هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
خیالم را که هیچ ،
دلم را هم مدت هاست که پیش تو جا گذاشته ام ….
یه سلام میدم با حسرت؛
طرف کربلا...
السلام علیک یا ابا عبدالله ...
لبیـــــ♡ــــک یـا حسین
♥•٠·
حسین جـــــــــــــان...
ﺩلــــم ﻫـــﻮﺍﯼِ
"تــو"را دارد . . .
ﺧــﺪﺍ ﮐﻨﺪ ﺭﺍﺳـــﺖ ﺑﺎﺷﺪ
که می گویند . . .
"ﺩﻝ ﺑﻪ ﺩﻝ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺭﺩ " . .
جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو
بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو
بس که هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد
دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو
تا به این جا که به درد تو نخوردم آقا
هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو
چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من
راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو
سال ها می شود از خویش سؤالی دارم
من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو
با حساب دل خود هر چه نوشتم دیدم
من از این زندگیم سود نبردم بی تو
گذری کن به مزارم به خدا محتاجم
من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو
میــــــرسد در یک طبق بابــــــــای دختــــــــر بچه ای...
از خــــــرابه می رسد آوای دختـــــــر بچه ای
میکشد آخر مــــــرا غـــــم های دختـــــر بچه ای
ســـــلام بر تو ای یــــاس نیلی حسیــــــــن (ع)...
____________________________
ایـن هـمـه آدم رفـتـنـد و نـیـامـده انـد
فـقـط یـک نـفـر اسـت کـه رفـت و هـنـوز هـم در تـاریـخ دارنـد مـیـگویـند:
نیامــد نیامـــد ... ای اهـل حـرم میـــر و علمـــدار نیامـــد
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبَا الْفَضْلِ الْعَبّاسَ
میدانی اربــــــــاب ؟
ما را از کودکی به جدایـی ها عادت دادند
همان جایـی که روی تخته سیاه می نوشتند :
خـــوب ها بـــــدها ....
و من بـــــدترین ِ بـــــدها هستم ....
و گاهی فقط گاهی نمیخواهم که بـــــد باشم
و باز هم گاهی تلـاش میکنم که جزء خــــوب ها شوم ...
کــــــــــــربــــــــلا رفتن فقط یک بهانه می خواهد...
میشود آیا ؟
این تلاش مرا بهانہ ای برای ســــــــفر عــــــشق قرار دهی ؟
می شود؟
کربلا فرصت پیشومده بیام
آقا مشکلمو درست کن تا من بیام
دلم برای ورود تو لحظه شماری می کند و
حنجره ام تو را فریاد می زند،تو که تجلی عشقی
قنوتم را طولانی می کنم تا تو نیمه شبی برای آن دعا کنی
کوچه های غریب بی کسی را آب و جارو می کنم
تا تو صبحی زود از آن کوچه عبور کنی ...
دل تنگم چیزی برای گفتن نداره.......
نام ما را ننویسید ، بخوانید فقط
سر این سفره گدا را بنشانید فقط
آمدم در بزنم ، در نزنم می میرم
من اگر در زدم این بار نرانید فقط
میهمان منتظر دیدن صاحب خانه ست
چند لحظه بغل سفره بمانید فقط
کم کنید از سر من شر خودم را ، یعنی
فقط از دست گناهم برهانید فقط
حُرّم و چکمه سر شانه ام انداخته ام
مادرم را به عزایم ننشانید فقط
صبح محشر به جهنم ببریدم اما
پیش انظار گنهکار نخوانید فقط
پیش زهرا نگذارید خجالت بکشیم
گوشه ای دامن ما را بتکانید فقط
حقمان است ولی جان اباعبدالله
محضر فاطمه ما را نکشانید فقط
سمت آتش ببری یا نبری خود دانی
من دلم سوخته گفتم که بدانید فقط
گر بنا نیست ببخشید نبخشید اما
دست ما را به محرم برسانید فقط
.
.
مدعیان گر زنند دعوی بالاتری
پرچم ارباب ما از همه بالاتر است
.
.
ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺍﺳﺖ ﺩﻋﺎ ﮔﻮشه شش گوشه تو
ﺣﺮﻣﺖ ﻋﺮﺵ معلی ست ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ (ع)
.
.
بوی پیراهن خونین کسی می آید …
این خبر را برسانید به کنعانی ها !
فردوس ماست تا به ابد روضه الحسین
تنها بهشت اهل ولا ، کربلای توست
بنام خدا
امید حضرت زهرا (س) مرا خدایی کن ...
سلام حضرت دلبر مرا نگاهی کن
امید ظلمت شبهای من دعایی کن
یکی یکی به هوایت نوشته ام آقا (ع)
یکی یکی غزلم را خودت هوایی کن..
دلم سراغ شما را عجیب می گیرد..
بیا و نوکر خود را ز غم رهایی کن..
بیا ببین که برایت شکسته و زارم
به یک اشاره دلم را گره گشایی کن..