نقش دانشجويان دانشگاه تهران در نهضت 15 خرداد
نويد شاهد: قيام 15 خرداد 42 كه در اعتراض به دستگيري حضرت امام خميني و در حمايت از نهضت ايشان صورت گرفت از نقاط عطف و حساس تاريخ معاصر ايران است. اين قيام حركتي عمومي عليه رژيم شاه بود كه علاوه بر آن كه شهرهاي حساس و پايتخت را در بر گرفت و تبديل به جنبشي چند شهري گرديد، دانشجويان و دانشگاهيان نيز همراه تودهي مردم در آن نقش داشتند، از اين ميان، نقش دانشجويان دانشگاه تهران برجسته و قابل ملاحظه است. اين مقاله به بررسي و ارزيابي نقش دانشجويان دانشگاه تهران در جنبش فراگير 15 خرداد 42 پرداخته است.
نويسنده : قاسم پور، داوود
مقدمه
انقلاب ايران، يكي از فراگيرترين (popular) جنبشهاي تودهاي تاريخ بشريت محسوب ميگردد.(1) فراگير از آن جهت كه اولاً تمام اقشار جامعه، از روحانيون گرفته تا بازاريان و از دانشجويان تا طبقات پايين جامعه، در آن مشاركت داشتند و ديگر آنكه تمام شهرهاي كشور تحت تأثير اين انقلاب قرار گرفتند و در تحقق اين هدف مهم فعالانه در عرصه حاضر بودند.
محققان و مورخان و اغلب كساني كه در مورد انقلاب اسلامي ايران پژوهش ميكنند، قيام مردم در پانزدهم خرداد 1342 را سرآغاز اين حركت فراگير تودهاي مينامند و برخي نسبت آن را با انقلاب اسلامي، با نسبت جنبش تنباكو به انقلاب مشروطه مقايسه ميكنند(2) و از آن با عنوان «پيش درآمد» انقلاب اسلامي ياد ميكنند.(3)
اين قيام، يكي از برهههاي حساس تاريخ ايران است كه تمام تودههاي مردم در آن شركت داشتند و دامنهي وسعت آن، تمام شهرهاي كشور را در بر گرفت. اين حركت اولين حركت عمومي بود كه عليه رژيم شاه صورت گرفت. در نهضت ملي شدن نفت، شهرهاي كمي تحت تأثير آن بودند، ولي يكي از خصيصههاي جنبش 15 خرداد همان چند شهري بودن اين جنبش است.(4) نيروهاي مردمي و تودههاي به پا خاسته، به رهبري روحانيت و در راس آنها حضرت امام خميني (ره)، قدرت خودشان را به رژيم نماياندند و از نيروي نهفته در بطن جامعه، آن را آگاهانيدند. اين جنبش كه در ابتدا در اعتراض به لوايح شاه بخصوص رفراندوم آغاز شد، با دستگيري امام خميني و انتقال وي از قم به تهران، شتاب بيشتري گرفت و بدل به حركتي گرديد كه بصورت مداوم هفت روز طول كشيد، ولي تعريفگر مناسباتي جديد در روابط دولت ـ ملت گرديد.
در اين مقاله، به بررسي نقش دانشجويان و دانشگاهيان بخصوص دانشجويان دانشگاه تهران، در اين جنبش عظيم مردمي پرداخته ميشود.
