دغدغههاي خانواده پسرزا
ساختههايي چون «شايد براي شما هم اتفاق بيفتد»، «سايه روشن»، «پنجره» و... از جمله اين آثار بودند كه عموما بار محتوايي قابلتوجهي به دنبال داشتند.
در ادامه اين روند ميتوان مجموعه «دختري به نام آهو» را نيز در اين طبقهبندي جاي داد. اين مجموعه كه در حال حاضر يك شب در ميان از شبكه 5 سيما پخش ميشود، قصه آدمهايي است كه هر يك در قالب شخصيتپردازيهاي ذهني قدرتالله صلحميرزايي بخشي از پيام تربيتي اين داستان خانوادگي را به دوش ميكشند.
صلحميرزايي با وجود سابقه طولانياش در حوزه فيلمسازي، در بدو ورود به تلويزيون با استقبال خوبي از سوي تماشاگر مواجه شد؛ هرچند مخاطبان امروز سريال دختري به نام آهو و پيشتر از آن مجموعه پنجره اين كارگردان را بيشتر از ساختههاي طنز گيشهاي و پرمخاطب در سينما ميشناسند و صلحميرزايي مخاطبان تلويزيون را گستردهتر از مديوم سينما ميداند.
وي به آمار بيش از 80 درصدي رضايت بينندگان مجموعه «پنجره» اشاره ميكند و ميگويد: مخاطبان سينما قشري خاص هستند، اما در تلويزيون بينندگان گستردهتري داريم؛ اما اين به آن معنا نيست كه سينما از سوي بنده رها شده است. ضمن اين كه كار در تلويزيون را نيز ادامه خواهم داد.
از صلحميرزايي ميخواهم درخصوص فضاي كار در تلويزيون بيشتر توضيح دهد و در اين ارتباط مقايسهاي با رويكرد سينماگران فعال در رسانه تلويزيون داشته باشد.
وي ميگويد: در چند سال گذشته بسياري از كارگردانان سينما در تلويزيون مشغول هستند و قطعا به ارزيابي سنجيدهاي در اين حوزه دست يافتهاند. در ضمن شخصا عقيده دارم برخي سوژهها به لحاظ علمي و تربيتي در سينما بخوبي جواب نميدهد، اما رسانه گسترده و فراگير تلويزيون مخاطبي دارد كه تشنه فراگيري مسائل اخلاقي است.
صلحميرزايي چنين ادامه ميدهد: اين كار مبتني بر طنز موقعيت است. در حوزه سينما نيز عموما اعتقادي به كارهاي سخيف حوزه كمدي ندارم. بههرحال با بررسي سطح تحصيلات جامعه درمييابيم مردم با در نظر گرفتن نيازهاي خود، فيلمي را براي ديدن انتخاب ميكنند.
گمانهزنيها درخصوص مجموعه «دختري بهنام آهو»، نوروز 91 را براي پخش اين مجموعه از شبكه تهران پيشبيني ميكرد.
عليرضا داوري، تهيهكننده اين سريال اما نظر ديگري دارد و ميگويد: از ابتدا قرار بر پخش اين سريال در ايام عيد نبود؛ چرا كه به دليل آمادهنبودن برخي شرايط با آقاي صلحميرزايي به نتيجه رسيديم مجموعه براي ايام نوروز آماده نشود.
عليرضا داوري همچنين درخصوص رقابت دختري به نام آهو با مجموعه طنز شبكه 3 سيما ـ مسير انحرافي ـ ميگويد: قصه اين دو مجموعه كاملا متفاوت است. دختري... توجه ويژهاي به سنتهاي فراموششده دارد كه شايد كمتر مورد توجه كارگردانان ديگر قرار گيرد. اين ويژگي حاصل ظرايف كاري آقاي صلحميرزايي است كه طنزي دلي و زيرپوستي را به نمايش ميگذارد.
سينماي استراتژيك غرب در حقيقت به همين سنتها حمله ميكند كه مقابله با آن يكي از دغدغههاي مسوولان سينما و تلويزيون ماست. نسل جديد از گذشتهها و سنتها كمتر اطلاع دارد و دختري به نام آهو در اين حيطه ميكوشد با زيركي در قالب ديالوگهايي ملموس خصايصي چون محبت، انسانيت، مروت و... را در كاراكترهاي مختلف تقسيم كند.
