ولی دیر است
|
مرگ در هر حالتی تلخ است اما من دوست تر دارم که چون از ره در آید مرگ در شبی آرام،چون شمعی شوم خاموش لیک مرگ دیگری هم هست دردناک،اما شگرف و سرکش و مغرور مرگ مردان،مرگ در میدان با تپیدن های طبل و شیون شیپور با صفیر تیر و برق تشنه ی شمشیر غرقه در خون،پیکری افتاده در زیر سم اسبان وه چه شیرین است رنج بردن پا فشردن در ره یک آرزو،مردانه مردن و اندر امید بزرگ خویش با سرود زندگی بر لب جان سپردن. |