همدلي و همكاري در خانواده
خانه گرم و صمیمیاست و وقتی از سركار بر میگردید میبینید كه همه چیز سر جای خودش است. بچهها وسایلشان را پرت و پلا نكردهاند و همسرتان ظرفهای صبحانه را شسته و رفته است.
جوراب كثیفی پشت درها قایم نشده است و زیر مبلها بقایای استكانهای چای و پوست تخمه و اسباببازیهای خرد و ریز دیده نمیشود. همه چیز برق میزند. همه چیز آرام است و شما كلی خوشحالید كه ناگهان با صدای جیغی از خواب میپرید. این دختر كوچك شماست كه پایش را گذاشته روی ماشین اسباب بازی برادرش و چهار متر سر خورده است و حالا دارد گریه میكند. همه چیز بر عكس رویای شیرینی است كه دیدهاید. خواب بعدازظهر كافی است. باید برخیزید و یكتنه همه این بههمریختگی را سرو سامان بدهید البته دلتان میخواست همه آن اتفاقهایی كه توی خواب دیدید بیفتد. همسرتان ظرف بشوید، آشغالها را بیرون ببرد و در كارهای خانه كمك كند، بدون اینكه مدام به او غر بزنید. بچهها هم كارهایشان را خودشان انجام بدهند و شما این همه سختی نكشید.اما واقعیت این است كه خواستن كمك از مردان در خانه خوب جواب نمیدهد. شاید خود شما هم در مقابل درخواست كار همین عكسالعمل را نشان دهید. آقای خانه فكر میكند در خانه همهكاره است و دوست ندارد به او امر و نهی شود. شما دارید افكار محمود ـ س 40 ساله را میشنوید. او فكر میكند هر بار كه زنش به او میگوید فلان كار را بكن، ريیسبازی در آورده است. محمود میگوید: آقای خانه كه نباید كار كند. باید بنشیند و پذیرایی شود. البته نه اینكه كار نكند. اگر دلش خواست باید كار كند. من همیشه به امرو نهیهای زنم جواب معكوس میدهم. او صاحب دو پسر است كه خوب است بدانید خانزادههایش هم به خان بزرگ نگاه میكنند و همان كار را تكرار میكنند. میریزند، میپاشند و مینشینند تا پذیرایی شوند. عزیزم من دوست دارم كارهایم سبكتر شود. واقعا خسته میشوم. تو میتوانی كارهای خانه را طوری مدیریت و تقسیم كنی كه به من فشار كمتری بیاید؟ نرگس میگوید: اینها كلمات جادویی بود كه وقتی بر زبانم جاری شد احمد نرم شد و گفت: عزیزم من انتظار ندارم همه كارها را خودت انجام بدهی. شستن ظرفهای شام با من، خرید كلا با من، جاروی خانه با مهناز دخترمان، جمعكردن و پهنكردن سفره و شستن ظرفهای وعدههای دیگر غذا هم با مهناز. كارهای سنگین مثل شستن در و دیوار و پنجره و جابه جاكردن مبل و چیزهای دیگر را هم ماهی یك بار كارگر میآوریم. شام پختن و كارهای دیگر هم با تو اما هر وقت خسته شدی حتما به من بگو. نرگس ادامه میدهد وقتی حرف به اینجا رسيد گفتم: فقط میخواهم هرچیزی را از هرجا كه برمیدارید دقیقا سر جای خودش بگذارید، همین و از كمك بزرگی كه كردی بسیار ممنون هستم. بعد از آن همه چیز ایدهآل نبود گاهی مهناز و گاهی همسرم از كار طفره میرفتند، اما كمكم همه چیز درست شد و هردو حتی بیش از مسوولیتهایی كه پذیرفته بودند انجام میدادند تا همه خوشحال باشیم و هیچكس خسته نشود. سعی كنید انتظار خود را به همسرتان بگویید، اما نه دقیقا زمانی كه میخواهید اجرا شود. بلكه زمانی كه كاری نیست. این كار سبب میشود او فكر نكند دارید به او امر و نهی میكنید. تقسیم كار عادلانه را به خودش بسپارید و اگر عدالت را رعایت نكرد بخواهید تا یك هفته در میان وظایف تغییر كند. سعی نكنید با سركوفتزدن یا سرزنشكردن شریك زندگیتان او را مجبور به كمككردن كنید، به جای آن خیلی واضح و روشن خواسته خود را برای او بیان كنید. وقتی میبینید كاری از او ساخته نیست فكر دیگری كنید. نسترن میگوید: همسر من عادت دارد وقتی فوتبال پخش میشود تخمه بشكند و به شعاع یك متر پوست آن را پرت و پلا كند. من از او خواستم آشغالها را توی بشقاب بریزید، اما نشد. بازهم حواس او به فوتبال بود و دستش آشغالها را هر جا میریخت. بعد از آن تصمیم گرفتم هنگام فوتبال پخشكردن از تلویزیون روی فرش را كاملا با روفرشی بپوشانم. این كار مشكل را حل كرد. بخصوص كه همسرم از این ابتكار من خوشحال شد و با بیقیدی بیشتری توانست آشغال بریزد و بعد از فوتبال هم كل آن پوستها را در سطل آشغال هرچیزی با برنامه بهتر پیش میرود بنابراین همه خانواده یك روز بنشینید و كل كارها و زمان دورهای انجام آن را بنویسید و آن را تقسیم كنید. سعی كنید تقسیمبندی عادلانه و همچنین طبق علایق و تواناییها باشد. وقتی كار تقسیم شد سهم هر كس را روی یك برگه بنویسید و دوره تكرار هر فعالیت را كنارش مشخص كنید. مثلا خرید هفتگی، آشپزی روزانه، كفشویی هفتگی، سرویس بهداشتی روزانه و... . سعی نكنید اهل خانه را وادارید با ریتم شما كار كنند یا همانطور كه خودتان كار میكنید آنها هم عمل كنند. در غیر این صورت نیروهای كمكی را از دست میدهید. تحقیقات نشان میدهد كه هرچه مشاركت همسران در خانه و تقسیم وظایف بیشتر و آگاهانهتر باشد احساس رضایت بیشتری هم از ازدواج و زندگی مشتركشان خواهند داشت. بنابراین اگر میخواهید همسرتان مثل شما كد بانو باشد باید بگویم انتظار زیادی دارید. او را تشویق كنید و خودتان هم كمی توقعات كمالگرایانه خود را كاهش دهید. اگر شما دايم بالای سر او و دیگران بایستید و بگویید كاری را چطور انجام دهند و بعد هم آن را از دستشان بگیرید و خودتان به شیوه درست! آن را انجام دهید همسرتان هرگز سهم خودش در كار منزل را به عهده نمیگیرد. همسرتان هرچه بیشتر احساس كند كه متوجه كوشش و زحمات او هستید و او را تحسین میكنید بیشتر كمك خواهد كرد. و حرف آخر اینكه اگر میخواهید كارهای خانه خیلی زود شما را از پا در نیاورد برای خود قلمرو تعیین نكنید. اگر همه باید كار كنند پس كار خانه و البته قلمرو مال همه است. كمی از احساس تسلط خود كم كنید و دیگران را بیكفایت فرض نكنید. امروز بيشتر مردان دوره زندگی مجردی را تجربه كردهاند و البته برخلاف تصور برخی خانمها از شلختگی از پا در نیامدهاند. پس آقایان را به قلمرو خود دعوت كنید و آنها را در این حیطه نیز شریك بدانید تا نتیجه بهتری بگیرید. زهره زيارتي
بتكاند.