پيشينه واژه بابل
شهرستان بابل محدوده نسبتاً كوچكي از سرزمين سرسبز مازندران است و از دامنه هاي شمالي و مرطوب كوههاي سوادكوه ، فيروزكوه و كينون از رشته كوههاي البرز شروع مي شود و جلگه نسبتاً وسيعي را در بر مي گيرد.شهرستان بابل در 210 كيلومتري شمال شرق تهران واقع است و از شمال به شهرستان بابلسر، از جنوب به خط الرأس كوههاي البرز، از غرب به آمل و از شرق به قائم شهر و سوادكوه محدود مي شود. {}
شهر بابل در گذشته به نام هاي ديگري خوانده مي شد:
دين تير ؛ اسم قديم بابل، دين تير بود و كوروش كبيردر بيانيه خود تين تير ذكر كرده است. بيانيه كوروش كه به استوانه كوروش معروف است از حفريات بابل به دست آمد.
مامطير ؛ مورخان اسلامي درباره اين شهر مي نويسند: مامطير شهركي است با آبهاي روان و از آن حصير خيزد ستبر و سخت نيكو كه در تابستان به كار برند. مامطير معرب شده از واژه «مه ميترا» پارسي است و مشتق از «مه» يعني بزرگ و «ميترا» يعني فروغ و دوستي و مهرباني و راستي است.
بار فروش ؛ ظهيرالدين در تاريخ تبرستان و رويان و مازندران مي گويد كه لشكر مغول در استرآباد و مازندران قتل به افراط كردند، چنان كه توده خاك در آمل و ساري و كجور كه از خرابكاري آنها پيدا شده بود هنوز (در زمان او) بر جاي بوده است. اگر حال شهرهاي بزرگ چنين بوده ، حال شهرك ها معلوم است و شايد از اين رو نام مامطير برافتاد و در قرن هشتم در زمان حكومت مرعشيان نام بارفروش ده بر آن نهاده شده بود.
رضا قلي ميرزا در مسافرت خود به خوارزم، درباره بارفروش مي نويسد : بارفروش در قديم دهي بوده و بارهايي كه با كشتي از حاجي ترخان (استرخان) به بندر مشهد سر مي آوردند به آن ديه حمل و مي فروخته اند. لهذا قريه موسوم به بارفروش ده شد. به تدريج جماعتي از تجار در آن ساكن شدند و آباد شد.
بابل ؛ در سال 1306 شمسي به امر رضاخان، شهر بارفروش به نام بابل خوانده شد. اين نام ظاهراً از بابل رود گرفته شد كه از كنار اين شهر مي گذرد.