زمزمه

اصولا خبرنگارهايي كه وابسته به جريده هاي صدا و سيمايي هستند - و حتما هم نمك گير!- زبان قلم شان را با نخ و سوزن هاي مديرانه مخصوص به خود مي دوزند و از همان روز اول، خيلي محترمانه حالي شان مي كنند كه اين جا جاي تعريف و تمجيد از رسانه ملي و وابستگان است! اگر هم خداي ناكرده، قلمت به مسير انحرافي! چرخيد، هيچ نگران نباش كه ما بيداريم و خيلي خوب مي دانيم شتر خط خطي هايت را كجا بخوابانيم كه اگر كسي از ديوار، صدا شنيد از قلم تو هم بشنود! نه تنها به به و چه چهي نصيبت نمي شود كه انگار نه انگار هدفت از اين همه قلم فرسايي و كاغذ سياه كردن، سياه نمايي نبوده بلكه كمك به ارتقاي سطح كمي و كيفي برنامه سازي و جلوگيري از برنامه سوزي بوده و بس! باور كن آن ها سانسورچي هاي خوبي هستند!
چه خوب مي شد اگر هر رسانه اي اعم از مكتوب، آنلاين، ديداري و شنيداري؛ فضاي خويش و بستگان را به صحت و سلامت نقد مي فرمود!
اين روزها، شبكه هاي مختلف تلويزيون، فاكتور از مبدل ديجيتال كه هنوز هم سهم خيلي از شهرستان ها نيست و اگر هم هست سيگنال موجود نيست! روزانه هايي تكراري و خسته كننده از پي هم مي دوانند! روزانه هايي از برنامه هايي كه بيشترشان ته مانده هاي سال نود اند! و اين جا فقط رنگ و لباس مجري عوض مي شود! حالا نهايتا يك برنامه برود و يكي بيايد! كه آمدني هم در كار نيست! شايد به جرات بتوان گفت برنامه هاي صبحگاهي و نيمروزي تلويزيون را بايد نديد گرفت! تنها حرف حساب شان، پر كردن آنتن مبارك و خشنودي مديران محترم است نه حتي اوقات بطالت! حيف فراغت نيست كه پاگير اين دست برنامه ها شود. گمان نكنيد اگر شبكه يك را 2 كنيد و 2 را 3، عايداتي نصيب تان مي شود! تنها تنوع در اشكال مجري هاست؛ يكي سه تيغه است و ديگري ته ريشي دارد! غير از مناسبتي ها دنبال محاسن نباش كه لولو برد! يك خانم ابرويش خنجري است و مانتويش قرمز جيغ! ( رنگ سال است ديگر! آخر چه قدر قهوه اي و مشكي!) خانمي ديگر با مقنعه اي جلو آمده كه انگار ابروها را قورت داده و تشخيص مدلش هم كار هر بيننده اي نيست! يا از اين ور بام مي افتيم و يا از آن ور! ضمنا چادر مشكي س ت با ساق دست را هم از قلم نيندازيم!
به لطف طراحان پنجه طلايي صحنه و دكور، خلاقيت و نوآوري هم كه از هر گوشه و فضاي استوديو فواره مي زند! ميزهاي سرسره اي و صندلي هاي عجيب و غريبي كه قدت را چند متر بلند مي كند. دو عدد قاب عكس وارونه، يك قاليچه- فرش مناسب براي آپارتمان هاي 50-40 متري، مي شود سرجمع يك دكور شيك و البته مدرن و بيگانه با توليد ملي!
دكوراسيون مدرن را هم كه پشت سر بگذاريم مي رسيم به مشاغل يا همان كارشناسان ثابت در برنامه ها! پزشكان محترم، سرآشپزهاي گرامي، خياطان و بافنده هاي ماهر و كاربلد ، صداي دلرباي احسان خواجه اميري كه البته خودش هيچ وقت نيست! و مهم تر از همه مجري- پيامك خوان هاي دوست داشتني كه آماربالابرهاي برنامه هستند و از آن جا كه صدا و سيماي عزيز! روي خوش و ثابتي به هر غوره مويز نشده اي نشان نمي دهد، اين جوانان در آينده آمارگيرهاي خوبي خواهند شد!
تنها كافي است كانال را عوض كني، يك مجري محترم در همكاري با سرآشپز برنامه به گرفتن پوست بادمجان مشغول است و ماهي تابه پر روغن چه قلي كه نمي زند و در آن يكي شبكه، آقاي دكتر از مضرات روغن مي گويد! و خلاصه اين داستان دنباله دار، ادامه دارد!
دست از سر اين برنامه ها كه برداريم مي رسيم به بخش هاي مختلف خبري كه به لطف موج بيداري اسلامي، مصر و اردن و بحرين پاي ثابت و هميشگي امواج شان هستند و نمي دانيم اگراين غيرت موج آفرين نبود تكليف سردبيران محترم تحريريه خبر چه بود! با اين اوضاع گاه آن قدر كمبود خبر و بي خبري موج مي زند كه يك گزارش ساده، در چند بخش خبري؛ تكرار مي شود! اين جاست كه معناي آب بستن به خبر را مي فهميم! بعدازظهرهاي تلويزيوني هم كه سند را به نام تكرار برنامه ها زده اند! پس ما هم بي خيال!
و اما شب هاي تلويزيون چند سريال فاخر و چشم درآر! برايت تدارك ديده تا پاي بساط شام آن قدر مات قصه شان شوي كه آخر نفهمي قورمه سبزي خوردي يا نان و پنير و سبزي! سر وته همه قسمت هايشان را كه روي هم بگذاري، يك قسمت مفيد و ديدني به قاب چشم هايت هديه نمي شود!
نه اين كه برنامه هاي نوروز 91، قله خلاقيت و شاهكار بوده، تلويزيون فاتح ما حالا به استراحت رفته است و ما هم مجبوريم تا تابستان صبر كنيم شايد دوباره، فتوحات از سر گيرد!
يك نفر نيست بگويد: تلويزيون ما، جز در موارد استثنا هميشه در حال استراحت و خواب است! افزودن يك مسابقه تلويزيوني، يك سريال عاشقانه، پيام بازرگاني هاي فلفل نمكي و پخش فوتبال چلسي و ميلان او را از خواب خوش خرگوشي، بيدار نمي كند چنان كه ست تاپ باكس هم نكرد.
تكراري شديم بس كه از خروس خوان تا شباهنگام، تكرار خورمان كرديد؛
لطفا از خواب خوش بيدار شويد!
تلويزيون به شست و شوي مغزي نياز دارد و تفكرات شما عزيزان به شست و شويي حسابي تر! از ايده هاي نو كه محصول كارخانه مغزهاي فعال برنامه سازي است به راحتي آب خوردن نگذريد! مگر ما در سال چه ميزان توليدات ارزشمند رسانه اي داريم؟ چند برنامه، مخاطب را اسير مي كنند؟ چرا واقعا خودمان را به خواب زده ايم؟! اصلا كي قرار است از خواب بيدار شويم؟
شيما كريمي