ای موج به موج در پی کشف و شهود
از رنگ و ریای ما نخواهی آسود

در غربت شهر  زنده ماندن سخت است
هرچند که زنده رود باشی  ای رود!

*

فرداست که زیر بارش تند تگرگ
نه ساقه به جا بمانَد از ما و نه برگ

القصه چنین که خواب ما سنگین است
بــیـدار نمی شـویم الا با مرگ

*

تو هدیه ی زیبای خدایی، ای صبر!
با هر دل خسته آشنایی،ای صبر!

گفتند همانکه غم دهد صبر دهد
غم  آمده! پس تو کی میایی ای صبر؟!

*

خاموش شدم ، سکوتم از غم می گفت
در من کسی از آنچه نگفتم می گفت

راز دل خود به اشک اگر می گفتم


این طفل زبان بسته به عالم می گفت