بانک مقالات زنان
| مطالعات زنان بهار 1390; 9(1 (پياپي 27)):119-142. |
| حسن پور اكبر*,زاهدي شمس السادات,عباسي طيبه |
| * دانشگاه آزاد قزوين |
|
قابليت استخدام کارکنان به عنوان توانايي فرد در شناسايي و تشخيص فرصت هاي شغلي و حرفه اي در درون و بين سازمان ها در فرايند مسير پيشرفت شغلي تعريف مي شود. امروزه قابليت استخدام کارکنان مهمترين عامل موثر بر موفقيت فرد در محيط هاي کاري متلاطم و با قرارداد هاي کاري منعطف و موقتي قلمداد مي شود. قابليت استخدام، کارکنان را قادر مي کند فرصت هاي مربوط به مسير پيشرفت شغلي را بهينه تر ساخته و آن را مديريت کنند. پژوهش هاي زيادي در زمينه قابليت استخدام کارکنان انجام شده است، اما به تفاوت آن بر اساس عامل جنسيت کمتر توجه شده است. در اين پژوهش تلاش بر اين است ضمن تبيين ابعاد و مولفه هاي قابليت استخدام کارکنان، تفاوت آن در ميان کارکنان زن و مرد بررسي شود. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد که به رغم متفاوت بودن وضعيت و موقعيت زنان و مردان در سازمان ها، تفاوت معنا داري در قابليت استخدام کارکنان زن و مرد وجود ندارد. |
| كليد واژه: قابليت استخدام کارکنان، جنسيت و سازمان هاي دولتي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان بهار 1390; 9(1 (پياپي 27)):143-164. |
| بلوردي زهيرمصطفي*,عبدالهي محمد |
| * دانشگاه علامه طباطبايي |
|
در کشورهاي پيشرفته تحولات فرهنگي به شکل مستمر و پيوسته اي رخ داده است، در واقع اين جوامع به مرور از الگوه ها و باورهاي سنتي که تشکيل دهنده هويت آنها نيز است، به سوي الگوه هاي مدرن گام برداشته اند. اما جوامع درحال گذار همزمان با فرهنگ موجود سنتي خود، جلوه هايي از فرهنگ و تمدن فرا صنعتي را نيز فرا روي خويش مي بينند. سرعت تحولات در اين جوامع بسياري از افراد به خصوص دختران نوجوان را، که به دنبال رسيدن به مهم ترين هدف خود همانا پاسخ به کيستي و چيستي آنها است، با شکل هاي جديدي از الگوه هاي هويت مواجه مي کند. آنها در مي يابند که نقش ها و هويت هاي فرودست آنها ناشي از عوامل فرهنگي و نه عوامل طبيعي است. لذا تلاش دارند با استفاده از تعدد منابع هويت ساز به الگوه هاي جديد رشدي از هويت دست يابند. اين نوشتار تلاش کرده با تقسيم بندي الگوي هويت رشد غير سنتي به شش مولفه که دربردارنده شاخص هاي مدرن و سنتي است، به سنخي از الگوي هويت رو به رشد مدرن دختران که به صورت هويت رشد پايين، متوسط و بالا دسته بندي شده، نائل آيد. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن متغيرهاي مستقلي چون پايگاه اقتصادي اجتماعي والدين، ميزان تقسيم وظايف جنسيتي در خانه، ميزان استفاده از رسانه، ميزان ارتباط با همسالان، ميزان تعاملات تفاهمي ميان اعضاي خانواده، ميزان اعتقادات ديني و سطح نگرش برابرگرايانه نسبت به موقعيت زن در جامعه، ميزان تاثير هر يک از عوامل بر شکل گيري الگوه هاي هويت رو به رشد را بررسي کند. نوع پژوهش پيمايشي، روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي و ابزار گردآوري داده ها پرسشنامه است. نتايج نشان مي دهد که بيشتر دختران از الگوي هويت رو به رشد پاييني برخوردارند. از بين متغيرهاي موثر در شکل گيري الگوه هاي هويت، سطح نگرش برابرگرايانه، ميزان استفاده از رسانه و ميزان تعاملات تفاهمي به ترتيب نقش بيشتري در تبيين و پيش بيني هويت رو به رشد مدرن دختران نوجوان داشته اند. |
