هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
عشق یعنی :
خدا با اینکه این همه گناه کردی؛
بازم مثله همیشه
انقدر آبروتو حفظ کرد که
همه بهت التماس دعا میگن
سید حمیدرضا برقعی
عصر یک جمعه دلگیر،دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟
چرا آب به گلدان نرسیده است؟
چرا لحظه ی باران نرسیده است؟
و چرا هیچ کسی در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است،به ایمان نرسیده است و
غم عشق به پایان نرسیده است.؟!
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد:که هنوزم که هنوز است، چرا یوسف گمگشته
به کنعان نرسیده است؟
چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است؟
دل عشق ترک خورد،گل زخم نمک خورد،
زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم واندوه به انبوه فقط برد،زمین مرد،زمین مرد.
خداوند گواه است که دل چشم به راه است ،و در حسرت یک پلک نگاه است.
ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی،
برسد کاش صدایم به صدایی…
عصر این جمعه ی دلگیر وجود تو کنار دل هر بی دل آشفته شود حس،
تو کجایی گل نرگس؟!
به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است ،
زجنس غم وماتم ،زده آتش به دل عالم و آدم …
ای عشق مجسم که به جای نم شبنم،
بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت ،
نکند باز شده ماه محرم که چنین میزند آتش به دل فاطمه، آهت.
به فدای نخ آن شال سیاهت ،به فدای رخت ای ماه !
بیا ،صاحب این بیرق و این پرچم و این روضه و این بزم تویی،آجرک الله!
عزیز دو جهان، یوسف در چاه ،
دلم سوخته از آه نفس های غریبت ،
دل من بال کبوتر شده ،خاکستر پرپر شده،همراه نسیم سحری ،
روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی وسپس رفته به اقلیم رهایی،
به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی وخلاصه شود
آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و بلایی؟
به خدا درهوس دیدن شش گوشه ، دلم تاب ندارد . نگهم خواب دارد ،
قلمم گوشه ی دفتر غزل ناب ندارد،شب من روزن مهتاب ندارد،
همه گویند به انگشت اشاره،مگر این عاشق بیچاره ی دلداده ی دلسوخته ارباب ندارد…؟
تو کجایی؟ شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی …
تو کجایی … تو کجایی … گل نرگس؟
اللهم عجل لولیک الفرج
باز جمعه اي ديگر گذشت! آقا چرا نمي آيي!
هرچند گنه كارم اما آمدنت حسرتي شد بردلم......
آقا بياَ
بدجور دلم گرفته.
این روزها، همه دارن میرن کربلا،
نجف ، پیاده ، کربلا، بین الحرمین،
آآآآآآآآآآآآه
آرزو یعنی :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
داشتن یه جفت پای تاول زده ،
چهل کیلومتری کربلا،
اربعین حسینی
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
بعضی وقتا یکی ازت دلگیر میشه..باهات قهر میکنه..دیگه محلت نمیذاره
شایدم واسه همیشه فراموشت کنه...
من پیشنهاد میکنم قبل از هر تصمیم بدی
خودمونو بذاریم جای دیگران...بعد ببینیم آیا دوست داریم دیگران ما رو نبخشن؟
به نظر من که آدم با یه بدی ، روی خوبیهای یکی قلم قرمز و خط بطلان نمی کشه.
ا
یک اربعین گذشته و زینب رسیده است
بالای تربتی که خودش آرمیده است
یا ایها الغریب سلام ای برادرم
ای یوسفی که گرگ پیرهنت را دریده است
ازشهر شامِ کینه، رسیده مسافرت
پس حق بده که چنین داغدیده است
احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته است
در کربلا نسیم مدینه وزیده است
بر نیزه بودی و به سرم بود سایه ات
با این حساب کسی زینبت را ندیده است
این گل بنفشه های تن و چهره ی کبود
دارد گواه ، زینبتان داغدیده است
توطعم خیزران و سنگ ها و خواهرت
طعم فراق و غربت و غم را چشیده است
آبی به کف گرفته و رو سوی علقمه
با آه می رود سکینه و خجلت کشیده است
این دختر شماست که خواستند کنیزیش ....
لکنت گرفته است و صدایش بریده است
نیزه نشین شد حضرت سقا و اهلبیت
زخم زبان زهر کس و ناکس شنیده است
***
گفتی رقیه ... گفت نمی آیم عمه جان!
در شام ماند و شهر جدید آفریده است
------------------------------------
دنیا تیره و تار شد
و شهر سیاه پوش ؛
میدانی ؛ آخر آفتاب را به خاک و خون کشیده بودند ...
چهل روز، نه ؛ چهل شب از آن واقعه گذشت. اربعین حسینی بر همگان تسلیت باد
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین
کاروان می آید از شهر دمشق
برسرِ خاکِ شهِ سلطان عشق
کاروان با خود رباب آورده است
بهر اصغر شیر وآب آورده است
کاروان آمد ولی اکبرنداشت
ام لیلا شبه پیغمبر نداشت
کاروان آمد ولی شاهی نبود
بربنی هاشم دگر ماهی نبود ...
اربعین حسینی برساحت مقدس آقا اباصالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه ) وشیعیانشان تسلیت باد
زیر بار ذلت زندگی کردن؛ یعنی مرگ!
کاش این کلمات امام عشق؛ حسین(علیه السلام) را همه عالم می شنید:
لَیْسَ الْمَوْتُ فِی سَبِیلِ الْعِزِّ؛ إلاَّ حَیَوه خَالِدَه؛
وَلَیْسَتِ الْحَیَوه مَعَ الذُّلِّ؛ إلاَّ الْمَوْتَ الَّذِی لاَ حَیَوه مَعَهُ.
مرگ در راه عزّت، چیزی نیست؛ مگر زندگانی جاویدان!
و زندگانی با ذلّت؛ چیزی نیست؛ مگر مرگی که هیچ نشانی از زندگی در آن نیست!
امشب شب اربعین مصباح هداست
دل یاد حسین بن علی شیر خداست
پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت
امشب شب یاد عشقیاء و شهداست
لباس غمت به قامت من
صدا زدن تو عبادت من
اگر بشود به لطف شما
زیارت شش گوشه قسمت من
اگر بشود به لطف خدا
زیارت شش گوشه قسمت من
چه مویه کنان به سینه زنم
ز غصه و داغ تو سر شکنم
خوشم که شوم به لحظه مرگ
لباس سیای شما کفنم
هوای حسین هوای حرم
هوای شب جمعه زد به سرم
روانه شدم به سوی ضریح
بگیری اگر زیر بال و پرم
بده صدقه به راه خدا
بده شب جمعه تو کرب و بلا
نفس نزنم نفس نکشم
بدون تو یا سیدالشهداء
حسین ارباب حسین ارباب
حسین ارباب منو دریاب
بسوز ای دل که امروز اربعین است
عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت
سراسر درس ، بهر مسلمین است
اربعین حسینی تسلیت باد
به یاد کربلا دلها غمگین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است