مقالات اپيدميولوژي
| اپيدميولوژي ايران زمستان 1384; 1(2):11-19. |
| ياوري پروين*,موسوي زاده ميراحمد,خدابخشي رضا,مدني حسين,محرابي يداله |
| * گروه بهداشت و پزشکي اجتماعي، دانشکده پزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، تهران |
| مقدمه و اهداف: سرطان پستان در اکثر نقاط جهان از جمله شايع ترين سرطان هاي زنان به شمار مي آيد و ميزان بروز آن در بين زنان ايراني در حال افزايش است. به گونه اي که به نظر مي رسد سن بروز اين بيماري در ايران نسبت به کشورهاي غربي پايين تر باشد. پژوهش حاضر يک مطالعه مورد– شاهد است که منظور تعيين اثر عوامل مربوط به باروري در ايجاد سرطان پستان در زنان ايراني طراحي شده است. روش کار: اين مطالعه در سال 1383 در بيمارستان شهداي تجريش (دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي) و با شرکت 303 بيمار مبتلا به سرطان پستان و همين تعداد افراد غير مبتلا به اين بيماري انجام شد. افراد مبتلا يا گروه مورد (case) از طريق بخش انکولوژي بيمارستان شهدا شناسايي و گروه شاهد (control) از بين مراجعين به درمانگاه هاي سرپايي با بيماران بستري در ساير بخش هاي همين مرکز انتخاب شدند. اين افراد از نظر سن مورد همسان سازي (matching) قرار گرفتند و از تمامي آنان رضايت براي شرکت در مطالعه گرفته شد. اطلاعات باروري و جمعيت شناختي افراد طي مصاحبه حضوري و تکميل پرسش نامه جمع آوري شدند. تجزيه و تحليل داده ها با به کارگيري نسبت هاي شانس و حدود اطمينان 35% و نيز مدل رگرسيون لجستيک انجام گرفت. نتايج: ميانگين و انحراف معيار سن در دو گروه مورد و شاهد به ترتيب 9.8 48.8 ± سال و 50.2 ± 11.1 سال بود ( دامنه تغييرات 24-84 سال). در آناليزهايي که از نوع رگرسيون لجستيک چند متغيره بود مشخص شد سن زنان هنگام اولين زايمان و تعداد زايمان هاي منجر به تولد نوزاد زنده (live birth)، زناني که هرگز ازدواج نکرده اند، زناني که دوران پس از يائسگي را سپري مي کنند و نيز کساني که سابقه مصرف قرص هاي ضد بارداري يا تابش اشعه X به قفسه سينه در فاصله سنين نوجواني تا 30 سالگي را دارند، بيشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان پستان هستند. نتيجه گيري: بر اساس اين يافته ها توصيه مي شود که زنان داراي اين نوع عوامل خطر نسبت به مراقبت هاي لازم براي تشخيص زودرس، به موقع اقدام کنند. |
| كليد واژه: سرطان پستان، مطالعه مورد– شاهد، باروري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران زمستان 1384; 1(2):27-32. |
| هلاكويي ناييني كورش*,فتوحي اكبر,برهاني مهرداد,پويا بهزاد |
| * تهران، دانشگاه علوم پزشکي تهران، انستيتو تحقيقات بهداشتي |
| مقدمه و اهداف: سوء تغذيه به عنوان يکي از مشکلات بهداشتي در کشورمان مطرح است و بررسي کشوري رشد در سال 1377 نشان داد که 800.000 کودک دچار نوع متوسط و شديد انواع کم بود وزن هستند. يکي از مناطق اصلي شيوع اين مشکل استان هرمزگان است و لازم است عوامل موثر و ريسک فاکتورهاي کم وزني در کودکان زير 5 سال اين منطقه بررسي و تعيين شود. روش کار: در اين مطالعه مقطعي 1725 نمونه انتخاب و آناليز بر حسب کم وزني، به عنوان متغير وابسته، به روش مورد– شاهد انجام شد. اطلاعات لازم توسط پرونده بهداشتي خانوار و مصاحبه با والدين کودک جمع آوري شد. رابطه 21 متغيري که به عنوان عوامل خطر يا نقش مخدوش کنندگي