بانک مقالات زنان
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) تابستان 1383; 2(2):55-75. |
| رستگارخالد امير* |
| * دانشگاه شاهد |
| پيدايش و افزايش خانوادههاي دوشغله كه در آن زن و شوهر هر دو شاغل و داراي درآمد هستند، از تحولات اجتماعي كشور است. اين سبك از زندگي خانوادگي به رغم بهرهمندي از فوايد تركيب نقش، به دليل ناديده گرفتن تقسيم سنتي كار در خانواده و نيز پذيرش و ايفاي تعهدات بيشتر و جديدتر، با فشارهايي مواجه است. يكي از اين فشارها، تعارض كار/ خانواده است كه چنانچه مديريت نشود، ميتواند پيامدهايي ناخواسته بر انسجام اجتماعي و كاركردهاي خانواده و نيز سلامت رواني و اجتماعي اعضاي آن داشته باشد. اين مقاله ضمن شناسايي تأثير حمايت اجتماعي به عنوان يك منبع مقابله با فشار و ساز و كارهاي آن، به انتظارات ناشي از نقشهاي جنسيتي ميپردازد. به همين منظور پژوهشي به روش پيمايشي، با انتخاب نمونههاي تصادفي از خانوادة دو شغلة شهر تهران انجام شد. نتايج تحقيق نشان ميدهد كه دلايل بروز تعارض كار/ خانواده و انتخاب راههاي مقابله با آن، متأثر از الگوي سنتي تقسيم كار جنسيتي است. زنان به برخورداري از حمايت خانوادگي تمايل دارند و مردان حمايت شغلي را براي مقابله با فشار برميگزينند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) تابستان 1383; 2(2):77-88. |
| قلي زاده آذر* |
| * دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان اصفهان |
| هدف از اين مطالعه بررسي وضعيت خانوادگي، اجتماعي و سياسي زنان در دوره صفويه به منظور شناخت كليشههاي جنسيتي در ابعاد و مقاطع مختلف زماني است. وضعيت زنان در اين دوره با نگاهي تاريخي/ جامعهشناختي و با روش مطالعه توصيفي/ تاريخي بررسي ميشود تا شايد خاستگاه بسياري از عقايد و باورهاي كليشهاي جنسيتي در عهد صفويه و حتي امروز كه مانع تأثير روند توسعه در بهبود وضعيت زندگي زنان شده است روشن شود. نتايج مطالعه نشان ميدهد كه بعد از حمله مغول و در زمان صفويه، وضعيت عمومي زنان در ايران دستخوش تحول كمتري بوده است. زنان در اين دوره از حقوق قانوني، آزادي فردي، ثروت و مالكيت محروم بودند. خانودهها دختران خود را به عنوان هديه به حرمسراهاي شاهان تقديم ميكردند تا بتوانند از اين طريق به موقعيت اجتماعي و اقتصادي خاصي دست يابند. بنظر ميرسد برخي از كليشههاي جنسيتي آن دوره هنوز ادامه داشته و پيشرفت زنان را محدود ميكند. |
| كليد واژه: خانواده، زنان، صفويه، كليشههاي جنسيتي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) تابستان 1383; 2(2):89-102. |
| محسني تبريزي عليرضا,سيدان فريبا* |
| * گروه مطالعات خانواده و زنان دانشگاه الزهرا |
| هدف از پژوهش حاضر، بررسي منشأ اجتماعي اختلالات رواني زنان، به ويژه افسردگي است. اين بررسي با استفاده از مدل علّي/ توصيفي با بهرهگيري از روش پيمايش و تكنيك پرسشنامه در زنان 20 تا 60 ساله ساكن شهر تهران انجام شده است. نتايج بررسي نشان ميدهد كه بيماري رواني افسردگي در زنان از عوامل متعددي تأثير ميگيرد كه در شبكه پيچيدهاي از روابط علّي با يكديگر قرار دارند. فشار رواني زنان داراي منشأ اجتماعي است و با ساختارها و نظام اجتماعي ارتباطي وسيع و تنگاتنگ دارد. دستيابي نابرابر زنان به منابع ارزشمند در خانواده، تقسيم جنسيتي كار و نوع روابط قدرت در