مقالات منابع طبیعی
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):84-92. |
| نكويي مهر محمد*,امامي سيدنعيم |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان چهارمحال و بختياري |
|
فرسايش خندقي يكي از انواع فرسايش آبي است كه موجب تخريب اراضي و بر هم خوردن تعادل در پهنه هاي منابع طبيعي و اراضي كشاورزي مي شود. از آنجا كه شكل خندق حاصل عملكرد فرآيندهاي ايجادكننده آن است، لذا درك شكل شناسي خندقها، از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد. در اين تحقيق سعي شده مهم ترين ويژگيهاي شكل شناسي خندقها به منظور طبقه بندي مورفوكليماتيك مناطق تحت تاثير فرسايش خندقي در استان چهارمحال و بختياري ارايه شود. براي اين منظور، در هر يك از اقاليم تحت تاثير فرسايش خندقي دو منطقه با مساحت حداقل 500 هكتار و از هر منطقه، سه خندق معرف انتخاب و خصوصيات مختلف شكل شناسي آنها اندازه گيري گرديد. مناطق خندقي شده با استفاده از تحليل خوشه اي مورد طبقه بندي قرار گرفت. به منظور تعيين مهم ترين متغيرهاي موثر در طبقه بندي، تجزيه واريانس و مقايسه ميانگين ها در گروه هاي مختلف انجام شد. نتايج حاصل نشان داد كه مناطق تحت تاثير فرسايش خندقي با مساحتي بالغ بر 245.2 كيلومتر مربع با سطح تشابه 70.04 درصد به سه گروه قابل تقسيم مي باشد كه بيشترين ميزان تشابه در آنها به 94.12 درصد مي رسد. گروه هاي سه گانه از نظر متغيرهاي بارش سالانه، ارتفاع منطقه از سطح دريا و طول خندق در سطح احتمال 1 درصد و از لحاظ متغيرهاي مساحت منطقه خندقي شده و عرض بالاي خندق در مقطع 50 درصد طول در سطح احتمال 5 درصد داراي تفاوت معني دار بوده و ساير متغيرها نقش موثري در طبقه بندي مناطق و تفكيك گروه ها نداشته اند. استفاده از اراض در اطراف خندقها غالبا به صورت مرتع و زراعت ديم مي باشد. جمع بندي حاصل از انجام اين تحقيق بيانگر اين است كه از بين كليه ويژگي هاي شكل شناسي خندقها، دو متغير طول خندق و عرض بالاي خندق در مقطع 50 درصد طول، در طبقه بندي مورفوكليماتيك خندقها بيشترين نقش را ايفا نموده اند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):93-103. |
| كفاش شب بو,بخشي خانيكي غلامرضا*,يوسفي بايزيد |
| * دانشگاه پيام نور، مركز تهران |
|
بررسي صفات مورفولوژيك در ميوه گونه بلوط دارمازو (Quercus infectoria Oliv.) در مناطق جنگلي استان كردستان، با هدف دستيابي به دامنه تغييرات صفات كمي و يافتن حالات مختلف بروز صفات كيفي در اندام ميوه اين گونه كه يكي از عناصر اصلي جنگلهاي بلوط استان مي باشد، انجام گرديد. بدين منظور از 26 كانون جنگلي در شهرستانهاي بانه (16 كانون) و مريوان (10 كانون)، تعداد 390 نمونه گياهي داراي ميوه جمع آوري و سپس تعداد 17 صفت مورفولوژيك خاص موجود در ميوه، شامل 11 صفت از دسته صفات كمي و 6 صفت از دسته صفات كيفي، اندازه گيري و ثبت شد. در نهايت داده هاي بدست آمده در قالب طرح آماري آشيانه اي و مدل كاملا تصادفي توسط نرم افزارهاي Mstatc، Minitab و Genstat مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت. بر اساس نتايج بدست آمده از بررسي تعداد 11 صفت كمي مشخص گرديد كه در صفات مربوط به دانه (4 صفت) متغيرترين صفت متعلق به طول خامه دانه (كوچكترين خامه به طول 0.5 ميلي متر و بلندترين آن 3 ميلي متر) با ضريب تغيير 34% بوده و كم تغييرترين صفت، طول دانه (كوچكترين دانه به طول 2.6 سانتي متر و بلندترين آن 6 سانتي متر) با ضريب تغيير 13% مي باشد. در گروه صفات كمي مربوط به كاسه ميوه (7 صفت) نيز صفت طول دم ميوه از ساير صفات متغيرتر بوده (كوتاهترين دم ميوه 0.1 سانتي متر و بلندترين آن 3.4 سانتي متر) و ضريب 61% داشته و صفت تعداد مارپيچ فلسها (كمترين 5 مارپيچ و بيشترين 10 مارپيچ فلسي) با ضريب تغييرات 12%، كم تغييرترين صفت در اين گروه بوده است. همچنين نتايج حاصل از بررسي تعداد 6 صفت كيفي در ميوه نشانگر آن است كه در گروه صفات مربوط به دانه (2 صفت)، صفت شكل دانه متغيرترين صفت بوده و سه حالت مختلف (بيضي، استوانه اي، تخم مرغي) دارد كه 49.5 درصد دانه ها استوانه اي شكل مي باشند. در صفت ناف دانه ها نيز 63.8 درصد دانه ها داراي ناف صاف هستند. گروه صفات كيفي كاسه ميوه (4 صفت) نيز نسبت به صفات دانه از تنوع كمتري برخوردار بوده و هر يك از صفات دو حالت دارند و 89 درصد كاسه ها استوانه اي شكل و 11 درصد گرد هستند و 50.5 درصد كاسه ها داراي قاعده گرد و 49.5 درصد در قاعده گوه اي شكل مي باشند. در خصوص فلسهاي جدار كاسه نيز 80.8 درصد داراي فلسهاي نامشخص و 19.2 درصد فلس مشخص هستند. همچنين 36.9 درصد فلسها داراي نوك مشخص و 63.1 درصد نوك نامشخص دارند. |
| كليد واژه: دارمازو، ميوه، صفات كمي، صفات كيفي، كردستان، .Quercus infectoria Oliv |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):104-114. |
| حسن پور فرزاد*,ايوب زاده سيدعلي,قدسيان مسعود,محمدولي ساماني جمال |
| * گروه مهندسي آب، دانشگاه زابل |
|
صفحات مستغرق به عنوان يک سازه هيدروليکي کنترل کننده رسوب در دهانه آبگيرها مطرح مي باشند. در اين تحقيق عملکرد هيدروليکي اين صفحات در اعداد فرود نسبتا بالا مورد بررسي قرار گرفت. آزمايش ها به تعداد 24 عدد در يک فلوم 17 متري به عرض 1 متر با يک کانال آبگير افقي به طول 2.53 متر و عرض 40 سانتيمتر و با زاويه آبگيري 90 درجه در آزمايشگاه هيدروليک گروه سازه هاي آبي دانشگاه تربيت مدرس انجام گرديد و تاثير تغيير پارامترهاي زاويه نصب صفحات و دبي بر پروفيل طولي سطح آب مجاور آبگير در کانال اصلي و نسبت آبگيري مورد بررسي قرار گرفت. نتايج آزمايش ها نشان مي دهد كه صفحات مستغرق استفاده شده در زواياي مختلف نصب، براي پارامترجريان 169 (دبي30 ليتر بر ثانيه) و همچنين صفحات مستغرق با زاويه نصب 25 درجه و در پارامترجريان 339 (دبي 60 ليتر بر ثانيه) به دليل زاويه زياد برخورد صفحات با جريان در كانال اصلي باعث افزايش پروفيل سطح آب بالادست صفحات گرديده اند. در شرايط عدم نصب صفحات مستغرق و در جريان فوق بحراني يك افزايش ناگهاني در عمق جريان پايين دست دهانه آبگير در کانال اصلي ايجاد مي گردد. صفحات مستغرق در زاوياي نصب 15، 20 و 25 درجه به ترتيب کاهش، بدون تاثير منفي و افزايش نسبت آبگيري را در مقايسه با شرايط بدون استفاده از سازه کنترل رسوب به دنبال داشته اند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):155-168. |
| روحي مقدم عين اله*,حسيني سيدمحسن,ابراهيمي عزت اله,رحماني احمد,طبري كوچكسرايي مسعود |
| * دانشگاه زابل |
|
جنگل کاري با گونه هاي پهن برگ با ترکيبي از گونه هاي مختلف بومي شمال کشور از سياست ها و اولويت هاي برنامه جنگل کاري کشور است. به همين منظور، طرح اين پژوهش در سال 1373 با كشت آزمايشي تيمارهاي بلوط خالص و آميخته بلوط با آزاد در چهار درجه آميختگي متفاوت در ايستگاه تحقيقات جنگل و مرتع چمستان پياده گرديد. ابعاد اين كرتها 25´25 متر با فاصله كاشت 1 متر 1´ متر مي باشد. براي آماربرداري، دو رديف كاشت بيروني به عنوان زون حاشيه اي حذف گرديده و درختان موجود در بقيه رديف ها جهت ثبت ويژگي هاي كمي و كيفي به صورت صد