظاهر میشود و این امر را با لباس و كفش گرانقیمت همراه میكند, خواهان به رخ كشیدن موقعیت و پایگاه غبطهبرانگیز اجتماعی و شغلی خود است. این حالت میتواند نشانهی كامیابی اقتصادی, خودمهم پنداری و اثرگذاری بر روی دیگران باشد. معمولاً مردان این گونه برای موی سر خویش سرمایهگذاری پولی و زمانی نمیكنند. در هر حال, استنباطی كه از این حالت میتوان كرد این است كه چنین مردانی بدین وسیله قدرت, توان مالی و برتری پایگاه اجتماعی خویش را به رخ دیگران میكشند. بعلاوه, همین برداشت را میتوان به ناخنهای آراسته نیز تعمیم داد. نشانههای مرتبط با ریزش, كم پشتی و طاسی سر مردانی كه معدود تارهای موی باقیمانده بر روی سر خود را با دقت و وسواس محسوسی شانه میكنند و به اصطلاح به آن حالت میدهند, در واقع بدین وسیله خودخواهی خود را نشان داده و در عین حال نسبت به قضاوت و داوری دیگران غافل هستند. زمانی كه من با چنین مردانی برخورد میكنم, نخستین سوالی كه به ذهنم خطور میكند این است كه آیا این مرد نمیداند كه ما چشم داریم و همه چیز را میبینیم. نكتهی قابل توجه این كه این برداشتها وحی منزل نیست و در همهی حالات استثنا به چشم میخورد. استفاده از كلاه گیس و كاشتن و ترمیم موی سر: مردانی كه با ترمیم موی سر خویش كم پشتی و یا ریزش آن را جبران میكنند, بدین وسیله نخوت و فقدان اعتماد به نفس خویش را نشان میدهند. بعلاوه, بدین وسیله فرد با جذاب نشان دادن خویش اعتماد به نفس از دست رفته را كسب میكند. در هر صورت, از نشانههای این نوع اقدامات ترمیمی مردان میتوان به مواردی چون برخورداری از امكانات مادی, نقص زدایی و ظاهر گرایی اشاره كرد. استفاده از انواع كلاهها: مردان طاسی كه از كلاه بیسبال برای پوشش این نقیصهی خود استفاده میكنند, در واقع در برابر پیر شدن از خود مقاومت نشان میدهند. در این ارتباط باید به این نكته توجه كرد كه بسیاری از مردان طاس برای حفاظت از فرق و كاسهی سر خویش در برابر آفتاب سوزان از این كلاهها استفاده میكنند؛ لیكن اگر مردان طاس در منزل نیز از این كلاهها استفاده میكنند, این امر میتواند نشانگر فقدان خودباوری و اعتماد به نفس باشد. موی رنگ شده: مردانی كه موی سر خود را رنگ میكنند, عمدتاً خواهان پوشاندن موهای سفید خود هستند و بدین وسیله خود را جوان مینمایانند. روشن است كه این وسیله در همهی حالات و مقاطع سنی نمیتواند راهگشا باشد. فرضاً چنان چه مرد ۷۵ سالهای دارای موهای مشكی یكدست باشد, در آن صورت پنهانكاری كاملاً بیمورد است. در هر صورت, از ویژگیهای این اشخاص میتوان به خودخواهی, واقعیت گریزی و بسان كبك عمل كردن اشاره كرد.موی صورت مردان ریش و سبیل: برخی از مردم بر این باورند كه ریش و سبیل میتواند نشانهی راز آلودگی شخص باشد. باید توجه داشت كه این برداشت درست نبوده و مردان به دلایل مختلف از موی صورت استفاده میكنند. در هر صورت, ریش و سبیل میتواند به موارد زیر دلالت كند: مرد میپندارد كه بدین شكل جذابتر مینمایاند؛ مرد جوان بدین وسیله خود را سالدار مینمایاند؛ با استفاده از ریش, فرد سن و سال و چروكهای صورت خود را میپوشاند؛ فرد بدین وسیله نقص صورت خود را میپوشاند؛ مرد ریشو بدین شكل ماهیت عصیانگرانهی خویش را مینمایاند؛ مرد در جایی شاغل است كه از این بابت محدودیتی را به شخص تحمیل نمیكنند. دقیقاً به طول و شكل و شمایل ریش و سبیل مردان توجه كنید, زیرا ریش و سبیلهای بلند میتواند گرایشات سیاسی لیبرالیستی مردان را بنمایاند. از سوی دیگر, ریش و سبیل نامرتب, كثیف و ناآراسته میتواند نشانهی ویژگیهایی چون كاهلی, دلمردگی, اختلالات و عوارض روحی و فیزیكی, فقدان قدرت داوری و سایر كاستیها و نقایص بهداشتی باشد. موهای سایر قسمتها: ابروان پرپشت و نامرتب و موهای زیاد دماغ و گوش مردان, نشانهی این است كه این اشخاص به ظاهر خویش اهمیتی نمیدهند. برخی از این مردان بر این باورند كه مرتب كردن و آراستن موهای این قسمتهای صورت عملی نادرست و نامردانه است. مدل موی نامتعارف و نمایان: مدل و یا رنگ موی غیر عادی و نامتعارف میتواند دلالت بر موارد زیر داشته باشد: ماهیت ناسازگار؛ فرد ماهیتی عصیانگرانه و شورشی دارد؛ فرد شیفتهی ماجراجویی است؛ فرد گرایشات مدپرستانه و هنری دارد؛ فرد دارای شغلی نامتعارف بوده و سبك زندگیش نامتعارف است؛ شخص بدین وسیله خواهان عضویت در یك گروه هم سال خاص است؛ سازگاری با مدلهای غالب و حاكم در اجتماع؛ بیتوجهی به صورتهای ظاهر؛ میل به منحصر به فرد بودن و جلب توجه كردن؛ تاثیرات فرهنگی (سن و سال فرد, نژاد و گروههای مختلف اجتماعی). موی زنان مدل موی زنان در قیاس با چگونگی موی مردان محدودیت چندانی ندارد, زیرا مردم آسانتر انواع مدل موی سر زنان را میپذیرند, چون مدگرایی عمدتاً از آن جنس مونث است. با این وجود, موی سر نمایان و نامتعارف زنان نیز تعابیر و تفاسیر خاص خود را دارا میباشد. موهای كوتاه و بلند: بر اساس فرهنگ ما, جوانی و جذابیت جسمانی زنان با موی بلند تعریف و تبیین میشود. به همین دلیل, بلندی و كوتاهی موی زنان تفاسیر خاص خود را دارا میباشد. حال اگر علیرغم این نگرش فرهنگی زنی مویش را كوتاه نگه دارد, باید به موارد زیر توجه كرد: موی زیبا, كوتاه و آراسته – این حالت میتواند نشانگر تمایلات هنری فرد بوده و در عین حال از برخورداری مالی حكایت كند. باری, هزینه كردن مبلغ قابل توجهی از درآمد برای آرایش مو میتواند نشانهی اهمیت دادن به ظاهر شخصی, میل به پذیرفته شدن, اهمیت دادن به نظرات دیگران و احتمالاً عدم ایمنی باشد. موی كوتاه معمولی زنان _ چون نگه داشتن موی بلند دشوار و هزینه بر است, بسیاری از زنان موی خود را كوتاه میكنند تا از دنگ و فنگ نگهداری موی بلند در امان باشند. در هر صورت, از نشانههای بارز این حالت میتوان از عملگرایی فرد نام برد, به ویژه اگر این حالت با سایر ویژگیهای عملگرایی همراه شود. موی بسیار كوتاه سبب توجه دیگران میشود _ چنان چه لباس زنی زرق و برق دار و زننده باشد, جلب توجه كردن این حالت مو نمود مییابد. احتمال دارد كه موی بسیار كوتاه دلالت بر ضرورتهای درمانی داشته باشد _ فرضاً, زنانی كه شیمی درمانی میشوند, چارهای جز این ندارند. در رابطه با موهای بلند باید موارد زیر را از نظر گذراند: چون فرهنگ ما موی بلند را نشانهی جذابیت و زیبایی میداند, زنی كه بیش از چهل سال سن دارد و در عین حال موهایش را به طور نمایانی بلند نگه میدارد, در برابر پیر شدن از خودش مقاومت نشان میدهد و ادا و اطوار جوانان و چشم نوازان را در میآورد. از ویژگیهای این زنان میتوان به مواردی چون ذهنیت گرایی, رویاپردازی و واقعیتگریزی اشاره كرد. موی بلند نمایان یك زن ممكن است حالت چشمنوازی نداشته باشد و این كیفیت سبب شود كه بپندارد كه بدین شكل جذابیت جنسی محسوسی كسب میكند. موی بلند نامتعارف میتواند نشانهی عصیانگری و ماهیت شورشی بر علیه آداب و سنن دست و پا گیر و بازدارنده باشد, زیرا بسیاری از زنان موی بلند نمایان را نشانهی آزادی و فارغ بودن از هر گونه محدودیتی میدانند. حال اگر نوع لباس زن