خانواده همراه با وضعيت اجتماعي/ اقتصادي و متغيرهاي مربوط به پيشينه زنان در ايجاد فشارهاي رواني در آنها نقش مهمي دارد. فرآيند جامعهپذيري زنان بر اساس صفات منتسب به نقشهاي جنسيتي زنانه مانند داشتن فشار رواني و فقدان خود اثربخشي در زنان، آنان را براي ابتلا به بيمارهاي رواني، به ويژه افسردگي، مستعدتر ميسازد. احساس بيگانگي اجتماعي و دوگانگي آگاهي نيز در مقام عوامل اجتماعي مؤثر در بروز بيماري رواني زنان همبستگي معناداري با افسردگي دارند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) تابستان 1383; 2(2):103-116. |
| امامي طاهره,فاتحي زاده مريم السادات,نجاريان بهمن |
| هدف از اين مقاله ارائه يافتههاي يك پژوهش در مورد ميزان شيوع و تنوع علائم اختلالات شخصيت شامل سه اختلال اسكيزوئيد، اسكيزوتايپال و پارانوئيد در بين دانشآموزان دختر دوره متوسطه است كه با استفاده از روش تحقيق زمينهيابي از نوع اپيدميولوژيك (همهگيرشناسي) انجام شده است. جامعه آماري شامل كليه دانشآموزان دختر پايههاي سهگانه دوره متوسطه در نواحي پنجگانه آموزش و پرورش اصفهان و ابزار تحقيق، پرسشنامه چند محوري ميلون-2 است كه در ايران پايايي و اعتبار بالايي دارد. يافتههاي تحقيق نشان ميدهد كه شيوع كلي علائم اختلالات جدي شخصيت در بين دانشآموزان دختر دوره متوسطه بيش از 17 درصد است كه در اين ميان، ميزان شيوع علائم اختلال جدي شخصيت پارانوئيد 4.4 درصد، اسكيزوئيد 0.23 درصد و اسكيزوتايپال 0.3 درصد است. اين آمار مربوط به افرادي است كه علائم جدي اختلال دارند. گروه دوم افرادي هستند كه در صورت فراهم شدن عوامل زمينهساز، احتمالاً آمادگي زيادي براي ابتلا به اختلال شخصيت دارند. بيش از 36 درصد دانشآموزان دختر در اين گروه قرار ميگيرند كه در 3.9 درصد آنها ابتلا به اختلال شخصيت پارانوئيد، 1.23 درصد اسكيزوئيد و 1.15درصد اسكيزوتايپال مشخص شد. |
| كليد واژه: اختلال، اسكيزوتايپال، اسكيزوئيد، اصفهان، پارانوئيد، دختران، شخصيت |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) تابستان 1383; 2(2):117-125. |
| ظهره وند راضيه* |
| * دانشگاه الزهرا |
| تفاوتهاي روانشناختي دختران و پسران به علت تأثيرگذاري آن در جامعهپذيري نوجوانان و آگاهي آنان به نقشهاي جنسيتي خود اهميت زيادي يافته است. هدف پژوهش حاضر بررسي اين تفاوتهاست كه در چارچوب نظريه "طرحواره جنسيتي بم" انجام شده است. گردآوري اطلاعات با استفاده از روش پرسشنامه بوده كه بيش از پانصد دانشآموز دبيرستاني آنها را تكميل كردهاند. مهمترين يافتههاي پژوهش بيانگر آن است كه باورهاي جنسيتي دختران و پسران جوان تفاوتهاي زيادي با يكديگر دارد، چنانكه باورهاي جنسيتي پسران در مقايسه با دختران غير كليشهايتر است. دختران بيش از پسران آرزو دارند كه در صورت تولد دوباره، جنس ديگري داشته باشند. اين مساله مويد آن است كه دختران كمتر از پسران از جنس خود رضايت دارند. از آنجا كه دختران با داشتن صفات و رفتارهاي فعال و اجتماعي و پسران با داشتن صفات و رفتارهاي عاطفيتر بيشتر مورد انتقاد قرار گرفتهاند، به نظر ميرسد كه كليشههاي جنسيتي همچنان در جامعه اعمال ميشود و هر گونه فاصلهگيري از اين كيشهها نوعي ناهنجاري تلقي ميشود. |
| كليد واژه: ادراك، پسران، جنسيت، دختران، رضايت، كليشه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) تابستان 1383; 2(2):127-151. |