1ـ نماييازفعاليتهايدانشجويانتاآغاز نهضت حضرت امام (ره)
دانشجويان و در كل دانشگاه، در كنار روحانيون و بازار، نقش عمدهاي در تحولات تاريخ يكصد سال اخير داشتهاند. اگر چه بنياد نهاده شدن دانشگاه به معني خاص آن، در دوران سلطنت پهلوي اول تحقق يافت، ولي دانشجويان باز گشته از فرنگ و نيز محصلان دارالفنون، در تحقق مشروطيت، فعالانه در عرصه بودند. با تأسيس دانشگاه تهران، اين نهاد خودش را بصورت نهادي تأثيرگذار نماياند كه نمود بارز آن در تحولات دههي سي بود، كه طي آن دانشجويان فعالانه در صحنه بودند. نهضت ملي شدن صنعت نفت، فرصتي را براي دانشجويان پديد آورد تا قدرت خودشان را به رژيم بنمايانند. بعد از كودتاي 28 مرداد، اين قشر، به عنوان يكي از فعالترين و متمركزترين مخالفان رژيم پهلوي بود و جديترين گروه معارض با رژيم استبداد محسوب ميشد، لذا مدام از سوي رژيم تحت فشار قرار داشتند.(5) حركت دانشجويان عليه رژيم كودتا در 16 آذر 1332 به اوج خود رسيد كه طي آن نيروهاي نظامي دست به سركوب گستردهي دانشجويان معترض زدند و آن روز بعنوان يكي از روزهاي جاودانهي جنبش دانشجويي محسوب ميگردد.
ايجاد فضاي بازسياسي در سال 1339، به دانشجوياني كه بشدت تحت فشار رژيم بودند، فرصتي داد تا باز نيروي خودشان را به رخ رژيم بكشانند. در اين سال ميتينگي در پارك لاله برگزار شد كه بالغ بر 000/30 نفر از دانشجويان در آن شركت داشتند(6) و طي آن، خواستار ابطال انتخابات مجلس بيستم شدند. محور شعارها و سخنرانيهايشان نيز در اين راستا و در مخالفت با رژيم، بخصوص حكومت كودتاي 28 مرداد 32 بود. يكسال بعد در بهمن 1340، بدنبال اعلام اصول ششگانهي شاهانه؛ دانشجويان، دست به اعتصابي گسترده در دانشكدهي ادبيات دانشگاه تهران زدند كه تعدادشان بالغ بر 4000 (چهار هزار) نفر ميگرديد.(7) اين حركت اعتراضي نيز با سركوب شديد نيروهاي نظامي مواجه شد و واحدهاي چترباز و كماندو به دانشگاه ريختند و بيش از 600 نفر را مجروح كردند. در اين سال دانشجويان، با مرجعي آشنا شدند كه مقدر بود عميقترين ارتباط را با وي داشته باشند، آيت الله سيد روح ا... خميني كه علم مخالفت با رژيم را برافراشته بود. دانشجويان در آذر 1341 هـ. ش به قم رفتند و با ايشان و ديگر مراجع ديدار كردند(8) و نارضايتي و نيز نكته نظرات خودشان را در مورد لوايح انقلاب به اصطلاح سفيدشاه اعلام داشتند.
2 ـ دانشجويان در عاشوراي 1342 (13 خرداد)
زبانهي آتش خشم تودهها ـ بخصوص دانشجويان ـ هر روز شعلهورتر ميگرديد و زمان آبستن حوادث بود. وقوع حادثهي فيضيه و حملهي نيروهاي رژيم به مدرسهي فيضيه، خشم مردم را زيادتر كرد. در اين مقطع، دانشجويان در تعطيلات بودند، و طبعا عكس العملي از طرف دانشگاهيان صورت نگرفت، ولي اتفاقات بعدي نشان داد كه اين حادثه براي آنان مهم بود، چه يكي از خواستههاي دانشجويان در تظاهرات روزهاي 13 و 14 خرداد 42، تعمير مدرسهي فيضيه بود(9) و اين امر نشان از اثرگذاري حادثهي فوق در دانشجويان داشت.
