راسخون

درد دل های خدا - ارزش یکبار خوندن رو داره

mostafa199455 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 235
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

اگر ماه بودم به هرجا که بودم


سراغ تو را از
خدا می گرفتم


وگر سنگ بودم به هر جا که بودی


سر رهگذار تو جا می گرفتم


اگر ماه بودی به صد ناز شاید


شبی بر لب بام من می نشستی


وگر سنگ بودی به هرجا که بودم


مرا می شکستی، مرا می شکستی

فریدون مشیری

mostafa199455 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 235
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

ای خدای من سلام یار تنهاییهای من سلام تو کجایی که چاره جوی من شوی راه حل مشکلات من شوی تو کجایی ای انیس

شبهای تار ای تو بر دردهای من غمگسار


خیلی دلم گرفته و بدتر ازهمه اینه که کسی رو ندارم که باهاش دردو دل کنم تا کمی سبک بشم .خیلی حس بدیه حس تنهایی

اینکه هیچکس وکنارت نداشته باشی که درکت کنه که کنارش احساس آرامش کنی و این دقیقا حال منه یه ادم تنها بیکس و پر از

دردهای نگفته

mostafa199455 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 235
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

از تنگنای محبس تاریکی

از منجلاب تیره این دنیا

بانگ پر از نیاز مرا بشنو

آه، ای خدای قادر بی همتا

یکدم ز گرد پیکر من بشکاف

بشکاف این حجاب سیاهی را

شاید درون سینه من بینی

این مایه گناه و تباهی را

دل نیست این دلی که بمن دادی

در خون طپیده، آه، رهایش کن

یا خالی از هوا وهوس دارش

یا پای بند مهر و وفایش کن

تنها تو آگهی و تو می دانی

اسرار آن خطای نخستین را

تنها تو قادری که ببخشائی

بر روح من، صفای نخستین را

آه، ای خدا چگونه ترا گویم

کز جسم خویش خسته و بیزارم

هر شب بر آستان جلال تو

گوئی امید جسم دگر دارم

از دیدگان روشن من بستان

شوق بسوی غیر دویدن را

لطفی کن ای خدا و بیاموزش

از برق چشم غیر رمیدن را

عشقی بمن بده که مرا سازد

همچون فرشتگان بهشت تو

یاری بمن بده که در او بینم

یک گوشه از صفای سرشت تو

یکشب ز لوح خاطر من بزدای

تصویر عشق و نقش فریبش را

خواهم بانتقام جفاکاری

در عشق تازه فتح رقیبش را

آه ای خدا که دست توانایت

بنیان نهاده عالم هستی را

بنمای روی و از دل من بستان

شوق گناه و نفس پرستی را

راضی مشو که بنده ناچیزی

عاصی شود بغیر تو روی آرد

راضی مشو که سیل سرشکش را

در پای جام باده فرو بارد

از تنگنای محبس تاریکی

از منجلاب تیره این دنیا

بانگ پر از نیاز مرا بشنو

آه، ای خدای قادر بی همتا

mostafa199455 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 235
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

یادداشتی از طرف خدا

به: شما
تاریخ : امروز
از: رئیس
موضوع : خودت
عطف به : زندگی
من خدا هستم.
امروز من همه مشکلاتت را اداره می کنم .
لطفا به خاطر داشته باش که من به کمک تو نیاز ندارم.
اگر در زندگی وضعیتی برایت پیش آید که قادر به اداره کردن آن نیستی برای رفع کردن آن تلاش نکن .
آن را در صندوق ( چیزی برای خدا تا انجام دهد ) بگذار .
همه چیز انجام خواهد شد ولی در زمان مورد نظر من ، نه تو .
وقتی که مطلبی را در صندوق من گذاشتی ، همواره با اضطراب دنبال (پیگیری) نکن .
در عوض روی تمام چیزهای عالی و شگفت انگیزی که الان در زندگی ات وجود دارد تمرکز کن .
ناامید نشو ، توی دنیا مردمی هستند که رانندگی برای آنها یک امتیاز بزرگ است.
شاید یک روز بد در محل کارت داشته باشی : به مردی فکر کن که سال هاست بیکار است و شغلی ندارد، ممکنه غصه زودگذر بودن تعطیلات آخر هفته را بخوری : به زنی فکر کن که با تنگدستی وحشتناکی روزی دوازده ساعت ، هفت روز
هفته را کار می کند تا فقط شکم فرزندانش را سیر کند.
وقتی که روابط تو رو به تیرگی و بدی می گذارد و دچار یاس می شوی : به انسانی فکر کن که هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشیده وقتی ماشینت خراب می شود و تو مجبوری برای یافتن کمک کیلومترها پیاده بروی : به معلولی فکر کن که دوست دارد یک بار فرصت راه رفتن داشته باشد.
ممکنه احساس بیهودگی کنی و فکر کنی که اصلا برای چی زندگی می کنی و بپرسی هدف من چیه ؟ شکر گذار باش . در اینجا کسانی هستند که عمرشان آن قدر کوتاه بوده که فرصت کافی برای زندگی کردن نداشتند، وقتی متوجه موهات که تازه خاکستری شده در آینه می شی به بیمار سرطانی فکر کن که آرزو دارد کاش مویی داشت تا به آن رسیدگی کند.