این برداشت را تقویت كند, در آن صورت این نشانه انكار ناپذیر میشود. موی بلند كثیف و ژولیده میتواند نشانگر خصوصیاتی چون فقدان قوهی تشخیص و داوری, بیماری, كاهلی و تنبلی, تنآسایی, ماهیتی شورشی, دلزدگی و لاقیدی شخص باشد. در صورت كثیف بودن موی سر, برای خواندن زنان لازم است كه به سایر شاخصهای بهداشتی نیز توجه شود. موی پوش داده: پوش دادن مو میتواند نشانگر سالمندی زن بوده و در عین حال میتواند نمایانگر ناحیهی زیستی زن باشد. فرهنگ حاكم بر مناطق مختلف سبب میشود كه اشخاص اولویت و ارجحیت فرهنگی را در ظاهر خویش دخالت دهند. این حالت تا حدی كم پشتی مو را جبران میكند و هم این كه سبب صرفهجویی در هزینههای آرایشی میشود. رنگ مو: رنگ كردن مو در بین این جنس طبیعی است. مگر آن كه زنی مویش را به طور نامتعارفی رنگ كرده باشد و این رنگ كاملاً به چشم بخورد. از سوی دیگر, چنان چه زنی سفیدی مویش را با رنگ كردن بپوشاند, این امر میتواند گویا باشد. برای مثال, این اشخاص متوسل به تمارض و وانمود كردن نشده و واقعیت سنی خویش را به راحتی پذیرا میشوند. در برابر این گروه, اشخاصی هستند كه به دلایل حساسیتهای آلرژیكی اقدام به رنگ كردن نمیكنند. در هر صورت, در هنگام خواندن شخصیت زنان باید ظرایفی از این دست نیز لحاظ شود. موی صورت و تن زنان: در ایالات متحده, هنجار غالب فرهنگی این است كه زنان موهای زیر بغل را زدوده و پاهای خود را عاری از هر گونه موی زبر سازند. به علاوه, موهای ابرو نیز باید آراسته باشد. زنی كه هراسی از رویش مو در تنش ندارد, باید به فرهنگ دیگری تعلق داشته باشد. باری, زنی كه در ایالات متحده متولد شده باشد, ولیكن اقدام به زدودن موهای نواحی مختلف تنش نكند, میتواند نشانههایی چون عصیانگری, دلبستگی به باور رهایی و طبیعت باوری را به دست دهد. از سایر نشانهها نیز میتوان به افسردگی, كاهلی, دلزدگی و راحت طلبی اشاره كرد. از سوی دیگر زنی كه دستی به سر و صورت خویش نمیكشد و نسبت به موهای پراكندهی صورت و ابروی خود بیتوجه است, بدینسان اعتراض خود را نسبت به هنجارها و قیودات تحمیلی جامعه مینمایاند و اهمیتی به نظر دیگران در این خصوص نمیدهد. بعلاوه, شاید كیفیت بزرگ شدنش بر اساس باورهای خاصی بوده باشد. |
|
زنان و مردان تفاوت ها ، شباهت ها
|
| روان شناسان در مورد بروز تفاوت زن و مرد، هر دو عامل محیط و وراثت را سهیم می دانند. اما جامعه شناسان با روان شناسان اختلاف نظر فاحشی دارند. آنها معتقدند که تفاوت های زن و مرد معلول تفاوت رفتاری است که جامعه در مورد آنان پیش می گیرد و معتقدند که دو جنس در اساس با هم هیچ تفاوتی ندارند، بلکه اجتماع موجب می شود که آنها گرایش های متفاوت پیدا کنند و به زمینه های مختلف سوق داده شوند. از نظر جامعه شناسان تفاوت زن و مرد در جزییات است نه در کلیات. زیست شناسان عقیده دارند که زن و مرد تفاوت های بنیادی دارند، بدین معنا که تفاوت های آنها در درجه اول ارثی است نه محیطی. آنها معتقدند که هر سلول بدن زن با هر سلول بدن مرد تفاوت دارد. آنها قبل از آن که به دنیا بیایند و تحت تأثیر نفوذهای اجتماعی قرار گیرند، کاملاً تمایز پیدا کرده و برای زن یا مرد شدن آماده می شوند. پسرها ارتباط های مکانیکی را بهتر درک می کنند و استعداد ریاضی بهتری نسبت به دخترها دارند، اما در کارهای دستی مخصوصاً کارهایی که نیاز به چالاکی انگشتان دارند دخترها بهترند و چابکی انگشتان زنان به آنها اجازه می دهد که ماشین نویس خوبی باشند. یکی از ویژگی های جالب زنان این است که می توانند اطلاعاتی را برای مدت کوتاهی در حافظه خود نگه دارند که با هم هیچ ارتباطی ندارند و به خود آنها نیز مربوط نیست. بر پایه همین توانایی است که زن ها بهتر می توانند به منشی گری و کارهای دفتری اشتغال داشته باشند. دختران از دوران ابتدایی تا دانشگاه آن هم تا سطح لیسانس در مجموع بهتر از پسرها درس می خوانند و موفقیت های بیشتری به دست می آورند. اما بعد از فراغت تحصیل و به ویژه بعد از دوره لیسانس، معمولاً از رقابت دست برمی دارند و در صورت ازدواج، خود را کاملاً وقف خانواده می کنند. البته زنان شاغل، نویسنده، وکیل و پزشک هم وجود دارند اما کمتر به جاه طلبی و مقام پرستی روی می آورند و این امر به مقدار زیادی از شکوفایی استعدادهای آنها جلوگیری می کند. پس می توان گفت که علت محدودیت زن ها مسائل عاطفی است نه کمبود استعداد. «ماتینا هورنر» می گوید زنان برای به دست آوردن موفقیت برانگیخته می شوند ولی در عین حال از موفقیت نیز می ترسند. هورنر می گوید: موفق شدن در دنیای رقابت طلب چیزی است که خیلی از زنها از آن پرهیز می کنند زیرا ویژگی هایی را منعکس می کند که به طور سنتی غیرزنانه به حساب می آید. کتاب «پرواز تنها، زنان مجرد در نیمه راه عمر» نوشته آسیب شناسان خانواده ـکارل آندرسون» و «سوزان استوارت»، با بررسی زندگی زنان و مردان قبل و بعد از تأهل، چنین نتیجه می گیرد که مردان معمولاً پس از ازدواج پله های ترقی را طی می کنند و کارآمدتر، عاقل تر و نهایتاً موفق تر می شوند. «دیوید اسکوس» پروفسور علوم رفتار شناسی بیان می کند که کروموزم X پدری نه تنها از نظر وراثت خصوصیات زنانه نقش مهمتری را نسبت به کروموزوم X مادری ایفا می کند بلکه انتقال دهنده برخی مهارت های اجتماعی نیز هست و این بدین معناست که مردان باید مهارت های اجتماعی را بیاموزند، در حالی که زنان آن را در ساختمان ژنتیکی خود دارند و این امر با بسیاری از جنبه های بلوغ (روانی، اجتماعی، جنسی) در دختران و پسران نیز مطابقت دارد. محققان استرالیایی اعلام کرده اند: آن قسمت از مغز که برای صحبت کردن مورد استفاده قرار می گیرد در زنان نسبت به مردان ۳۰-۲۰ درصد وسیع تر است. شاید همین موضوع سبب می شود که زنان در امتحانات بلاغت شفاهی، حافظه شفاهی و برخی مهارت های حرکتی ظریف بهتر از مردان عمل کنند. در مطالعه ای که با استفاده از فن رادیوگرافی و MRI صورت گرفت مشخص شد که مردان تنها از سمت چپ مغز خود برای حل مسائل زبان شناسی استفاده می کنند در حالی که زنان از هر دو نیمکره مغز سود می برند. توانایی زنان در استفاده همزمان از هر دو نیمکره مغز، آنها را قادر می سازد که به هنگام صحبت کردن به مراکز عاطفی نیز دسترسی پیدا کنند و در ارتباطات عاطفی موفق تر عمل کنند. شاید این نکته را که خانم ها مددکاران اجتماعی، مشاوران، آموزگاران و پرستاران موفق و خوبی هستند بتوان به این موضوع نسبت داد. تستوسترون ترشح شده در مردها اثر آنابولیکی پرقدرتی دارد؛ به این معنی که موجب افزایش تولید پروتئین در تمام بدن به ویژه در عضلات می شود. در واقع حتی مردی که فعالیت ورزشی زیادی ندارد اما تستوسترون زیادی دارد جثه عضلانی او ۴۰ درصد بیشتر از زنان نظیر خود خواهد بود و قدرت او نیز به همین نسبت بیشتر است. هورمون جنسی زنان یعنی استروژن نیز احتمالاً مسئول قسمتی از اختلاف بین قدرت زن و مرد است، اگرچه اثر آن به همان شدت تستوسترون نیست. معلوم شده است که استروژن رسوب چربی را در زنان به ویژه در بعضی بافت