ماه محرم و تصادم آن با چهلم حمله به فيضيه، فرصت خوبي بود تا مردم نيروي خودشان را به رژيم بنمايانند. اساسا ماه محرم فرصتي براي مذهبيون بود تا در آن، اوضاع نابسامان روز را و مشكلات و ظلمهاي ايجاد شده توسط دولتها و حكومتها را گوشزد كنند. محرم 1342، متفاوت از سالهاي ديگر بود، چرا كه نيروهاي مذهبي، اينبار، تحركي بر فعاليتهاي خود بخشيده بودند و با رهبري امام درصدد مقابلهي جدي با رژيم شاه بودند. رژيم شاه كه از اين تحركات مطلّع بود در اطلاعيهاي، ضمن قيد اينكه عزاداري مانعي ندارد، از مردم خواست دست به تظاهرات و شعارهاي ضد رژيم نزنند.(10) امام خميني، با شجاعت منحصر به فرد خودشان، طي اعلاميهاي، ضمن رد درخواست رژيم، مردم را به عزاداري و شركت گسترده در آن دعوت كرد و خودشان اعلام كردند كه قصد سخنراني در روز عاشورا را دارند. به دنبال آن، هياتهاي مذهبي، تدارك وسيعي جهت برگزاري هر چه باشكوهتر عزاداري ديدند و علما و روحانيت نيز با صدور اعلاميههايي مردم را به حضور هر چه باشكوهتر در آن فراخواندند. اين امر به رژيم شاه فهمانيد كه محرمي متفاوت با گذشته، پيش رو خواهد داشت.
به دنبال اعلام مراجع و علما مبني بر برگزاري مراسم و مجالس عزاداري بصورتي پررنگتر در روز عاشوراي حسيني، مردم از تمام قشرهاي جامعه، ضمن عزاداري، شروع به سردادن شعارهاي ضدرژيم كردند و از سياستهاي ضد ملي رژيم تبري جستند. اين دستههاي عزادار بصورت هياتها در خيابانها ظاهر شدند و شعار «خميني! خميني! خدانگهدار تو؛ ملت طرفدار تو» سر داده، حمايت خود را از امام و مخالفت با رژيم شاه اعلام كردند؛ در تهران، مردم تمثال بزرگ امام را در پيشاپيش جمعيت حركت ميدادند.(11) و آن جلوهاي خاص بر عزاداري بخشيده بود. دانشجويان نيز مثل ديگر اقشار مردم نمودي بارز در اين تظاهرات داشتند. آنان به محض آگاهي از اين حركت مردم، كلاسهاي درس را تعطيل كردند و به سوي بازار به راه افتادند و شعارشان «خميني پيروز است» بود.(12) آنان در اين مسير ابتدا به سوي بازار حركت كردند و سپس از طريق خيابان مولوي به مسجد شاه [امام] رفتند. در اين تظاهرات يكي از دانشجويان ضمن سخنراني؛ حمايت و پشتيباني دانشجويان را از حضرت امام خميني اعلام نمود. در همان روز ـ ظهر ـ اعلام گرديد كه ساعت شانزده، مراسم عزاداري در مسجد هدايت برگزار خواهد شد.
