<يك بام و چند هوا!» - روزنامه ايران - علياكبر جوانفكر
يك بام و چند هوا!»عنوان سرمقاله روزنامه ايران به قلم علياكبر جوانفكر است كه ر آن ميخوانيد؛يك سايت خبري هفته گذشته بدون هيچگونه استنادي، مدعي همسويي كامل جريان موهوم انحراف با ضد انقلاب شد و تأكيد كرد كه اين جريان دور جديدي از حملات عليه سپاه پاسداران را آغاز كرده است. اين سايت خبري كممخاطب كه با ارسال گسترده پيامك ميكوشد افكارعمومي و خصوصي را تحت تأثير اخبار جهت دار و هدفمند خود قرار دهد، ادعاي بياساس حمله به سپاه را به توهينهاي بيشماري مربوط دانسته است كه به زعم او از سوي رسانههاي زنجيرهاي جريان انحراف! منتشر ميشود. اگر تا ديروز موهومي بودن جريان انحرافي با اما و اگرهايي همراه بود اما امروز كاملاً روشن شده است كه اين امر چيزي بيش از يك توهم فكري و سياسي نبوده، بلكه جريان انحرافي برآمده از خط تبليغاتي مديريت شده عليه دولت انقلابي آقاي احمدينژاد است و عامدانه تلاش ميشود تا در سايه ايجاد هراس و ترس از اين جريان، هر اقدام و رفتار غيرقانوني عليه همكاران رئيس جمهور و طرفداران و حاميان وي و افراد نزديك به دولت توجيه گردد. اين روش عملكردي برگرفته شده از رويكرد اسلام هراسي نظام سلطه است. دولت امريكا و دستگاه امپراتوري رسانهاي و تبليغاتي وابسته به صهيونيسم بينالملل با ايجاد ترس و هراس از اسلام و مسلمانان در جهان و بويژه در كشورهاي غربي، هرگونه اقدام شرم آور و جنايتكارانه عليه مسلمانان و مقدسات اسلامي را توجيه ميكنند. طي دو سال گذشته، يك جريان غالب، ذي نفوذ و قدرتمند در كشور، با دميدن در بوقهاي به هم پيوسته تبليغاتي خود كه به مثابه امپراتوري رسانهاي داخلي عمل ميكنند، به تصويرگري از يك هيولاي ساختگي و مجازي به نام جريان انحرافي مشغولند و در پرتو آن ظلم و تعدي به حقوق قانوني ديگران را مجاز و مباح ميشمارند و ادعاهاي بياساس رسانههايي ماننداين سايت خبري نيز فقط در چارچوب همين تصوير پردازي و ذهنيت سازيهاي ناصواب مطرح و دنبال ميشود. در سال 1390 رسانههاي پرشمار و برخوردار از منابع بيحساب و كتاب مالي، اذهان عمومي را با يك پديده موهوم به نام جريان انحرافي درگير كردند تا در سايه آن بتوانند نتيجه انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي را به نفع خود رقم بزنند به گونهاي كه آقاي باهنر از نمادهاي شاخص اين جريان ذي نفوذ، به صراحت چنين اعلام كرد: بركسي پوشيده نيست كه بالاترين سطح عملكرد در سال 1390 متعلق به كساني بوده است كه با تفسيري نادرست و انحرافي از انقلاب، امام و نظام اسلامي، تلاش كردند به ايجاد انحصار و اعمال محدوديتهاي غيرقانوني در اركان قدرت و نهادهاي مؤثر كشور بپردازند و به تدريج هرگونه امكاني براي متجلي شدن اراده و خواست ملت ايران و حضور نمادهاي واقعي انقلاب اسلامي را در اين نهادها و اركان از بين ببرند. آقاي باهنر و طيف همفكران وي در يك همكاري گسترده و مشترك، موفق شدند در پوشش مبارزه با جريان موهوم انحرافي، مجلس نهم را از وجود بخش مهمي از طرفداران و حاميان رويكرد مردمي، انقلابي و ارزشي دولت احمدينژاد خالي كنند. دولت آقاي احمدينژاد در نتيجه رويكردهاي شفاف و مبتني بر جهت گيريهاي انقلاب اسلامي و عملكردهاي درخشان در جهت پيشرفت و آباداني ايران عزيز، به عنوان الگوي راستين حاكميت اسلامي و مردمي شناخته ميشود و مردم ايران كارنامه او را تفسير گويا، درست و دقيقي از انقلاب و ارزشهاي آن ميدانند. دكتر احمدينژاد و همكاران صديق او به عنوان رويشهاي جديد انقلاب اثبات كردهاند كه براي دفاع از آرمانهاي بزرگ ملت ايران و حراست از كيان اسلام و حقيقت نظام جمهوري اسلامي ايران وارد عرصه مديريت اجرايي كشور شدهاند و در عين مظلوميت به مجاهدت در اين راه ادامه ميدهند. با آنكه در انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي، دوستان و حاميان دولت آقاي احمدينژاد، بيرحمانه آماج تخريب و حذف از صحنه انتخابات قرار گرفتند و در حق آنها ظلم شد اما آنها با رفتار و منش اسلامي و انقلابي خود، فرصت خوشحالي