| شاه ركني نازنين* |
| اين مقاله ترجمه مطلبي اس كه از فيليو ديامنتي در كتاب فلسفه اتوپيا به چاپ رسيده است. نويسنده در بررسي خود به واكاوي انديشههاي سوسياليستي به ويژه انديشههاي متفكران سوسياليست راديكال پرداخته است كه به حوزههايي چون كارِ خانگي، مراقبت از فرزندان، تقسيم جنسيتي كار، روابط جنسي، تقسيم كار اجتماعي و مشاركت سياسي زنان علاقه نشان دادهاند. طرح و بررسي اين نظريات به آن دليل اهميت دارند كه مجريان و كارگزاران عرصة سياست با تاثيرپذيري از نظريهپردازان در صدد ارائه راهكارهايي براي اجرا و عملياتي كردن انديشههاي سياسي برميآيند. در ميان متفكران علوم سياسي، طرفداران انديشههاي سوسياليستي با تاكيدي كه به برقراري عدالت اجتماعي دارند جايگاهي ويژه را به خود اختصاص دادهاند. نظرات آنها در ترسيم آرمان شهرهايي كه تصوير ميكنند و نقش و كاركردي كه براي زنان قائل هستند همواره جالب توجه و تامل برانگيز بوده است زيرا از وجود دوگانگي در انديشه سوسياليستي راديكال پرده برميدارد. دوگانگي مبتني بر مرزبندي مرد/ زن نشان ميدهد داشتن اهداف تساويطلبانه و راديكال، ضرورتاً، ضامن تحقق اهداف فمينيستي نيست و تلاش براي برقراري نظام مالكيت عمومي به فرودستي زنان در خانواده و جامعه پايان نميدهد. |
| كليد واژه: تقسيم كار، زنان، سوسياليستي راديكال، عدالت اجتماعي، كار خانگي، مشاركت سياسي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) بهار 1383; 2(1):5-22. |
| صادقي مسعود,عمادزاده مصطفي |
| توجه به وضعيت اشتغال زنان و هدايت آنها به بازار كار مي تواند زمينه بهره گيري بهتر جامعه ازاين نيروي بالقوه را فراهم اورد. به همين دليل شناخت مجموعه عواملي كه زمينه ساز مشاركت هرچه بيشتر اين جمعيت توانمند در عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي كشور است از اولويت ويژه اي برخوردار است. مهم ترين عامل موثر دراشتغال زنان در بازاركار احتمالا ميزان تحصيلات آنان است.زنان آموزش ديده علاقه مندند تا ازمهارت هاي خود در بازاركار بهره گيرند. جذب زنان تحصيل كرده به بازار كار نيز مستلزم سرمايه گذاري بيشتر است. درمقاله حاضر، براي شناخت عوامل موثر دراشتغال زنان و تعيين نقش هريك از متغيرها در جذب زنان تحصيل كرده به بازار كار، از يك الگوي اقتصاد سنجي استفاده شده است. متغيرهاي سهم زنان در نيروي كار شاغل، ميزان مواليد، درصد دختران ثبت نام كرده در مدارس آموزش متوسطه از كل ثبت نام ها، توليد ناخالص داخلي سرانه، سهم زنان شاغل داراي آموزش عالي در نيروي كار زنان، و نسبت به سرمايه گذاري به توليد ناخالص داخلي بررسي شده اند. يافته هاي حاصل از برآورد الگو در دوره 80- 1345 با استفاده از روش OLS نشان مي دهد كه افزايش تحصيلات عالي زنان احتمال يافتن شغل در بازاركار را براي آنان بالا مي برد. همچنين افزايش توليد ناخالص داخلي وحجم سرمايه گذاري، سهم اشتغال زنان را در بازار كار افزايش مي دهد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) بهار 1383; 2(1):23-48. |
| گودرزي محسن,طالب مهدي |