در ساعت 16 همان روز دانشجويان دوباره به مسجد بازگشتند و در حالي كه تعدادشان در ابتدا 700 نفر بود، هر لحظه بر تعدادشان افزوده ميگرديد. دراين اجتماع ابتدا دو نفر از دانشجويان سخنراني كردند، بعد از آن آيت ا... ناصر مكارم شيرازي، ضمن سخنراني، اعمال رژيم را تقبيح نمود و از عملكرد رژيم پهلوي انتقاد كرد. پس از سخنراني آيت ا... مكارم، حدود چهار صد نفر از دانشجويان از مسجد خارج شدند و در حالي كه شعار «خميني! خميني! خدانگهدار تو؛ بميرد! بميرد! دشمن خونخوار تو» سرداده بودند به طرف ميدان سپه به راه افتادند. در اثناي حركت بر اجتماع آنها افزوده ميگرديد و بعداز مدتي تعدادشان بالغ بر 2000 نفر گرديد. آنان بعد از تظاهرات در بازار، به مسجد حاج ابوالفتح رفتند و در مجلس عزاداري كه روحانيون آن را برگزار كرده بودند شركت كردند. در آن جلسه مقرر گرديد تا تظاهرات روز بعد از مسجد شاه [امام]، ادامه يابد.(13)
3 ـ دانشجويان در تظاهرات 14 خرداد
در روز چهارده خرداد 42 و به دنبال اعلام قبلي مبني بر برگزاري تظاهرات، مردم ساعت 8 صبح در مسجد حاج ابوالفتح اجتماع كردند، سپس تظاهركنندگان به طرف دانشگاه به راه افتادند و با شعار «با ما همصدا شويد» دانشجويان را به اتحاد دعوت ميكردند. دانشجويان به محض آگاهي از اين امر، كلاسهاي درس را تعطيل كردند(14) و به استقبال تظاهركنندگان شتافتند و شعار رعدآساي «خميني خميني...» را سر دادند. تظاهركنندگان سپس در پياده رو دانشگاه تجمع كردند و ابتدا يكي از دانشجويان، ضمن سخنراني، ورود بازاريان و اقشار مختلف مردم را به دانشگاه خوش آمد گفت و در سخناني بر لزوم عدم تسليم مردم به زد و بندهاي جاسوسان و جيره خوارهاي استعمار تأكيد كرد و اعلام نمود كه ما با استعمار سرخ و سياه و زرد مبارزه خواهيم كرد. وي سپس با اشاره به مردم، اعلام كرد كه رفراندومي كه در آن اين تعداد مردم شركت نداشته باشند باطل است. دانشجويي ديگر، با اشاره به يورش كماندوها و چتربازها به دانشگاه در بهمن 1340 اعلام كرد كه تنها جرم دانشجويان، حمايت از حق ملت و ممانعت از ريخته شدن اموال مردم به جيب بيگانگان و چپاولگران است و به خاطر همين اقدام، تعداد زيادي از آنها مصدوم و يا در سياه چالهاي رژيم زنداني هستند. بعد از اين سخنرانيها، دانشجويان همگام با مردم به طرف ميدان 24 اسفند [ميدان انقلاب] به راه افتادند و سپس از طريق باغ شاه و خيابان سپه، به طرف كاخ مرمر رفتند و شعار «خميني بت شكن» و «مرك بر اين ديكتاتور» سر دادند و لرزه بر پيكرهي رژيم شاه افكندند. اين تظاهرات و مراسم ساعت 14 همان روز، با تشكر بازاريان از دانشجويان پايان يافت.(15) اين تظاهرات، تبلور عيني اتحاد اقشار مختلف جامعه بخصوص دانشجويان و بازاريان بود كه هر دو در اثر حمايت از روحانيت و مخالفت با رژيم پهلوي، پاي بر ميدان مبارزه نهاده بودند.
4 ـ دستگيري امام؛ اوج جنبش دانشجويان (پانزده خرداد)
حركت مردم در روز عاشورا عليه رژيم شاه نميتوانست بي پاسخ گذاشته ميشد. رژيم شاه كه از حركت گستردهي مردم هراسان شده بود، مبادرت به دستگيري امام در شب پانزده خرداد نمود و انعكاس آن در تهران، شتاب تظاهرات و اعتراضها را تندتر كرد. مردم به محض آگاهي از اين امر، دسته دسته، از نقاط مختلف شهر به راه افتادند و ضمن اعتراض به اين اقدام رژيم، به خيابانها ريخته، شروع به سر دادن شعارهاي انقلابي نمودند. محسن رفيقدوست، كه يكي از سازمان دهندگان امر تظاهرات همراه با شهيد عراقي و ديگر مبارزان اسلامي بود، ميگويد: ما به محض آگاهي از دستگيري مرجع تقليدمان، به راه افتاديم و هدفمان اعتراض نسبت به دستگيري حضرت امام (ره) بود. سپس از طرف مناطق مختلف تهران، دستههايي هم به راه افتادند و با پيوستن اين افراد و دستهها و بوجود آمدن خيل عظيم تظاهركنندگان، جنبش عظيم پانزده خرداد شكل گرفت.(16)
