راسخون

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

sfatemi کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 113
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

 

از شرمندگی دارم می میرم!

 

فراموشش می کنم و او فراموشم نمی کند

 

عبادتش نمی کنم و روزی اش را بموقع می رساند

 

به حرف هایش گوش نمی دهم و به خواسته هایم پاسخ می دهد

 

حرمتش را براحتی می شکنم و حرمتم را تحت هیچ شرایطی نمی شکند

 

در راحتی یادش نمی کنم و در سختی و بیچارگی با کمال مهربانی دستم را می گیرد

 

به کمترین کار خیرم بر او منت می گزارم و به بزرگترین نعمت هایش کمترین منتی بر

 

من نمی گزارد

 

shokraneh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 2414
|
تاریخ عضویت : مرداد 1391 

عجب وفایی داره این دلتنگی !

تنهاش که میذاری میری تو جمع و کلی می گی و می خندی

بعد که از همه جدا شدی از کنج تاریکی میاد بیرون

وایمیسته بغل دستت و دست گرمشو میذاره رو شونت

برمیگرده در گوشت میگه : خوبی رفیق ؟ بازم خودمم و خودت !

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

خدایا!
کمکم کن؛ پیمانی را که درطوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

˙·٠•♥•٠·˙


وقــتــﮯ مـهـربـانـیــﭟ از دور

اینـﻖـدر نــزدیـــڪ اسـت


حس میــــڪـنــم


جــغــرافــیــا

یـــڪ 【 دروغ 】 تـاریـخـیـسـت . . .


˙·٠•♥•٠·˙

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم

دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم

قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم

عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم

کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم

سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم

من می ترسم پس هستم

این چنین می گذرد روز و روزگار من

من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

دلم به اندازه تمام روزهای پاییزی? گرفته است...

آسمان چشمانم به اندازه تمام ابرهای بهاری? بارانی است...


قلبم انگار به اندازه سردترین روزهای زمستانی، یخ زده است...

اما وجودم در کوره داغ تابستانی می سوزد...

چه چهار فصلی است سرزمین دقایق من......!!!!

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

به جرم وسوسه

چه طعنه ها که نشنیدی حوا


پس از تو

همه تا توانستند آدم شدند !

... چه صادقانه حوا بودی ...

و چه ریاکارانه آدمیم!

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

نمي دانــم

چــرا بيــن ايــن همــه ادم


پــيــله کــرده امــ

بــه تــو

شــايد فــقط با تــو

پــروانــه مي شـــوم

ســنـگـيــنــي گـفــتــه هــايــم

بــه سـنــگـيــنـي گــوش هــايـتــ دَر . . .!

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

مهدی جان!!!
"پل صراط"
چشمهای توست...
ازچشمت که بیفتم روزگارم جهنم می شود


(اللهم عجل لولیک الفرج)

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

من تمـــــام شــــــــعرهایم را
در وصــــــــف نیامدنت ســـــــــــــروده ام !
و اگر یــــــــــک روز ناگهـــــــــــان ناباورنه ســــــــر برسی
…


دســـــــــت خالی ,حیرت زده
از شاعر بودن استعفا خواهم داد!
نقــــــاش میشوم
تا ابدیت نقش پرواز را
بر میله های تمام قفس های دنیـــــــا
خواهـــــــم کشید.

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

برای ان عاشق بی دل می نویسم که حرمت اشکهایم را ندانست
برای ان مینویسم که معنای انتظار را ندانست،
چه روزها و شبهایی که به یادش سپری کردم
برای ان مینویسم که روزی دلش مهربان بود
می نویسم تا بداند دل شکستن هنر نیست
نه دگر نگاهم را برایش هدیه میکنم ، نه دگر دم از فاصله ها میزنم
و نه با شعرهایم دلتنگی ها را فریاد می زنم
می نویسم شاید نامهربانی هایش را باور کند

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

کاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت
کاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت
کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست
با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت
کاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان
داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت
کاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود
کاین همه ای کاشها بر دفتر دلها نوشت

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

اینقدرسرگرم بازی روزگارشدیم که یادمان رفته پدرمان راگم کرده ایم ولی انگارنمیخواهیم دست ازبازی برداریم کمی هم دنبال پدرمان بگردیم
آقاجان کجایی دلم بدهوای شمادارد...

 

یامهدی

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

خیلیا دلمونو شکستند .

ولی تو با بقیه فرق داشتی ...

 

آخه یه ضرب المثلی هست که میگه :

کار را که کرد ... آنکه تمام کرد !

 

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 
یـادتــه بـهـــم گفـتـــی تـــو بـه مـن نـمیــای؟
 
 
باشه "من" به "تو" نمیام
 
 
ولی دمت گرم  تــو بـه خــــودت بــــیـــــــا