| در دو دهه اخير، با گسترش جنبش ها و هويت يابي هاي قومي، مطالعات تجربي و نظري درباره قوميت در ابعاد اجتماعي، فرهنگي و سياسي افزايش يافته است. مروري بر آثار منتشر شده در اين زمينه نشان مي دهد كه مطالعات نظري بعد جنسيتي قوميت را ناديده انگاشته اند و مطالعات تجربي نيز به جنسيت بيشتر به عنوان متغير زمينه توجه كرده اند. اين مقاله، با استفاده از داده هاي پيمايش انجام شده در چهارشهر استان سيستان و بلوچستان تلاش مي كند اهميت نگرش جنسيتي را دررشد هويت يابي گروه هاي قومي نشان دهد. تحقيق حاضر اين فرض را پيش مي برد كه نابرابري موقعيت دو گروه، به ويژه از حيث دسترسي به فرصت هاي آموزشي، دو طرز تلقي را نسبت به نقش هاي جنسيتي شكل داده است، وجود نگرش هاي سنتي و نسبتا مدرن به نقش هاي جنسيتي، دوگروه قومي را از هم متمايز ساخته است. همچنين ، آثار اين نگرش ها بر الگوي زندگي خانوادگي و در نتيجه عملكرد متفاوت جمعيتي خانواده در دو گروه قومي تحليل مي شود. بخش مهمي از تفاوت هاي گروه قومي را مي توان با تفاوت سطح آموزش توضيح داد، متغيرهاي ديگري نيزدراين ميان نقش دارند كه از جمله مي توان به تفاوت گرايش هاي مذهبي اشاره كرد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) بهار 1383; 2(1):71-91. |
| ساروخاني باقر,رفعت جاه مريم |
| افزايش ميزان تحصيلات و اشتغال زنان، ازسويي، موجب تضعيف مشروعيت نقش هاي زنان در خانواده سنتي(پدرسالار) مي شود و، از سوي ديگر، دشواري هماهنگي نقش هاي سنتي با نقش هاي جديد، به بحران هويت زنان منتهي ميشود. در نتيجه، زنان خود بايد به باز تعريف هويت اجتماعي خويش بپردازند. در پژوهش حاضر، عواملي كه زنان را به تامل در هويت هاي سنتي، مقاومت در برابر كليشه هاي جنسيتي و بازتعريف هويت اجتماعي قادر مي سازد در دو سطح فردي و ساختاري بررسي شده است. روش پژوهش تركيبي از دو روش پيمايشي و مصاحبه عميق است. نتايج نشان مي دهد كه موقعيت ساختاري، درمقايسه با هويت شخصي، تاثير بيشتري در بازتعريف هويت اجتماعي زنان و مقاومت آنها در برابر كليشه هاي جنسيتي داشته است و تاثير تحصيلات دانشگاهي دچارعدم انسجام هويتي هستند كه با ارتقا به سطوح تحصيلي بالاتر و بازانديشي درهويت هاي مذهبي و سنتي تا حدود زيادي بر تعارض هويتي خود فائق مي آيند. |
| كليد واژه: اشتغال، بازتعريف، تحصيلات ، زنان، موقعيت ساختاري، هويت اجتماعي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) بهار 1383; 2(1):49-70. |
| شادي طلب ژاله,گرايي نژاد عليرضا |
| پارادايم جديد فقر به عواملي كه درتاييد محروميت زنان سرپرست خانوار مطرح شده پرداخته است: جنسيت و در پي آن، محروميت ازمنابع؛ طرح اين پرسش را ضروري مي سازد كه آيا زنان سرپرست خانوار «فقيرترين فقرا» هستند؟ بررسي تعميم پذيري اين مفهوم در ايران هدف اين مقاله است. داده هاي قابل دسترسي درسطح كلان ملي، در دو زمينه فقر مطلق و نسبي، درسه مقطع از يك دوره 10 ساله - 1370 تا 1380 تجزيه و تحليل شده است. اصلي ترين يافته هاي پژوهش نشان مي دهد كه همواره سهم فقر زنان سرپرست خانوار بيشتر از مردان سرپرست خانوار بوده است و زن بودن احتمال قرار گرفتن در دايره فقر را افزايش مي دهد، اما شكاف و فاصله ميان اين دو گروه به مرور زمان كاهش يافته است. گرچه فقر زنان سرپرست خانوار درشهر روند نزولي داشته، اما زنان بي سواد و كم سواد در مناطق شهري به شدت در معرض فقر قرار داشتنداند. با افزايش تعداد شاغلان درخانوار، خطر قرارگرفتن خانوار درفقيرترين گروه ها كاهش مي يابد. زنان سرپرست خانوار به دليل بي سوادي، داشتن خانوارهاي كوچك، و تعداد شاغلان درخانوار، خطرقرار گرفتن خانوار در فقيرترين گروه ها كاهش مي يابد. زنان سرپرست خانوار به دليل بي سوادي، داشتن خانوارهاي كوچك، و تعداد شاغلان كمتر در خانوار جزو فقيرترين فقرا هستند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) بهار 1383; 2(1):93-111. |
| طاهرخاني مهدي* |
| * گروه جغرافياي دانشگاه تربيت مدرس |
| به نظرمي رسد كه جهاني شدن براي مردم جهان بيم و اميد به ارمغان آورده است. اين پديده دو رويه دارد. از يك سو، تهديدي است كه كشورهاي درحال توسعه با آن رو به رو هستند و، ازسوي ديگر، فرصت هايي براي اين كشورهاي به وجود آورده است. سازوكارهاي مورد استفاده در فرآيند جهاني شدن مشابهت دارند، ولي آثار و پيامدهاي آن درجوامع مختلف كشورهاي توسعه يافته و درحال توسعه، شهرها و روستاها- و زنان و مردان كاملا متفاوت است. دراين بين، آثار جهاني شدن بر زنان عمق و پيچيدگي بيشتري دارد. بدين ترتيب، اگر چه جهاني شدن آثار مثبتي همچون افزايش درآمد، رشد اشتغال، توسعه سرمايه اجتماعي، افزايش بهره وري، افزايش حق انتخاب، افزايش سطح آگاهي ها، و كاهش مواليد را براي زنان به همراه داشته، به همان نسبت نيز آثار منفي نظير رشد اشتغال غيررسمي، پرداخت دستمزدهاي اندك، كاهش امنيت غذايي، افزايش مهاجرت، فروپاشي ارزش هاي سنتي، عدم امنيت شغلي، و گسترش فرهنگ مصرف را به زيان زنان تشديد كرده است. ويژگيهاي كاركردي زنان ايران نشان مي دهد كه به دليل محدوديت هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي حاكم بر جامعه زنان و تجربيات جهاني حاصل از جهاني شدن، تهديدهاي فراروي زنان كشور بيشتر از فرصت هاي پيش روي آنان است. |
| كليد واژه: تهديدها، جهاني شدن، زنان، فرصت ها |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) بهار 1383; 2(1):113-132. |
| ميرزايي حسين* |
| * گروه پژوهشي آمارهاي اقتصادي پژوهشكده آمار مركز آمار ايران |
| يكي ازمعيارهاي ارزيابي كشورها از نظر توسعه، ميزان حضور و مشاركت زنان در فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي است. در كشورهاي درحال توسعه، به دلايل مختلف فرهنگي و اجتماعي، زمينه هاي مشاركت زنان در ساختارهاي اجتماعي و اقتصادي محدود شده است. در اين پژوهش سعي بر آن است تا عوامل موثر در نرخ مشاركت زنان ايران در بازاركار به صورت تاريخي و در بين استان هاي كشور مورد بررسي همه جانبه قرارگيرد. كاربرد مدل رگرسيوني داده هاي پانلي نشان مي دهد كه مهمترين عوامل موثر در حضور زنان در بازاركار سطح آموزش، انگيزه كسب درآمد مالي و نرخ بيكاري مردان با اثر مثبت ؛ و پديده مهاجرت از روستا به شهر(درجه شهري شدن)، نرخ بيكاري زنان و نرخ زاد و ولد با اثر منفي است كه هريك با ضرايب ويژه اي درنرخ مشاركت زنان تاثير مي گذارند. روند مشاركت زنان در بازاركار ايران به صورت يك منحني سهمي شكل است كه درسال هاي اخير سيرصعودي به خود گرفته است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) بهار 1383; 2(1):133-146. |
| اميني عليرضا* |
| * دانشكده اقتصاد و حسابداري دانشگاه آزاد اسلامي |
