هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست ، همیشه باور داشته باش لایق بهترین هایی..
زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن ..
زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور ینداز...
باد می وزد میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی تصمیم با تو است
تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است پس همیشه امید
داشته باش ...
کلید اعتماد به نفس این است که ابتدا تصمیم بگیرید چه می خواهید و سپس برای رسیدن به خواسته خود طوری عمل کنید که گویی امکان شکست وجود ندارد.
روزی از گلی پرسیدم:»زندگی یعنی چی؟«
گفت:»زندگی چیزی نیست جز بوی خوش و عطر من»
از سنگی پرسیدم:»زندگی یعنی چی؟«
گفت:»زندگی چیزی نیست جز استواری و قدرت من»
از رودخانه پرسیدم:»زندگی یعنی چی؟«
گفت:»زندگی چیزی نیست جز طراوت و پاکی من»
از انسانی پرسیدم:»زندگی یعنی چی؟«
گفت:»زندگی چیزی نیست جز مهر و محبت درون من»
در گذشته زندگی نکنیم.در مورد اشتباهات و یا تغییراتی که انجام داده ایم فکر کنیم. به زندگی خود به عنوان یک کتاب فکر و به جلو حرکت کنیم، فصلی را بسته و فصل دیگری بگشاییم. از اشتباهات خود درس بگیریم و به آینده تمرکز کنیم نه به گذشته مان.
بچه ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ...
ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺪﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ...
ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻪ ﺑﺸﻮﻧﺪ، ﺑﺮﺷﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﯽ
ﺍﺯ ﻧﻮ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ،
ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ...
ﭘﺪﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ، ﻣﺜﻞ ﻣﺪﺍﺩ ﺭﻧﮕﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﮐﻮﭼﮏ می شوند ﺗﺎ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﻨﻨﺪ ...
ﮐﺎﺵ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﭘﺪﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ، ﻣﺜﻞ ﻗﻨﺪ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ
ﭼﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﮑﻨﻨﺪ
ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ...
زندگی را نخواهیم فهمید اگر…
دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم
و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم،
فقط به این خاطر که در گذشته
یک یا چند تا از آرزوهایمان اجابت نشدند
که حتما حکمتی در اجابت نشدن آن ها بوده است
ﺩﺭ ﺣﯿﺮﺗﻢ ﺍﺯ ﺧﻠﻘﺖ ﺁﺏ ...
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﻤﻨﺸﯿﻦ ﺷﻮﺩ، ﺁن رﺍ ﺷﮑﻮﻓﺎ می کند ...
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ آﺗﺶ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﮕﯿﺮﺩ، ﺁن رﺍ ﺧﺎﻣﻮﺵ می کند ...
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﻧﺎﭘﺎﮐﯽ ﻫﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﻨﺪ، ﺁن را ﺗﻤﯿﺰ می کند ...
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺁﺭﺩ هم آغوش ﺷﻮﺩ، ﺁن را آﻣﺎﺩﻩ ﻃﺒﺦ می کند ...
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻣﺘﻔﻖ ﺷﻮﺩ، ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ می شود ...
ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﺎﻧﺪ، ﺭﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﮔﻨﺪﺍﺏ می گرﺩﺩ ...
ﺩﻝ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﺴﺎﻥ ﺁﺏ ﺍﺳﺖ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ
ﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ ...
ﻭ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ...
" ﺑﺎﻫﻢ " ﺑﻮﺩن هاﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﺪﺭ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ...
☆ فروغ فرخزاد ☆
👈جملاتي كوچك، مفاهيمي بزرگ:
👈آنقدر خوب باشيد که ببخشيد، امّا
👌آنقدر ساده نباشيد که دوباره اعتماد کنید!
👌اگر احساس افسردگی دارید، درگير گذشته هستید.
👌اگر اضطراب دارید، درگير آینده!
👌و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر مي بريد.
👍پس در لحظه زندگی کنید...!
👌قدر لحظه ها را بدانيد!
زمانی می رسد که دیگر شما نمی توانید بگویید جبران می کنم.
👌از کسی که به شما دروغ گفته نپرسيد: چرا؟
چون سعي مي كند با دروغ هاي پي در پي، شما را قانع كند!
👌هیچ بوسه ای جای زخم زبان را خوب نمی کند!
پس مراقب گفتارتان باشيد...
👌جاده زندگي نبايد صاف و هموار باشد
وگرنه خوابمان مي برد!