در صد مورد اندازه گيري قرار گرفتند و پارامترهاي قطر برابر سينه، ارتفاع كل، ارتفاع هرس طبيعي، وضعيت تقارن تاجي، شاقولي بودن، چند شاخگي بودن، انحنا در تنه اصلي درخت، پيچيدگي تنه درخت و وجود شاخه هاي فرعي بر روي تنه اصلي براي همه درختان ثبت گرديد. از آزمون هاي تجزيه واريانس يك طرفه و توكي براي مقايسه درجات مختلف آميختگي استفاده گرديد. نتايج نشان مي دهد كه جنگل كاري آميخته بلوط بلندمازو با گونه آزاد به لحاظ بهبود وضعيت رويشي و حاصلخيزي رويشگاه بهتر از جنگل كاري خالص بلوط بوده است. بيشترين درصد زنده ماني بلوط (85.53 درصد ) مربوط به تيمار 60 درصد بلوط – 40 درصد آزاد مي باشد. در ميان درجات مختلف آميختگي بلوط با آزاد، تيمار 70 درصد بلوط – 30 درصد آزاد از نظر ويژگي هاي كمي از قبيل ارتفاع كل (9.27 متر)، ارتفاع هرس (5.62 متر)، قطر غالب (10.9 سانتي متر) و ارتفاع غالب (12.67 متر) بلوط و همچنين از نظر ويژگي هاي كيفي درختان بلوط (تقارن تاجي، تنه مستقيم، كم شاخه دار بودن و راست تاري) و نيز از نظر پارامترهايي نظير زنده ماني گونه آزاد، قطر برابر سينه گونه آزاد، ميانگين كل قطر برابر سينه توده، ميانگين ارتفاع كل توده، ميانگين رويه زميني، ميانگين قطر غالب، ارتفاع غالب آزاد و ميانگين كل ارتفاع غالب و ميانگين رويش ارتفاعي توده بهترين درجه آميختگي بوده است. |
| كليد واژه: جنگل كاري خالص و آميخته، درجه آميختگي، رويش، بلند مازو و آزاد |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):169-179. |
| دشتكيان كاظم*,دهقاني تفتي محمدعلي |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان يزد |
|
رشد سريع جمعيت، توسعه شهرها، آلودگي محيط زيست، تغيير شرايط اقليمي، پديده وارونگي هوا و مهدود از يك طرف و فعاليت هاي زيست محيطي مانند ايجاد فضاي سبز و بيابان زدايي از طرف ديگر از جمله عواملي هستند كه بر كيفيت محيط زيست انسان تاثير مي گذارند. دماي هوا و دماي سطحي زمين شاخص هايي هستند كه اهميت آنها رو به افزايش است. مطالعه حاضر در مساحتي حدود 56273 هكتار در محدوده شهرهاي يزد، زارچ و اشكذر و با بهره گيري از تكنيك هاي سنجش از دور و سامانه هاي اطلاعات جغرافيايي انجام شد. از آنجاييكه ايستگاه هاي هواشناسي فقط اطلاعات دما را براي نقاطي خاص اندازه مي گيرند، با استفاده از تصاوير ماهواره لندست 7 و با استفاده از روش هاي مختلف (روش پيشنهادي براي شهر سئول، روش دفتر علوم لندست و روش تجربي پيشنهادي) دماي سطح زمين تعيين گرديد. آنگاه دماي محاسباتي هر يك از روش ها با يكديگر و با دماي اندازه گيري شده ايستگاه هاي هواشناسي با استفاده از آزمون T جفت شده با هم مقايسه گرديد. روش دفتر علوم لندست و روش پيشنهادي اختلاف معني داري با آمار ايستگاه ها نداشتند و روش مناسبي براي محاسبه دماي سطح زمين در اين منطقه مي باشند. با توجه به نتايج ميانگين وزني دما براي شن زار، دشت سر اپانداژ، دشت رسي، تاغزار، تاسيسات شهري، سطوح آسفالت شده و پوشش گياهي به ترتيب برابر با 28.7, 28.9, 29.8, 30.0, 30.5, 30.9 و 27.3 درجه سانتيگراد بود. اين دماها متعلق به ساعت 10 صبح 19 تيرماه 1381 بودند. در اين منطقه اراضي باير و در راس آن شن زارها داراي بيشترين دما و اراضي كشاورزي و باغي داراي كمترين دما هستند و اين به خاطر رطوبت نسبي موجود در خاك و ميزان پوشش گياهي سطح زمين است. همبستگي بسيار زياد بين شاخص پوشش گياهي (NDVI) و دماي سطح زمين وجود داشت (r=0.99). دماي تاسيسات شهري و كارخانه ها نسبتا پايين و ضريب تغييرات آن بيشترين مقدار را داشت كه