هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
فقط يڪ بار
فرصت زندگی ڪردن هست
حواست باشد به اين روزهايی ڪه
ديگر بر نمیگردند
چه زجری میکشد برای ماندن
برگی که درختش
دیگر اورا نمیخواهد .............
خیلی وقتها به امتحان دیکته فکر میکنم، اولین امتحانی که در کودکی با آن روبرو شدم.
چه امتحان سخت و بی انصافانهای بود.
امتحانی که در آن، نادانستههای کودکی بیدفاع، مورد قضاوت بیرحمانه دانستههای معلم قرار میگرفت.
امتحانی که در آن با غلطهایم قضاوت میشدم نه با درستهایم.
اگر دهها صفحه هم درست مینوشتم، معلم به سادگی از کنار آنها میگذشت اما به محض دیدن اولین غلط دور آن را با خودکار قرمز جوری خط میکشید که درست هایم رنگ میباخت. جوری که در برگه امتحانم آنچه خود نمایی میکرد غلطهایم بود.
دیگر برای خودم هم عادی شده بود که آنچه مهم است داشتهها و تواناییهایم نیست بلکه نداشتهها و ضعفهایم است.
آن روزها نمی دانستم که گرچه نوشتن را میآموزم اما ...
بعدها وقتی به خواهر کوچکترم دیکته میگفتم همان گونه قضاوت کردم که با من شد وحتی بدتر.
آنقدر سخت دیکته میگفتم و آنقدر ادامه میدادم تا دور غلطهای خواهرم خط بکشم.
نمیدانم قضاوتهای غلط با ما چه کرد که امروز از کنار صفحه صفحه مهربانی دیگران میگذریم اما با دیدن کوچکترین خطا چنان دورش خط میکشیم که ثابت کنیم تو همانی که نمیدانی، که نمیتوانی.
کاش آن روزها معلمم، چیز مهمتری از نوشتن به من میآموخت.
این روزها خیلی سعی می کنم دور غلطهای دیگران خط نکشم.
این روزها خیلی سعی میکنم که وقتی به دیگران میاندیشم خوبیهایشان را ورق ورق مرور کنم.
کاش بچه هایمان مثل ما قضاوت نشوند.
تاناسالم نشی قدر سلامتی واقعیتونمی دونی
قديما…
نمیدونم قد ما کوتاه بود یا قدیما برف بیشتر میومد!!
نمیدونم دل ما خوش بود یا قدیما بیشتر خوش میگذشت!!
نمیدونم سلامتی بیشتر بود یا ما مریض نبودیم!!
نمیدونم ما بی نیاز بودیم یا توقع ها پایین بود!!
نمیدونم همه چی داشتیم یا چشم و هم چشمی نداشتیم!!
نمیدونم اون موقع ها حوصله داشتیم یا الان وقت نداریم!!
نمیدونم چی داشتیم چی نداشتیم
ولی روزای خوبی داشتیم .
مدیریت حسگر اثرانگشت لپ تاپ های لنوو دچار مشکل شده است
دستگاه حضور و غیاب
طبق گزارشات دریافتی شرکت لنوو اعلام کرده است که حسگر اثر انگشت لپ تاپ های لنوو دچار مشکل شده است و کاربرانی که دارای این لپ تاپ لنوو می باشند مدیریت حسگر انگشت را آپدیت کنند .
در سال 2018 شرکت اینتل دچار روزنه های امنیتی شد که بسیار خطرناک بودند و حال لنوو دچار این روزنه های امنیتی شده است البته این روزنه ها نسبت به اینتل خطرناک نیستند اما امکان دارد که رایانه های شخصی مدل ThinkPad لنوو دچار مشکل شوند .
لنوو از کاربرانی که دارای سیستم های لنوو مجهز به حسگر انگشت هستند خواسته است که هرچه سریعتر مدیریت حسگر اثرانگشت را آپدیت کنند زیرا امکان دارد که هکر ها به دلیل نبودن مدیریت حسگر اثرانگشت سیستم آن ها را هک کنند .
