راسخون

پیش بینی های قرآن

gps0064 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1751
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

پيش بينی شناخته شدن آيات قرآن در آينده


«آيات خـود را در دوردست هـا   و در درون خـودشان به آنها نشان خواهيم داد تا جائـيـکـه بـرای آنـهـا روشن شود که اين قرآن حق است».

آيه پيش بينی می کند که انـسـان بـه شـنـاخـت پـديـده هـا در دوردسـت ها و در درون خود خواهد رسيد. شناختی که بدست خواهد آورد نيز درستی حرفهای قرآن را ثابت خواهد کرد.

در عـصـر مـا انسان بـا تلـسکوپ و ميکروسکوپ و   انواع امکانات پيچيده ديگر خيلی از پديده های دور دست فضای دور و نزديک و هـمـيـنـطـور در درون خودش را شناخته است. آن شناختها نيز چنانکه ديديم بنوبه خـود درسـتی آيات قـرآن را تأييد نموده است.

انعام 105: « وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ وَلِيَقُولُوا دَرَسْتَ وَلِـنُـبَـيّـِنـَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ».

« و به این شکل آیات را روشن می کنیم. بگذار بگویند که تو آنها را خوانده ای. ما آن را (قرآن را) برای کسانی که می دانند (دانش دارند) نشان خواهیم داد».

آیه پیش بینی می کند که در آینده کسانی خواهند   آمد که دانش خواهند داشت و قرآن را به آنها نشان خواهد داد. و این چیزی است که فعلاً اتفاق افتاده است.

gps0064 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1751
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

آسيب رساندن به گوش دامها و تغيير در خلق


« و به آنها امر می کنم که گوشهای دامها را آسيب برسانند، و به آنها امر می کنم که   در خلق خدا دگرگونيهائی ايجاد کنند».

نکات آيه:

1ـــ به گوش دامها آسيب رسانده خواهد شد:

جملات مزبور نقـل قول از حرفهای شيطان است. چنانکه در تصوير می بينيم و در جهان واقع نيز کم و بيش ديده ايم،  شماره يا مشخصات دامها را در نوشته ای به گوش آنها منگـنه می کنند. در حاليکه می توان آنرا در گردن آنها نيز   آويزان کرد.

 

2ـــ ايجاد تغييرات در خلق:

در قـرآن دو مـقـوله «تـبـديـل» و «تـغـيـيـر» هـسـت. «تغـيير» به معنی: ايجاد دگرگونيهائی در شئ، و «تبديل» به معنی: عوض کردن کلی شئ (يعنی: عـوض نمودن ماهـيت و هـويت آن) است. قــرآن «تبديل» پـديـده ها را خارج از توان انسان دانسته (لا تبديل لخلق الله) و تاکنون نيز کسی موفـق به تغيير "هـويت و ماهـيـت" چيزی نـشـده، ولی ايـجـاد «تـغـيـيـر» را پيش گوئی کرده است. و اين چيزی است که در عصر ما فعلاً انسان به آن نقطه رسيده و دست به چنين کاری می زند. مثلا کسانی هستند که نمودهـای مردانگی خود را برمی دارند و نمودهای زنانگی   می دهند و همينطور برعکس.

ضمن اينکه هر دو پيش بينی قرآن درست درآمده ترتيب آنها نيز همانطور که آنرا گفته اتفاق افـتاده است. يعنی ابتدا گوش دامها را منگنه کردند و بعد افراد را دستکاری کردند.  البته احتمال اين نيز هست که منظور آيه اين باشد که انسان گوش دامها را خواهد بريد و   برای ايجاد تغييرات در افراد از آن استفاده خواهد کرد.

gps0064 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1751
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

gps0064 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1751
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

پيش بينی روشن شدن يگانگی در هستی

« خدا روشن کرده که خدائی غير از او وجود ندارد. قوانين هستی و دانشمندان نيز همين را روشن خواهند کرد. او هستی را به قسط اداره می کند. خدائی غير از او  وجود ندارد. او قدرتمند است ولی پديده ها را با حکمت اداره می کند».

(واژه «مَـلائِـکِـه» جمع مَـلـَکْ است (از مصادر مَـلـْکْ ـ اَلـَکْ و لَـئْک) به مـعـنی: پـيـام رساننده، واسط، کسی يا چيزيکه بنمايندگی از کسی کاری را انجام می دهد، گمارده، و مـفـاهـيـمـی از اين قـبـيل. در قـرآن از جـمله به قـوانين طبيعت (مانند نيروی جاذبه) و نـيـروهـا و مـوجوداتی که از طرف خداوند مأموريت می گيرند اطلاق می شـود. در آيه به معنی: قوانين حاکم بر پديده ها بکار گرفته شده است).

در گذشته و در دوران محمد برخی بر اين باور بوده اند که خدايان متعددی وجود دارد و هر خدائی چيزی را آفريده و اداره می کند. آيه می گويد که:  قانونمنديهای هستی و دانشمندان روشن خواهند کرد که يک خدا بيشتر وجود ندارد.

امروزه قوانين فيزيکی حاکم بر پديده های هستی و دانشمندانی که در اين زمينه کار می کنند روشن کرده اند و گواهی می دهند که هستی از يک نقطه آغاز شده و در نهايت نيز به يک نقطه برخواهد گشت، و يک واحد يک پارچه است و قوانين مشترکی بر آن حاکم است، و پديده های هستی از عناصر مشترکی ساخته شده اند.  و به اين شکل يگانگی در هستی را روشن کرده اند و گواهی داده اند.

gps0064 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1751
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

پيش بينی آينده اسلام

«می خواهند با فوت کردنهای خود نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا نور خود را کامل خواهد کرد هر چند افراد حق ستيز آنرا خوش نداشته باشند».

پيش از اينکه اسلام پيروز بشود و در جامعه مستقر بشود، آيه پيش بينی می کند که خدا نور خود (که منظور از آن قرآن و اسلام است) را کامل خواهد کرد. اگر محمد اسلام را از خود درآورده می بود، اينقدر می فهميد که احتمال می داشت فردا پس فردا فوت کند يا کشته بشود، يا اصلاً تا آخر عمر موفق نشود که اسلام را در جامعه مستقر کند، در آنصورت برای هواداران وی روشن می شد که اگر قرآن حرف خدا می بود، خدا می بايست می دانست که اسلام بالاخره کامل خواهد شد يا نه. روشن است که گفته های اينچنينی فقط می تواند گفته خدا باشد.

gps0064 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1751
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

پيش بينی برگشتن محمد به مکه

« آن که قرآن به تو داد ترا به مکه باز خواهد گردانيد».


(مُعاد در اصل مَـعْـوَد بر وزن مَـفـْعـَل اسم زمان و مکان است بمعنی: زمان و مکان برگشت. و در معنی دوم خود از جمله به "روز رستاخيز اطلاق شده (به اعتبار اينکه زمان و مکان برگشتن به زندگی است)"، و به زادگاه اطلاق می شود (به اعتبار اينکه انسان هر جا برود نهايتاً به آن برمی گردد). و در آيه به مکه اطلاق شده که زادگاه محمد بوده است).

محمد به دلايلی که می دانيم مجبور شده بود که مکه را ترک کند. آيه به وی وعده می دهد که وی به مکه باز خواهد گرديد. همه قرآن و اسلام در گرو اين آيه گذاشته شده بوده است. اگر محمد پيش از برگشتن به مکه فوت می کرد و يا هيچگاه پيروز نمی شد و نمی توانست وارد مکه بشود، در آنصورت همه دين وی می سوخت. چون برای پيروان وی روشن می شد که اگر اين قرآن حرف خدا می بود، خدا منطقاً می بايست می دانست که محمد به مکه برمی گردد يا نه.

و روشن است که کسيکه يک دينی درست می کند، اينقدر می فهمد که شايد فردا پس فردا فوت کند و هيچگاه به مکه برنگردد، و دروغ بودنِ وحی بودنِ قرآن برای مردم روشن می شود.

روشن است که اين آيه حرف کسی غير از خدا نمی تواند باشد.

gps0064 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1751
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

پیش بینی آینده دشمنان پيامبر

« دشمن تو که در اوج بی رحمی   است در واقع خودش بی آینده است».

نئ ان بمعنی اوج دشمنی و بی رحمی و قساوت است. و شانئ بمعنی دشمنی است   که در اوج خصومت و بی رحمی است).

دشمنان پيامبر به وی می گفتند که وی آینده ای ندارد. و آیه می گوید که آنها هر چند با یاران محمد در اوج بی رحمی برخورد می کنند و می کشند در واقع خودشان آینده ای ندارند. امروزه با گذشت 1400 سال می بینیم که   مثلاً جریانی بنام جریان ابولهب وجود ندارد. همه آنها سوختند و از میان رفتند. و این پیش بینی قرآن درست درآمده است.

gps0064 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1751
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

« هر موجود زنده ای مرگ را می چشد ... ».

در این   آیه همه قرآن در گرو این آیه گذاشته شده است. اگر   روزی انسان بتواند عنصری یا ژنی یا چیزی در موجودات زنده پیدا کند باعث مرگ می شوند و آن را دربیاورد و یا بکشد، و یا با متد دیگری بتواند مرگ را از سر موجود زنده دور کند و موجود زنده جاودانه بشود، در   آن صورت معلوم می شد که این قرآن  ح رف خدا نیست و می سوخت. روشن است که کسی که   دینی را از خود در می آورد و به خدا نسبت می دهد هیچگاه چنین چیزهائی را مطرح نمی کند، چون انسان هر که باشد و هر چه باشد از آینده چیزی نمی داند. بهر حال تاکنون تلاش انسان برای یافتن ژنی بنا م  ژن مرگ و دور کردن آن از سر انسان  ن اموفق بوده است.

hhhhhhhhhh کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 407
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 
خیلیییی جالب بود -خداقوت