راسخون

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

r_hasti_r کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 214
|
تاریخ عضویت : دی 1395 

چند روز ﺩﯾﮕﺮ
اﻣﺮﻭﺯ میشود پاﺭﺳﺎﻝ
ﮐﻤﯽ ﺳﺎﺩﻩ
و کمی ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ
و ﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ چشم داریم به فردا
ﺍﻓﺴﻮﺱ به فکر پاییز ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ
ﻭ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﻬﺎﺭ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ فدا ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ
ﺟﺸﻦ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ عید ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ
و ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ
با اﺧﺘﻼف ﭼﻨﺪ ﺗﺎ موی بیشتر سفید شده…

r_hasti_r کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 214
|
تاریخ عضویت : دی 1395 

?آخر ساله میخوام حلالیت بطلبم?
اگه خوبی از من دیدین که نظر لطفم بوده!?
اگه بدی دیدین، میخواستین نبینین?
اگه با بعضی هاتون بد حرف زدم؛ کار خوبی کردم? میخواستین بد حرف نزنین? حقتون بوده?
اگه جواب پی ام ندادم لابد حال نداشتم، همیشه حال نداشتم؛?از این به بعدم همینــــه!!??
مشکلیه؟؟!!???
پیشاپیش سال نو مبارک

r_hasti_r کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 214
|
تاریخ عضویت : دی 1395 

نه زمستانی باش که بلرزانی و نه تابستانی باش که بسوزانی

بهاری باش که برویانی …

.

عید حقیقی را کسانی درک میکنند

که با یک چشم بر گذشته بگریند و با چشم دیگر

به آینده لبخند بزنند . . .

mohammad98 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6815
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 

سلام

جاتون خالی یه نیم ساعتی هست که راه افتادیم طرف امام رضا و مشهد ...

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

مردی به عالم بزرگی گفت:

من مالی دارم و می‌خواهم وصیت کنم که فرزندانم پس از مرگم برایم خیرات کنند.

شیخ گفت: «اگر وارد یک غار تاریک شوی، آیا چراغ را روبرویت می‌گیری یا پشت سرت؟»

صدقه و کارهای نیکت را وقتی زنده‌ای انجام بده نه از مال وارثانت!

r_hasti_r کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 214
|
تاریخ عضویت : دی 1395 

خدایـــــــا ...

از تو معجـــــزه میخواهم

معجـــــزه ای بزرگ در حد خـــــدا بودنت

تو خـــود بهتر میدانــــی

معجـــــزه ای که اشک شوقــــم را جاری کند

ناامیـــــــد نیستم

فقط دلتنگــــــــم ...!

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

به یکی گفتند دوست چند بخشه
  گفت: دوست کارش
 از بخش و روستا و شهر گذشته
دوست یه دنیاست

مرسی که هستید

r_hasti_r کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 214
|
تاریخ عضویت : دی 1395 

یکی از قشنگ ترین شعرایی که شنیدم:

 

سفر به خیر گل من که می روی با باد

ز دیده میروی اما نمیروی از یاد

کدام دشت و دمن؟ کدام باغ و چمن؟

کجاست مقصدت ای گل؟ کجاست مقصد باد؟

r_hasti_r کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 214
|
تاریخ عضویت : دی 1395 

یکی دیگه از قشنگ ترین شعرهایی که شنیدم:

 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

آن قدر محو که حتی مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

 

پ.ن: مطمئن نیستم درست باشه😁 

mty1378 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7386
|
تاریخ عضویت : آبان 1394 

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است                  
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
 گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست              
گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود                   
گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
 گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود               
ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
 گویی به خواب بود جوانی‌ مان گذشت                 
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
 کاری ندارم کجایی چه می کنی                        
بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود

r_hasti_r کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 214
|
تاریخ عضویت : دی 1395 

دلم گرم خداوندیست که با دستان من ، گندم برای یاکریم خانه میریزد

چه بخشنده خدای عاشقی دارم  که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم

دلم گرم است ، میدانم بدون لطف او تنهای تنهایم برایت من ، خدا را آرزو دارم . . .

mty1378 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7386
|
تاریخ عضویت : آبان 1394 

خیلی وقتام
آدم دلش واسه اون چیزایی تنگ میشه
که مجبوره وانمود کنه
همون چیزا واسش اصلا مهم نیست !

mty1378 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7386
|
تاریخ عضویت : آبان 1394 

درون مـرا هیـچ کـس
نمـی توانـد ببینـد
حتـی نزدیـک تریـن کسـانِ مـن !
تـازه چـه مـی تـوانند بـکنند ؟!
در نهـایت احسـاس همـدردی …
محمود دولت آبـادی

mty1378 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7386
|
تاریخ عضویت : آبان 1394 

rasekhoon139502 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 67
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1395 

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد.

و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی
از جمله دوستان بد و ناپایدار
برخی نادوست و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی‌تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد
تا که زیاده به خودت غره نشوی.

..............