علت آن مي تواند آلودگي هوا، بياباني بودن و تفاوت بين توان تشعشعي اجسام باشد. علاوه بر تاثير به سزاي ميزان پوشش گياهي بر دماي محيط، نحوه پراكنش آن نيز با اهميت است. به مديران محيط شهري توصيه مي گردد علاوه بر موارد فوق در گسترش افقي شهرها، جهت گسترش شهر را با توجه به دماي سطح زمين در اراضي باير اطراف شهر در نظر بگيرند و شهر را در جهتي توسعه دهند كه قبل از توسعه نيز دماي سطحي آن مناطق پايين تر باشد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):180-183. |
| جعفري آذرنوش*,ناصح ياسمين |
| * دانشگاه آزاد اسلامي مشهد |
|
فرفيون Euphorbia متعلق به خانواده Euphorbiaceae و راسته Euphorbiales است كه گياهان يك ساله يا چند ساله با گل آذين سياتيوم و لوله شيرابه اي است. در تحقيق حاضر، مطالعه آناتومي ساقه و برگ 11 گونه فرفيون از استان خراسان با تهيه برش هاي عرضي و طولي با قطر 12 ميكرون به كمك ميكروتوم و رنگ آميزي مضاعف و آناليز چوب با استفاده از روش رشته رشته كردن ساقه انجام پذيرفت. گونه هاي مورد مطالعه به دو گروه يك ساله و چند ساله تقسيم شد. در گروه يك ساله گونه هاي E.cheirolepis ,E.granulata، E.petiolata.E.densa.E.helioscopia E.szovitsii و در گروه چند ساله E.aucheri و E.bungei. E.marshalliana, E.microsciadia. E.buhsei قرار دارند. در ساقه اعضاي گروه يك ساله اشعه مغزي پهن، لوله شيرابه اي در حاشيه پوست، و آرايش آوندها از نوع خوشه اي بود. در اعضاي گروه چند ساله ساختمان متنوع بچشم مي خورد. فيبر چوبي در همه نمونه ها فيبر ژلاتيني، چوب از نوع چوب كشش بود. در برخي چوب ثانويه متخلخل حلقه اي (Ring Porous) و در برخي ديگر پراكنده آوند (Diffuse Porous) بود، پارانشيم محوري از نوع Apotracheal boundry و آرايش آوندها از نوع منفرد (Solitary)، زنجيره اي شعاعي (Radial chain pore) تا خوشه اي متغير بود. ساختار برگ از ايزولاترال تا ايزو لاترال- درسي ونترال متغير بود. با توجه به اين نتايج مي توان گفت كه تغيير ساختار دروني با خويشاوندي گونه ها ارتباطي نداشت. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):184-190. |
| عصاره محمدحسن*,زندي اصفهان احسان |
| * موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع كشور |
|
يكي از موانع موجود در كشت بافت اوكاليپتوس، تراوش فنل ها است. آزاد شدن تركيبات فنلي يك مشكل معمول در كشت بافت گونه هاي اوكاليپتوس است و عموما باعث از بين رفتن ريزنمونه ها مي گردد. بنابراين خنثي سازي و حذف فنل هاي آزاد شده در محيط كشت اولين اقدام ضروري در تسهيل استقرار پرآوري بيشتر شاخه ها محسوب مي شود. چندين عامل در تشديد اين مشكل نقش دارند كه در اين مطالعه تاثير سه عامل شامل: 1): استفاده از مواد ضد عفوني كننده NaOCl و Ca(OCl) (2 زمان تهيه ريزنمونه ها و 3- سن و صفت چوبي ريز نمونه در تسريع آزاد شدن تركيبات فنلي مطالعه شد و تيمارهاي مختلفي به منظور خنثي سازي يا حذف فنل هاي آزاد شده از ريز نمونه ها در محيط كشت، مورد آزمون قرار گرفت. آزمايش شامل 5 تكرار براي هر تيمار و هر تيمار شامل 4 ريزنمونه در يك طرح كاملا تصادفي بود. تجزيه واريانس داده ها در نتايج به دست آمده نشان داد كه ضد عفوني كننده ها، رشد فصلي و سن ريزنمونه ها، در تسريع آزاد سازي مواد فنلي موثرند. همچنين نتايج حاكي از آن است كه بهترين تيمار در ارتباط با استقرار ريز نمونه و كاهش توليد مواد فنلي هنگامي حاصل مي شود كه كشت ها در تاريكي نگه داشته شده و به طور مكرر سه مرتبه در فواصل چهار روزه بازكشت شوند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):115-121. |
