راسخون

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

اگر روزی دشمن پیدا كردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی!


اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند!


اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست!


اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

 

درد من تنهایی نیست؛

 بلكه مرگ ملتی است كه گدایی را قناعت؛

بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب

... این حماقت را حكمت خداوند می نامند .

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

بچه که بودیم همش شبا فکر میکردیم که فردا چه بازی کنیم ؟؟؟

ولی الان فکر میکنیم فردا زندگی قراره چه بازی باهامون بکنه.....!!!!

shayesteh2000 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6168
|
تاریخ عضویت : شهریور 1393 

دل دنیا رو  خون کردی  که اینجوری تو رفتی ...

تموم دلخوشی هامو  توبارفتن گرفتی ...

مثه قصه یه عشق تازه بودی...

مثه افسانه بی اندازه بودی .....

هیچکی برای من شبیه تو نبوده ...

دنیا که بیرحمی آخه تنهایی زوده .....

(پاشایی)

 

mohammad98 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6815
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 

16 روز تا اربعین ...

خوش به حال زائرین بین الحرمین ...

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

یا رقیه خاتون (س)

آمدی و شب سیاه من

عاقبت مثل روز روشن شد

همه دیدند من پدر دارم

روسیاهی نصیب دشمن شد

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

هم بازیانم نیستند، امشب کنار بسترم

قاسم، عمو عبّاس، عبدالله، داداش اکبرم

یادت می آید من چقدر آسوده می خوابیدم آن

شبها که می خندید در گهواره ی خود اصغرم ؟

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

سلام ای دختر خورشیدتو خرابه نشین نیستی یارُقَیـّـِه

 

سلام بر تو عاشورای بزرگی که در چشم‌های کوچک تو خلاصه شده است.

سلام بر تو که در خنکای لبخند حسین ع رها بودی و پا به پای آبله، زخم‌هایش را

 به جستجو. سلام بر کوچکی گام‌هایت؛ به تو و خاطرات در آتش رها مانده‌ات.

 سلام بر تو که آتش، کوتاهتر از دامنت نیافت تو را خوب‌تر از شام غریبان،

 زینب می‌شناسد و تو بهتر از همه، شام غریبان را. شام غریبان، تو را

 خوب می‌شناسد؛ تورا که آن‌قدر پدر پدر کردی و یا عَمَّتِیَ و یا أُخْتَ أَبِی!

 أیْنَ أَبِی گفتی تا در روشنای حضور حسین ع غوطه‌ور شدی. سلام بر تو؛

 به آن زمان که در هیاهوی غبار و سوار، اشک و مشک و ستیغ و تیغ،

حسین ع را در خلسه و خون و خاکستر رها دیدی. از اندوه و داغ و دلتنگی،

 بوی تو به مشامم می‌رسد و هرگاه نام تو را می‌نویسم، هیچ واژه‌ای را

 توان توصیف اندوهت نیست. از کنار شط تا وادی نخله، از مرشاد تا

 به حلب و از دید نصرانی تا به عسقلان، تو بودی همدم تنهایی بابا.

سلام به تو ای سئوال بزرگ تاریخ! پس از گذشت قرن‌ها آیا آبله پاهایت

 خوب شده‌است عصر روز سه شنبه در خرابه در کنار

 حضرت زینب سلام الله علیها نشسته بود.

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

بچه ها فقط بخونید خیلی قشنگه

 

خواب دیدم خواب اینكه مرده ام

خواب دیدم خسته و افسرده ام 

روی من خروارها از خاك بود

وای قبر من چه وحشتناك بود 

تا میان گور رفتم دل گرفت

قبر كن سنگ لحد را گل گرفت 

ناله می كردم ولیكن بی جواب

تشنه بودم تشنه یك جرعه آب

بالش زیر سرم از سنگ بود

غرق وحشت سوت و كور و تنگ بود

خسته بودم هیچ كس یارم نشد

زان میان یك تن خریدارم نشد 

هركه آمد پیش حرفی راند و رفت

سوره حمدی برایم خواند و رفت 

نه شفیقی نه رفیقی نه كسی

ترس بود و وحشت و دلواپسی

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

رقیه پیام آوری است...

برای تمام آنهایی که تاریخ راامروز در سوریه تکرار میکنند...

و رقیه ها را بی آنکه بدانند به مسلخ عشق میبرند

و چه خیال خامی....

که رقیه ها همیشه بر تارک تاریخ بهترین راویان

 حماسه و خون اند.......

salamat595 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 19536
|
تاریخ عضویت : آبان 1391 

دلم گرفت اومدم اینجا ببینم کسی هست باهم صحبت کنیم یا نه کسی نیست؟

همه چی کهنه اش به درد نمیخوره جز رفیق

رفیق هم رفیقای قدیمی راسخون

shayesteh2000 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6168
|
تاریخ عضویت : شهریور 1393 

کربلا   کربلا  کربلا   کربلا 

این دل تنگم  عقده ها دارد                             گوییا    میل کربلا دارد

 

ای خدا مارا کربلایی کن                   بعد ازآن  مارا هرچه خواهی کن

 

کربلا کربلا  کربلا  کربلا

 

 

shayesteh2000 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6168
|
تاریخ عضویت : شهریور 1393 

کرب وبلا ای کاش من مسافرت بودم                   محرمی کاش میشد که زائرت بودم

 

من موج فراتم که همش در تب وتابم                 دست به روی قلب من نذار خیلی خرابم

 

                                 مجنون حسین و مدیون ابالفضل

shirdel2 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5535
|
تاریخ عضویت : مهر 1393 

بنام خدا

یکی از فصل های زیبای خداوند قادر متعال پائیز است که در این فصل خداوند برای عبرت ما انسانهای مغرور درس های زیادی دارد و با تغییر رنگ برگ درختان که در بهار و تابستان به لباس سبز رنگ داشتند به رنگ خوشرنگ نارنجی و قرمز و عنابی و... و آماده سازی آنها برای رفتن به خواب زمستانی ،ما را به یاد پای گذاشتن در این دنیای فانی و آماده شدن برای رفتن به حواب ابدی و رفتن به دنیای جاوید خواهد انداخت تا بدانیم و متوجه باشیم که دنیا چند روزی بیش نیست و مزرعه ایست برای آخرت.

برگ های پاییزی
سرشار از شعور ِ درخت اند
و خاطرات ِ سه فصل را بر دوش می کشند
آرام قدم بگذار ….
بر چهره ی تکیده ی آن ها
این برگها حُرمت دارند..
درد ِ پاییز ،درد ِ ” دانستن ” است
.

shirdel2 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5535
|
تاریخ عضویت : مهر 1393 

              

کاش چون پاییز بودم (فروغ فرخ زاد)
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.
برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,
آفتاب دیدگانم سرد می شد,
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.
وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,
وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,
شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد,
در شرار آتش دردی نهانی.
نغمه ی من ...
همچو آواری نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته.
پیش رویم :
چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر :
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام :
منزلگه اندوه و درد وبد گمانی.
کاش چون پاییز بودم

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

در خیمه ی عزای محرّم، علم یکیست
آن کس که دم زدیم از او دم به دم یکیست
در گریه ی جدایی و در خنده ی سلام
عطر نسیم سر زده ی صبحدم یکیست
در شان عشق نیست هیاهوی اختلاف
رنگ سیاه پیرهن و رنگ غم یکیست