داوري ميگويد: جغرافياي اسلامي و ايراني در اين مجموعه نمود دارد و كاملا نشان ميدهد محور يك خانواده بايد احترام به مادر و پدر باشد و نوجوانان و جوانان را خطاب قرار ميدهد.
وي با اشاره به سكانسهاي مربوط به نشستن همه افراد خانواده بر سر يك سفره، به يكي از ويژگيهاي اخلاقي در اين مجموعه اشاره ميكند و ميگويد: در اين سكانس ميبينيم هر يك از پسرهاي اين خانواده محبت را با والدين خود تقسيم ميكند؛ اما فيلمنامه به گونهاي مخاطب را دنبال خود ميكشاند كه بيننده در نهايت نتيجه مثبت اين مجموعه را درمييابد.
صلحميرزايي علاوه بر فيلمسازي، در حوزه نويسندگي و تاليف در حوزه آموزش و تربيت نوجوانان نيز فعال است. وي درخصوص كاركردهاي اخلاقي نهفته در فيلمنامه و تقابل كاراكترهاي دختري به نام آهو ميگويد: هر آنچه نسل امروز دارد، مبتني بر اندوخته گذشتگان است.
اين مساله در مقوله رفاقتهاي گذشته نيز نمود بيشتري دارد. در اين قصه شاهد ارتباط آدمهايي هستيم كه با توجه به بدقوليهايي كه ممكن است به اجبار در زندگي پيش آيد، حاضر نيستند دوستيها را زير پا بگذارند.
خانوادهها با ديدن سريال دختري به نام آهو سعي ميكنند روابط صميمانهتري نسبت به يكديگر پيدا كنند و صلهرحم را بيشتر به جاي آورند. سعي كرديم با جذابيتهاي نهفته در اين سريال، مسائلي را كه در جامعه ما به دست فراموشي سپرده شده است به صورت تلنگري در ذهن مخاطب ايجاد كنيم.
از مجموعه دختري به نام آهو پيش از پخش روتين از شبكه 5 سيما، به عنوان اثري در ژانر طنز ياد ميشد؛ اما اين ويژگي نه به معناي عام، بلكه درست شبيه موقعيتهاي شاديآور و نمكين كه در زندگي سيال هر يك از ما بارها تكرار ميشود، خودنمايي ميكند.
طنز اين مجموعه نه به معناي خنداندن بلكه نشانهاي است از تبسم بر لبهاي مخاطب و خلق لحظاتي مفرح توام با تعمق در بطن داستان... و اين خصيصه در سريال دختري به نام آهو نمود نمييافت اگر كارگردان تيمي از بازيگران جدي و كمدي را كنار هم قرار نميداد.
صلحميرزايي در ادامه ميگويد: پس از مطالعه متن، با شناختي كه از بازيگران حوزه طنز داشتم، دست به انتخاب زدم. اصولا روال گزينش بازيگر در كارهاي بنده به اين شكل است كه پس از مرور فيلمنامه، تعدادي بازيگر در ذهنم جان ميگيرند و احساس ميكنم چينش اين مجموعه بسيار قوي است، چرا كه به لحاظ هنري كمتر در مجموعه تلويزيوني با اين سبك و سياق ديده شده است؛ اثري در گونه طنز كه هر دو طيف بازيگران جدي و كميك را در خود جاي داده است.
وي تاكيد ميكند: دختري به نام آهو داراي قصهاي سنتي است. داستان اين دو خانواده در كنار هم پيش ميرود و گاه جوانترها دور از ذهنيت خانوادههايشان با مسائل ايجادشده جديتر برخورد ميكنند. در ادامه داستان ميبينيم هر يك از فرزندان با نوع عملكردي كه دارند، سعي ميكنند خود را مقابل پدر، عزيز جلوه دهد.
زهره حميدي در بيشتر كارهاي تلويزيوني نقش مادراني را بازي ميكند كه سادگي و عطوفت، نخستين خصيصه آنهاست؛ اما آيا دختري به نام آهو همين روند را دنبال ميكند؟
حميدي در پاسخ به اين پرسش ميگويد: مثل بسياري از زنان ديگر كه در سختي و مشكلات يار خانواده و همسر خود هستند، اين شخصيت نيز تا آخر داستان كه مشكلات همسرش حل و فصل خواهد شد، همراه اوست.