| وطني ليلا*,اكبري نيا مسلم,جلالي سيدغلامعلي,اسپهبدي كامبيز |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
اين تحقيق با هدف تعيين تنوع زادآوري طبيعي گونه هاي چوبي در سه عرصه جنگل كاري 15 ساله توسكا در جنگل هاي پايين بند حوزه صنايع چوب و كاغذ مازندران انجام گرديد. در هر يك از قطعات جنگل كاري سه پلات 20´20 متر مربعي و يك پلات نيز به عنوان شاهد در عرصه جنگل طبيعي اطراف آنها پياده گرديد. نوع و تعداد رستني هاي چوبي در هر يك از پلات ها شمارش گرديده و قطر و ارتفاع گونه هاي زادآوري شده با ارتفاع بيش از 1.3 متر مورد اندازه گيري قرار گرفت. تنوع گونه اي با استفاده از تابع شانون وينر و شاخص يكنواختي و غنا به ترتيب با استفاده از شاخص هاي سيمپسون و منهينيك بررسي گرديد. نتايج اين تحقيق نشان داد كه حدود 8 گونه درختي و درختچه اي به طور طبيعي در مجموع عرصه هاي جنگل كاري ظاهر شده اند و در مورد شاخص هاي تنوع زيستي (تنوع، يكنواختي و غناي گونه اي) تفاوت آماري معني داري بين مناطق جنگل كاري و جنگل طبيعي وجود ندارد. |
| كليد واژه: تنوع زيستي، گونه هاي چوبي، غنا، يكنواختي، جنگل كاري، زادآوري، توسكا، چوب، كاغذ و مازندران |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):122-129. |
| ايوبي شمس اله*,خرمالي فرهاد,شتايي جويباري شعبان |
| * گروه خاك شناسي، دانشكده كشاورزي، دانشگاه صنعتي اصفهان |
|
برآورد و بررسي قابل اطمينان مقدار و پتانسيل تخريب خاك به علت افزايش نياز روزافزون بشر به منابع خاك جهت توليد غذا و همچنين افزايش آگاهي عمومي از عواقب تخريب و فرسايش خاك روز به روز در حال توسعه است. مدل برآورد فرسايش خاك RUSLE قادر است تا متوسط هدر رفت خاك را در يك دوره طولاني مدت با استفاده از اطلاعات بارندگي و رواناب، طول و درجه شيب، مديريت و عمليات حفاظتي تعيين نمايد. حاصلضرب طول شيب و درجه شيب به عنوان فاكتور توپوگرافي LS شناخته مي شود كه نشان دهنده درجه تاثير توپوگرافي در هدررفت خاك است. فاكتور توپوگرافي از بين فاكتورهاي مزبور، حساس ترين فاكتور بوده، و بنابراين انتخاب روشي مناسب براي تخمين دقيق آن حايز اهميت است. محاسبه اين فاكتور با استفاده از مدل رقومي زمين و ايجاد نقشه هاي درجه و طول شيب صورت مي گيرد. اين تحقيق به منظور انتخاب مناسب ترين ابعاد سلول براي محاسبه درجه و طول شيب و در نهايت محاسبه مقادير فاكتور LS با استفاده از مدل رقومي ارتفاع در بخشي از اراضي تپه ماهوري جنوب استان گلستان در منطقه تاش عليا به مساحتي معادل 650 هكتار صورت گرفته است. ابتدا مدل رقومي زمين منطقه با دقت 20 متر و با استفاده از نقشه توپوگرافي به مقياس 1:25000 و منحني ميزان هاي 10 متري تهيه گرديد. همچنين مدل مذكور با قدرت تفكيك مكاني 50، 100، 200، و 400 متر ايجاد و نقشه هاي مذكور با ابعاد فوق توليد گرديد. سپس با استفاده از مدل، مقدار LS براي هر يك از نقشه هاي رقومي مزبور محاسبه گرديد. بررسي ابعاد بهينه سلول هاي مختلف با استفاده از آناليز زمين آمار صورت گرفت. با انجام آناليزهاي زمين آماري، مدل مناسب به مقادير نيمه تغييرنما متغير LS برازش و پارامترهاي مدل بهينه گرديد. در نهايت با استفاده از معيارهاي مدل زمين آماري، مقدار واريانس كل، متوسط نيمه تغيير نما در حالتي كه اندازه فاصله معادل ابعاد سلول مدل ارتفاعي باشد، مدل رقومي مناسب براي تهيه نقشه فاكتور LS در منطقه معرفي گرديد. نتايج اين تحقيق نشان داد كه با افزايش ابعاد سلول مدل رقومي، مقادير سقف و اثر قطعه اي مدل تغيير نما كاهش يافته و مقدار دامنه تاثير مدل از 92 متر به 171 متر افزايش يافته است. ميزان وابستگي مكاني با افزايش ابعاد سلول از 20 متر به 50 متر افزايش يافته است، ولي با افزايش بيشتر ابعاد سلول، وابستگي مكاني به شدت كاهش يافته است. مقادير واريانس كل و متوسط نيمه تغييرنما نيز با افزايش ابعاد سلول به 50 متر، افزايش يافته و مجددا با افزايش ابعاد سلول، مقدار آنها كاهش يافته است. از آنجا كه همزمان بهترين وابستگي مكاني، و بيشترين واريانس و تنوع در مقادير LS منجر به نقشه هاي دقيق تري از LS مي گردد، مدل رقومي با ابعاد 50 متر، جهت تهيه نقشه LS پيشنهاد مي گردد. نتايج كلي اين تحقيق نشان مي دهد كه استفاده از تكنيك زمين آمار در كنار آمار كلاسيك مي تواند در انتخاب مدل رقومي مناسب جهت ارزيابي فاكتور توپوگرافي در مدل RUSLE براي برآورد فرسايش خاك به نتايج مطلوبي منجر گردد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):135-140. |
| گلوي محمد*,رمرودي محمود,منصوري سميه |
| * دانشكده كشاورزي، دانشگاه زابل |
|
اين تحقيق به منظور بررسي تاثير تاريخ كاشت بر عملكرد و كيفيت دانه گياه دارويي اسفرزه در سال زراعي 84-83 در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي دانشگاه زابل واقع در سد سيستان اجرا گرديد. آزمايش به صورت طرح بلوك هاي كامل تصادفي با شش تاريخ كاشت 18 و 28 بهمن، 8، 18 و 28 اسفند 83 و 8 فروردين 84 با سه تكرار انجام شد. نتايج نشان داد كه تاثير تاريخ كاشت بر طول سنبله اصلي و فرعي، تعداد برگ و سنبله در بوته، وزن هزار دانه، عملكرد دانه و عملكرد بيولوژيك معني دار بود، اما شاخص تورم، درصد موسيلاژ و ارتفاع بوته تحت تاثير تاريخ كاشت قرار نگرفتند. در اين بررسي بيشترين ارتفاع بوته و طول سنبله اصلي و فرعي در تاريخ كاشت 28/12/83، بيشترين تعداد برگ، سنبله و عملكرد بيولوژيك در بوته در تاريخ كاشت 18/12/83 و حداكثر وزن هزار دانه و عملكرد دانه در تاريخ كاشت 28/11/83 بدست آمدند. نتايج نشان داد كه تاخير كاشت از 18 اسفند به بعد سبب كاهش معني داري در عملكرد دانه مي شود. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):130-134. |
| تاراسي جواد*,صادقي سيدابراهيم,مرادي پرويز |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان زنجان |
|
شته مولد گال مارپيچي دمبرگ صنوبر باعث ايجاد خسارت روي درختان صنوبر مي گردد. در اين بررسي كه در سال هاي 1381-1380 انجام گرفت، تراكم گال هاي ايجاد شده توسط شته دمبرگ صنوبر روي 10 كلن صنوبر که در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي و در سه تکرار کاشته شده بود، مورد مطالعه قرار گرفت. در هر کرت آزمايشي از هر کلن 25 اصله درخت 6 ساله وجود داشت، براي حذف اثرات حاشيه اي، نمونه برداري فقط از 9 درخت باقيمانده در وسط هر کرت آزمايشي انجام گرفت. براي اين منظور ابتدا روي هر درخت (ارتفاع 130 سانتي متري به بالا) از هر چهار جهت اصلي درخت شاخه اي به طول 120 سانتي متر جدا شده و تعداد گال هاي موجود در آن شمارش و ثبت شد. داده هاي آماري از طريق برنامه نرم افزاري SAS8 تجزيه و تحليل گرديد. نتايج حاصله نشان داد که كلن شماره Populus nigra 56/52 داراي بيشترين تراكم آفت و كلن شماره Populus nigra 62/154 داراي كمترين تراكم بوده است. بين جهات مختلف جغرافيايي درختان از نظر تراكم آفت اختلاف معني داري مشاهده نگرديد. در شرايط استان زنجان زنبور پارازيتوئيد Aphelinus flaviventris و سن شكارگر Anthocoris minki از دشمنان طبيعي اين آفت محسوب مي شوند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):141-147. |
