واقعاً دعا چه معنایی دارد؟

چون رها از منجنيق آمد خليل
آمد از دربار عزّت، جبرئيل

گفت: هَل لَك حاجَةٌ يا مُجتبي
گفت: إمّا مِنكَ يا جبريلُ لا

من ندارم حاجتي با هيچ كس
با يكي كار من افتاده است و بس

آن چه داند لايق من آن كند
خواه ويران، خواه آبادان كند

گفت با او جبرئيل اى پادشاه
پس ز هر كس باشدت حاجت بخواه

گفت اين جا هست نامحرم مقال
عِلْمُهُ بِالحالِ حَسْبِي بالسُّؤال

گر سزاوار من آمد سوختن
لب ز دفع او بيايد دوختن

مى تواند آتشم گلشن كند
شعله ها را شاخ نسترون كند

من نمى خواهم جز آنچه خواهد او
حال من مى بيند و مى داند او

من نمی دانم چه خواهم زان جناب
بهر خود واللهُ اَعْلَم بالصَّواب

*

انصافاً چه حالت زیبایی را توصیف کرده. ابراهیم بین زمین و آسمان، ولی آرام آرام...
عِلْمُهُ بِالحالِ حَسْبِي بالسُّؤال...
واقعاً دعا چه معنایی دارد؟

*

پی نوشت : ح.قاسمیان در این زمینه گفته بودند:

شما از خدا راضی باشید، از کارهایی و از سناریوهایی که خدا روتون پیاده می­کنه، شما راضی باشید، شاکی نباشید. امام سجاد(ع) روزی مریض می­شوند، امام حسین(ع) ازشون می­پرسند چی دلت می­خواد الان؟ چی می­خوای؟ می گن دوست دارم که از جمله کسایی باشم که لا اقترح علی الله ربی. هیچ پیشنهادی برای خدا نداشته باشم الان. برا خدا هیچ اقتراحی نداشته باشم. یعنی لَختِ لَخت رو امواج رضوان الهی حرکت بکنم و هیچ پیشنهادی هم ندهم به خدا. حضرت می­گویند: احسنت احسنت. قد ضاهیت ابراهیم خلیل الله، شبیه ابراهیم شدی، که وقتی که تومنجلیق پرتش می­کردند، بهش گفتند چی می­خوای الان؟ جبرئیل گفت چی می­خوای؟ گفت من هیچ پیشنهادی ندارم به خدا. حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ خدا برای من کافیه. خدا هر چی تو این لحظه برای من مقدر می­کنه من دوست دارم، من همونو دوست دارم. من خدامو قبول دارم. من خدای خودم رو قبول دارم.

ببینید دعا ما داریم. البته می­گن کار پاکان را قیاس از خود مگیر. ما داریم که پیغمبر در کلامشون هیچ موقع لیت، لعل نداشتند، در روایت. ای کاش این جوری می­شد. اصلاً ای کاش چی جوری می­شد نداشتند. همینی که شد. درست؟! دعا داریم. دعا برای رفع گرفتاری، دعا برای فلان، خب! ولی دعا داریم تا دعا. شما یه موقع دعا می­کنی به  عنوان یکی ازمجاری فیض الهی که خود خدا گذاشته، شما دعا می­کنی. درسته. استفاده از وسایلی است که خدا تو این عالم گذاشته. کما اینکه شما می­خواید سیر شید می­رید غذا می­خورید، این یکی از استفاده از وسایل الهیه. می­خواید یک گرفتاری رفع شه. صدقه می­دید، دعا می­کنید. این درسته. ولی یه موقع است که نسبت به مدیریت خدا اعتراض دارید دعا می­کنید. یعنی دارید یه سری پیشنهاد (Offer!) به خدا می­دید که شما درست بلد نیستی، ظاهراً تمام ابعاد رو نگاه نکردی! اگه درست ابعاد قضیه رو نگاه می­کردی این کارو نمی­کردی. یه موقع این جوری داری دعا می­کنی. واقعاً بعضی­ها هم این جوری دعا می­کنند. یعنی یه جورپ یشنهادهای اینکه خدا درست شما زورت زیاده. من الان زورت زیاده قبول می­کنم میام در خونه­ ات یه چیزایی بهت می­گم. ولی فکر نکن که همه­ ی ابعاد قضیه رو دیدی ها! الان من که می­بینم، یه خورده بهتر،  من فکر می­کنم باید این جوری باشه. یعنی با این پشت صحنه داره دعا می­کنه.

این نوع برخوردِ با دعا، اصلاً درست نیست. و اتفاقاً برای همین داریم که لجاجت نکنید تو دعاها. یعنی شما یه پیشنهادی داری به خدا می­دی، هی می­گی و هی بهت نمی­دن. باز هی می­گی. بعد انقدر هی می­گی می­گی می­گی. موقعی که مثلاً می­خوای. معلومه که شما واقعاً مدیریت طرف مقابل رو قبول ندارید الان، این­جوری که داری انقدر اصرار می­کنی. تو این دعاهای مادی می­گن لجاجت نکنید مال همینه. خدا را آدم قبول داره دیگه. من­ باب وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ، یکی از وسایل این است که آدم دعا بکنه، دعا می­کنه. یکی از وسایل اینه که صدقه بده، صدقه می­ده. ولی ما خدا رو قبول داریم. این خیلی مهمه که بگیم خدایا من تو رو قبول دارم.