«چمران، سرمايه ملي»
«چمران، سرمايه ملي»
«چمران، سرمايه ملي» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان است.
به گزارش ايسنا در اين يادداشت ميخوانيد:
چمران، يک سرمايه ملي است. يک سرمايه ماندگار ملي است. يک سرمايه کم نشدني ملي است. يک سرمايه ملي با هم افزايي مدام است. ابعاد شخصيتي او را ميتوان به عنوان يک مدل، يک الگو براي يک شهروند موفق نظام اسلامي مورد مطالعه قرار داد و به جامعه معرفي کرد.
اين که ميگويم و تاکيد دارم، «سرمايه ملي است» به جاي اين که «سرمايه ملي بود» از اين روست که مصطفي چمران با شهادت نه تنها تمام نشده است بلکه در آغازي بي پايان و انجامي تمام نشدني قرار گرفته است و نه تنها امروز که فردا و فرداها هم ميتوان از او گفت از او نوشت و او را به عنوان يک انسان موفق، سرمشق دفتر کساني نوشت که ميخواهند موفق باشند و موفقيت را نه تنها براي خود بلکه توفيقي الهي براي خدمت به جامعه بدانند و بخواهند و به کار گيرند.
لذا باور دارم حتي براي تحقق سند چشم انداز ۱۴۰۴ باز هم بايد دکتر مصطفي چمران را مطرح کرد که همه شاخصهاي مطلوب اين سند بزرگ را در شخصيت اين دانشمند اخلاق گراي ايثارگر، جامعه پذير پرتوان، ميتوان يافت. روحيه تعاون او، از يتيمان جبل عامل تا جوانان لبنان و تا رزمندگان ايران را بر صراط مستقيم حق و حق طلبي گرد هم آورده است و کجا ميتوان «تعاوني» يافت براساس «بر و تقوي» که شاگردش بشود «سيدحسن نصرا...» و دلاوران شيعه در لبنان و ديگري شهيد «ايرج رستمي» و خيلي شهدا و رزمندگان ديگر در ايران، کجا جمعي براساس نيکي و پرهيزگاري شکل ميگيرد در اندازه «ستاد جنگهاي نامنظم چمران» در ايران و دلاوران مقاومت اسلامي در لبنان؟ پس بايد چمران را امروز بيش از هميشه ترويج کرد، بدون اين که کوچک ترين عارضهاي داشته باشد.
چه اگر سخن گفتن از افراد در قيد حيات، با اما و اگرهايي مواجه است و برخي نگران امروز و فرداي آنانند کساني که با شهادت از اين «قيد حيات» آزاد شده و به حيات طيبه رسيدهاند ديگر هيچ اما و اگري پيرامونشان نميتواند باشد که اگر بود، بايد در انتخاب خدا به ترديد نگريست که شهيد را خداوند براي خويش انتخاب کرده است و خود نيز -بنابر آموزههاي ديني- جانشين او در خانواده است.
پس گفتن از شهيد، گفتن از يک شخص نيست، از شخصيتي است که خود را با خداوند تعريف کرده است و چمران نيز از بزرگان اين مکتب و مدرسه بود و هست، لذا تحت بيمه شهادت قرار دارد و ميتوان پيرامون او با يقين قلم زد و سخن گفت، سبک اخلاقي او را شرح داد و مولفههاي شخصيتي اش را فهرست کرد و برابر ديد همگان به ويژه جوانان قرار داد. ميتوان او را به سان پرچم حق به اهتزاز درآورد و در تدوين سبکهاي مديريتي او مسئولان امروز و فردا را هم بدان توجه داد.
مي توان از «خود» گذشتگي و از «آمريکا گذشتگي» او را سرمه چشم خيليها کرد و دل بريدن از ميز، از پست و مقام را به خيليها که امروز به ميزها دخيل ميبندند و از پستها دل نميکنند و خوش تر دارند، جانشان گرفته شود تا مقامشان، يادآور شد.
او دکتراي فيزيک پلاسما و الکترونيک داشت، دروازه بهترين دانشگاههاي جهان و بهترين امکانات دنيا به رويش باز بود و در ايران، در جمهوري اسلامي ايران هم ميتوانست در جامه وزارت بماند و خود را حتي براي رياست جمهوري آماده کند، اما او نه در آمريکا ماند و نه در قيد و بند پست و مقام. او از جنوب لبنان تا غرب و جنوب ايران، نفس به نفس مجاهدان داد و سرانجام، به عاقبت سعادت بار خود که شهادت بود رسيد و جاودانه شد.
حالا برخي مسئولان، به خود نگاه کنند و به مشي چمران... و در اين تب تجمل و مقام پرستي و... چقدر جاي دکتر مصطفي چمران خالي است تا به کلام ملهم از بعثت و آيات قرآن، خيليها را برانگيزد به مومنانه زندگي کردن، مومنانه مسئوليت داشتن... اما نه، جاي چمران، خالي نيست، جاي هيچ شهيدي خالي نيست و خداوند خود عهده دار کفالت آنان است و قرآنش پيغام همه شهيدان به هميشه تاريخ و همه آدم هاست که مومنانه بايد زندگي کرد... چمران يک سرمايه ملي است. مثل همه شهدا..
انتهاي پيام