| مختاري اصل ابوالفضل*,مصداقي منصور |
| * دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقيقات تهران |
|
در اين تحقيق ارتباط بين توليد به عنوان متغير وابسته و متغيرهاي پوشش تاجي، قطر، ارتفاع و حجم دو گونه Atriplex verrciferum و Salsola dendroides در منطقه قرخلار مرند در استان آذربايجان شرقي مورد بررسي قرار گرفت تا از طريق بهترين متغير يا متغيرهاي برآورد توليد انتخاب شود. با استفاده از روش نمونه گيري ترانسكت خطي اقدام به جمع آوري داده هاي مورد نياز مانند سطح تاج، ابعاد تاج ارتفاع گرديد و ميزان توليد نيز با استفاده از روش قطع و توزين برآورد گرديد. جهت بررسي رابطه بين توليد با معيارهاي اندازه گيري شده از رگرسيون چند متغيره و گام به گام استفاده گرديد. نتايج اين بررسي نشان داد كه در هر دو گونه معيار پوشش تاجي متغيري مناسبي براي برآورد توليد است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):148-154. |
| نجفي فرهاد,اسپهبدي كامبيز*,قربانلي مه لقا |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران |
|
به منظور بررسي رابطه بين رويشگاه و خصوصيات جوانه زني بذر افرا پلت Boiss Acer velutinum در جنگل هاي مركزي مازندران، چهار رويشگاه افرا پلت به نام هاي لاجيم، لمزر، سنگده و اشك واقع در محدوده ارتفاعي 400 تا 2100 متر از سطح دريا انتخاب و در هر رويشگاه، از 10 درخت مادري در سنين مختلف بذر تهيه شد. بذرها در چهار تكرار در لايه هاي ماسه مرطوب تحت استراتيفه سرد قرار داده شد. نتايج نشان داد بذور افرا پلت از حداقل 4 هفته تا حداکثر 18 و به طور متوسط به 12 هفته استراتيفه سرد براي آغاز جوانه زني نياز دارند. بين وزن هزار دانه و ارتفاع از سطح درياي رويشگاه همبستگي معني داري مشاهده نشد اما بين آن و قطر درختان همبستگي معني دار مشاهده گرديد. به طوري که درختان قطورتر بذور درشت تري توليد نموده بودند. اثر ارتفاع از سطح دريا رويشگاه، روي مدت استراتيفه، دوره جوانه زني و درصد جوانه زني معني دار شد. به نحوي که با افزايش ارتفاع رويشگاه از مدت استراتيفه كاسته شده، دوره جوانه زني طولاني تر و درصد جوانه زني بيشتر گرديد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي زمستان 1386; 20(4 (پي آيند 77) در منابع طبيعي):191-199. |
| برخورداري جلال*,خسروشاهي محمد |
| * مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي يزد |
|
بررسي جامع حوزه آبخيز يك راه حل اساسي براي مديريت اكوسيستم است كه منجر به حفاظت بهتر منابع طبيعي خواهد شد. كاربري اراضي و نوسانات اقليمي از جمله عواملي هستند كه بر چرخه طبيعي آب در اكوسيستم اثر مي گذارند. در اين مقاله تغييرات رژيم هيدرولوژيك حوزه آبخيز ميناب واقع در استان هرمزگان با استفاده از داده هاي بارندگي و سيلاب مورد بررسي قرار گرفته و با مشخص كردن تغييرات كاربري اراضي حوزه از گذشته تاكنون ارتباط آن ها نيز مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است. بدين منظور با استفاده از تصاوير ماهواره اي سالهاي 1975و 1988 و 2002 و بهره گيري از اطلاعات موجود، نقشه كاربري اراضي براي سه مقطع زماني فوق تهيه و ترسيم شد همچنين براي بررسي رژيم جريان رودخانه از آمار ايستگاه هيدرومتري ميناب و داده هاي 8 ايستگاه باران سنجي داخل حوزه استفاده شد. با استفاده از ميانگين متحرك، دوره هاي تر و خشك رودخانه در طول دوره آماري استخراج گرديد سپس با بررسي مقايسه تداوم جريان و بيلان