وجود حسگر اثرانگشت بر روی گوشی ها باعث شد که سیستم ها را مجهز به سنسور اثرانگشت کنند مایکروسافت با معرفی ویندوز 10 که دارای ویژگی windows hello است و برای ورود به سیستم نیاز به تشخیص چهره و حسگر اثر انگشت دارند استفاده کرد که این ویژگی بسیار مطمئن است اما قبل از ایجاد این ویژگی هر شرکتی طبق شیوه ی خود رایانه ها را مجهز به حسگر اثرانگشت می کرد که الان این شیوه ها دچار مشکل شده است .
لنوو برای مجهز کردن سیستم های خود به اثر انگشت نرم افزاری به نام Fingerprint Manager Pro را معرفی کرد که اصلا نرم افزار امنی نبود زیرا اطلاعات تشخیص کاربران را رمز گذاری می کند اما الگوریتم رمزنگاری بسیار ضعیف است و این الگوریتم از رمز داخلی استفاده می کند که دورن خود یک الگوریتم دیگر وجود دارد که با پیدا کردن رمز امکان هک کردن سیستم قربانی وجود دارد .
لنوو از کاربران خواسته در صورتی که از ویندوز 10 استفاده می کنند مدیریت حسگر اثرانگشت آن را به نسخه ی 8.01.87 به روز رسانی کنند .
سیستم هایی که دچار این مشکل شده اند و می بایست مدیریت حسگر اثرانگشت آن ها را به روز رسانی کنند عبارت اند از :
1- ThinkPad L560
2- ThinkPad P40 Yoga
3- ThinkPad T440 , T440P , T440S , T460 , T540P, T550, T560
4- ThinkPad W540 , W541 , W550S
5- ThinkPad X1 Carbon (type 20A7 , 20A8) , X1 CARBON (type 20bs , 20bt)
6- ThinkPad yoga 14 (20fy) , yoga 460
7- ThinkPad x240 , x240s , x250 , x260
سیستم کنترل تردد
گویند : مرغیست به نام « آمین » !
مرغی آسمانی
در بلندترین نقطهٔ آسمان
آنجا که بخدا نزدیکتر است می پَرَدو سخن می گوید
او شنوا ترین موجود ِ جهان ِ هستی است
هر چیز را که می شنود ،
دوباره بنام فرد ِ گوینده
آنرا تکرار می کند و آمین می گوید
این است که همهٔ آیین ها می گویند
مراقب کلامت باش !
این است که می گویند
تنها صداست که می ماند
این است که می گویند
دیگران را دعا کنید !
این است که اگر
دیگرانی را نفرین کنیم
روزی خود ِ ما
دچار آن خواهیم بود
مرغ آمین
هر آنچه که بگوئیم را
با اسم خود ِ ما ، جمع می کند
و به خداوند اعلام می کند
آنگاه در انتهای جمله
آمیـن می گوید
پس همیشه برای همه خیر و خوبی بخواهیم.
من با بودن در کنار شما آرامش می گیرم. طوطی ها، مرغ عشق ها را دوست دارم.
زنگ انشا شد عزیزان دفتر خود وا کنید
ساعتی را با معلم صحبت از بابا کنید
صحبت خود را معلم با خدا آغاز کرد
کهنه زخمی از میان زخمها سر باز کرد
ساعتی رفت و تمام بچه ها انشا به دست
هر کسی پیش آمد و دفتر نشان داد و نشست
ناگهان چشم معلم بر سعید افتاد و گفت
گوش ما باید صدای دلنوازت را شنفت
دفتر خود را نیاوردی عزیزم پیش ما
نازنین حرفی بزناینگونه غمگینی چرا
سر به زیر و چشم نم آهسته پیش آمد سعید
از غم هجران بابا زیر لب آهی کشید
دفتر اندوه و غم یکبار دیگر باز شد
قصه ی غمگین بابا اینچنین آغاز شد
بچه ها بابای من در زندگی چیزی نداشت
غصه را بر روی غم غم روی ماتم میگذاشت
مادرم وقتی که از دنیای فانی رخت بست
رشته یتقدیر بابا ناگهان از هم گسست
بلبلی از آشیان زندگانی پر کشید