و يا متغير زمينه اي مطرح بودند، با متغير کم بود وزن بر اساس شاخص امتياز استاندارد شده وزن مناسب براي سن يا WAZ (Weight for Age Z-score) تعيين شد. نتايج: در اين مطالعه، شغل پدر با P<0.04، سطح تحصيلات والدين، فاصله بين دو زايمان، سکونت در شهر يا روستا (همگي با P<0.001) و بعد خانوار P<0.004 و عدم آشنايي مادر با منحني پايش رشد کودک با P<0.03، با کم وزني براي سن رابطه نشان دادند. از نظر سني ميانگين سن کودک مورد 2.3 ماه بيش از گروه شاهد بود (P<0.001) دو متغير استفاده از مهد کودک (P<0.005) و سابقه مثبت واکسيناسيون (P<0.018) هم اثر پيش گيري کننده خود را بر کم وزني براي سن مشخص کردند از نظر ساير متغيرهاي مورد مطالعه تفاوت معني داري در گروه مورد و شاهد به دست نيامد. نتيجه گيري: کودکان خانوارهاي کم سواد، کارگر، کشاورز و خانواده هاي پر تعداد و روستايي که مادران خانواده با منحني رشد آشنايي ندارند و يا امکان استفاده از مهد کودک را ندارند، در معرض خظر سوء تغذيه هستند. اين متغيرها به شدت تحت تاثير وضعت اقتصادي و بيانگر جايگاه خاص فقر اقتصادي در سوء تغذيه اطفال منطقه هستند. از طرفي ايمن سازي کامل و آموزش منحني رشد کودک توسط مراکز بهداشتي اثر حفاظتي خود را در بروز سوء تغذيه نشان داده اند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران زمستان 1384; 1(2):33-39. |
| كرمي منوچهر,هلاكويي ناييني كورش*,رحيمي عباس,فتوحي اكبر,افتخاراردبيلي حسن |
| * گروه اپيدميولوژي و آمار زيستي، دانشکده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي، دانشگاه علوم پزشکي تهران، تهران |
|
مقدمه و اهداف: از آنجا که در حال حاضر واکسن مصرفي در کشورمان، ساخت داخل (انستيتو رازي) است و تاکنون فقط چند پژوهش معدود دال بر تعيين ميزان يا نسبت بروز عوارض واکسن ساخت کشور در خارج از محيط پژوهش بررسي حاضر انجام شده است، لذا اين بررسي با هدف تعيين ميزان بروز تجمعي عوارض واکسن سه گانه و عوامل موثر بر آن انجام شده است. |
| كليد واژه: واکسن سه گانه (DTP)، پي آمد نامطلوب متعاقب ايمن سازي، عوارض جانبي، ميزان بروز تجمعي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران زمستان 1384; 1(2):41-45. |
| پورحسين قلي محمدامين,محرابي يداله*,علوي مجد حميد,ياوري پروين |
| * گروه پزشکي اجتماعي و بهداشت دانشکده پزشکي، دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، تهران، اوين، کد پستي 19395 |
|
مقدمه و اهداف: رگرسيون لجستيک يکي از کاربردي ترين مدل هاي خطي تعميم يافته براي تحليل رابطه يک يا چند متغير پاسخ رسته است. زماني که بين متغيرهاي توضيحي همبستگي هاي نسبتا قوي وجود داشته باشد هم خطي چند گانه ايجاد شده، ممکن است به کاهش کارآيي مدل منجر شود. هدف اين تحقيق استفاده از متغيرهاي پنهان براي کاهش اثر هم خطي چند گانه در تحليل يک مطالعه مورد– شاهدي است. |
| كليد واژه: هم خطي چندگانه، متغير پنهان، تحليل عاملي، تحليل مولفه هاي اصلي، رگرسيون لجستيک، سرطان پستان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران زمستان 1384; 1(2):53-58. |
| سوري حميد*,رحيمي محسن,محسني حسين |
| * دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، اوين |
|
