هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
زخم ها التیام می یابند
اما...
به چه قیمتی ؟!
من برای اینکه ثابت کنم اشتباه میکنه یه نارگیل برداشتم و زدم تو سرش
اونم کاملا به اشتباهش پی برد
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند…
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…
دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…
دلم برای کسی تنگ است که نیز می دانم روزی می اید…
راه دوری نمی رود اگر دسته گلی را بجای گلفروشی از دخترک گلفروش سر چهارراه بخریم...
و جای دوری نمی رفت اگر در این سرمای زمستان ، کبریتمان را از دست دخترک کبریت فروش می خریدیم...
خدایا
من اگر بد کنم
تو را بنده های خوب بسیار است
اما تو اگر مدارا نکنی
من را خدای دیگر کجاست ؟
یا ایها الشهـבاء !
این בست هاے ساבه و خالـے בخیلتان
تنها مرا به رسم رفاقت בعا ڪـنیـב ...
مراقب اعمال و رفتارت باش!
دنيا مجازي ست...
ولي خدا
همين نزديكي ها
پرسه ميزند!!