| كليد واژه: هويت، هويت فردي، نگرش برابرگرايانه، تعاملات تفاهمي، اعتقادات ديني، تقسيم وظايف جنسيتي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان زمستان 1389; 8(4 (پياپي 26)):7-28. |
| شريعتي مزيناني سارا*,راودراد اعظم |
| * گروه جامعه شناسي، دانشگاه تهران |
|
هدف از اين مقاله، مطالعه نسبت بين هنر و زنان در تاريخ و تحول اين نسبت در آغاز قرن بيست و يکم، با استفاده از نظريه وارثان پي ير بورديو است. اين مقاله از دو بخش تشکيل شده است: بخش اول به سيري تاريخي درباره زن در تاريخ هنر و زنانه شدن ميدان هنر اختصاص دارد و نشان مي دهد که چگونه با تحولات اجتماعي، حضور زنان در عرصه هنر روز به روز پررنگ تر شده است، بخش دوم با استفاده از يافته هاي يک پژوهش ميداني نشان مي دهد که عواملي همچون خانواده، طبقه اجتماعي، آموزش و کارفرما تا چه حد در افزايش نقش زنان در عرصه فرهنگ و هنر تعيين کننده هستند. در حالي که از مهم ترين پرسش هاي تاريخ هنر، غيبت زنان در ميان هنرمندان بزرگ است، تصرف ميدان هنر در آغاز اين قرن از جانب زنان، نشانه آن است که شرايط تاريخي نامساعد (نابرابري حقوق مدني) و عوامل اجتماعي اي چون ممنوعيت آموزش هنري زنان، مي توانند به عنوان مهم ترين دلايل غيبت زنان در تاريخ هنر محسوب شوند. |
| كليد واژه: جامعه شناسي هنر، بورديو، زنان هنرمند، نقاشي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان زمستان 1389; 8(4 (پياپي 26)):29-47. |
| افشاري زهرا*,شيباني ايمان |
| * دانشگاه الزهرا |
|
تجزيه جنسيتي نيروي کار يکي از نشانه هاي نابرابري در بازار نيروي کار و نابرابري در بازار کار يکي از علائم نابرابري هاي اجتماعي مي باشد. در اين مقاله به آزمون فرضيه تجزيه جنسيتي نيروي کار در ايران با استفاده از شاخص دونکن پرداخته شده است. نتايج پژوهش فرضيه تجزيه جنسيتي نيروي کار در ايران را تاييد مي کند. به علاوه نتايج مويد وجود تجزيه جنسيتي در نيروي کار ايران هم در سطح بخش ها و هم در سطح حرفه ها مي باشد. نتايج نشان داده است که تجزيه جنسيتي بخشي (در دوره 85-1371) در ايران روند کاهشي داشته است، ولي شاخص تجزيه جنسيتي حرفه اي در اين دوره افزايش يافته است. |
| كليد واژه: فرضيه تجزيه جنسيتي نيروي کار، ايران، شاخص دونکن، بخشي، حرفه اي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان زمستان 1389; 8(4 (پياپي 26)):49-73. |
| حميدي پور رحيم*,ثنايي ذاكر باقر,نظري علي محمد,فراهاني محمدنقي |
| * دانشگاه تربيت معلم تهران |
|
بخشش موضوعي است که به تازگي در ادبيات روان شناسي توجه زيادي را به خود جلب کرده، اما پژوهش هاي تجربي کمي درباره آن انجام شده است. هدف پژوهش حاضر بررسي تاثير زوج درماني گروهي مبتني بر بخشش بر رضايت زناشويي بود. روش پژوهش آزمايشي با طرح آميخته (درون گروهي - بين گروهي) بود. ابزار پژوهش عبارت بود از مقياس رضايت زناشويي و مقياس بخشش. نمونه پژوهش شامل 10 زوج از افراد مراجعه کننده به مرکز مشاوره بودند. 5 زوج در گروه آزمايش و 5 زوج ديگر در گروه کنترل به طور تصادفي جايگزين شدند. در قالب گروه درماني، طي 20 ساعت مهارت بخشش به زوج ها آموزش داده شد. تحليل واريانس نشان داد که گروه آزمايش در مقايسه با گروه کنترل، هم در رضايت زناشويي و هم در مهارت بخشش، در مرحله پي گيري پيشرفت معني داري کرده است. |
| كليد واژه: بخشش، رضايت زناشويي، زوج درماني گروهي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان زمستان 1389; 8(4 (پياپي 26)):75-101. |
| نوغاني محسن*,مظلوم خراساني محمد,ورشوي سميه |
| * گروه علوم اجتماعي، دانشكده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه فردوسي مشهد |
|
جراحي زيبايي يکي از مسائل مهم در حوزه پزشکي - فرهنگي و يکي از موضوعات مورد بررسي در جامعه شناسي بدن است. با عنايت به اينکه جراحي زيبايي در جامعه ايران طي سال هاي اخير افزايش يافته است، هدف اصلي اين مقاله تحليل و تبيين عوامل اجتماعي مرتبط با انجام عمل جراحي زيبايي توسط زنان است. روش پژوهش مورد استفاده روش علي - مقايسه اي بوده که بر پايه آن نمونه مورد نظر که شامل 80 نفراز زنان 18 الي 45 ساله است به دو گروه تقسيم شده است: زناني که جراحي زيبايي انجام داده اند، و زناني که جراحي زيبايي انجام نداده اند. اين دو گروه بر حسب متغيرهاي تاهل و منطقه محل سکونت همگن شده اند. يافته هاي حاصل از پژوهش نشان مي دهد متغيرهاي سرمايه فرهنگي، فشار هنجاري و پايگاه اقتصادي - اجتماعي، با احتمال انجام جراحي زيبايي رابطه مثبت و معنادار، و متغيرهاي تصور از بدن، و روابط اجتماعي با احتمال انجام جراحي زيبايي رابطه منفي و معنادار دارد. |
| كليد واژه: جراحي زيبايي، زنان، تصور از بدن، فشار هنجاري، روابط اجتماعي، سرمايه فرهنگي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان زمستان 1389; 8(4 (پياپي 26)):103-120. |
| موسوي سيده افروز*,پيوسته گر مهرانگيز,پورشهرياري مه سيما |
| * دانشگاه الزهرا |
|
هدف از پژوهش حاضر اثربخشي آموزش مهارت هاي خودنظم بخشي بر شادکامي دانش آموزان دختر اول دبيرستاني است. روش پژوهش نيمه آزمايشي با طرح پيش آزمون، پس آزمون و پيگيري با گروه کنترل بوده و جامعه آماري شامل 137 نفر از دانش آموزان دختر پايه اول متوسطه دبيرستاني واقع در منطقه 5 تهران بود. نمونه آماري شامل 30 نفر دانش آموز بود که به صورت تصادفي در دو گروه آزمايشي و تصادفي قرار گرفتند. ابزارهاي پژوهش پرسشنامه شادکامي آکسفورد و پرسشنامه راهبردهاي يادگيري خودتنظيمي پينتريچ (MSLQ) بود. گروه آزمايش در شش جلسه آموزش مهارت هاي خودنظم بخشي شرکت کردند، ولي در گروه کنترل هيچ گونه مداخله اي صورت نگرفت. براي تحليل داده ها از تحليل واريانس با اندازه گيري مکرر و آزمون t مستقل استفاده شد. نتايج نشان داد که بين دو گروه (در نمره شادکامي و خودنظم بخشي) تفاوت معناداري وجود دارد (P<0.0001). بدين صورت که کاربرد آموزش مهارت هاي خودنظم بخشي، ميزان شادکامي دانش آموزان را افزايش داده و اين حالت بعد از گذشت يک ماه نيز حفظ شده است. همچنين گروه آزمايش نسبت به گروه کنترل، عملکرد بهتري در يادگيري خودنظم بخشي نشان دادند. |
| كليد واژه: خودنظم بخشي، شادکامي، دانش آموز، دختر |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان زمستان 1389; 8(4 (پياپي 26)):121-141. |
| شريفي محمدامين*,اسدي علي,كلانتري خليل,آگهي حسين |
| * دانشگاه كردستان |
|
اين پژوهش به دنبال شناسايي و تحليل عوامل موثر در تحقق خودکفايي زنان سرپرست خانوار در مناطق شهري استان کردستان است. روش پژوهش از نوع توصيفي - پيمايشي و مقطع زماني آن سال 1387 بود. بر اين اساس تعداد 190 نفر از زنان سرپرست خانوار شاغل با روش نمونه گيري تصادفي سيستماتيک انتخاب شدند. ابزار جمع آوري اطلاعات پرسشنامه بود که پس از کسب روايي، پايايي آن از طريق آلفاي کرونباخ (0.77) تعيين و تاييد شد. «وضعيت خودکفايي» زنان سرپرست خانوار به عنوان متغير پاسخ، بر اساس ملاک «خود ارزيابي» و «شاخص کمي خودکفايي» تعيين شد. روش هاي آماري مورد استفاده در تحليل داده ها شامل تحليل همبستگي، آزمون کاي اسکوئير و مدل رگرسيون لوجيت است. |
| كليد واژه: زنان سرپرست خانوار، خودکفايي، توانمندي اقتصادي، رگرسيون لوجيت |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان زمستان 1389; 8(4 (پياپي 26)):143-167. |
| علي زاده حميد*,نصيري فرد نفيسه,كرمي ابوالفضل |
| * دانشگاه علامه طباطبايي |
|
اين پژوهش به منظور بررسي تاثير آموزش دلگرمي مبتني بر رويکرد آدلر بر روي خودکارآمدي و عزت نفس دختران نوجوان انجام شد. اين پژوهش آزمايشي با طرح پيش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. گروه نمونه شامل 20 نفر از دانش آموزان دختر دبيرستان هاي منطقه 13 شهر تهران در سال 87 بودند، که به صورت خوشه اي تصادفي انتخاب شدند و نيز به صورت تصادفي در دو گروه آزمايش و کنترل (در هر گروه ده نفر) جايگزين شدند. ميزان خودکارآمدي و عزت نفس شرکت کنندگان در اين پژوهش به ترتيب توسط مقياس خودکارآمدي عمومي شرر و همکاران و پرسشنامه عزت نفس کوپراسميت در پيش آزمون و پس آزمون سنجيده شد. گروه آزمايش تحت 10 جلسه آموزش دلگرمي قرار گرفت. اجراي تحليل کوواريانس بر روي داده ها نشان داد که ميزان خودکارآمدي و عزت نفس گروه آزمايش افزايش معناداري يافته بود. بر اين اساس مي توان نتيجه گيري کرد که آموزش دلگرمي مبتني بر رويکرد آدلر مي تواند خودکارآمدي و عزت نفس دختران نوجوان را افزايش دهد. |
| كليد واژه: دلگرمي، رويکرد آدلر، خودکارآمدي، عزت نفس، دختران نوجوان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان زمستان 1389; 8(3 (پياپي 25)):7-38. |
| رياحي زمين زهرا*,همزه اي محمدرضا (فريبرز),ميرك زاده علي اصغر |
| * گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه شيراز |
|
اقوام گوناگون، بنابر فرهنگ و تمدن قومي و نژادي، اساطير، مذهب، و شرايط ويژه جغرافيايي، تاريخي، اجتماعي، اقتصادي، و سياسي، ديدگاه هايي گوناگون نسبت به زن داشته اند و همين مساله جايگاه اجتماعي و حقوقي زن را، در جوامع گوناگون و در طول تاريخ، ديگرگون کرده است. |
| كليد واژه: زن، سندبادنامه، کليله و دمنه، جواهرالاسمار، طوطي نامه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان زمستان 1389; 8(3 (پياپي 25)):59-86. |
| مباشري محبوبه* |
| * گروه زبان و ادب فارسي، دانشگاه الزهرا |
|
در گستره ادبيات فارسي، زن با چهره هايي گوناگون چون معشوق، همسر، مادر، دختر، کنيز، و پيرزن (عجوزه) حضور دارد، اما در بسياري از موارد، اين چهره رنگي منفي گرفته و به صورت عامل مکر و فريب، فتنه اجتماع، و ابزار دست مردان روزگار نمايان شده است. |
| كليد واژه: پيرزن (عجوزه)، ادب فارسي، جادوگر، دلاله، محتاله |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان زمستان 1389; 8(3 (پياپي 25)):39-58. |
| پويان مجيد* |
| * گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه يزد |
|
شخصيت ايستاي زنان در جهان داستان هاي کوتاه احمدمحمود پويايي و حرکت تکاملي شخصيت هاي مرد را ندارد و کش مکش ها، دوگانگي ها، عواطف، و خواسته هاي آنان هيچ گاه دروني نمي شود تا بتواند آنان را از کليت زنانگي به هويت زن بودن برساند؛ يعني فرديت زنان داستان هاي کوتاه محمود براي رسيدن به شخصيت هاي نوعي يا نمونه نما قرباني مي شود و به هم اين دليل، در اين داستان ها، نبايد در جست و جوي زناني بود که توانايي شگرفي براي فراتر از خود رفتن داشته باشند. |
| كليد واژه: احمدمحمود، داستان نويسي معاصر، زن، نقد جامعه شناختي، طبقات اجتماعي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان زمستان 1389; 8(3 (پياپي 25)):87-102. |
| فتاحي زاده فتحيه* |
| * دانشکده الاهيات و معارف اسلامي، دانشگاه الزهرا |
|
نصر حامد ابوزيد، انديشه مند معاصر مصري، به مساله زن در قرآن با نگاهي نو مي نگرد و بر آن است که اتهام هاي وارد شده بر اسلام را پاسخ دهد. وي، با تکيه به روش تجربه گرايي و با توجه به بافت تاريخي و زباني آيات، احکام تشريعي مربوط به زنان را کوتاه مدت و وابسته به شرايط زمان نزول مي داند و با بررسي چالش هاي مهم مسائل زنان، مانند چندهمسري، ارث، و حجاب، تلاش مي کند برابري زن و مرد را در قرآن، با استناد به مفهوم آيات، نشان دهد. |
| كليد واژه: قرآن، زن، تاريخ مندي، حامد ابوزيد |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان زمستان 1389; 8(3 (پياپي 25)):103-127. |
| پناهي مهين* |
| * گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه الزهرا |
|
هند سرزمين اسطوره ها است و کهن الگوها و ايزدبانوان در سروده هاي شاعران اين ديار نمودي ويژه دارند. در اين نوشتار برآنيم که نمود اين کهن الگوها و ايزدبانوان را در غزل هاي بيدل دهلوي، بيابيم و دريابيم کدام يک از آن ها در ذهن شاعر بيش تر رسوب کرده، و به گونه اي ناخودآگاه، در زبان او پديدار شده است. |
| كليد واژه: بيدل دهلوي، کهن الگوهاي زايش، خداانگاري، زمين زايي، گياه زايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مطالعات زنان زمستان 1389; 8(3 (پياپي 25)):129-140. |
| كمال الديني سيدمحمدباقر* |
| * گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه پيام نور تفت |
|
فرزانه خجندي، شاعر نامدار تاجيکستان، در سال 1964، در خانواده اي فرهنگي، و در شهر خجند زاده شد و از نيمه دوم دهه 1980 فعاليت جدي خود را آغاز کرد تا چراغ افروخته رودکي سمرقندي، سيف فرغاني, ناصرخسرو قبادياني، کمال الدين خجندي، و ديگران را، براي انتقال به آيندگان، فروزان نگاه دارد. اين شاعر، که تاثيرپذيري از اشعار لايق شيرعلي در نخستين اشعارش به خوبي آشکار است، بيش تر، با غزل هايش شناخته مي شود، اما در قالب هايي چون شعرنو و چهارپاره نيز تافته هايي جدابافته دارد. |
| كليد واژه: شاعر، فرزانه خجندي، انديشه، شعر فارسي، غزل |
| |
|
نسخه قابل چاپ |