مقدمه و اهداف: خطاهاي انساني عمده ترين علت رخداد حوادث شغلي هستند که عمدتا به دليل استرس هاي شغلي رخ مي دهند. ارتباط بين استرس هاي شغلي و حوادث حين کار کم تر مورد توجه قرار گرفته و در کارکنان صنايع خودرو سازي تا کنون مطالعه اي در اين مورد منتشر نشده است. هدف اين مطالعه تعيين ارتباط بين استرس هاي شغلي و حوادث ناشي از کار در کارکنان شرکت خودرو سازي سايپا، که يکي از مهم ترين شرکت هاي مربوطه در کشور و خاورميانه محسوب مي شود، است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران پاييز 1384; 1(1):1-8. |
| ناصري كيومرث* |
| * موسسه بهداشت عمومي، سازمان ثبت سرطان کاليفرنيا |
|
نگرش همه گير شناختي سرطان ها سنگ اصلي برنامه هاي مبارزه با اين بيماري ها را تشکيل داده و براي تعيين اهداف، پايش پيشرفت و ارزشيابي نتايج بدست آمده از مبارزه ضروري مي باشد. سرطان يک نام عمومي براي تعدادي از بيماري ها مي باشد که از نظر عليتي، سير طبيعي و پيآمد با يکديگر تفاوت داشته و به لحاظ برنامه هاي مبارزه متفاوتي را ايجاب مي کنند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران زمستان 1384; 1(2):21-26. |
| بكايي سعيد*,شريفي لاله,مميشي ستاره,نديم ابوالحسن |
| * بخش اپيدميولوژي، دانشکده دامپزشکي، دانشگاه تهران |
| مقدمه و اهداف: کالا آزار مديترانه اي بيماري مشترکي بين انسان و حيوانات است که در دسته متاژئونوزها قرار مي گيرد (بيماري مشترکي که عامل آن در سير تکاملي اش نياز به حداقل يک ميزبان بي مهره دارد). در ايران سگ سانان به عنوان مخزن اصلي بيماري شناخته شده اند و اکثر بيماران را کودکان 6 ماهه تا دو ساله تشکيل مي دهند. اين مطالعه به منظور بررسي ويژگي هاي باليني و تغييرات همه گير شناختي (Epidemiologic) بيماري در طي 12 سال اخير بر روي پرونده هاي بيمارستاني کودکان مبتلا به ليشمانيوز احشايي در بيمارستان مرکز طبي کودکان صورت پذيرفت. روش کار: در مطالعه اي که به صورت بررسي گزارش موارد (Case series) بر روي 106 پرونده متعلق به بيماران مبتلا به کالا آزار بستري شده در فاصله ي سال هاي 1382-1370 در بيمارستان مرکز طبي کودکان انجام گرفت، علاوه بر ثبت موقعيت جغرافيايي محل زندگي بيماران، فاکتورهاي زمينه اي، تظاهرات باليني و آزمايشگاهي، پاسخ به درمان و عوارض داروي گلوکانتيم نيز ثبت شدند و در نهايت به آناليز توصيفي اطلاعات پرداختيم. نتايج: بيشترين موارد بيماري مربوط به سال 1371 و کم ترين موارد مربوط به سال هاي 82 و 72 هستند. بيشترين موارد رجوع بيماري مربوط به فصل بهار بوده است. بيماري در رده سني 48-12 ماه بيشتر مشاهده مي شود و مراجعه پسران مبتلا بيش از دختران است (%82.1 به 17.9 %) و از نظر شغل رئيس خانوار بيشترين مراجعات مربوط به طبقه کارگر است. در بررسي هاي آزمايشگاهي کم خوني، افزايش ESR و ترومبوسيتوپني از واضح ترني علايم به شمار مي آيند و در تظاهرات باليني تب، اسپلنومگالي و هپاتومگالي بارزترين نشانه ها هستند. 83% بيماران بهبود يافته و 1.9% فوت کرده اند و موارد عود 15.1% بوده است. 52.8% بيماران در فاصله دو تا 4 هفته درمان با گلوکانتيم سلامتي خود را باز يافته اند و در مجموع عوارض داروي گلوگانتيم به صورت ميوکارديت، راش و استفراغ ناچيز قلمداد مي شود. شهرهاي خرم آباد، کرج و ساوه بيشترين موارد رجوع بيماران به بيمارستان را داشتند. نتيجه گيري: نتايج حاصل بيان گر افزايش نسبت بيماري در جنس مذکر و تغييراتي در تظاهرات باليني و آزمايشگاهي