هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
روی زیـبای تــو را دیـدم و دیـوانـه شـدم
شمع بودم ولی از عشق تو پـروانه شدم
مـــن خــراباتی ام و راهــی ویـرانه شدم
بــا تــو آمــاده یــک مـستی جانانه شدم
مــن گــرفتار تــوام نــوکر ایـن خانه شدم
ذره ای خــاکم و بـا نــور تو من دانه شدم
کــلب حــیدر شـدم و وارد کــاشانه شدم
بـا علی صاحب این منسب شاهانه شدم
تــو که لیلای منی وصف تو ناگفتنی است
مست تو گشتم و من ساکن میخانه شدم
مستی ام را یا حسین امشب تو امضا می کنی
ساقی هــــر بــــزم را امشب تو رسوا می کنی
خــــوردن مِـــی را ز راه گوش آیــــــا دیـــــده ای
یا حسین نامت شنیدم تو چه غوغا مــــی کنی
خطا از من است، می دانم
از من که سالهاست گفته ام " ایاک نعبد"
امــــــــــــــــــــــــــا
به دیگران هم دلسپرده ام...
از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین"
امــــــــــــــــــــــــا
به دیگران هم تکیه کرده ام
امــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
رهایم نکن
بیش از همیشه دلتنگم
به اندازه ی تمام روزهای نبودنم...
خداوندا
دل به تو سپرده ام
مرا به حال خود وا مگذار...
ای آنکه هر که به درگاهت دعا کند اجابت می کنی...
ای آنکه هر کس اطاعتت کند او را دوست می داری...
ای آنکه هر که را دوست داری به او نزدیک هستی...
ای آنکه هر کس از تو محافظت طلبد، او را حفظ و مراقبت می کنی...
ای آنکه در حق کسی که به تو امیدوار است، کرم میفرمایی...
ای آنکه درباره کسی که نافرمانیت کند، حلم می کنی...
ای آنکه در عین عظمت و بزرگی، رئوف و مهربانی...
ای آنکه در انجام حکمتت بزرگواری...
ای آنکه لطف و احسانت قدیم است...
ای آنکه به هرکس اراده و اشتیاق تو دارد، آگاهی...
ای خدایی که جز تو خدایی نیست...
به تو پناه آوردم... به تو پناه آوردم...
...ما را از آتش قهرت آزاد کن ای پروردگار من...
من را نیز از دعای خیرتان بی بهره نکنید...
خدایا کفر نمی گویم
پریشانم...
چ میخواهی تو از جانم
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا تو مسئولی!
خداوندا تو میدانی ک انسان بودن و ماندن در این دنیا چ دشوار است
چ زجری میکشد آن کس ک انسان است و از احساس سرشار است
نگاه ساکت باران ب روی صورت دوستان دزدانه میلغزد
همه گویند عجب این شخص خوشحال است
ولی یاران نمی دانند ک من دریایی از دردم
ب ظاهر گرچه میخندم ولی
اندر سکوت تلخ گریانم...
چشم بخدا بدوزید؛ دور شدن از او و نزدیک شدن به او را متوجه می شوید!
خداوندا،خداوندا!
قرارم باش و یارم باش ...
جهان تاریکی محض است !
میترسم ،
کنارم باش ...
وقتی سکوت خدا را در برابر راز و نیازت دیدی ، نگو خدا با من قهر است: او به تمام کائنات فرمان سکوت داده تاحرف دلت را بشنود پس حرف دلت را به او بگو .
انگار به بال بوریا می شینیم
هنگامی که صحن خوشگلش می بینیم
مکه گر رویم خانه حق می بینیم
کربلا رویم خود خدا می بینیم