هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
باد با شمع های خاموش
کاری ندارد!
اگر در سختی هستی،
بدان که؛
روشنی
تابلو نقاش را ثروتمند کرد.
شعر شاعر به چند زبان ترجمه شد.
کارگردان جایزه ها را درو کرد...
و هنوز سر همان چهارراه واکس میزند کودکی که بهترین سوژه بود...
راستی!
دنیا چه شکلی میشد اگر ،
به جای اینکه در سینهام گلولهای بنشانی
در قلبم ..
گُلی ..
میکاشتی ...!؟
آتش آن نیست که از شعلهی آن خندد شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
#علیرضا_آذر
گاه پرندگان آنقدر سرگرم دانه چیدن می شوند
که پرواز را فراموش و آسمان را از یاد می برند
پرتاب سنگ کودکی بازیگوش می تواند یادآور پرواز باشد .
پرواز و آسمان را بخاطر بسپار
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گرده ایم!
گواهی بخواهید، اینک گواه:
همین زخمهایی که نشمرده ایم!
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم
قیصر امین پور
این عمر به ابر نوبهاران ماند
این دیده به سیل کوهساران ماند
ای دوست چنان بزی که وقت مردن
انگشت گزیدنی بیاران ماند
چنان با دیگران برخورد داشته باش که پس از مرگ تو همه غمگین باشند
تفاوت انسانهاے شاد و غمگین
در دارایےهایشان نیست
شادها بہ داشتہ هایشان نگاه مےکنند و
غمگینها بہ نداشتہ هایشان...
قدر داشتہ هایمان را بدانیم...
انسان وقتی غرق شود، قطعا می میرد
چه در دریا، چه در رویا، چه در دروغ
چه در گناه، چه در خوشی...
مواظب باشیم غرق نشویم!!!
زندگی یک چمدان است که می آوریش
بار و بندیل سبک می کنی و می بریش
خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم
دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم
گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم
به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم
گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که من
مقرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است
قبل رفتن دو سه خط فحش بده،داد بکش
هی تکانم بده،نفرین کن و فریاد بکش
علیرضا آذر
در بدترین ما ؛
آنقدر خوبی هست،
ودر بهترین ما
آنقدر بدی هست،
که هیچ یک از ما
حق این را نداریم
که از دیگری
عیب جویی کنیم...
شکسپیر
آدمای امروزی وقتی باهات کاری دارندمی شناسنت
دلمون گرفت ازصحبت بادوستان به ظاهردوست
تنهایی پوشش تمام زندگیم شده نه بخشی ازآن
ناگهان چقدرزود،دیرمی شود