را از دشمنان به كمين نشسته ملت ايران گرفتند. به آنها ظلم شد و حقوق طبيعيشان از بين رفت اما آنها فرياد برنياوردند و مظلومانه سكوت اختيار كردند. روزنامه اعتماد وابسته به طيف اصلاحطلبان در اين زمينه اذعان كرده است كه حذف جريان(موهوم) انحرافي از انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي در حالي صورت گرفته است كه در تمام اين مدت طرفداران دولت در سكوت كامل خبري بودند، نه به نتايج انتخابات اعتراضي داشتند و نه به ابطالهاي انتخاباتي. روزنامه در سال 1390 به ناحق و به نام مبارزه با جريان انحرافي، مورد حمله عوامل دادستاني تهران قرار گرفت، به تأسيسات آن خسارت وارد شد، تعداد قابل توجهي از دبيران، خبرنگاران و مديرمسئول اين روزنامه، كتك خوردند، مجروح و مصدوم و بازداشت شدند اما مظلومانه دم فرو بستند و به دليل تعهدشان به انقلاب و نظام اسلامي، از به راه انداختن هياهو و جنجال رسانهاي دوري گزيدند. در همين سال مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور و مديرعامل خبرگزاري جمهوري اسلامي به اتهام واهي و غيرواقعي توهين به رهبري در دادگاه انقلاب محاكمه و به يك سال زندان و پنج سال انفصال از همه گونه فعاليت سياسي، فرهنگي و مطبوعاتي محكوم ميشود و او ناگزير از قاضي صلواتي به دادسراي قضات شكايت ميبرد و با وجود گذشت شش ماه از آن، به اين شكايت رسيدگي نشده است. در سال 1390 به نام مبارزه با جريان انحرافي، آقاي محمدشريف ملكزاده معاون وزير امور خارجه را وادار به استعفا كردند و با به راه انداختن يك جنجال رسانهاي، او را بازداشت و مدت مديدي در زندان انفرادي حبس كردند و هنگامي كه بازپرس پرونده به هيچ مدركي براي تعقيب قضايي او دست نيافت، ناگزير از صدور حكم منع تعقيب وي شد و صد البته همين آقاي بازپرس بلافاصله از ادامه فعاليت در دادسراي كاركنان دولت محروم ميشود و به دادسراي ديگري كه اغلب به پروندههاي اوباش رسيدگي ميكند، انتقال مييابد. به نام مبارزه با جريان انحرافي، افراد ديگري نيز بازداشت و زنداني شدند و تحت همين عنوان يكي از حاميان دولت به نام حسين نوبختي بيش از هفتاد روز است كه در بازداشت به سر ميبرد و دستگاه قضايي نيز تا كنون درباره او و اتهامات نسبت داده شده به وي، هيچ گزارشي را منتشر نكرده است. حاميان و طرفداران رئيس جمهور، مظلومانه و سرسختانه به تلاشهاي خود براي خدمت به مردم و تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي ادامه ميدهند و اين در حالي است كه مخالفان دولت آقاي احمدينژاد نيز همچنان با استفاده از ابزارهاي در اختيار و بدون هيچگونه نگراني و دغدغهاي، سرگرم تشديد فشار بر دولت، همكاران رئيس جمهور و حاميان او هستند. آنها به اين نتيجه رسيدهاند كه براي هميشه راه ورود افرادي مانند آقاي احمدينژاد را به محدوده مديريت عالي كشور، مسدود كنند و از اين پس هيچكس نتواند خارج از اراده و اختيار اين طيف خاص لانه كرده در مراكز قدرت و حكومت، فرصت خودنمايي پيدا كند. اما به راستي آنها در مخيله خود چه ميانديشند؟ آيا نميدانند كه كارشكني در برابر دولت انقلابي احمدينژاد به مفهوم كارشكني در راه انقلاب و آرمانهاي آن است؟ آيا به اين امر واقف نشدهاند كه برخورد با يك دولت مردمي و رئيس جمهور محبوب مردم، به منزله برخورد با مردم است؟ افرادي مانند آقاي باهنر كه تحت عنوان مبارزه با جريان انحرافي، حقوق قانوني مردم را ناديده گرفتهاند، چه جايگاهي در خانه ملت دارند؟ آيا بهتر نيست كه او بيش از آنكه به آراي ناچيز خود براي راهيابي به مجلس نهم بينديشد، به افرادي فكر كند كه به او رأي ندادهاند و رقم آنها نيز 93 درصد واجدين شرايط رأي در تهران بوده است؟
در دور اول انتخابات مجلس نهم حساسيتها در مورد جريان انحرافي بالا بود و مسئولين شوراي نگهبان و گروههاي سياسي تلاش داشتند تا با اين جريان برخورد كنند. برخورد بسيار قاطعي نيز با آنها شد. به صورتي كه فكر نميكنم در مجلس نهم افرادي وابسته به جريان انحرافي حضور داشته باشند و ميتوانيم بگوييم تعداد اين افراد نزديك به صفر است.