mostafa199455 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 235
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
خــــدا تنها روزنه امیدی است كه هیچگاه بسته نمی شود،

تنها كسی است كه با دهان بسته هم می توان صدایش كرد،

با پای شكسته هم می توان سراغش رفت،

تنها خریداریست كه اجناس شكسته را بهتر برمی دارد،

تنها كسی است كه وقتی همه رفتند می ماند،

وقتی همه پشت كردند آغوش می گشاید،

وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت می شود

و تنها سلطانی است كه دلش با بخشیدن آرام می گیرد نه با تنبیه كردن.


خـــــــــــدا را برایت آرزو دارم...
mostafa199455 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 235
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

خدای خوب من سلام

ممنونم که به من امان دادی

و امکان دادی شبی را در آرامش به صبح آورم

و خشم خود را فرو خورم

پروردگار مهربانم..ای خوبترین خوبها...

... امروز را که یکشنبه است با یاد تو و مهربانی هایت آغاز میکنم

روزی را شروع میکنم که می دانم همه نعمت هایت را بمن ارزانی خواهی کرد

دست هدایتگرت مرا لمس خواهد کرد و همچون پدری که فرزندش را راه رفتن می آموزد

سایه حضورت را حس می کنم پس امنیت را بر من و خانواده ام قرار ده

تا از شر شیطان و بندگانش در امان باشیم

هر چند که من سالهاست ایشان را به تو سپرده ام .

الهی!در این روز

سلامتی ارزانی دار تا عمر مانده را خدمت گذار بندگانت باشیم.شادی،مهربانی و موفقیت را نصیبم کن ..امین




 ازتون میخوام اگه دوس دارید  با خدای مهربونمون همین جا صحبت کنید و هرچی دوست دارید بگید...آرزو یا حرف دل.. هر چیزی که دوست دارید .
اینو میدونم خدای عزیزمون میبینه و میخونه

امیدوارم هر روز حرف دلتونو با خدا اینجا بنویسید...

mostafa199455 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 235
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

خدایا نگذار که از تو فقط نامت را بدانم و نگذار که از تو تنها مشق کردن اسمت را به یاد داشته باشم همواره در من

جاری باش

 

همانگونه که خون در رگهایم جاری است خداوندا از تو میخواهم که هرگز در بیابان هولناک زندگی تنها و بی یاور رهایم

نسازی از تو

 

میخواهم که در کوره راه پرپیچ و خم زندگی تنهایم نگردانی که همواره محتاج وجودت می باشم

mostafa199455 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 235
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

خدایا قدرت دانستنم در پی بردن به بیشماریه ندانسته ها خلاصه شده
چگونه ندانسته چیزی طلب کنم
پس خود آنده که آن به





اللَّهُــــــــــــــــــــــــمَّ صَـــــــــــــــــــــــــلِّ عَلَـــــــــــــــــــــى مُـــــــــــــــــــحَـمَّـدٍ و آلِ مُــــــــــــــــــــحَـمَّـدٍ و عَجِّــــــــــــــــــــــلْ فَرَجَـــــــــــــــــــــهُمْ

mostafa199455 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 235
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 


خدایا کفر نمیگویم پریشانم چه میخواهی تو از جانم

مرا بی انکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

خداوندا تو مسئولی تو میدانی که انسان بودن

و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

خداوندا اگر روزی بشر گردی ز حال ما خبر گردی

پشیمان میشوی از قصه خلقت


از این بودن از این بدعت......

omegaa کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1738
|
تاریخ عضویت : آذر 1389