| هدف اين مقاله ارائه شاخص هايي است كه عدم تعادل هاي جنسيتي در بازاركار ايران را نشان مي دهد. با مروري برنظريه هاي بازاركار دو گانه و موضوع تمايز شغل هاي بخش اول و دوم، پيدايش شغل هاي پرتراكم و پيامدهاي آن براي زنان بررسي ميشود. شاخص هاي مورد نياز با استفاده از اطلاعات و آمار موجود در گزارش هاي رسمي كشور محاسبه شده است. يافته ها حاكي از نرخ پايين مشاركت زنان به رغم افزايش آن نسبت به دهه گذشته، تمركز اشتغال زنان درمعدودي از فعاليت هاي اقتصادي، و سطح بالاتر نرخ بيكاري زنان به ويژه جوانان درمناطق شهري نسبت به نرخ بيكاري مردان است. شاخص هاي جنسيتي بازاركار درمناطق مختلف كشور نشان دهنده عدم تعادل هاي نگران كننده اي است. براي مثال، در استان لرستان، نرخ بيكاري زنان در مناطق شهري 53 درصد و درمناطق روستايي 64.6 درصد است. دامنه تغييرات نرخ بيكاري زنان و درمناطق روستايي، مشكل بيكاري زياد مردان به شكل نگران كننده اي وجود دارد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) بهار 1383; 2(1):147-163. |
| فراستخواه مقصود* |
| * موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي |
| بازار كار نيروي انساني متخصص، هم در عرضه و هم درتقاضا، دچار عدم تعادل شديد جنسيتي به زيان زنان است. با وجود تغييراتي كه اخيرا درعرضه نيروي انساني متخصص ازطريق افزايش دسترسي كمي زنان به آموزش عالي به وجود آمده است، اولا، درهمين دسترسي كمي و (نه كيفي) نيز زنان درابعاد مهمي مانند دسترسي به برخي گروه ها وبه دوره هاي تحصيلات تكميلي و ميزان دانش آموختگان درسطحي نابرابر با مردان هستند. ثانيا، از حيث تقاضاي نيروي انساني متخصص زن در بازار، موانع و مشكلات و ونابرابري هاي بسياري از لحاظ نرخ فعاليت و مشاركت، نسبت اشتغال، نرخ بيكاري، تنوع افقي و سطوح عمودي اشتغال و مانند آن وجود دارد كه ريشه ساختاري، فرهنگي، نگرشي و سياستي دارند و رويا رويي با آنها جز از طريق توسعه خط مشي ها و نهادها در كشور امكان پذير نيست. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) بهار 1383; 2(1):165-178. |
| نوروزي لادن* |
| * سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور |
| زنان و مردان، علاوه بر آنكه در بازار كار از نظر نرخ مشاركت و بيكاري تفاوت قابل توجهي دارند، از لحاظ نوع شغل، ارتقاي شغلي و در آمد حاصل از كار هم با شرايط متفاوتي روبه رو هستند. دراين مقاله، براي تحليل وضعيت نامساعد زنان در بازاركار، به چند نظريه اصلي مثل نظريه هاي نئوكلاسيك، تجزيه شدن بازاركار و جنسيتي پرداخته شده است. اين نظريه ها مكمل يكديگرند و هريك بخشي از اين تفاوت ها را بهتر توضيح مي دهند. هدف ازاين پژوهش بررسي ابعاد جنسيتي ساختار شغلي از نظرتنوع شغلي، ارتقاي شغلي و درآمد حاصل ازكار در ايران است كه با استفاده از روش توصيفي و تحليل هاي آماري نتايج سرشماري 1375 و آمارگيري هزينه و درآمد خانوار1379 و آمارگيري اشتغال و بيكاري 1382 انجام شده است. نتايج اين تحقيق درجهت تائيد نظريه ها و نشان دهنده محدوديت تنوع شغلي و فرصت هاي ارتقاي شغلي براي زنان ايران است. علاوه براين، درآمد حاصل از كار زنان، حتي درسطوح تحصيلي برابر با مردان، به مراتب كمتر است. تفاوت هاي درآمدي در روستاها و در سطوح تحصيلي پايين بيشتراست. درمناطق روستايي و شهري به ترتيب متوسط درآمد سالانه مردان 2.2 و 8.1 برابر درآمد زنان است. در نتيجه، درساعات كار مساوي، مردان شهري 63 درصد بيشتر از زنان شهري درآمد كسب مي كنند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |