هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالیکه گویی ایستاده بودم !
چه غصه هایی که فقط به سپیدی مویم حاصل شد در حالیکه قصه کودکانه اى بیش نبود !
دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نخواهد نمی شود !
به همین سادگی …
چشمه ها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنی پیدا میکنند
کوه ها با قله ها و دریا ها با موج ها زندگی پیدا میکنند
و همه ی انسان ها با عشق …
پس بار خدایا بر من رحم کن
بر من که میدانم ناتوانم رحم کن
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم
و حتی من نباشد …
اما نباشد لحظه ای که در قلبم”عشق” نباشد !
خدایا دلم گرفته ؛ میان این همه آرزوها ، دلتنگ ترین بنده ات را دریاب …
وقتی با مشکلات روبرو میشویم ، به خدا میگوییم چرا من ؟
اما زمانی که خوشحالی به ما روی میاورد صحبتی از خدا نیست !
یاد بگیریم که در هر وضعیت بگوییم “بله خدا ! خود من …”
ازگوشه چشمت نگاهی به مابینداز......
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
دلتوباهمه تقسیم کردی جزمن..........
سلام بر اهل بيت
خداوندا..درگلویم ابرکوچکی است..که خیال بارش ندارد..میشودمرابغل کنی..؟
سرت درد میکند؟
اگر قابل بدانی،سرت را روی شانه هایم بگذار
من به دنبال درد سرمیگردم…..!
من مرده ام…
با نسیم خاطره اى گاهى تکانى میخورم همین!
سلام بر شهيدان
خدایا شکرت که اجازه میدی بنده ی گناهکارت باهات حرف بزنه
خدایا خودت حاجت همه رو برآورده کن تا محتاج هیچ کسی نشیم
تنها کسی که هیچ وقت تنهام نذاشت اشتباهاتمو تو سرم نزد تلافی نکرد دستمو تو هر شرایطی محکم گرفت خدا بود.
دوست دارم خدا جونم