ها افزایش می دهد. بدیهی است این موضوع مانعی در برابر تولید حداکثر قدرت در ورزش هایی ایجاد می کند که به سرعت یا قدرت بدنی بستگی دارد اما از طرف دیگر این موضوع می تواند در ورزش های استقامتی سخت که برای تولید انرژی نیاز به چربی دارند یک کمک مؤثر به شمار آید. چنانکه رکورد رفت و برگشت بین دو سوی کانال مانش در حال حاضر متعلق به زنان است. پسرها در پرتاب کردن توپ و دیسک بهتر از دختران هستند. شاید علت آن در اغلب موارد این باشد که پسران برای بازی با توپ تقویت می شوند اما احتمالاً علت اساسی تری هم وجود دارد؛ شکل دست ها در دو جنس متفاوت است، مخصوصاً در دختران ساعد با بازو زاویه ای تشکیل می دهد که در دست پسران وجود ندارد. بنابراین دختران به دلایل ژنتیکی و تشریحی نمی توانند موفقیت پسران را در پرتاب به دست آورند. نکته قابل توجه دیگر آن است که اگر مرد و زنی را در جزیره ای دور افتاده رها کنید چگونگی وضعیت سوخت و ساز بدن در خانم ها منجر به آن خواهد شد که زن بیش از مرد زنده بماند. |
|
زیستن در لحظه
|
اما با گذشت زمان شادی کودکانه از زندگی بی دغدغه و آرام او رخت برمی بندد و بتدریج همگام با رشد کودک سیستم تربیتی، عوامل و مسئولیتهای اجتماعی و .... به مرور دنیای زیبای کودک را از ذات واقعی خود دور می کند و به دنیای بزرگان پا می گذارد تا مانند بزرگترها بیاندیشد! و هر چه بزرگتر می شود، توانایی زیستن در لحظه ها را بیشتر از دست می دهد و هنگامی که کاملاً بزرگ شد، با محرک های ریز و درشت، عصبی و دلگیر می گردد و ساعتها و گاه روزها طول می کشد تا عصبیت او فروکش کند، هنوز این عصبیت پایان نیافته است که موضوعی جدید او را برانگیخته می کند و این دور تسلسل ویرانگر ممکن است تا پایان عمر ادامه یابد. تحقیقات نشان می دهد عصبیت ها بیش از آنکه جنبه بیرونی داشته باشند ناشی از دیدگاه درونی و تعبیر و تفسیرهایی است که به مرور زمان تحت تأثیر تربیت خانوادگی، ارزش های اجتماعی و فرهنگی در ما بوجود آمده اند، ذهنی که مسائل و موضوعات را نه آنطور که هستند بلکه آنطور که می خواهد تجزیه و تحلیل می کند! زیرا ذهن ما هر لحظه جولانگاه افکار متنوع و نامتجانسی است بدون آنکه ما را یارای کنترل این افکار باشد. برای درک عینی این موضوع می توان آزمایشی ساده را انجام داد. چشمان خود را ببندید و سعی کنید تا بیست مرتبه دم و بازدم خود را (بدون اینکه ریتم آنها را تغییر دهید یا آنها را کنترل نمائید) شمارش کنید و تمام حواستان فقط به شمارش تنفس ها و روند طبیعی ورود و خروج هوا از بینی باشد. سعی کنید به جز شمارش و توجه به تنفس ها هیچ اندیشه ای را در سر نداشته باشید. حال در حین این عمل شمارش کنید که چند بار افکار دیگر وارد ذهن شما می شوند. حتی خود این فکر که من هیچ اندیشه ای در سر ندارم یک فکر اضافه است. با این آزمایش ساده در می یابید که پیشگیری از هجوم افکار متفاوت به ذهن از کنترل شما خارج است و تمرکز فکری نیاز به سعی و تلاش و ممارست دائم دارد. زیرا ذهن همیشه ناخودآگاه مشغول تجزیه و تحلیل و یادآوری خاطرات و موضوعات مختلف است. هیچگاه افکار نمی گذارند در زمان حال باقی بمانیم. افکار همیشه موضوعی را از گذشته به خاطر می آورند یا شما را به آینده می برند و نقشه ها و آرزوها و بیم ها و امیدهای آینده را یادآور می شوند. حتی زمانی که می خواهید آنها را کنترل کنید و از ورود آنها به فضای ذهن جلوگیری نمایید، باز به ذهنتان هجوم می آورند. این بازی ذهن است، ذهنی که سالهای سال بدین شکل رشد نموده و ما جهت کنترل آن کار چندانی انجام نداده ایم. در حالی که ذهن ما بیشتر مواقع احساسات و افکار ما را بدون آنکه تمایل داشته باشیم کنترل می کند. از دیدگاه متخصصین تکنولوژی فکر، ذهن فضایی بیکران و وسیع است که افکار و احساسات و غرایز در آن جای ندارند و همیشه درون آن جولان می دهند و هیچگاه این فضا را خالی و آرام نمی گذارند. بنیانگذاران ورزش یوگا صدها سال پیش تکنیکهایی را یافته اند که ذهن و فضای آن به کنترل انسان درمی آید. تکنیکهایی که به انسان می آموزند چگونه در زمان حال زندگی کند و فضای ذهن را آرام نماید و گفتگوی درونی را به حداقل برساند و سرانجام سکوت ذهن را تجربه کند. از جمله این تکنیکها مدیتیشن است که کمک می کند به آرامش ذهنی دست یابیم و گفتگوی درونی را خاموش سازیم. تکنیک مدیتیشن براساس تمرکز فکری، مثبت اندیشی و گرایش به زیبایی های زندگی استوار است. با خاموشی گفتگوی درونی امکان درک حقیقت واقعی و زیبای لحظه و زیستن در آن بوجود می آید و آنگاه قادر خواهیم بود مانند یک کودک از درون احساس شادی کنیم و با سرور و شادی همراه شویم. برای نیل به این هدف اولین گام ، ایجاد آرامش و صلح روحی بین افکار و قلب است. زیرا تا هنگامی که افکاری مشوش و روانی پریشان بر انسان حاکم است، نه تنها به آرامش و موفقیت نمی رسد بلکه بی اختیار بر مشکلاتش افزوده خواهد شد. برای برقراری آرامش درونی که مهمترین عامل سلامت روانی می باشد رعایت نکاتی ضروریست که از این میان به تعدادی از این موارد اشاره می شود: ۱) فکرتان را برای دریافت موضـوعـات مختلـف باز کنیـد، اما مغلـوب افکار استرس زا و هدردهنده انرژی نشوید. ۲) برای اینکه احساس خوبی نسبت به خود داشته باشید خودتان را دوست بدارید. زیرا دوست داشتن خود به مفهوم حس اعتماد به نفس داشتن است و تا زمانی که خود را دوست نداشته باشید، دوست داشتن واقعی دیگران امکان پذیر نمی باشد. ۳) با نگاه مثبت به زندگی بنگرید و خوشبین باشید. بدبینی شما نسبت به آنچه که شما را احاطه نموده است، فاصله شما را با موفقیت بیشتر خواهد کرد. ۴) هیچ موسیقی آرامش بخش تر از موسیقی درون قلب شما نیست، پس به صدای قلب خود گوش دهید. از این رو آنچه را که دوست دارید و به آن می اندیشید، بدان عمل کنید. ۵) اگر از دیگران توقـع احترام دارید بخاطر داشته باشید که احترام گذاشتن به دیگران را باید از خود شروع کنید. ۶) هدف خود را در کوتاه مدت و بلند مدت کاملا مشخص کنید. ۷) گذشته خود را فراموش کنید، به خاطـر داشته باشید آنچه را که می توانید بدست آورید در زمان حال است. از این رو، تخیل پرور نباشید و ذهنتان را به مسائـل و رؤیـاهـای بی پایه بـرای آینـده مشغـول نکنیـد. ۸) به یاد داشته باشید که با همان ذهنیتی که مشکلات را برای خود ساخته اید، نمی توانید برای رفع مشکلات اقدام کنید. بنابراین برای حل معضلات با اندیشه ای نو و انعطاف پذیر وارد عمل شوید. ۹) در هر حالت تمرکز فکر داشته باشید. ۱۰) منتظر فرصتها ننشینید زیرا این شما هستیدکه باید از شرایط و فرصتها حداکثر بهره را بگیرید. ۱۱) بزرگوار باشید و احساس بخشنده بودن را در خود بپرورانید و از تقصیرات کوچک اطرافیان راحت بگذرید تا گرفتار دنیای تاریک و پر از کینه و استرس نشوید. ۱۲) با خدای خود رابطه مستقیم و قوی ایجاد کنید. |
|
ساندویچ و شخصیت شما
|