آبي حوزه در سه دوره موردنظر، تاثير تغييرات كاربري اراضي و تغييرات بارندگي بر رژيم آبي رودخانه بررسي شد. نتايج حاصل نشان داد علي رغم يكسان بودن ميزان بارش در دو دوره ترسالي، دبي هاي متوسط و آب پايه رودخانه كاهش قابل توجهي يافته و جريان رودخانه از حالت نيمه دايمي به فصلي تغيير كرده است. مقايسه نقشه هاي كاربري اراضي حوزه نيز از 25 سال گذشته تاكنون نشان داد كه سطح اراضي مرتعي (مرتع خوب و متوسط) و بيشه زارهاي جنگلي از 45 درصد سطح حوزه در سال 1975 به 8 درصد در سال 2002 كاهش يافته است. همچنين بررسي روند تغييرات دبي حداكثر سيلاب ها و بارش هاي حداكثر 24 ساعته در دوره هاي بازگشت حاكي از اين است كه در دوره بازگشت هاي بيش از 10 سال سرعت افزايش سيلاب در اثر بارندگي (فاكتور اقليمي) به صورت نمايي است و نقش تغيير كاربري اراضي قابل چشم پوشي است ولي در دوره بازگشت هاي كمتر از 10 سال نقش فاكتور تغيير كاربري اراضي نمايان مي شود. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهش و سازندگي پاييز 1386; 20(3 (پي آيند 76) در منابع طبيعي):2-10. |
| پناهي مصطفي*,ارسطو سعيد,كوپاهي مجيد,مخدوم فرخنده مجيد,زاهدي اميري قوام الدين |
| * دانشكده منابع طبيعي، دانشگاه تهران |
|
فهم ارزش اقتصادي بسياري از توليدات و خدماتي كه عرصه هاي جنگلي در سايه مجموعه پيچيده اي از فرآيندهاي اكولوژيك و كاركردهاي اكوسيستمي به رايگان در اختيار جوامع انساني قرار ميدهند، موجب شفافيت و تسهيل فرآيندهاي تصميم گيري در زمينه كاربري اراضي شده و كارآمدتر شدن اقدامات حفاظتي را در پي خواهد داشت. يكي از كاركردهاي مهم اكوسيستم هاي جنگلي به نقش آن ها در حفظ منابع خاك و جلوگيري از انهدام آن ها مربوط مي شود كه عمدتا به شكل تشديد فرسايش ناشي از دخالت هاي انساني پديدار مي شود. در اين مقاله، خدمات مربوط به حفظ خاك به عنوان يكي از كاركردهاي اساسي عرصه هاي جنگلي واقع در سه محدوده چوب و كاغذ مازندران، خيرودكنار و شفارود از منظري اقتصادي مورد توجه قرار گرفته و ضمن تشريح رويكردهاي گوناگون براي كمي سازي كاركردهاي حمايتي جنگل در موضوع خاك، شيوه اي تجربي براي ارزش گذاري اقتصادي چنين كاركردهايي معرفي شده و نتايج بررسي هاي به عمل آمده در اختيار قرار گرفته اند. يافته هاي اين تحقيق كه براي اولين بار در ايران انجام شده، نشان ميدهند كه در هر هكتار از محدوده هاي تحت بررسي اين مطالعه، سالانه 1.15 تن عناصر سه گانه نيتروژن، فسفر و پتاسيم (NPK) در اثر فرسايش خاك و خروج خاك از جنگل، نابود مي شود كه به منزله از دست رفتن ارزش جاري معادل حدود 8.4 ميليون ريال است و از آن، حدود 37% به محدوده چوب و كاغذ مازندران، 32% به خيرودكنار و 31.3%به طرح جنگلداري شفارود اختصاص دارد. با انجام محاسبات تكميلي، ديده مي شود كه به طور متوسط هر هكتار از عرصه هاي جنگلي بررسي شده، قادرند به ميزان 92.6 ميليون ريال از خسارت ناشي از فرسايش و نابودي تن ها سه عنصر غذايي نيتروژن، فسفر و پتاسيم در خاك جلوگيري كند. نتايج فوق تائيد ديگري است بر ضرورت حفاظت از باقيمانده منابع جنگلي واقع در شمال كشور كه با روندي نگران كننده و به تاسي از نا به ساماني هاي فزاينده در عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي، در حال تخريب و زوال هميشگي هستند و چنين به نظر مي رسد كه با بهره گيري از ابزارهاي اقتصادي، درك ابعاد تهديد ملموس تر مي شود. |
| كليد واژه: ارزش گذاري، ارزش اقتصادي، فرسايش خاك، جنگل هاي خزري، كاركردهاي اكوسيستمي، چوب و كاغذ گيلان، خيرودكنار، شفارود |
| |