دانشجويان نيز چون ديگر اقشار جامعه به محض آگاهي از دستگيري حضرت امام به آن واكنش نشان دادند. آنان بلافاصله، كلاسهاي درس را تعطيل نمودند و در محوطهي دانشگاه دست به تجمع زدند. گزارشگري كه در ساعت 8 و 30 دقيقه آن روز گزارشي را به ساواك مخابره كرده ميگويد: عدهي زيادي از دانشجويان در دانشكدهي هنرهاي زيبا تجمع كردهاند. وي ميافزايد: بر سر در دانشگاه، پلاكاردي نصب گرديده كه در آن نوشته شده است «خميني را ديشب گرفتهاند».(17) در گزارشي ديگر، از نصب شدن پلاكاردي ديگر در اين نقطه و سر در دانشگاه تهران خبر داده شده بود كه شعار آن، «ديكتاتور خون ميريزد ـ مرگ بر اين ديكتاتور خون آشام» بود.(18)
دانشجويان بعد از اجتماع در دانشگاه، به طرف بيرون دانشگاه به راه افتادند و با سردادن شعارهايي، ضمن حمايت از امام و محكوم كردن دستگيري ايشان به سيل عظيم تظاهر كنندگان پيوستند و همگام و همراه با مردم، لرزه بر اندام و پيكر رژيم انداختند. دامنهي تظاهرات گسترش يافت و تظاهركنندگان خشمگين، با هدف سرنگوني شاه به پا خاسته بودند و در راه تسخير مراكز دولتي و تصرف ادارهي راديو و تلويزيون و تسليحات ارتش با همهي نيرو تلاش كردند.(19) رژيم پهلوي كه خود را در خطر ميديد دست به خونريزي وحشتناكي زد و از كشتهها، پشته ساخت. ميزان قساوت و خونريزي رژيم در اين روز طوري بود كه حتي ماموران رژيم هم از ديدن آن صحنهها، متاثر ميگرديدند. اين تظاهرات و خيزش مردم و همهي اقشار جامعه؛ ساواك و نيروي نظامي و انتظامي را كاملاً غافلگير كرد و شاه شديدا به وحشت افتاد، به دستور شاه، سرلشگر اويسي، كه در آن زمان فرماندهي لشكر يك گارد بود، مسؤول سركوب تظاهرات گرديد و شاه هر ده دقيقه به وي تلفن ميكرد و از اوضاع سؤال مينمود. اويسي نيز لشكر گارد را به 30 واحد كوچك تقسيم كرد و به مقابله با تظاهركنندگان پرداخت و آنان، بي رحمانه به كشتار مردم پرداختند.(20) در همان روز، هيات دولت، حكومت نظامي اعلام كرد و شروع به دستگيري تظاهركنندگان و افراد مؤثر در اين جريان نمود. با نگاهي به سياههي دستگرشدگان توسط رژيم، نقش دانشجويان مشخص ميگردد. در كنار بازاريان، روحانيان و ديگر دستگيرشدگان، تعداد دستگير شدگان دانشجو چشمگير بوده است. در ميان اين دستگير شدگان ـ دانشجو ـ دانشجوياني از رشتههاي مختلف و از دانشكدههاي گوناگون بودند. از دانشجويان دانشكدهي معقول و منقول گرفته تا دانشكدهي معماري و فني، همه در اين تظاهرات سهيم بودند.(21)
در ميان افراد زخمي شده در حادثهي 15 خرداد، چندين نفر دانشجوي زخمي هم وجود داشت. جرمهاي انتسابي به اين دانشجويان هم از اهميت نقش آنان و نيز متفاوت بودن و متنوع بودن فعاليتهايشان حكايت ميكند؛ مثلا دانشجويي صرفا بجرم تظاهرات دستگير گرديده است و دانشجويي ديگر، جرمش، علاوه بر تظاهرات تحريك دانشجويان و دعوت آنان به تظاهرات بوده است.(22) همهي اين موارد نشان از نقش برجستهي دانشجويان در اين جنبش عظيم دارد.