بيماري هستند، ليکن مهم ترين دست آورد اين پژوهش علاوه بر شناسايي مناطق اسپوراديک در کشور، مطرح شدن احتمال بومي شدن بيماري در 4 منطقه حاشيه جنوبي سلسله جبال مرکزي، ساوه و شمال غربي استان قم، تمام خرم آباد و استان اردبيل است. شناسايي اين مناطق مي تواند بيان گر تغيير مشخصات اپيدميولوژيک بيماري کالا آزار در کشور باشد و بذل توجه مسوولان براي کنترل بيماري در مناطق آندميک جيد را مي طلبد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران زمستان 1384; 1(2):47-52. |
| محتشم اميري زهرا*,رضازاده صادقي سميه,خطيبي بانه فروزان |
| * دانشکده پزشکي، دانشگاه علوم پزشکي گيلان، رشت |
|
مقدمه و اهداف: اکستازي از مشتقات مت آمفتامين و از مواد مخدر صناعي داراي روند مصرف رو به تزايد در جهان به خصوص در جوانان است. کشور ايران به دليل قرار گيري بر سر راه شرق به غرب از نظر مطالعه مصرف اکستازي و عومال موثر بر آن بسيار با اهميت است. هدف اين مطالعه بررسي شيوع مصرف اکستازي و رفتارهاي پر خطر در دانش آموزان دبيرستاني شهر لاهيجان بوده است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران پاييز 1384; 1(1):9-16. |
| حشمت رامين,كشت كار عباس علي,شيخ الاسلام ربابه,باقري موسي,نديم ابوالحسن* |
| * انجمن علمي اپيدميولوژيست هاي ايران |
|
زمينه و اهداف: رشد و توسعه همه جانبه هر کشوري در سايه پرورش نسلي سالم و پويا محقق مي گردد. بخش مهمي از اين امر از طريق بهبود شرايط تغذيه اي جامعه امکان پذير خواهد شد. هر چند بيشترين سهم درآمد خانوارها به تامين مواد غذايي اختصاص مي يابد ولي متاسفانه مشکلات تغذيه اي همچنان در کشور قابل مشاهده است. اين امر نشانگر آن است که برنامه غذايي بيشتر تابعي است از آموزش و آگاهي تغذيه تا رشد توليد و مصرف مواد غذايي. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران پاييز 1384; 1(1):27-32. |
| رجب پور زهرا,مجدزاده سيدرضا*,فيض زاده خراساني علي,متوليان عباس,حسيني مصطفي |
| * گروه آمار زيستي و اپيدميولوژي، دانشکده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي، دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني تهران |
|
زمينه و اهداف: سوانح ترافيکي يکي از مهم ترين علل مرگ و مير در ايران است. سوء مصرف مواد نيز يکي از مشکلاتي ست که سلامت عمومي جامعه را به خطر مي اندازد. با توجه به اهميت مشکلات ناشي از حوادث ترافيکي و شيوع نسبتا بالاي سوء مصرف در رانندگان، بررسي تاثير اين عامل خطر بر بروز اين حوادث اهميت زيادي دارد. هدف اين پژوهش برآورد تاثير خطر رانندگي در وضعيت خماري بر بروز تصادفات رانندگي منجر به جرح مي باشد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران پاييز 1384; 1(1):17-26. |
| شلويري گلوريا*,محمد كاظم,مجدزاده سيدرضا,غلامي خيراله |
| * مرکز ثبت و بررسي عوارض ناخواسته داروها، دبيرخانه تحقيقات کاربردي، معاونت غذا و دارو، وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکي |
|
زمينه و اهداف : در سال هاي اخير عوارض و مشکلات دارويي چهارمين الي ششمين عامل مرگ و مير در ايالات متحده آمريکا تخمين زده شده، مرگ و مير ناشي از عوارض دارويي در طول يک سال بيش از مرگ و مير سالانه ناشي از تصادفات با وسايل نقليه، سرطان پستان و ايدز گزارش شده است. با توجه به اين شواهد، هدف اصلي اين پژوهش مقايسه مدل هاي اپيدميولوژيک در شناسايي سيگنال هاي عوارض دارويي در ايران مي باشد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران پاييز 1384; 1(1):33-45. |
| اردلان علي*,هلاكويي ناييني كورش,افلاطونيان محمدرضا,نكويي مقدم منصور,لاپورته رونالد,نوجي اريك |
| * بخش تخصصي سلامت بلايا و حوادث، انستيتو تحقيقات بهداشتي، دانشکده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي، دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني تهران |
|
زمينه و اهداف: در 5 دي ماه 1382 زلزله اي با قدرت 6.5 ريشتر، شهر بم و روستاهاي اطراف را در مسير گسل بم لرزاند. در اين مقاله نتيجه مطالعه اي که به منظور تعيين نيازها و شرايط سلامتي جمعيت آسيب ديده، حدود 20 روز پس از واقعه، انجام شده است ارايه مي گردد و يافته ها از دو جنبه برنامه ريزي سيستم مديريت سلامت در بحران و متدولوژي روش هاي ارزيابي نياز بحث مي شوند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران پاييز 1384; 1(1):47-57. |
| هلاكويي ناييني كورش,مرادي علي*,پورملك فرشاد,مجدزاده سيدرضا |
| * معاونت بهداشتي، دانشگاه علوم پزشکي همدان |
| زمينه و اهداف: يکي از مهترين برنامه هاي بهداشتي در کشور طرح کشوري حذف سرخک– سرخجه مادرزادي در جمهوري اسلامي ايران است. يکي از نيازهاي اساسي اين برنامه وجود يک سيستم مناسب و کارا به منظور جمع آوري اطلاعات کافي در زمينه ميزان هاي ابتلا و ميرايي در اثر بيماري هاي سرخک– سرخجه و همچنين اطلاع از ميزان مشارکت مردم در اجراي اين برنامه و وضعيت آگاهي، نگرش و عملکرد مردم در زمينه راه هاي پيشگيري از اين بيماري ها مي باشد. اين مطالعه به منظور تعيين سطح آگاهي، نگرش و عملکرد مردم در مورد اين برنامه انجام شد. روش بررسي: مطالعه حاضر بصورت مقطعي بوده است. داده ها 4 ماه بعد از اجراي بسيج همگاني واکسيناسيون سرخک– سرخجه ( ارديبهشت ماه سال 1383) جمع آوري گرديد. در اين مطالعه جامعه هدف کليه افراد 20 تا 25 ساله محدوده تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکي تهران بوده اند. نحوه نمونه گيري بصورت دو مرحله اي بود. حجم نمونه مورد نياز 384 نفر تعيين گرديد. در آناليز تحليلي براي تعين ارتباط متغيرهاي کيفي از آزمون کاي دو و در صورت لزوم از شاخص OR و حدود اطمينان آن استفاده شد. Reliability سوالات درهر حيطه با استفاده از شاخص آلفاي کرونباخ مودر بررسي قرار گرفت. Constract Validity سوالات در هر حيطه استفاده روش Principal Components Analysis مورد بررسي قرار گرفت. يافته ها: در مجموع 390 نفر مورد بررسي قرار گرفت. به ترتيب %93.1, %53.6, %63.3 از افراد مورد بررسي داراي آگاهي، نگرش و عملکرد مناسب در زمينه بسيج همگاني واکسيناسيون سرخک– سرخجه بوده اند. پس از حذف اثر متغيرهاي مخدوش کننده با استفاده از مدل رگرسيون لجستيک مشخص شد که ارتباط آگاهي افراد مورد بررسي در مورد بسيج همگاني واکسيناسيون سرخک– سرخجه با متغيرهاي زمينه اي تحصيلات و تحصيلات مادر و ارتباط نگرش آنها با متغيرهاي زمينه اي تحصيلات، وضعيت تاهل و درآمد ماهيانه خانوار از نظر آماري معني دار بوده است. ولي ارتباط عملکرد آنها با هيچ يک از متغيرهاي زمينه اي از نظر آماري معني دار نبوده است. نتيجه گيري: عوامل مختلفي روي پوشش ايمن سازي در برنامه هاي جاري و همگاني موثر مي باشند. لازم است در اجراي برنامه هاي بعدي اين عوامل دقيقا مورد بررسي قرار گيرد و از نقاط قوت برنامه انجام شده نهايت استفاده به عمل آيد. از جمله اين عوامل مي توان وضعيت نيروي انساني، تجهيزات، واکسن ها، مواد مصرفي ، کيفيت خدمت دهي، کيفيت زنجيره سرد، پوشش اطلاع رساني، آگاهي و نگرش مردم و ارايه دهندگان خدمات ايمن سازي در مورد برنامه هاي ايمن سازي، بيماري هاي هدف و واکسن هاي مورد استفاده را نام برد. |
| كليد واژه: سرخک، KAP, Mass Campaign |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران پاييز 1384; 1(1):59-64. |
| كشت كار عباس علي,اصغري شبنم,نجات سحرناز,اعتمادي آرش,حشمت رامين,هلاكويي ناييني كورش*,كبير محمدجواد,كنعاني يوسف |
| * گروه اپيدميولوژي و آمار زيستي، دانشکده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي، دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني تهران |
| زمينه و اهداف: کاهش شنوايي ناشي از سرو صدا (Noise– induced hearing loss– NIHL) شايعترين کاهش شنوايي در کارگران مي باشد. بررسي آسيب هاي ناشي از سر و صدا در کارگران واحدهاي صنعتي به عنوان گام نخست براي يافتن راه حل هاي مناسب جهت کاهش ضايعات ناشي از آن مي باشد.(8). روش بررسي: اين بررسي به صورت يک مطالعه همگروهي تاريخي در 131 نفر از کارکنان و کارگران شاغل بخش هاي مختلف کارخانجات کشت و صنعت انجام پذيرفت. وضعيت شنوايي اين افراد و بروز کاهش شنوايي در آن ها از طريق شنوايي سنجي در فواصل 3 ساله از سال 1372 تا 1383 و با استفاده از آناليز بقا به روش کاپلان ماير مورد بررسي قرار گرفت. يافته ها: از 131 کارگر مورد بررسي 100 نفر در گروه مواجهه يافته و 31 نفر در گروه مواجهه نيافته قرار گرفتند که %49 افراد در گروه مواجهه يافته (49 نفر) و %9.7 در گروه مواجهه نيافته (3نفر) مبتلا به کاهش شنواي ناشي از سر و صدا بودند (P<0.001). خطر نسبي ابتلا به کاهش شنوايي ناشي از سرو صدا در دو گروه برابر 5.1 (فاصله اطمينان 1.7-15.1:%95) بود. نتيجه گيري: نتايج آناليز بقا نشان داد که متوسط زمان در معرض خطر تا قبل از ابتلا (زمان بقا) در گروه مواجهه نيافته 24.9 سال (فاصله اطمينان 22.7-27.1:%95) و در گروه مواجهه يافته 22.2 سال (فاصله اطمينا 20.7-23.7:%95) بود. جهت حفظ تندرستي کارگران توصيه مي شود که اولا سطح صوت را در حد استاندارد نگه دارند، کارگران از وسايل حفاظت ايمني استفاده کنند و ميزان شنوايي به طور منظم اندازه گيري گردد تا در صورت لزوم محل کار آنان تغيير کند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| اپيدميولوژي ايران پاييز 1384; 1(1):65-72. |
| پورحسين قلي محمدامين*,علوي مجد حميد,ابدي عليرضا,پروانه وار سيمين |
| * گروه آمار زيستي، دانشکده پيراپزشکي، دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي |
|
مقدمه و هدف: داده هاي گمشده در بسياري از مطالعات آماري از جمله مدل هاي رگرسيوني وجود دارند و باعث کاهش دقت برآورد مي شوند. تاکنون روش هاي گوناگوني براي مقابله با مشکل داده هاي گمشده ابداع شده که عموما بر داده هاي گمشده متغير پاسخ متمرکز بوده است حال آنکه متغيرهاي پيشگو نيز مي توانند دستخوش تغيير و از دست رفتن اطلاعات شوند. |
| كليد واژه: مدل رگرسيون لجستيک، الگوريتم EM، تحليل مورد کامل، داده گمشده، متغير کمکي، سزارين |
| |
|
نسخه قابل چاپ |