زمزمه های باران
اشک زن دل [♥] را می ســوزاند ولــی اشــک مرد ، کــــوه را آبــــــ مـــی کـــــــند [!]
فــــاصـله هـــرچقــــدر هــــم کــــم و کـــوچیـــک بـــــاشه ... بـــــازم بــــزرگـــه ؛ به دکمه اســـپــیـــس روی کیبــــوردت نگــــاه کــن ...!!!
کلافه کرده ای مرا
چرا نگاهت
از نوشته های من قشنگتر است !؟
وقتی تمامِ زندگی ات شده باشد..
جز آغوشش ...
پناهِ دیگری نداری...
حتی اگر از خودش دلگیر باشی...!
حال آدم خراب پرسیدن ندارد
اما ...
دستانش گرفتن دارد.
هـــیچ وقت خـــنده رو ترکـــ نکـــن ؛ چــــون هر کسی ممـــکنه عاشـ ـق خنده هات بشه .../.
حــواسم را ... پرت کرده ای ... آنقـــــــــدر دور ... که دیگر ... یــادم نیست
تو رفته ای و من ... حـــــــواسم نیست (!)
حتــــي [!] کفش هم اگه تنگ باشه ... زخــــــم مـــــي کنه .... واي بــحال وقـتي که ... دل تنــــــگ بــاشــه ... / .
گاهــــــی دِلـــــــم . . . تفـــــریح ناسالم می خــــــــــــواهد [!]
مثــــــل فکر کــــــردن به تــــو . . .
بِ پــایــان رسیدهـ ام!
امــ ـا نقطهـ نمیــ گذارم
یکـــ ویرگــ ـول میگـ ــذارم
اینـ هــ ـم امیدیستـــ شایــ ـد برگـ ــردی!
التمــــاس مــال دیـــروز بـــود ...
مـــال وقتـــی کـــه بـچـــه بـــودم
امـــروز ...
مــی خـواهــی بــروی؟
خداحــافــظــ...
رفته ایی
و من هر روز
به موریانه هایی فکر می کنم
که آهسته و آرام
گوشه های خیالم را می جوند...
تا بی " خیال " نشده ام
برگرد....
گاهی دست خـــودم را می گیرم می برم هوا خوری
یــاد تو هم که همه جا با من است...تنــهایــی هم که پا به پایم می دود ...
میبینی ؟ وقتی که نیستی هم جمعمان جمع است...
نگاهی عمیق به تقویم سررسیدش
فهمید وقت تفریح سررسیده
سردرگم تو کوچه ها سرگردون
کاش میشد خدا قدیمارو برگردونه
گذشته های که تو زمان حال مرده
جونی که تو چشماش یه فرد سالخورده
و اون قربانی من که حالا تقریبا باختم
از آدمای اطرافم اهریمن ساختم
از پدر مادر هیچ خیری وقتی من نبینم
انتظار داری دیگرانو اهریمن نبینم؟
عشقو از کجا ببینم من با دوتا چشمت
از پدر مادری که میخوان جدا بشن؟
به ما که رسید دنیا دهن باز کرد
دردو ریخت رو سرمو منو برانداز کرد
من تو دلم از شما داشت تصویر باهم
تیکه پاره شدم از اون تصمیم نا حل
وقتی دنیا اینو میخواد که مخصوصا بسوزم
چیکار کنم دلمو با نخ سوزن بدوزم؟
این دفعه من که شمارو نصیحت میکنم
من یه مردم که دارم دایما وصیت میکنم
یه بار هم دنیارو از نگاه من ببینید
یه بار هم شده پای صدای من بشینید
بیاین به خاطر من یه راه حل بچینیم
بیاین دستامونو در کنار هم بگیریم
هیچوقت نگفته اند که به زور باید لبخند زد ٬
بعضی وقتها باید تا نهایت آرامش گریست
آنگاه تبسمی مهمان لبهایت میشود
که زیباتر از رنگین کمان بعد از باران است ...