فعلا مجردها 2
موانعی که قدمهای جوانان را سست میکند!
اگر یاد دوران کودکیتان بیفتید، به خاطر خواهید آورد که شبهای عید خیابانها پر بود از اتومبیلهای گل زده و بوقهای ممتد رانندهها. اگر چه گاهی بیخوابمان میکردند، ولی لبخند را هم بر لبهایمان مینشاندند. اما حالا باید در آرزوی دیدن یک کارت عروسی باشیم، با آنکه تعداد جوانان دمبخت در بین دوست و فامیلمان کم نیستند. براستی چرا امروزه از میزان ازدواجها کاسته شده است؟ آخر چه موانعی جلوی این پیوند آسمانی را گرفتهاند؟
وقتی پای داستانهای ریش سفیدان فامیل مینشینیم، تازه میفهمیم چه راحت ازدواج میکردند. زیرا آن زمان کسی به تحصیلات دانشگاهی نیازی نداشت. دخترها خانهداری میآموختند و پسرها حرفهای، و در سنین پایین میرفتند سر زندگی مشترکشان. اما امروزه به دوران تحصیل روز به روز افزوده میشود و جوانان به دلایل مختلف خواهان ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر هستند. هر چند ادامه فراگیری علم و دانش به خودی خود منافاتی با تشکیل زندگی مشترک ندارد، ولی موجب شده است که جوان ما دیرتر به استقلال شغلی و مالی برسند. همچنین از یک طرف نرخ بیکاری در جوامع مختلف از جمله کشور ما افزایش یافته و از طرف دیگر تمایل زنان و دخترها به داشتن شغلی خارج از منزل، حتی با حقوق و مزایایی پایینتر از مردان بیشتر شده است و مجموعه این عوامل، فرصتهای شغلی را از نانآورهای جامعه ما ربوده است. زیرا هنوز این باور سنتی در بین زنان وجود دارد که مرد باید تمام هزینههای سنگین زندگی را به عهده بگیرد. عدم وجود آینده شغلی روشن نیز به تردیدهای پسرهای دمبخت ما بیش از پیش دامن زده است.
از دیگر موانع رسیدن دختر و پسرهای دمبخت به هم، خدمت سربازی آقا دامادها است. معمولاً پسرها تا این دوران را سپری نکنند، هیچ میل و رغبتی برای ازدواج ندارند. البته بیشتر به دلیل این که امکان کار کردن را ندارند و حقوق آنها به اندازهای نیست که پدر عروس خانم را راضی کند.
اما عامل مهمی که بیشتر پسرهای جوان ما را از پا گذاشتن در مسیر ازدواج میترساند، مهریههای سنگین است. آنچه که قرار بود موجب دوستی و محبت بین زوجین شود، حال تبدیل به مانعی برای ازدواج شده است. خانوادهها که باید تکیهگاه محکمی برای جوانان خود باشند، با خواستههای نامعقول خود فقط به تعداد سنگهای مسیر خوشبختی فرزندان خود میافزایند. با چشم و همچشمیهای بسیار و افزایش تجملات و تشریفات اشک جوانان را در میآورند. این سختگیریها فقط مختص خانواده دختر نبوده و نیست. چرا که گاهی خانواده پسر نیز خواستار جهیزیههایی میشوند که شاید پدری که چند دختر دم بخت دارد نتواند از عهده آن برآید.
امروزه دختر و پسرهای جوان به حمایت مالی و معنوی خانوادههای خود بیش از هر زمان دیگری نیازمندند. اگر جوان بخواهد صبر کند تا صاحب منزلی مستقل و پساندازی قابل توجه شود و سپس زنگ منزل دختر مورد علاقهاش را بزند، شاید آن زمان دیگر دیر باشد. والدین با این طرز فکر که خود جوان باید همه چیز را برای ازدواجش مهیا کند، فقط موجب بالا رفتن سن ازدواج جوانان میشوند و زمانی که سن پسر به چهل نزدیک شود، ممکن است دیگر تمایلی به شروع زندگی مشترک نداشته باشد. پس اگر امکان پشتیبانی از فرزندان بالغ و عاقل خود را دارید، آستینهای خود را بالا بزنید و مقدمات ازدواج آنها را فراهم کنید.