طنز روز / کاکا دال سین

» سرویس: فرهنگي و هنري - طنز و كاريكاتور

کاکا دال سین به علت ناپرهیزی در بلع کباب و دیزی و سقوط در گردابی چنان هائل، دست و پازنان و فریادکنان در حالت کلّه‌پایی، به هر چه و هرکه چنگ‌اندازان حمله، تا جمله با خود به زیر آب رهنمون و چنین می‌نماید که طرف، طفره و حاشای حاشیه‌‌يی بسیار می‌رود و حرف‌های بودار و تودار می‌زند و بلكه اگر سرش بوي قورمه‌سبزي ندهد، بعيد نيست چراغ‌هاي سبزي از سوي ساير اعضاي فاخر الفباي فارسي بويژه الف و لام و حتا ف و ب دريافت نموده باشد! لیکن بحمدالله و المنه ملت هوشیار، قاضی بیدار و قضایا از ابتدا تا پایان کار به خوبی مسجّل و آشکار است، در وصفش چنین آید:

شعر:

می‌خندم و از کار تو ماتم کاکا د. س.

حیران تو و پرت و پلاتم کاکا د. س.

بد پای تو گیر است در این محکمه، حالا

من غرق تماشای شناتم کاکا د. س.

حق داری اگر هول بَرَت داشته باشد

ناظر به تو و حَول و ولاتم کاکا د. س.

گر تلخ نشیند به تو این حرف، تو تلخی

من عین نباتم، شکلاتم، کاکا د. س.

حکایت: شناگری قابل موجی بدید و برآن سوار شد از سر تفرج، به گردابی فتاد. حیله بکرد و افاقه نکرد و سعی در کشاندن همگان به گرداب نمود و با خود گفت: دیگی که برای من نجوشد، نباید بجوشد!

 

انتهاي پيام