ـ کدام یک از روش های زیر را برای خوردن ساندویچ در نظر می گیرید ؟ ـ ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم می کنید ؟ ـ ساندویچ خود را دو لقمه می کنید ؟ ـ ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر می خورید ؟ ـ همیشه ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب می گذارید؟ ـ ساندویچ خود را کاملاْ باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان می خورید ؟ ۱) چنانچه ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم می کنید : فردی منظم ، حساس ، دقیق و عاطفی هستید . در واقع نظم در زندگی شما حرف اول را می زند . دیگران به خوبی می دانند که از چه جایگاهی باید با شما وارد سخن شوند . گذشت شما در زمینه های مختلف زبانزد خاص و عام است . صبر و استقامت از دیگر ویژگی های شماست . دیگران برای انجام کارها و رفع نیازهای روزمره خود روی شما حساب می کنند . ۲) چنانچه ساندویچ را دو لقمه می کنید : شما ظاهراْ فردی عجول و نسبتاْ خشن بوده و این خصوصیت راحتی در غذا خوردن را نیز نشان می دهد . ظاهراْ خیلی از خودتان مطمئن هستید و می توان گفت که در اکثر اوقات به خاطر عجول بودنتان بدون مشورت با دیگران تصمیم می گیرید که در بسیاری از موارد عواقب آن را نیز متحمل می شوید . معمولاْ شما فرصت رسیدگی به حرف و سخن دیگران و یا حتی خود را ندارید ، که این نیز ناشی از همان عجول بودن ذاتی شماست . ۳) چنانچه ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر می خورید : به راحتی با دیگران دوست می شوید و خوشرو و دست و دلباز هستید و به رای و نظر فرد مقابل احترام می گذارید و از درگیر شدن با اطرافیان پرهیز می کنید ، آرامش خاصی دارید و دیگران از بودن در کنار شما احساس لذت می کنند . ۴) چنانچه همیشه ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده آن را در بشقاب می گذارید : آینده نگری و نگاهی به فردا داشتن از ویژگی های شخصیتی شماست . در هر زمینه ای و برای اقدام در مورد هر مساله ابتدا به عواقب آن اندیشیده و با مروری به آینده حال را برنامه ریزی می کنید . مصمم و هوشیارید و نسنجیده حرف نمی زنید . دیر با کسی دوست می شوید اما دوستی هایتان پایدار است. ۵) چنانچه ساندویچ خود را کاملاْ باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان می خوردید : شخصیتی قابل احترام دارید . سعی می کنید هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نروید . نگاه گیرا و نافذ شما می تواند مخالفانتان را به سرعت سر جای خودشان بنشاند . بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبه های ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آن ها را نیز ببینید . انرژی شما برای یافتن دوستان جدید و کم نظیر نیز مثال زدنی است . در حل مشکلات بسیار ماهر و زبر دست بوده و عاشق رقابت سالم با دیگران هستید . |
|
سلامت روانی
|
| ۱. احساس راحتی و آسودگی خاطر ۲. عدم احساس دلواپسی، خشم، ترس، بروز احساسات شدید، حسادت ۳. دور نمودن ناامیدی در زندگی ۴. قدرت تحمل ۵. تخمین اندازه توانائیهای خود ۶. پذیرش کمبودها و نارسائیهای خود ۷. برخورداری از حس احترام بهخود ۸. قابل دانستن خود در برخورد با مشکلات ۹. احساس نشاط از شادیهای ساده و روزمره ۱۰. احساس خوب نسبت به دیگران ۱۱. توانائی دوست داشتن دیگران و در نظر گرفتن خواستههای دیگران ۱۲. احترام به تفاوتهای فردی دیگران ۱۳. عدم رفتار آمرانه و تحکمی با دیگران ۱۴. تعلق گروهی ۱۵. احساس مسئولیت نسبت به اطرافیان ۱۶. توانائی در برآوردن نیاز زندگی خود ۱۷. اقدام در حل مشکلات پیشبینی نشده ۱۸. مسئولیتپذیری ۱۹. بهرهگیری از استعدادهای فطری خود ۲۰. توانائی در تغییر محیط زندگی و در صورت ضرورت هماهنگی با آن ۲۱. عدم ترس از آینده ۲۲. استقبال از تجربیات جدید ۲۳. توانائی در زمینه اندیشیدن درباره خود و تصمیم گرفتن به موقع ۲۴. خشنودی از رفتار و عملکرد خود |
|
سنجش شخصیت با چند سئوال ساده
|
| فرض کنید در راهرویی راه می روید . دو در می بینید . یکی در ۵ قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو . هر دو در باز هستند . کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر می دارید ● سنجش شخصیت با چند سئوال ساده به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را مشاهده بفرمائید ● سوال ها: ۱) دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می کنید؟ ▪ آبی تیره ▪ شفاف ▪ سبز ▪ گلآلود ۲) کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟ ▪ دایره ▪ مربع ▪ مثلث ۳) فرض کنید در راهرویی راه می روید . دو در می بینید . یکی در ۵ قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو . هر دو در باز هستند . کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر می دارید ؟ ۴) رنگهای روبرو را به ترتیب اولویتی که برایتان دارند بگویید . ▪ قرمز ▪ آبی ▪ سبز ▪ سیاه ▪ سفید ۵) دوست دارید در کدام قسمت کوه باشید؟ ۶) در ذهنتان اسب چه رنگی است ؟ ▪ قهوهای ▪ سیاه ▪ سفید ۷) توفانی در راه است . کدامیک را انتخاب می کنید: یک اسب یا یک خانه ؟ پاسخ ها: ۱) ▪ آبی تیره : شخصیت پیچیده ▪ سبز: آسان گیر و بیخیال ▪ شفاف: به سادگی قابل درک ▪ گلآلود: آشفته و سردرگم ۲) ▪ دایره : سعی می کنید طوری رفتار کنید که خوشایند همه باشد. ▪ مربع: خودرأی و خود محور ▪ مثلث: یک دنده و لجباز (اندازه اشکال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد) ۳) ▪ بله : شما آدم فرصت طلبی هستید ▪ نه: آدم فرصتطلبی نیستید. ۴) این سئوال , اولیتهای شما در زندگی را مشخص می کند. ▪ آبی: دوستان/ روابط ▪ سبز: شغل و حرفه ▪ قرمز: شهوت و دلبستگی ▪ سیاه: مرگ ▪ سفید: ازدواج ۵) میزان ارتفاعی که انتخاب می کنید رابطه مستقیم با میزان جاه طلبی شما دارد . ۶) ▪ قهوه ایی : فروتن و خاکی ▪ سیاه: غیرقابل پیشبینی، سرکش، هیجانانگیز ▪ سفید: برتر، مغرور، تاثیرگذار ۷) این سئوال , الویتهای شما به هنگام مشکلات را تعیین می کند. ▪ اسب: همسر ▪ خانه: فرزندان |
|
سیری در دنیای حسادت
|
رشک برنده، کسی که حسد دارد، کسی که ثروت و نعمت و سعادت دیگران را نتواند ببیند و خواستار زوال آن باشد. حسودان، جمع حاسد. به مال و جاه کسی رشک بردن و زوال آنرا خواستن، بدخواهی، رشک. با توجه به این تعاریف می توان در مجموع حسود را کسی دانست که به مال و منال و موقعیت شخصی و اجتماعی دیگران در ابعاد مختلف بخل می ورزد و به بیانی ساده قدرت و توان و یا چشم دیدن پیشرفت دیگران را در تمام زمینه های اجتماعی ندارد و به محض حضور پیشرفت و ترقی دیگران از خود واکنش منفی و به دور از دایره ی انسانی به معرض نمایش می گذارد. با این تفاصیل می توان حسادت را یک نوع ویژگی درونی قلمداد کرد و یا می توان از آن به عنوان یک عادت اجتماعی یاد کرد. ویژگی درونی بدین خاطر که ذاتاً در وجود همه ی افراد یافت می شود، ولی تأثیر آن در افراد شدت و ضعف دارد. و عادت اجتماعی بدین سان که خود را به صورت عاملی تکرار شونده که پایگاه ثابتی در ذهن افراد زده است ظاهر می شود. دنیای حسادت دنیایی است مزمن و عقیم. دنیایی است که با ویژگی های بارز خود سعی در ایجاد بدبینی و بدخواهی در امور اجتماعی دیگران را دارد و البته با توجه به ظهور دنیای فناوری و تکنولوژی و رقابت های ناسالم در امور اجتماعی و زایش فرهنگی بنام چشم و هم چشمی شدت آن نیز در بین اجتماع قوت بیشتر گرفته است. دنیای حسادت دنیایی است که قدرت دیدن زیبایی ها و لذایذ دنیوی و پلکان ترقی افراد را در امور اجتماعی خواستار نیست. چه بسا در اغلب مواقع نیز با اینکه فرد حسود از وضعیت مالی و اجتماعی قابل توجهی برخوردار است ، ولی تحت هیچ شرایطی پیشرفت دیگران را نمی خواهد و یا اینکه در اغلب مواقع با اینکه خود از شرایط و موقعیت مطلوبی برخوردار نیست، تحمل دیدن دیگران را در دایرهی پیشرفت رد می کند. بنابراین در هر دو شرایط فرد حسود فقط به خود می اندیشد و به بیانی ساده تنها خود را می بیند و دیدن دیگران را تحت هیچ شرایطی مقبول نمی داند. ولی از بهتر اینکه ما به ریشه یابی این دنیا بپردازیم و دریابیم که ریشه اصلی حسادت از کجا نشأت می گیرد و یا چه عواملی در ایجاد حسادت نقش موثری را ایفا می کنند؟ در پاسخ به این سئوالات باید گفت که ریشه ی اصلی حسادت را می توان به دو بخش تقسیم کرد : نخست تنگ بینی و تنگ نظری فرد حسود برمی گردد به یکسری کمبودهای اجتماعی که در جاده ی زندگی تجربه کرده است و چون فرد حسود همیشه با این کمبودها مواجه بوده لذا در جهت پوشش این کمبودها به دنیای حسادت روی آورده است که در این جا می توان گفت این نوع حسادت تقریباً انتخابی است. یعنی فرد چاره ای جز انتخاب حسادت در جهت پاسخ به کمبودهای اجتماعی را نداشته است. در ثانی می توان گفت حسادت فرد ذاتی است . یعنی فطرتاً در خون فرد حسود، حسادت وجود دارد و تحت هر شرایطی نیز رهایی از آن هم میسر نمی افتد. لذا در این شرایط نوع عکس العمل حسادت در فرد می تواند به اشکال ذیل باشد. ۱) حسادتی که بصورت بسیار خفیف و ضعیف در افراد وجود دارد که تشخیص آن نیز بسیار مشکل است و طبعاً این نوع حسادت مشکل زا هم، نیست. ۲) حسادتی که بصورت متوسط در افراد یافت می شود که تشخیص آن نیز آسان بنظر می آید و طبعاً این نوع حسادت به نوبه ی خود می تواند مشکلاتی را نیز به همراه داشته باشد. ۳) حسادتی که شدت دارد و یا پر شدت است و یا به بیانی نسبت به هر کنش واکنشی شدید را به همراه خود دارد که این نوع حسادت به خاطر شدت آن، دیگر نیازی به تشخیص را ندارد و در امور اجتماعی نیز به راحتی چهره می نماید. به هر روی با توجه به زیبایی های ویژه ای که در دنیای مادی وجود دارد و با نظر به اینکه انسان ذاتاً موجودی خودخواه و سودجو و قدرت طلب می باشد و همیشه در تکاپو در جهت رسیدن به اهداف دنیوی با برداشتن موانع پیش روی خود است. لذا با این وجود نقش حسادت نیز در ترقی و تعالی این اهداف می تواند نقشی مؤثر و سازنده باشد. دیگر اینکه اختلاف طبقاتی نیز در ایجاد حسادت آن هم بصورت شدید تاثیر فراوان دارد و یا ندیدن واقعیات افراد و دیدن و توجه به خیلی از ویژگی هایی که در واقع غیر واقعی اند، طبعاً در شکل گیری مقوله ی حسادت بی تاثیر نیست. اما مهمتر از این موارد دنیای معنوی است که دقیقاً مقابل دنیای مادی و مقوله ای بنام حسادت در این دنیا قرار گرفته است. دنیای معنوی چون نگاهی به لذایذ دنیوی و معنویات چشم گیر آن را ندارد ، بالطبع نقش آن در زدودن و کم رنگ کردن دنیای حسادت بسیار موثر است. موثر به این خاطر که به همه چیز در این دنیا با نگاهی مثبت و منتج می نگرد و بدخواهی و بدشگونی را نسبت به پیشرفت انسان مقبول نمی داند، چرا که مهمترین فاکتور دنیای معنوی پاک کردن قدم های مسموم و عقیم دنیای حسادت تحت هر شرایطی است. بنابراین همانطور که انبیاء و ائمه اطهار و کتاب مقدس قرآن بر انکار و رد دنیای حسادت تاکید مؤکد دارند و در این خصوص نیز علما و اندیشمندان و ادبا نیز در سروده ها و گفته های خود بر وجود آن مهر ابطال زده اند. لذا تردیدی نیست که می بایست با این دنیا یعنی دنیای حسادت فاصله گرفت و در وصل و عجین شدن با دنیای معنوی کوشید. چه اینکه فرد حسود تحت هیچ شرایطی از حسادت خود منفعت نمی برد و هر آنچه که حاصل می آید، طبعاً ضرر و زیانی است که به زندگی دنیوی و اخروی خود وارد می سازد. |
|
شـما هـم خـود آگـاهـیـد؟
|
شخصیت هر کس دارای ویژگیهایی است که او را از دیگران متمایز میکند. شخصیت، مجموعه باورها و اعتقادات، احساسات و رفتار هر فرد است که نحوه ارتباط او را با مسائل و مشکلات تعیین میکند. شخصیت دارای دو وجه است: ۱) ظاهری (بیرونی) ۲) باطنی (درونی). شخصیت ظاهری هر فرد، پوششی برای شخصیت باطنی او در مقابل ضربههای روحی و روانی است. انسانی به تکامل میرسد که تمام جنبهها ی وجود خود را کشف کند. اغلب مردم بر این باورند که ما دقیقاً خودمان را میشناسیم و میدانیم که چه میخواهیم و چه میکنیم. اگر واقعاً این طور است پس ریشه این همه بگومگوهای بیمورد چیست؟ ریشه این همه اضطراب، دلشوره، نگرانی، خستگیهای مزمن جسمی و روانی چیست؟ امروز شناخت، درک و آگاهی از خود، نیازمند دانش و روش است، چون انسان هزاره سوم، بیش از هر دورهای در ارتباطات و تکنولوژی گره خورده است، شناخت او از خود، مستلزم بررسی و ارزیابی صحیح از خود است. از آن جهت که خودآگاهی به عنوان مادر مهارتهای زندگی به شمار میآید، در این مقاله به آن میپردازیم. ● تعریف خودآگاهی خودآگاهی، شناخت دقیق و درست از خود و به عبارتی دیگر، شناخت نگرشها، آراء، عقاید، اندیشهها، هیجانات، تواناییها، مهارتها و کاستیهای خود است. ● انواع آگاهی از خود ۱) خودِ فیزیکی: به تصوری که هرکس از ظاهر فیزیکی خود دارد، گفته میشود. آیا از مشخصههای ظاهری خود راضی هستم؟ یا احساس خوبی ندارم؟ مشخصههای ظاهری مانند (چهره، چاق و لاغر بودن، قد و تناسب اندام و...) ۲) خودِ اجتماعی: به تصوری که فرد از جایگاه اجتماعی خود دارد، اطلاق میشود. دیگران ما را چگونه میبینند؟ چگونه در گروهها ظاهر میشویم؟ چه نقشهایی باید در اجتماع داشته باشیم؟ پایگاه اجتماعی ما چگونه است؟ آیا کمرو و خجالتی یا فردی بانفوذ هستیم؟ دیگران با ما چگونه هستند؟ ما با دیگران چگونه هستیم؟ ۳) خودِ معنوی: تصور شخص از اعتقاداتش است که معمولاً به زندگی و باورهای مذهبی او معنا میبخشد. مثلاً آیا به نیروی ماورای طبیعت اعتقاد دارم؟ و... ۴) خودِ تاریک: جنبه خاصی از خود است که در برگیرنده اسرار ماست. چون دوست نداریم فاش شود، معمولاً انرژی زیادی برای نگهداریاش مصرف میکنیم. ۵) خودِ آرمانی: آن بخشی از ماست که میخواهیم به آن برسیم. دائم در این فکر هستیم که چگونه به نظر میآییم؟ با نگاه به زندگی دیگران، خودمان را با آنها مقایسه میکنیم، سپس در ذهن خویش تصویری از خود میسازیم که دوست داریم آن باشیم. ۶) خودِ واقعی: درونیترین بخش وجود ماست که آن را به خوبی میشناسیم ولی افراد محدودی از آن آگاه هستند. ممکن است آن را از دیگران پنهان کنیم، چون نگرانیم از این که اگر دیگران خود واقعی ما را بشناسند، ممکن است علاقهشان را به ما از دست بدهند. ● ویژگیهای افراد خودآگاه ▪ برای خود ارزش قائل هستند. ▪ از روحیه انتقادپذیری برخوردارند. ▪ به ارزشها و اعتقاداتشان آگاهی کامل دارند و از آن دفاع میکنند. ▪ احساس خشنودی و رضایت خاطر زیادی دارند. ▪ در مقابل فشار و ضربههای روانی و اجتماعی مقاومت بیشتری را از خود نشان میدهند. ▪ به دنبال سرزنش و یا تحقیر دیگران نیستند، بلکه با دیگران در کمال احترام برخورد میکنند. ▪ اغلب از اندیشه مثبتنگری برخوردارند. ▪ روحیه همکاری و مشارکت بالاتری دارند. ▪ از مشورت با افراد متخصص استقبال میکنند. ● تمرینهای کسب خودآگاهی ۱) فرصتی فراهم کنیم و سری به خودمان بزنیم و از خود سؤال کنیم که «من کیستم؟». ۲) با اتکا به خداوند بزرگ که منبع عظیم انرژی درونی است، خود را تقویت کنیم. ۳) به این باور برسیم که در جهان هستی، وجودی منحصر به فرد هستیم و تواناییهایی داریم که دیگران فاقد آنند. ۴) بدانیم انسانیت ما در اعماق وجود ما نهفته است، آنها را کشف کرده و در رفتارهایمان به کار گیریم. ۵) سعی کنیم از خود تصویری مثبت، تصویر انسانی موفق و توانا داشته باشیم. ۶) گاهی اوقات در تنهایی، با خود خلوت کرده و به رفتار و عملکردهای خود بیشتر بیندیشیم. ۷) مهمترین عامل موفقیت و شادکامی در زندگی، اعتقادی است که به خویشتن خویش داریم، سعی کنیم آن را کشف کنیم. ۸) انسانها همانگونه که میاندیشند، زندگی میکنند، پس مثبت بیندیشیم. ۹) عواملی که موجب نگرانی و اضطراب میشود را شناسایی کنیم و با اولویتبندی در رفع آنها اقدام کنیم. ۱۰) شناخت علایق و تمایلات میتواند شوق به زندگی را در ما تزریق کند. برای شناخت آنها در وجود خود تلاش کنیم. ۱۱) نقایص و معایب رفتاری، احساسی و عاطفی خود را شناسایی و در جهت رفع آنها اقدام کنیم. ۱۲) مراقب باشیم، اگرنقاط قوت ما با غرور همراه باشد، جزئی از ضعف ما به شمار میرود. ۱۳) موانعی را که در کمین است تا نگذارد به شخصیت اصلی خود دسترسی پیدا کنیم را بنویسیم و راهها مقابله با آن را از منابع مختلف کشف کنیم. ۱۴) از تعلقات و هرچیزی که ما را غمگین میکند، رها شویم. ۱۵) هر روز در بهترین اوقات خود و در لحظاتی خاص در خلوت، با خدا گفتوگو کنیم و از او بخواهیم تا قدرت درونی ما را افزایش دهد و بدانیم که خواستههای ما از خداوند مانند یک لیوان آب از یک اقیانوس است. ۱۶) عشق ورزیدن را در خود توسعه دهیم و از دشمنی و تنفر که زیباییها را زشت و کدر میکند و انرژی درونی انسان را کاهش میدهد، بپرهیزیم. تمرین کنیم هر روز یکی از کینههایی که در دل داریم را فراموش کنیم. ۱۷) گاهی با پناه بردن به سکوت میتوانیم نداهای درونی خویشتن را بهتر بشنویم و به آگاهی عمیقتر نسبت به خود دست یابیم. ۱۸) بعضی از باورهای غلط که از قبل در ذهن ما خانه کرده، موجب میشود که شناخت حقیقی از خود نداشته باشیم. چه خوب است که گاهی با خانه تکانی ذهنی بتوانیم صندوقچه ذهن خود را از باورهای غلط قدیمی خالی کنیم و فضا را برای ایجاد آرامش و خودشناسی در وجودمان باز کنیم. ۱۹) پناه بردن به دامن طبیعت میتواند به کسب خودآگاهی عمیقتر ما کمک کند. پس گاهی به کوه و بیابان سر بزنیم، در جنگل یا ساحل دریا قدم بزنیم، در هوای آزاد کوهستان به آسمان و ستارگان بنگریم تا به عظمت آنها در وجود خویش بیشتر پی ببریم. ۲۰) فرض کنیم فقط یکسال دیگر فرصت زندگی داریم، چه کارهایی را انجام خواهیم داد؟ چرا از هماکنون انجام ندهیم؟ ۲۱) تصمیمهای مهم زندگی خود را بنویسیم و پاسخ دهیم که مرکز تصمیمگیری ما جسممان است یا قلبمان یا ذهنمان؟ اگر مرکز تصمیمگیری جسم باشد، فردی مقتدر و مسالمتجو هستیم. اگر مرکز تصمیمگیری قلب باشد، فردی دوستداشتنی، اهل عمل و مبتکر هستیم. ۲۲) با مصاحبه با افراد نزدیک، فهرستی از نقاط مثبت خود را به دست آوریم. |
|
شاخص افراد دروغگو
|
همه ما در زندگی فرد دروغگویی را سراغ داریم. یك لاف زن حرفهای. فردی كه حتی اگر تلاش هم كند، باز هم نمیتواند از دروغ گفتن دست بردارد. او در مورد هر چیز و همه چیز دروغ میگوید. تعداد خانمهایی كه با آنها قرار ملاقات گذاشته، مسایل كاری، استعدادهایش، تحصیلات و در یك كلام همه چیز. او میخواهد با این كار خودش را بزرگتر جلوه داده و در دیگران تاثیر بگذارد. دلیل دروغگویی هر چیزی كه باشد، كسی به این قبیل افراد احترام نمیگذارد. هیچ كس روی آنها حساب باز نمیكند و برای شخصیتشان نیز ارزش قائل نیست. من این كلام را بارها و بارها تكرار كرده ام: مرد است و حرفش. ● توانایی تشخیص دروغ اعماق وجود بیشتر انسانها پاك و محجوب است. آنها هر چقدر هم كه تلاش كنند و دروغی بگویند كه به اصطلاح مو لای درزش نرود، باز چشمانشان گویای تمام حقایق است. چشمها هیچ گاه دروغ نمیگویند. اگر شما یك تبهكار حرفه ای هم باشید، چشمانتان هیچ گاه نمیتوانند كسی را فریب دهند. پس چرا خودتان را بیهوده به زحمت میاندازید؟ من میتوانم یك فرد دروغگو را زودتر از هر كسی شناسایی كنم. به راحتی توانایی تشخیص حقیقت را پیش از اینكه هیچ حرفی رد و بدل شود دارم. حركات بدن گویای تمام حقایق هستند. اما اگر مطمئن هستید كه آنها در روز روشن در حال دروغ گفتن هستند، نباید به سرعت عكس العمل نشان دهید. این كار باعث میشود كه فرد مقابل احساس شرمندگی و خجالت زدگی كند؛ او فقط میخواهد به نوعی خود را در جلوی چشم همگان بزرگ تر جلوه دهد. (بعد از همه این حرفها، به هر حال روزی فرا میرسد كه یك فرد لاف زن از كرده خود پیشمان میشود، حالا چرا شما فردی باشید كه او را به شرمندگی میرساند؟) گاهی اوقات بهتر است به شخص دروغگو نشان دهیم كه فقط به خاطر دلایل ضمنی خودمان، دروغش را میپذیریم. این كار باعث میشود كه او كمیبترسد و دفعه آینده دروغ نگوید. معمولا انسانها خیلی مودب تر و با سیاست تر از این هستند كه بخواهند كسی را دروغگو بخوانند به همین دلیل آدمهای دروغگو تواناییهایشان را دست بالا میگیرند و هر روز بیش از پیش دروغ میگویند. ● برخی افراد نمیدانند چگونه دروغ بگویند به طور كلی بیشتر افراد دروغگوهای ماهری نیستند. چرا؟ به این دلیل كه همیشه اشكالاتی در داستانهایشان وجود دارد. به عنوان مثال اگر مرخصی استعلاجی میگیرید، پس چرا روز بعد سرحال و شاداب سر كار آماده میشوید؟ دلیلش این است كه این جور افراد توانایی دیدن دورنمای بزرگتر را ندارند. آنها نمیدانند كه چگونه باید بر روی سخنان كذبشان درپوش بگذارند به همین دلیل همیشه دستشان رو میشود. |
|
شخصیت با خصیصه های فردی
|
۱) زندگی درونی: افراد با این ویژگی تحت تأثیر باورها و احساسات خود هستند خواه دیگران این ارزش های آنها را قبول داشته یا نداشته باشد ۲) دنیای خود: آنها افرادی مستقل هستند و به روابط نزدیک و صمیمانه معدودی احتیاج دارند. ۳) این دسته افراد طرز زندگی جالب، غیر معمولی، و اغلب عجیب و غریب دارند. ۴) آنها به چیزهای مرموز ، پوشیده، فراحسی ( منظور پاسخ به محرک های بیرونی بدون هیچ گونه تماس حسی شناخته شده است که شکل های مختلفی دارد مانند غیبگویی ، پیشگویی و ... ) و فوق طبیعی علاقه مندند ۵) آنها به اندیشه های مجرد بها می دهند. ۶) علی رغم آنکه این سبک شخصیتی تحت تأثیر درون خویشتن است و به دل و ذهن خود توجه دارد، نسبت به دیگران و واکنش های آنها در برابر خود حساس است. ● همسر مناسب شخصیت با خصوصیات فردی این تیپ شخصیتی معمولاً خود را با نیازهای دیگران تطبیق نمی دهد و به همین دلیل نمی تواند با شخصیت های ماجراجو و جدی و پرشور کنار بیاید.خصیصه های فردی طالب همسری است که او را به همان شکلی که هست بپذیرد. معمولاً شخصیت فارغ البال می تواند با این دسته از مردم کنار بیاید، اگر زن و مرد با شخصیت خصیصه های فردی با هم ازدواج کنند ممکن است بتوانند دنیای کوچکی از آن خود بسازند که در آن دنیای حقیقی متعارف، فرصتی برای خودنمایی نداشته باشند. برای کنار آمدن با شخصیت خصیصه های فردی، به او کمک کنید تا به روحیه اش بیشتر برسد. بعضی از این اشخاص فرصت و توانایی پرداختن به علایق و خواسته های خود را ندارند و در نتیجه ناخشنود می شوند و خود را ناموفق احساس می کنند، بی جهت به او فشار نیاورید تا خود را با شرایط دنیای حقیقی شما سازگار کند. برای هم رنگ شدن با دنیای حقیقی او نیز خودتان را تحت فشار قرار ندهید . به جای آنکه فقط به این مطلب فکر کنید که دنیای شما متفاوت است، بهتراست با یکدیگر درباره این تفاوت ها بحث کنید. برای کنار آمدن با هم آماده باشید و گاه راههای جداگانه خود را بیپمایید. بسیاری از شخصیت های خصیصه فردی فراموش کارند. آنها به قدری در دنیای درون خود غرق می شوند که باید زمان پرداخت اجاره خانه، خرید مایحتاج زندگی ، خرید لباس برای بچه ها و یا خاموش کردن چراغها را به هنگام خواب به آنها متذکر شد. محققان و روان شناسان، به گونه دیگری نیز از شخصیت تقسیم بندی هایی به عمل آورده اند و آنها را به سه دسته کلی تقسیم نموده اند. دسته اول شخصیت های پارانوئید، اسکیزوئید و اسکیزوتایپی را در بر می گیرد. افراد این گروه اغلب غیر عادی به نظر می رسند. دسته دوم، شخصیت های ضد اجتماعی مرزی، نمایشی و خود شیفته را شامل می شود و دسته سوم، شخصیت اجتنابی و وابسته وسواسی را تشکیل می دهد. براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی (DSM- IV) اختلالات شخصیتی نیز دقیقاً به صورت فوق تقسیم بندی شده است، که در زیر اشاره ای کاملاً کوتاه و گذرا به هر یک داریم. |
|
شخصیت پرشور
|
| پرشورها شخصیت بسیار قدرتمندی دارند، آنها در درون خویش بیش از هرگونه شخصیتی احساس توانمندی می کنند و می توانند بدون ترس از شکست ، مسئولیت های بزرگ را پذیرا شوند. آنها با قدرت، اختیار و مسئولیت، راحت هستند و به مقررات توجه زیادی دارند به شدت منضبط اند. آنها قوانین را وضع می کنند و دیگران را ملزم به رعایت قوانین می نمایند. پرشورها هر کاری را که برای تحقق هدفهایشان لازم باشد انجام می دهند و شدیداً هدف گرا هستند. شجاعت از دیگر خصوصیات شخصیتی آنهاست. عمل و ماجرا را دوست دارند. آنها در ابراز وجود کردن مهارت دارند. ● همسر مناسب شخصیت پرشور پرشورها، باید پادشاه و ملکه زندگی خود باشند. زنان و مردان پرشور خواهان همسرانی قابل اطمینان ،پذیرنده ، قدرتمند، مستقل و با عزت نفس هستند. مناسب ترین همسران پرشورها ، مهر طلب ها، از خود گذشته ها ، و حساس ها هستند، مشروط بر آنکه شدت این ویژگی در آنها در حد اعتدال باشد. اگر شما شخصیتی پرشور دارید از ازدواج با اشخاصی که ویژگی های شخصیتی مراقب یا متلون دارند، اجتناب کنید ضمناً نمایشی ها که اسباب حسادت شما را فراهم می کنند و یا با اعتماد به نفس ها که دستور کاری از آن خود دارند مناسب شما نیستند. زنان پرشور نیز به دلیل میل به سلطه جویی و استیلا طلبی بهتر است با مردان مهر طلب ازدواج کنند. ● جهت زندگی با شخصیت های پرشور توصیه می شود: خود را بشناسید. بر روی توانمندی های خود حساب کنید ولی مراقب رقابت با پرشورهاباشید، هرگز سعی نکنید زیر آب قدرت او را بزنید. پرشورها دوست دارند اطرافیانی قوی، ارزشمند و وفادار داشته باشید، به شرط آنکه جایگاه پایین تری را در اشغال خود داشته باشند. قوی باشید و عزت نفس خود را حفظ کنید. به صرف این که در حضور یک قدرتمند هستید نباید موضع ضعیفی را اتخاذ کنید، به جای احساسات به دلیل و منطق متوسل شوید. پرشورها اغلب به احساسات افراد بها نمی دهند. سعی کنید، مطالب را به شکل منطقی مطرح کنید. باید این واقعیت را بپذیرید که شخصیت پر شور، مشربی تند دارد، بی جهت او را خشمگین نسازید. برای حل مسائل خود راههای دیگری پیدا کنید. |
|
شخصیت جدی
|
| جدی ها، اشخاصی خشك و جدی هستند و برای ابراز احساسات جایی باقی نمی گذارند. آنها از توانمندی های خود مطلع هستند، اما در ضمن محدودیت های خود را نیز می شناسند. آنها گرفتار خود بزرگ بینی نمی شوند و خود را مسئول اعمال خویش می دانند. این شخصیت ها، متفكر، تحلیل گر و ارزیاب هستند و قبل از هر اقدامی آن را در ذهن خود می پرورانند و سبك - سنگین می كنند. جدی ها دیگران را دائماً ارزیابی می كنند. آنها در ارزیابی دیگران به اندازه ارزیابی خود اهمیت قائل می شوند. آنها مسائل را پیش بینی می كنند و وقتی اتفاقات ناخوشایند رخ می دهد برای روبرو شدن با آنها آمادگی لازم را دارند. جدی ها ادب را رعایت می كنند و اگر احساس كنند نسبت به دیگران بی ادبی كرده اند یا كاری را از روی بی فكری انجام داده اند بسیار ناراحت می شوند. ● همسر مناسب شخصیت جدی جدی ها، طالب همسرانی هستند كه به شدت پذیرا باشند و آنها را آن طور كه هستند قبول كنند. مناسب ترین همسر برای جدی ها مهر طلب ها هستند. جدی با جدی نیز می تواند كنار بیاید زیرا هر دو از دنیا ، درك و برداشت مشابهی دارند؛ اما احتمالاً بهتر است جدی ها كسانی را به همسری برگزینند كه در زمینه های اجتماعی قوی تر باشند. ماجراجوها متلون ها نمایشی ها شخصیت های مناسبی برای همسری جدی ها نیستند. |
|
شخصیت حساس
|
۲) توجه به دیگران: حساس ها به نظر دیگران درباره خودشان عمیقاً توجه دارند، و برایشان بسیار مهم است که دیگران راجع به آنها چگونه می اندیشند. ۳) احتیاط: در ارتباط با دیگران بسیار محتاطانه عمل می کنند. از قصاوت عجولانه خودداری می ورزند. ۴) رعایت جانب ادب: شخصیت حساس، به معنای واقعی کلمه راعی ادب است. ۵) وظیفه شناسی: حساسها اگر بدانند از آنها چه انتظاری می رود، چه باید بکنند و چگونه با دیگران تماس برقرار نمایند. در حد عالی خود ظاهر می شوند. ۶) آنها به سادگی افکار خود را با دیگران ، حتی با کسانی که به خوبی آنها را می شناسند، در میان نمی گذارند. ● همسر مناسب شخصیت حساس وظیفه شناس ها ، با اعتماد به نفس ها و نمایشی ها می توانند همسر مناسبی برای حساس ها به حساب آیند. شخصیت ماجراجو بدترین گونه شخصیتی برای همسر حساس است، زیرا از خطر و ماجواجویی استقبال می کند. ● کنار آمدن با شخصیت حساس شخصیت حساس را با تمام ویژگی هایش بپذیرید، او را شکنجه احساسی نکنید، نخواهید که برای راضی کردن شما به هر سازی که می زنید برقصد؛ با او سازش کنید. در برخورد با ناشناخته ها به شخصیت حساس کمک کنید، با او به اجتماعات و گردهمایی ها بروید. با او حرف بزنید، به او بگویید برای یافتن راه حلی جهت برخورد با مشکل او علاقه مند هستید. |