از نبود مادرم بابا چه آمد بر سرم
من خجالت میشکم بر چشم سارا بنگرم
روزگار خواهر شش ساله ام بد میگذشت
شمع شبهای وصال از بخت او خاموش گشت
رفتگر در گوشه ای از کوچه ی پر پیچ و غم
بر زمین افتاد از کثرت اندوه و غم
از فراق روی همسر در جوانی پیر شد
پیر هجران عاقبت از زندگی سیر شد
چون در آن سرما کسی در کوچه ی بن بست نیست
آنکه بر روی زمین افتاده پس بابای کیست
پیرمردی خسته در صبح زمستان جان سپرد
کودکان خردسال خویش را از یاد برد
بچه ها این سرگذشت تلخ بابای من است
قصه یغمگین سارا دختری بی سرپرست
لقمه نانی برای عمه جانم می برم
من به سارا جمعه ها اسباب بازی میخرم
کودک ده ساله وقتی همچو بابا می شود
نیمه ای از روز را شاگرد بنا می شود
پینه های دست من گویای درد کهنه ایست
زیر پای فقر باباهای ما امضای کیست؟
چون که انشای غم انگیز سعید اینجا رسید
جای اشک از چشم آقای معلم خون چکید
چهره ی غمگین آقای معلم زرد شد
از غم و اندوه شاگردش سراپا درد شد
لحظه ای در خود فرو رفت و سپس آهی کشید
پیش چشم کودکان زد بوسه بر دست سعید
بچه ها انشای این کودک پر از اندوه شد
غصه و غمهای او اندازه ی یک کوه بود
گرچه این انشای غمگین مادر و بابا نداشت
درس عشق و عاشقی در جمع ما برجا گذاشت
پینه های زخمناک این پسر غم آفرید
از زمین تا آسمان اندوه و ماتم آفرید
کاسه صبر معلم ناگهان لبریز شد
چشم غمناکش به چشم مرد کوچک تیز شد
گفت یا رب دست این فرزند میهن زخمناک
زخم اگر بر دل نشیند زخم دیگر را چه باک
گر چه خاک سرزمین پاکم از جنس طلاست
فقر و ماتم ، گریه و غم سهم باباهای ماست
بگذار تا یادی کنیم از "آب، بابا"
سرمشق های "سیب، سینی، سوت، سارا"
بنویس بابا، آب و نان را آبرو داد
بنویس بابا زندگی را سمت و سو داد
نقطه، سر خط "باز باران، با ترانه"
بنویس بابا رفت میدان، بی بهانه
بنویس شعر ِ "یاد یار مهربان" را
درس "شب تاریک و ماه و آسمان" را
بنویس بابا روزگاری دیدبان بود
روزی شعاع ِ دید ِ او تا بی کران بود
امروز اما دیدگانش "سو" ندارد
امروز دیگر قدرت بازو ندارد
بابا خروشان بود روزی مثل کارون
اما امانش را بریده، سرفه اکنون
"آن مرد آمد"، بود سر مشق دبستان
امروز "بابا" گشته سر مشق دلیران
آن مرد آمد، زیر باران، ناز نازان
این مرد هم آمد، ولی بر دوش یاران
آن مرد آمد، از افق های خیالی
این مرد آمد، واقعی، اما هلالی
آن مرد، می گفتند، روزی "داس دارد"
این مرد، اما، صولت عباس دارد
آن مرد با این مرد، خیلی فرق دارد
فرقی، چو فرق بین غرب و شرق دارد
تاگزینه ای رواشتباه نزنی پی به اشتباهه خودت نمی بری پس درزندگی تجربه کن
خوشاکسانیکه بدون تجربه وآگاهی راهی روبه مقصدرساندند
وقتي دلم به درد مياد و کسي نيست به حرفهايم گوش کند،
وقتي تمام غمهاي عالم در دلم نشسته است،
وقتي احساس مي کنم دردمند ترين انسان عالمم... وقتي تمام عزيزانم با من غريبه مي شوند...
و کسي نيست که حرمت اشکهاي نيمه شبم را حفظ کند... وقتي تمام عالم را قفس مي بينم...
بي اختيار از کنار آنهايي که دوسشان دارم.. بي تفاوت مي گذرد...
دانلود آهنگ جدید شهاب رمضان به نام صدات تو گوشمه
http://music97.ir/?p=867