5 ـ تداوم اعتراضات در دانشگاه
بعد ازظهر همان روز، دانشگاه به محاصرهي تانكهاي رژيم درآمد و دانشجوياني كه در دانشگاه بودند در محوطهي دانشگاه شروع به سردادن شعار كردند، ولي اين روز، پايان حركت دانشجويان نبود؛ چه آنان در روزهاي آتي هم دست به تجمع اعتراضآميز زدند. در روز 16 خرداد، در ساعت 8 و 30 دقيقه، دانشجويان تجمع اعتراضآميز خودشان را اين بار در اعتراض به سركوب تظاهرات مردم توسط رژيم شروع كردند. در گزارشي كه به ساواك مخابره شده، تجمع دانشجويان دانشكدهي پزشكي گزارش شده و قيد گرديده كه هر لحظه تعداد آنها رو به تزايد است.(23) دانشجويان دانشكدهي حقوق و فني هم در همان لحظه در حال تجمع بودند و با اجتماع و اتحاد اين سه گروه، اجتماع بزرگي از دانشجويان ايجاد شد. آنان كلاسهاي درس را تعطيل كردند و در حالي كه شعار «مرگ بر شاه خائن» و «نهضت ادامه دارد» سر ميدادند به طرف درِ ورودي دانشگاه تهران به راه افتادند.(24) نيم ساعت بعد از اولين گزارش؛ تعداد تظاهر كنندگان را هزار نفر قيد كردند. نيروهاي نظامي به محض اطلاع از اين تجمع، خيابانهاي اطراف دانشگاه را به محاصره در آوردند و دانشجويان مجبور گرديدند به داخل دانشگاه برگردند و تجمعات خودشان را در داخل دانشگاه تداوم دهند و بصورت گروهي اقدام به سردادن شعار نمايند. شعار اين دانشجويان در آن روز «مرگ بر شاه خائن» بود.
اين تظاهرات تا پاسي از شب تداوم داشت تا اينكه در نيمه شب عوامل رژيم به كوي دانشگاه تهران يورش بردند. در آن شب، در حالي كه تعدادي از دانشجويان مشغول شنيدن نطق عاشوراي امام خميني بودند، مورد هجوم نيروهاي رژيم شاه قرار گرفتند. در آن حمله تعداد زيادي از دانشجويان دستگير و روانهي زندان شدند و دانشگاه تهران هم بسته شد.(25)
سركوب قيام مردم و حمله به كوي دانشگاه تهران و دستگيري عدهي كثيري از دانشجويان، تعطيلي دانشگاه و در محاصرهي پليس بودن آن، باعث شد تا دانشجويان، اين بار بصورتي گستردهتر در كوي دانشگاه تهران اقدام به تجمع اعتراضآميز نمايند. دانشجويان خشمگين از اقدامات رژيم، در روز 17 خرداد، با حمله به رستوران كوي دانشگاه در اميرآباد، قاب عكس شاه را كه بر ديوار آن آويزان بود برداشتند و درصد بودند به ديگر نقاطي كه تمثال شاه در آنجا بود بروند و آنها را بردارند كه اين بار نيز با يورش پليس و دستگيري تعدادي از دانشجويان، اين حركت دانشجويان سركوب شد.(26)