|
شخصیت خود را بشناسید
|
|
دانشمندها پی بردهاند که نقش شخصیت در پاسخگوئی به شرایط بحرانی و استرسزا بسیار مؤثر است. برخی از شخصیتها نسبت به دیگران از توانائی و قابلیت بیشتری برخوردار هستند، کمتر خود را میبازند و با مشکل کنار میآیند. برخی دیگر در برابر هر ناملایمتی خود را میبازند، نگران و دستپاچه شده و تمام توانائیهای خود را از یاد میبرند. در این مبحث شخصیتهائی را برایتان توضیح میدهم که بیشتر مستعد از پا افتادن در برابر استرس هستند. ● شخصیت دلواپس این مدل شخصیت به نوعی دچار عدم اعتمادبهنفس است. نسبت به توانائیهای خود اطمینان ندارد، تشویق و ترغیب دیگران در روی کارساز نیست و در برابر توقعهای بیجای دیگران ”نه“ نمیگوید. برای اینکه محبوب دیگران واقع شود، به حرف و اوامر همه گوش میکند و تصور میکند که اگر اینکار را نکند، دیگران دوستش نخواهند داشت. در ظاهر مطیع است ولی در باطن خشم و نفرتی عمیق از دیگران در دل دارد. اینگونه افراد بهتر است به دنبال کارهای ساده بروند. اگر چه کارهای ساده، احساس بیحوصلگی و ناامیدی را در آنها ایجاد میکند، ولی اگر پیشرفت کنند و مسئولیت زیادی بر عهده بگیرند، گیج و آشفته شده و توانائی انجام آن را ندارند. بهطور معمول به مشاجره و دعوا میپردازند و ناراحتی خود را بر سر دیگران خالی میکنند. ● شخصیت انگیزهطلب این قبیل افراد به شدت به دنبال ریسک هستند. رفتاری جسورانه داشته و میتواند در عرصههای ورزش و دنیای تجارت موفق شوند. با این حال دقت و توجه زیاد ندارند. وقتی که هیجانشان به پایان میرسد، کار قبلی را نیمهتمام گذاشته و بهسوی کار بعدی میروند. به جزئیات توجه نداشته و هنگامیکه مشغول قسمت اصلی کار هستند، بخش کماهمیت آن را به دیگران میسپارند. بهطور معمول مشاغلی را انتخاب میکنند که ریسکپذیری بالای آن احتمال کسب درآمد فراوان و با اعتباری بزرگ را به دنبال داشته باشد. انگیزهطلبها از انجام کارهائی که کمی استرس در آن است، لذت میبرند. آنها در ظاهر با استرس مشکلی ندارند و به دنبال آن هستند، ولی در باطن برای فرار از آن، به رفتارهای مخربی مانند سیگار کشیدن روی میآورند و رفته رفته در انجام این کار افراط میکنند و دچار بیماریها و عوارض مختلفی میشوند. انگیزهطلبها برای فرار از استرس به سمت آن میروند و با انجام کارهای خطرآفرین، خود را دلداری میدهند که با استرس مشکلی ندارند، اما با این روش، زندگی سلامت جسمی و روانی خود را به شدت به خطر میاندازند. ● شخصیت کمالطلب کمالطلبها دوست دارند هر چیزی در جای خود بوده و هر کاری در زمان خود انجام شود. عادتهای روزمره و جزئیات زندگی برای آنها دارای اهمیت بسیاری هستند. اشتباه دیگران از نظر آنها غیرقابل بخشش است و اگر در یک نامه کلمهای را اشتباه بنویسند، تمام آن نامه را از اول پاکنویس میکنند. بیشتر سختکوش و قابل اعتماد هستند، ولی در برابر اتفاقهای تازه و تغییرهای ناگهانی و با شرایط بحرانی دست و پای خود را گم میکنند و دچار استرس شدیدی میشوند. کمالطلبها اگر از جریان عادی زندگی خود عقب بمانند، بینهایت ناراحت و نگران میشوند. این افراد، علاقهمند هستند که عادتها و روشهای قدیمی خود را حفظ کنند. بنابراین اگر عاملی در نظم و عادت آنها تغییر ایجاد کند، مضطرب میشوند. بنابراین اگر عالمی در نظم و عادت آنها تغییر ایجاد کند، مضطرب میشوند. توجه بسیار آنها به جزئیات نیز به ایجاد اضطراب و نگرانی میانجامد. شخصیتهای کمالطلب اگر بتوانند برخوردی آگاهانه با حوادث و تغییرها داشته باشند، میتوانند بهترین سازگاری را برای خود ایجاد نمایند. داستان ”دور دنیا در هشتاد روز“ را به خاطر دارید؟ ”فیلاس فوگ لرد“ انگلیسی که قهرمان اصلی داستان است، نمونهٔ خوبی از شخصیت کمالطلب بهشمار میرود. او هر روز صبح رأس ساعت خاصی بیدار میشد. هر روز صبح پیادهروی میکرد، سپس جواب نامههایش را میداد. رأس ساعت برای صرف نهار آماده میشد. تا ساعت مشخصی مطالعه میکرد و عصرها به کوپ میرفت. او سالها همین کار را انجام داده بود و کوچکترین علاقهای به تغییر نداشت و هنگامی که خدمتکاری جدید استخدام میکرد، او را به اهمیت جزئیات و ظرافتهای کار آشنا میکرد. این شخصیت در برابر اعاده حیثیت خود حاضر شد تا دست به آن سفر عجیب و بیسابقه بزند و شخصیت کمالطلب و دقیق او خود که باعث شد با حساب کردن دقیقهها و مسافتها در این سفر پیروز شود. ● شخصیت جاهطلب افراد دارای اینگونه شخصیت، سختکوش و پرتکاپو هستند. آنها تمام انرژی خود را صرف کار میکنند. فرصتی برای معاشرت با دیگران و تفریح ندارند. بهطور معمول، دوست دارند همه کارها را خودشان انجام دهند و از سپردن کار به دیگران نگران میشوند. از خود و دیگران انتقاد میکنند. در برابر سختیهای، بیحوصله و عصبانی میشوند. یکجانشینی برایشان مشکل است و بهطور معمول، تکانهای عصبی بهدست یا پای خود میدهند. دوست دارند چند کار را با هم انجام دهند. اینگونه افراد بیشترین افراد مستعد استرس را تشکیل میدهند. برای کنترل همهکس و همه چیز سخت تلاش میکند. بهطور معمول، بیماری فشار خون دارند و مستعد ابتلاء به بیماری قلبی و زخممعده هستند. بیشتر آنها از ترسهای عمدهای رنج میبرند. ترسهائی که سعی میکنند ابتدا از خود و سپس از دیگران پنهان کنند. بهطور معمول، از این مسئله میترسند که دیگران آنها را فرد مقیدی به حساب نیاورند. نگران هستند که مبادا یک انسان معمولی بوده و لایق موفقیت نباشند. کابوس عدم موفقیت، آنها را به بند میکشد و بنابرین در مسیر رسیدن به آنچه میخواهند، خود را از هر استراحت و آرامشی محروم میکنند. حال به مقایسهٔ خود با شخصیتهای ذکر شده بپردازید. برای راحتتر شدن کار شما، چند گفتار درونی آنها را نیز برایتان بازگو میکنم: افراد دلواپس به خود میگویند: ”دیگران از من سوءاستفاده میکنند، ولی من نمیتوانم جلوی آنها را بگیرم، از دعوا کردن خیلی میترسم. نمیتوانم نیازهایم را برای دیگران بیان کنم، چون ممکن است خیلی خودخواهانه باشند. هر کس اشتباه کند، من باید معذرتخواهی کنم؛ در اجتماعهای دوستانه با محیط کار سعی میکنم تابع باشم“. کمالطلبها در مورد خود میگویند: ”باید از هر چیزی، بهترین آن را داشته باشم. از ایجاد وقفه متنفرم و از تغییر دادن راهحل انجام کارم متنفرم، اگر کوچکترین اشتباهی مرتکب شوم، مجبورم تمام کار را از اول انجام دهم وسواس من موجب عقبافتادگیام میشود؛ همیشه به این فکر میکنم که کارهای گذشته را چگونه میتوانستم بهتر انجام دهم. انگیزهطلبها میگویند: ”همهاش حوصلهام سر میرود. تنها راه پیشرفت هر شخص، ریسکپذیری است. به پایان رساندن کارها برایم دشوار است. همیشه به پروژههای جدید فکر میکنم“. جاهطلبها میگویند: ”خود را بهطور کامل وقف کاری که دوست دارم، میکنم. سعی میکنم هر کاری را که شروع میکنم، به پایان برسانم. فکرم را فقط بر کارم متمرکز میکنم. گاهی آنقدر کار میکنم که غذا خوردن را از یاد میبرم. هرگز نمیتوانم دست از کار بکشم“. |