جو
واژه «سَماء» در اصل به معنی: "چيزی است که در بالا قرار گرفته (بالای سر قرار گرفته)، و به بالای هر چيزی سماء آن گفته می شود". و در معنی دوم خود از جمله به: سقف و آنچه در تصوير می بينيم اطلاق میشود. و در آيات به معنی«جو» بکار گرفته شده است. و «طباق»: بمعنی طبقه طبقه روی همديگر است.
(واژه یوم در آیه احتمالاً به معنی زمان و دوره ومرحله بکار گرفته شده است. و اگر به معنی روز بکار گرفته شده باشد، در آن صورت معادل 1000 سال خواهد بود. این موضوع در آیه 47 سوره حج آمده است).
1ـــ جو در آغاز خود دودی بوده و در دو روز (يا دو مرحله) به شکل کنونی خود درآمده است:
روز اول يا مرحله اول جو:
روز دوم (يا مرحله دوم) جو:
2ـــ جو هفت طبقه (هفت لايه) روی همديگر است که هر کدام وظيفه خود را دارد:
1)
2)
3)
4)
5)
6)
7)
3ـــ جو و زمين با هم همکاری دوجانبه می کنند:
(در ابتدای اين بخش با معنی و کاربردهای واژه سماء آشنا شديم.سبع سماوات در اين آيه بمعنی طبقات جو است. «» بمعنی: بصورت طبقه طبقه روی همديگر بودن است ـــ « » بمعنی: تابش و روشنائی بازتابی است ـــ و «» بمعنی: چراغ روشنگر).
« و جو را سقـفی حـفـظ کننده قـرار داديم»!
نکته آيـه: جو مانند سقفحفظ کننده درست شده:
هميشه از طرف فضا سنگهای آسمانی بطرف زمين می آيـد، جو آنها را می سوزاند، و آنها ضمن چند ثانيه درخشيدن به پودر تبديل می شوند و کم کم بدون اينکه ديده شوند به زمين می ريزند.
جو امواج راديوئی را بطرف زمين برمی گرداند.
قـشـر دی اکسيد جو گرمای زمين را در جو زمين نگه می دارد و فـقـط قسمت ناچيزی از گرما از آن به خارج از جو نفوذ می کند. در صورت نبود ايـن قـشر گرما از محدوده زمين خارج می شود و جو زمين50 درجه سردتر از آنچه هـست می شود. به اين ترتيب جو مانند يک سقـف ما را حفـظ می کند.
نکـتـه آيه: کسيکه در جو بالا و بالاتر برود دچـار احساس سـيـنـه تـنـگـی خـفــقـان آور می شود: