راسخون

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

amir_64 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 80
|
تاریخ عضویت : آذر 1391 

دلـم گـرفته است ...
نه اینـکه کسی کاری کرده باشد نه ...
من آنقدر آدم گریز شده ام که کسی کارش به اطراف من هم نمی رسد..
دلم گرفتـه است که آنچه هستم را نمی فهمند ...
و آنچه هستند را میپذیرم ...
و دنیـا هم به رویش نمی آورد این تنـاقض را ...

دانلود آهنگ

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

من اکه جای مدیر  راسخون یودم کاربر architect   رو مدیر میکردم  به شرط  این که دیگه غصه نخوره  :-)) 

کجا  اشنا شده یودیم  ؟

architect0811 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6050
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 


من اکه جای مدیر  راسخون یودم کاربر architect   رو مدیر میکردم  به شرط  این که دیگه غصه نخوره  :-))


سلامی دوباره

کاربر بودن حالش بیشتره ؛ اتفاقا یه مشکلی برام پیش اومده و دو هفته ای راسخون نیومدم و از مسئولین سایت تماس گرفته بودن و مسئله مدیریت رو مطرح کردن ؛ فکر کردن من بچم و میتونن با مدیر شدن گولم بزنن

الان مدیر بودم که نمیتونستم اینقدر خودمونی حرفامو بزنم

خیالتون راحت غصه نمیخورم اما حسرتو نمیشه کاریش کرد

باورتون نمیشه چند ساعتیه اومدم نت که کارای درسمیمو انجام بدم اما چشمم به یه بازیه افتاد ؛ اصلا نشد که نشد

الان تا مرحله ی 11 پیش رفتم ؛ البته همچینم جذاب نیست ولی بدک نیست 

داشتم میگفتم تو این مرحله گیر کردم و گفتم حالا بیام و یه پستی بزارم تا ببینیم خدا چی میخواد

شما هم حتما یه سری بزنید تا ببینیم تا مرحله چند پیش میرید ؛ البته یه راهنمایی هم میکنم ؛ جایی که باید خطهای کمتری استفاده کنیدخط چین بزارید

بازی هدایت گوی!

فعلا

 

 

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

نگفتین کجا اشنا شدیم ؟

البته من  مدیر  هم بشم   باز هم  همین جوری  حرف میزنم   این جوری  کیفش بیشتر :)

خوش  به حالتون  شما 2 هفته نیودین  زنگ  زدن  من  1000   هفته نیام   هیچ کس نمی فهمه    :((

شوخی  بود

ravabet_rasekhoon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 8847
|
تاریخ عضویت : دی 1392 


هر چی دل تنگم میخواد میگم ؛ اما حتی خدا هم نمیتونه برام کاری کنه ؛ شما هم تا آخر نخونید که دارم از دلتنگی خودم میگم و نمیخوام هیچ وقت این روزای تلخمو فراموش کنم اگرم خوندید همیشه قدر عزیزاتونو بدونید ما همیشه سعی کردیم قدرشو بونیم ولی اینکه چرا اینجوری شد عذابم میده

فکرشو کنید که یه پدر بزگ مهربون دارید که 15 ساله با هم زندگی میکنید و شب و روز کنار هم بودید ؛ سر یه سفره ؛ بیماری لعنتی مثل آلزایمر ؛ تنهایی ؛ تنهایی ؛ تنهایی ؛ پدر بزرگ و پدری که تنها و تنها مال خودمون بود و کسی بودنش رو درک نمیکرد و بعد این 15 سال به خاطر کار ساخت و ساز خونه بره خونه ی عمویی که با وجود خوب بودنشون سالی چند بارخونشون وجوداین عزیز رو احساس میکرد ؛ 40 روز بگذره و دوست و عزیزی که هرجایی از  بچگیمون خاطره ای هست خاطره ای از اونم بود رو نبینی و درست شبی که قراره برگرده به خونمون ؛ به خونه ی خودش ؛زمانی که با رفتن پدر و مادرت به خونشون منتظر برگشتش باشی ؛ خبر فوتشو  برات بیارن

خیلی درد داره 15 سال با کسی باشی و این دم آخری نبینیش ؛نمیدونم این همه دلتنگی و حسرتم رو چکار کنم که به جای برگشت به خونمون راهی قبر شد و دیدار دوبارمون موند به قیامت ؛ ما و هیچکس رو نمیشناخت اما نمیدونم که آیا اون هم دلتنگ ما بود یا نه

آره دل تنگم خیلی تنگه ؛ خیلی حسرت داره

هروقت میومدم راسخون اونم کنارم بود و چون فراموشی داشت کسی رو نمیشناخت و مدام ازم میپرسید اسمت چیه ؟ اینجا خونه ی کیه ؟ منو میشناسی ؟ اسمم چیه ؟ تو بچه ی کی هستی ؟ و.................... منم میگفتم حاجی تورو خدا بسه دیگه کم بپرس

افسوسم در اینکه دیگه هیچ وقت نیست این سوالارو بپرسه

آره با وجودش همیشه آروم و شاد بودیم و هیچ وقت غم و غصه و مشکلی به خومون راه پیدا نمیکرد و خدا رو شاکر بودیم که بهمون این سپر بلا رو داده

اما واقعا دارم دیوونه میشم ؛ نمیدونم جواب دل زارمو چی بدم

حاج بابا جونمون از پیشمون رفت ولی حسرتی به دلمون گذاشت که تا به قیامت با خودمون داریمش

هیچ وقت فکرشو نمیکردم اینجوری از دستش بدم و فقط حسرت ندیدنش دلمو داغون میکنه اونم بعد این همه سال بودن در کنار هم و سعی تمام برای حفظ حرمت و احترام

از راسخونی های عزیزم معذرت میخوام ،فقط خواستم از دل تنگم بگم که برای بعد ها اینجا ثبت بمونه

نیازی به عرض تسلیت نیست

خدانگهدارتون

 

بودنم را هیچکس باور نداشت *** هیچکس کاری به کار من نداشت

بنویسید بعد مرگم روی سنگ *** با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ

او که خوابید در این گور سرد *** بودنش را هیچکس باور نکرد

 

کاربر، دوست و همراه همیشگی، سلام و عرض تسلیت

فکر از دست دادن عزیزان، کابوسی وحشتناک است، وای به زمانی که این کابوس در دنیای حقیقی عینیت یابد.

تسلیت اینجانب را پذیراباشید از خداوند بزرگ برای شما و خانواده محترمتان صبر و برای آن عزیز از دست رفته رحمت و مغفرت طلب می نمایم.

اینجانب را در غم خویش شریک بدانید، خدایش بیامرزد

 

hamid_h کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 317
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389 

سلام

 

دل تنگم هرچه میگی فایده ای نداره

mosi_bamaram11 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1159
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

اي دنيا دلگيرم ازت

architect0811 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6050
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 


نگفتین کجا اشنا شدیم ؟

البته من  مدیر  هم بشم   باز هم  همین جوری  حرف میزنم   این جوری  کیفش بیشتر :)

خوش  به حالتون  شما 2 هفته نیودین  زنگ  زدن  من  1000   هفته نیام   هیچ کس نمی فهمه    :((

شوخی  بود


سلام

نه بابا این چه حرفیه ؛ کسی مارو تحویل نمیگیره ؛ تحویل بگیرن هم ما تحویل نمیگیریم

مدیر نیکبخت پی گیر بودن نبودنم از طرف مسئولین بودن ؛

راجع به آشنایی هم بگم که مدیر نیکبخت تشریف نداشتن و من معاون ایشون شده بودم  ( خداییش هروقت اومدم این  شکلک  رو بذارم وجدانم قبول نکرد آخه این چه وضعشه با اون چشو چالش ) بله داشتم میگفتم شما چند تاپیک راجع به قلیون گذاشته بودید که من تذکرات لازم رو به شما دادم و شما به شدت تمام خواستار کسب امتیاز بودید و از من خواستید راهنماییتون کنم ( دارم از خنده روده بر میشم ) ؛ راهنماییم این بود که برید و به پست های کاربرا جواب بدید ( نمیخواستم پست نجومی بذارید ) شما هم اینکارو کردید و پاسخ های کوتاه و بدون محتوا به تاپیک ها میدادید که از طرف روابطی ها همشون حذف و امتیازشون کسر میشد ؛ البته من به شما گفتم که پاسخ های کوتاه ندید خودتون گوش نکردید .

ممنون که اینقدر خوشحالم کردید

ان شاءالله همیشه شاد و سلامت باشید

راستی مدیر تالار کجایید که سر تالارتون ....................

http://rasekhoon.net/forum/thread/688440/page1/

من که از این به بعد میخوام برم اونجا و کنکوری هارو حسابی اذیت کنم

qolameali کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1301
|
تاریخ عضویت : شهریور 1390 


دلم تنگم میخواد مدبر تالار بشم  اما حیف نمیشه    :-(     :-)

..........................................................

سلام

به تاپیک " دعوت به همکاری جهت مدیریت انجمن های راسخون " مراجعه کنید. انشالله شما را هم در بین مدیران تالارها ببینیم.

موفق باشید.

qolameali کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1301
|
تاریخ عضویت : شهریور 1390 

راستی مدیر تالار کجایید که سر تالارتون ....................

http://rasekhoon.net/forum/thread/688440/page1/

من که از این به بعد میخوام برم اونجا و کنکوری هارو حسابی اذیت کنم

......................................................

سلام

از اطلاع رسانی شما ممنونم ، همین الآن به آنجا می روم.

بوی توطئه می آید...!! فکر کنم می خواهند درب این تالار را ببندند ، دارند زمینه سازی می کنند...!!

reza_rasekhekhoon کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 878
|
تاریخ عضویت : آذر 1390 

سلام خدمت بچه ها. امروز جمعس و اومديم سايت دانشگاه و كلاس برنامه نويسي دارم و منم از فرصت استفاده كردم و اومدم نت . خيلي دلم واستون تنگ شده بچه ها. بچه ها فعلا باي

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 




نگفتین کجا اشنا شدیم ؟

البته من  مدیر  هم بشم   باز هم  همین جوری  حرف میزنم   این جوری  کیفش بیشتر :)

خوش  به حالتون  شما 2 هفته نیودین  زنگ  زدن  من  1000   هفته نیام   هیچ کس نمی فهمه    :((

شوخی  بود


سلام

نه بابا این چه حرفیه ؛ کسی مارو تحویل نمیگیره ؛ تحویل بگیرن هم ما تحویل نمیگیریم

مدیر نیکبخت پی گیر بودن نبودنم از طرف مسئولین بودن ؛

راجع به آشنایی هم بگم که مدیر نیکبخت تشریف نداشتن و من معاون ایشون شده بودم  ( خداییش هروقت اومدم این  شکلک  رو بذارم وجدانم قبول نکرد آخه این چه وضعشه با اون چشو چالش ) بله داشتم میگفتم شما چند تاپیک راجع به قلیون گذاشته بودید که من تذکرات لازم رو به شما دادم و شما به شدت تمام خواستار کسب امتیاز بودید و از من خواستید راهنماییتون کنم ( دارم از خنده روده بر میشم ) ؛ راهنماییم این بود که برید و به پست های کاربرا جواب بدید ( نمیخواستم پست نجومی بذارید ) شما هم اینکارو کردید و پاسخ های کوتاه و بدون محتوا به تاپیک ها میدادید که از طرف روابطی ها همشون حذف و امتیازشون کسر میشد ؛ البته من به شما گفتم که پاسخ های کوتاه ندید خودتون گوش نکردید .

ممنون که اینقدر خوشحالم کردید

ان شاءالله همیشه شاد و سلامت باشید

 من فکر میکنم   منو اشتباه گرفتید  چون من دشمن سر  سخت قلیون هستم  و  هرگز پستی  درمورد قلیون نذاشتم  سو تفاهم جالبی  بود   من اونجایی  با شما آشنا شدم  که اوایل پست میذاشتو  هر  روز  بهشون  سر میزدم  هیچ خبری نبود تا اینکه یه روز  یه تشکر از پستم دیدم  اونقدر  خوشحال  شدم  که حد نداره  یه تشکر شما مساوی  با 1000000   تا امتیاز بود  دنبال امتیاز تو راسخون نیستم  دوست دارم در کنار آدم هایی  باشم  که خدا پرستند نه دنبا پرست ممنون که باعث شدید  خوشحال بشم  این  سو تفاهم هم  باعث شد تشکری ازتون بکنم 

در  ضمن  فکر نمیکنم  شما  یه قلیون علاقه  ای  داشته باشه :-)


 

architect0811 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6050
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 



 من فکر میکنم   منو اشتباه گرفتید  چون من دشمن سر  سخت قلیون هستم  و  هرگز پستی  درمورد قلیون نذاشتم  سو تفاهم جالبی  بود   من اونجایی  با شما آشنا شدم  که اوایل پست میذاشتو  هر  روز  بهشون  سر میزدم  هیچ خبری نبود تا اینکه یه روز  یه تشکر از پستم دیدم  اونقدر  خوشحال  شدم  که حد نداره  یه تشکر شما مساوی  با 1000000   تا امتیاز بود  دنبال امتیاز تو راسخون نیستم  دوست دارم در کنار آدم هایی  باشم  که خدا پرستند نه دنبا پرست ممنون که باعث شدید  خوشحال بشم  این  سو تفاهم هم  باعث شد تشکری ازتون بکنم 

در  ضمن  فکر نمیکنم  یه خانم  یه قلیون علاقه  ای  داشته باشه :-)

سلام

نمیدونم یا شما اشتباه میکنید یا من ! ولی مطمئنم که اشتباه نمیکنم ؛ تاریخ عضویتتونم که شهریور ماه هستش

گذشته از اینها خیلی مهم نیست

از لطفتون هم نهایت سپاس رو دارم


 



 

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 



راستی مدیر تالار کجایید که سر تالارتون ....................

http://rasekhoon.net/forum/thread/688440/page1/

من که از این به بعد میخوام برم اونجا و کنکوری هارو حسابی اذیت کنم

......................................................

سلام

از اطلاع رسانی شما ممنونم ، همین الآن به آنجا می روم.

بوی توطئه می آید...!! فکر کنم می خواهند درب این تالار را ببندند ، دارند زمینه سازی می کنند...!!


ببخشید  فضولی   ها   میشه منم بیام  تالار کنکوری  ها اونجا اذیت  کنم    روحیه شون  شاد میشه   اصلا   یه تاپیک   میزنیم  تاپیک  شاد سازی  کنکوری ها    همراه با اذیت نظرتون چیــــــــــه  ؟
 

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

ببخشید تفل قول قبلی خودش افتاد نمیدونم چرا   ؟  الیته مطمین  هستم همچین پستی نذاشتم

در  هر صورت خوشحالم که خوشحالید