دست اندازها نعمت بزرگي هستند..
👍و نكته آخر:
هيچ وقت فراموش نكنيد كه:
"دنيا تكرار نمي شود..!"
تغییر نگاه به زندگی باید از ذهن شروع شود ...
یادمان باشد سنگ ها نه خرده حسابی با پاهای لنگ دارند
نه قرار و مداری با پاهای سالم ...
پس باورهای اشتباه را کنار بگذاریم ...
هر سقوطی پایان کار نیست ...
باران را ببین، سقوط باران
قشنگترین " آغاز" است
هوای زندگیتان سرشار از لحظه های خوب ...
بگذار آدم ها تا می توانند " سنگ " باشند ؛
مهم این است که تو از نـژاد " چشمه ای " ؛
پس جاری باش و اجازه نده سنگ ها مانع حرکت تو شوند ؛
آن ها را با نوازش هایت ذره ذره نرم کن
و از روی آن ها با لبخند عبور کن ...
سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک"
که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه
یا "سنگی" در دامان یک کوه
یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس
شاید "خاکی" از گلدان
یا حتی "غباری" بر پنجره
اما مرا از این میان برگزیدند :
برای" نهایت" برای" شرافت" برای" انسانیت"
و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :
" نفس کشیدن " " دیدن " " شنیدن " " فهمیدن "
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام : برای" قرب " برای" رجعت " برای" سعادت "
من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده :
به" انتخاب " به" تغییر " به" شوریدن " به" محبت "
وای بر من اگر قدر ندانم …
همان گونه که مشت بسته قادر به دریافت هدیه نیست،
به همان ترتیب هم، اندیشه و ذهن بسته
نمی تواند هیچ درسی را بیاموزد ...
زندگی زیباست ای زیباپسند،
فقط لازم است ذهنت را باز كني تا ديده ات
قادر به ديدن شود و قلبت قادر به حس كردن ...
همه چیز بستگی به حال و هوای دلت داره
حال دلت که خوب باشد،
آدم ها همه شان دوست داشتنی اند
حتی چراغ قرمز هم برایت مکثی دوست داشتنی می شود
که لحظه ای پا از روی پدال برداری
و بتوانی فکر کنی به امروزت،
که با دیروزت چقدر فرق داشتی؟
حال دلت که خوب باشد،
می شوی همبازی بچه ها
برای عزیزانت همیشه وقت داری
و یک دنیا مهربانی در چهره ات نهفته است
و چقدر لذت دارد که آدم حال دلش خوب باشد ...
الهی حال دلتون همیشه خوش باشد ...
پاییز زیبا و عروس فصل هاست ...
برگ ریزان درخت و خواب ناز غنچه هاست ...
خش خش برگ و نسیم باد را بی انتهاست ...
هرچه خواهی آرزو کن ُ فصل فصل قصه هاست ...
با ارزش باش . .
با ارزش زندگی کن . .
برای خودت خط هایی داشته باش!
روی بعضی چیزها
زیر بعضی چیزها
و دور بعضی چیزها
خط قرمز هایی
خط سبزهایی
و خطوطی,زرد . .
دور بعضی آدمها را خط بکش
, قررررررمز . . .
آنها که همیشه سهمی از حس خوبت را به تاراج میبرند.
حسودها را ..
خودبین ها را ..
و مهمتر از همه آنها که همیشه بتو دروغ گفتند!
زیر بعضی ها را خط زرد بکش.
آدمهایی که تکلیفت را با آنها نمیدانی !
مثل فصلها رنگ عوض میکنند و اعتباری نیست نه به تحسین و نه به تکذیبشان. . .
روی بعضی چیزها و آدمها را با عطر برگهای نارنج خطی بکش ,
سبز سبز تا یادت بمانند و یادگار همیشگی ذهنت باشند.
آدمهایی که شاید همه ی فرقشان و خاص بودنشان در نگاه و کلامشان باشد.
آدمهایی که ساده ی ساده فقط دوستشان داری !
این آدمها را باید قاب گرفت و از مژه ها آویخت تا جلوی چشم باشند.تا وجب به وجب نگاهت را شکرگزار بودنشان کنی.تا بمانند. . .
تقدیم به تمام آدم های سبز دور و برم,
آنها که بی توجه به پاییز، بهارانه های بی دریغ بودنشان , بهانه های دلپذیر ورق خوردن فصل های زندگی من است.
زندگیتان پر از آدمهایی با خط سبز . . . .