وي همچنين به رابطه شيرين كاراكتر راحله با همسرش اشاره ميكند و ادامه ميدهد: رابطه بنده و آقاي گرجستاني در اين سريال اصلا طنز نيست، بلكه ديالوگهايي از روي مهر رد و بدل ميشود. با تمام مشكلاتي كه اين زن دارد، خانهاش را از دست داده و آواره شده است، اما همچنان با همسرش يك تعامل دوسويه دارد و همدلي ميكند.
حميدي بازي در نقش زنان آرام و خانهدار را مبتني بر خواست مخاطب ميداند و ميگويد: مردم زهره حميدي را در قالب كاراكترهاي مهربان، آرام و بامحبت ميخواهند و به دليل ارتباطي كه با چنين كاراكترهايي برقرار كردهاند، از بنده بازي در همين حس و حال را توقع دارند.
شايد برخي اوقات بخواهم نقشي متفاوتتر را بازي كنم، اما چون مردم اين جوري ميخواهند، قصد ندارم ذهنيت مخاطب را به هم بريزم. بازيگر نقش راحله در ادامه ميگويد: از آغاز صحبتها با آقاي صلحميرزايي روي همين ويژگيها تاكيد شد. بنده قبلا در فيلمهاي شاخه گلي براي عروس و كلاهي براي باران نيز با ايشان همكاري داشتم و به درستي ميدانستم از من چه ميخواهد.
آزاده رياضي در اين مجموعه كنار زهره حميدي و سيروس گرجستاني خانوادهاي را تشكيل ميدهد كه در موازات خانواده بهزاد فراهاني قرار دارد و بخشي از گره قصه به دست همين دختر باز ميشود.
رياضي درخصوص نقش نصرت ميگويد: همانطور كه بينندهها كار را دنبال كردهاند، اين كاراكتر از قسمت سوم اين مجموعه وارد داستان ميشود. اين دختر پرورشيافته خانوادهاي است كه به لحاظ خصوصيات فردي مجبور بوده است به اراده خود اتكا كرده و گاه جاي خالي پسر را براي پدرش پر كند و خانواده به اين دختر بسيار اميدوار است.
وي كه پيش از اين كمتر در آثار طنز موقعيت بازي كرده، معتقد است: اين شخصيت به دليل بهرهمندي از پوشش چادر و خواستهاي كارگردان، چندان به سمت بازي در موقعيتهاي طنز كشيده نميشود، ولي بنده سعي كردهام اين مساله را به صورت جدي كمي در بازيام نمايان كنم.
رياضي از سويي در كنار بازيگران باتجربه و شناختهشده حوزه كمدي همچون سيروس گرجستاني حضور دارد و از طرف ديگر مقابل بازيگري ناآشنا با اين حوزه و با تجربهاي به مراتب كمتر (پندار اكبري) به ايفاي نقش ميپردازد.
از او ميخواهيم درخصوص اين تقابل و تاثيرپذيري از بازيگران مقابلش توضيحاتي بدهد. او ميگويد: اين دو پارتنر در قالب داستان و نيز در واقعيت، كاراكترهاي متفاوتي نسبت به يكديگر دارند و اصولا قابل مقايسه نيستند. ضمن اين كه نوع بازي بنده در كنار آقاي گرجستاني در منزل و روبهروي پندار اكبري در اجتماع بايد تفاوت كند.
وي ادامه ميدهد: تاثيرپذيري از آقاي گرجستاني به دليل كسوتشان در اين عرصه بيشتر و بهتر بوده است و همواره به گونهاي بازي ميكردم كه ايشان راحت باشند و در سكانسهاي مختلف نيز سعي ميكردم تاييد ايشان را درخصوص بازيام بگيرم.
رياضي در تكميل صحبتهايش از نزديكي و تقابل دو كاراكتر وحيد و نصرت ميگويد: چون آقاي اكبري زودتر به اين گروه پيوسته بودند، تعامل خوبي درخصوص ادامه كار داشتيم و نقطهنظرات هر دوي ما در سكانسهاي مشترك مطرح ميشد؛ چرا كه ميخواستيم به نقطهاي برسيم كه دو كاراكتر همگون يا دو آدم كاملا متفاوت باشيم كه در نهايت به نقطهنظر مشتركي ميرسيم.