روز 18 خرداد اعلام گرديد كه امتحانات پايان ترم برگزار ميگردد و از دانشجويان خواسته شد تا سر جلسهي امتحاناتشان حاضر گردند، ولي دانشجوياني كه چندين روز را در تظاهرات و درگيري با رژيم بودند، با سر دادن شعار «درس بر ما حرام است» امتحانات را تحريم كردند. در اين روز حدود دويست نفر از دانشجويان در مقابل دانشكدهي فني اجتماع نمودند. آنان با سردادن شعار «درس بر ما حرام است»، به سوي دانشكدهي حقوق رهسپار گرديدند و كلاسهاي امتحان را تعطيل كردند.(27) در حالي كه پليس هم در حال حركت به دانشگاه بود، اجتماعي ديگر در اين روز در مقابل دانشكدهي علوم اجتماعي صورت گرفت كه شعارشان «درس بر ما حرام است» بود.(28) دانشجويان دانشكدههاي حقوق و دندانپزشكي هم، ضمن تجمع و سردادن شعارهايي مبني بر تحريم درس، كلاسهاي درس را تعطيل نمودند. اين گروهها، با پيوستن به هم، قصد تظاهرات در محوطهي دانشگاه را داشتند. شعار آنها هم در اين روز، «دانشگاه تعطيل است» و «تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد» بود.(29)
اين اقدامات و تجمعات و تظاهرات دانشجويان باعث گرديد تا شوراي روساي دانشكدهها، تصميم به تعطيل كردن دانشگاه تهران بگيرد، لذا طي اعلاميهاي بيان داشتند كه تا اطلاع ثانوي، بستگي به وضع روز، دانشگاه تعطيل و امتحانات به تعويق ميافتد.(30) دانشجويان، بي خبر از اين تصميم وقتي ساعت 7 و 30 دقيقه، قصد ورود به محوطهي دانشگاه را داشتند با ممانعت روبه رو شدند، لذا در، وروديهاي دانشگاه تجمع كردند و اقدام به سر دادن شعار نمودند كه از طرف پليس متفرق گرديدند، ولي در درهاي شرقي و غربي، اجتماع دانشجويان به حدي بود كه به قول گزارشگر ساواك، اگر اقدامي صورت نگيرد (در پراكنده كردن آنان) بيم آن ميرود كه تهديدي عليه رژيم صورت گيرد. پس از اينكه عدهي آنها زياد شد [ممكن است] از نردهها و يا درهاي شرقي و غربي وارد شوند و در داخل دانشگاه اقدام به تظاهرات نمايند.(31)
دانشجويان در روزهاي بعدي از جمله در اعتصابات 21 خرداد، در اعتراض به اقدام رژيم مبني بر «عدم خروج از منازل و تردد در معابر» مشاركت داشتند و بصورت فعالانه در عرصهي مبارزه با رژيم حاضر بودند. آنان در 21 خرداد به ديدار مراجع رفتند و با آيات عظام ميلاني و شريعتمداري ديدار كردند و در مورد آمار شهدا و همچنين جنايات رژيم پهلوي، با آنان گفتگو كردند.
يكي از موارد عجيب در قيام پانزده خرداد، انكار هر گونه نقش دانشجويان از طرف وزير فرهنگ وقت پرويز ناتل خانلري است. در جلسهي هيأت دولت ـ كه در مورخه 18/3/1342 تشكيل شد ـ وزير فرهنگ ادعا كرد كه هيچ گونه ناآرامي در ميان فرهنگيان مشاهده نشده است و فقط شايع شده بود كه دانشجويان دانشسراي عالي اغتشاش كردهاند كه وقتي من تحقيق كردم ديدم شايعهاي بيش نبود.(32) در حالي كه اسناد و مدارك ساواك (چنانچه قيد شد)، خلاف آن را ثابت ميكند. با فروكش كردن تظاهرات مردمي، آهنگ تظاهرات دانشجويان نيز كند گرديد، ولي بستر و زمينه را براي فعاليتهاي بعدي آماده نمود.
پانزده خرداد، آغازگر مناسبات جديد بين دولت و ملت گرديد و ملت بعد از اين حركت تاريخي، برجنبهي ظاهري و فريبكاري ادعاي فضاي باز سياسي و نيز ماهيت سركوبگر رژيم پي بردند. اين حركت علاوه بر افشاي ماهيت رژيم، نتايج پرباري به بار آورد كه همانا استحكام ارتباط دانشگاه و روحانيت از آن جمله است. 15 خرداد، آغازگر روابط نوين بين قشر روحاني و قشر دانشجو، دو قشر فعال در عرصهي سياسي ـ اجتماعي گرديد و اين ارتباط چندان مستحكم شد كه امام خميني بعد از آزادي در فروردين 1343، درحضور دانشجويان به سخنراني پرداخت و آنان را به مبارزه با طاغوت و بردوش كشيدن پرچم مبارزه دعوت كرد. از اين منظر، ميتوان پانزده خرداد را يكي از مقاطع حساس تاريخ معاصر ايران دانست، مقطعي كه پانزده سال بعد، توانست فراگيرترين جنبش تودهاي معاصر را رقم بزند.
پي نوشت:
1. محمد امجد، ايران از ديكتاتوري سلطنتي تا دينسالاري، ترجمه حسين مفتخري، تهران، باز، 1380، ص 173.
2. يرواند آبراهاميان، ايران بين دو انقلاب، ترجمه احمد گل محمدي و محمد ابراهيم فتاحي، تهران، ني، 1377، ص 524.
3. سلسله پهلوي و نيروهاي مذهبي به روايات تاريخ كمبريج، ترجمه عباس مخبر، تهران، طرح نو، 1371، ص 307.
4. رحيم روحبخش، چند شهري بودن جنبشهاي معاصر ايران، بررسي قيام 15 خرداد، فصلنامهي گفتگو، پاييز 1379، ص 20.
5. امجد، پيشين، ص 182.
6. عليرضا كريميان، جنبش دانشجويي در ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1381، ص 144.
7. همان، ص 145.
8. همان، ص 302.
9. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، شمارهي بازيابي، 118، ص 156.
10. عليرضا اميني، تحولات سياسي ـ اجتماعي در دوران پهلوي، تهران، صداي معاصر، 1381، ص 276.
11. همان، ص 278.
12. از قبا تا فيضيه، جنبش مسلمانان مبارز تبريز، بي جا، 1359، ص 50.
13. جواد منصوري، قيام پانزده خرداد به روايت اسناد، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1378، ص 635.
14. عبدالمجيد معاديخواه، طلوع فجر، تهران، وزارت ارشاد، 1361، ص 77.
15. سيد حميد روحاني، نهضت امام خميني، دفتر اول، تهران عروج، 1381، پانزدهم صص 474-475.
16 . آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، مصاحبه با محسن رفيقدوست، جلسه دوم صفحات 1تا17.
17. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، شماره بازيابي 115.
18. جواد منصوري، پيشين، ص 23.
19 . سيد حميد روحاني، پيشين، ص 528.
20. حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، تهران، مؤسسه اطلاعات 1374، ص 513.
21. دهنوي، قيام خونين 15 خرداد 42 به روايت اسناد، تهران، رسا، 1360، صص 131-150.
22. پيشين.
23. سيد حميد روحاني، پيشين، ص 540.
24. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، شماره بازيابي 118، س ش 24.
25. سيد حميد روحاني، پيشين، ص 489.
26. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، شمارهي بازيابي 119، سند شماره 15و16.
27. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، شمارهي بازيابي 118، شمارهي سند، 117و 65.
28. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، شمارهي بازيابي، 118 و 117.
29. همان.
30. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، ش پ 115، ص 5.
31. همان، ص 10.
32. متن كامل مذاكرات هيات دولت طاغوت در پانزدهم خرداد، دفتر هيات دولت و روابط عمومي نخست وزيري بي تا، بي جا، ص 44.
32. متن كامل مذاكرات هيات دولت طاغوت در پانزدهم خرداد، دفتر هيات دولت و روابط عمومي نخست وزيري بي تا، بي جا، ص 44.
منبع: مجله دانشگاه اسلامي - زمستان 1384 - شماره 28