نمايش «تبهاي» رايج اجتماع
داشتن پشتوانه تحقيقاتي و سوژهيابي مناسب، عدم منفيگرايي و نتيجهگيري در برنامه، همچنين بهكارگيري كارشناسان زبده را ميتوان مهمترين ويژگيها و دلايل موفقيت اين برنامه عنوان كرد.
علياكبر كريمي كه تهيهكنندگي اين برنامه را بهعهده دارد، پيش از اين مجموعه بزرگراه نوآوري، مستند پلاك، بلندترين شب سال و برنامه دالان را تهيه كرده است. وي در گفتوگو با «جامجم» از ويژگيها و تفاوتهاي مستند «تب» با مستندهاي ديگري مانند «شوك» ميگويد.
مجموعه دوم مستند «تب» در 13 قسمت 30 دقيقهاي كاري از گروه مستند شبكه يك سيماست كه روزهاي يكشنبه، سهشنبه و پنجشنبه ساعت 16 از شبكه يك روي آنتن ميرود.
گاهي به اصطلاح تبهاي مختلفي در جامعه رايج ميشود. ما سعي كرديم در اين برنامه به موضوعاتي همچون سرعت، اينترنت، زيبايي، لاغري، فيسبوك، فوتبال، نگهداري حيوانات، موبايل، قليان و... به صورت مستند بپردازيم.
براي اين كه بتوانيم به شكل صحيحي به موضوعات و سوژهها بپردازيم، مطمئنا نياز به تحقيقات داشتيم. به همين جهت افرادي كار تحقيقات را به صورت ميداني و از منابع مختلف انجام داده و نتايج مطلوبي را هم برايمان بهدست آوردند كه در توليد برنامه بسيار به ما كمك كرد. در حين تحقيقات برخي از گرايشهايي كه گروهي از مردم اين روزها به اصطلاح تب آن را دارند، مشخص شد. اگر برنامه بدون پشتوانه تحقيقاتي باشد، مطمئنا كيفيت مطلوب را نخواهد داشت؛ بخصوص برنامهاي كه مستند است تحقيقات آن بايد دقيقتر صورت بگيرد.
توليد اين مجموعه يك سال طول كشيد.
گروه تحقيق سوژههاي مورد نظر را شناسايي ميكردند، برخي از اين افراد مقابل دوربين قرار ميگرفتند و صحبت ميكردند، اما افرادي هم بودند كه علاقهاي نداشتند و حاضر به گفتوگو نميشدند و حتي براي ما هم مشكلاتي بهوجود ميآوردند.
اين موضوع را قبول ندارم كه اين دو برنامه مشابه يكديگر هستند چون شوك و تب تفاوتهاي زيادي دارند كه مخاطب با ديدن اين برنامهها متوجه اين تفاوتها ميشود. شوك به موضوعات و اتفاقاتي ميپردازد كه نادر است، به طور مثال گروگانگيري، آدمربايي و...؛ شوك كمتر به سراغ مسائل فراگير جامعه ميرود. ما در برنامه «تب» پيشداوري نميكنيم و تاكيدي نداريم كه افرادي كه علاقههاي متفاوت دارند داراي مشكل جدي هستند. اينگونه افراد را بيمار يا ناتوان معرفي نميكنيم. بلكه آنها را بهگونهاي مطرح ميكنيم كه در گذر زمان و طبق شرايطي دچار علاقهها و گرايشهاي نامتعارف شدهاند و شايد در گذر زمان علاقهها و دغدغههايشان تغيير كند.
بيشتر تلاش كرديم موضوعاتي را كه فراگيري زيادي دارند و در سطح كشور رايج هستند زير ذرهبين قرار دهيم. انتخاب تصاوير، سوژههاي مناسب، كارشناسان مخاطبپسند و استفاده از تكنيكهاي تصويري در جذابيت برنامه بسيار تاثيرگذار بود.
به هر حال برنامه ما هم مانند بسياري از برنامههاي ديگر ضعفهايي دارد كه آنها را شناسايي كرديم تا در مجموعههاي ديگر اين مشكلات مرتفع شود. قبول دارم كه موضوعات و افرادي كه در مستندها حضور دارند بايد طبيعي باشند تا كار براي مردم بيشتر باورپذير شود. ما براي چند موضوع كوتاه مجبور شديم بازسازي كنيم. شايد حدود 5 درصد از مجموعه «تب» را بازسازي كرديم و آن هم به دليل مشكلات سوژهاي بود كه اميدوارم در مجموعههاي بعدي اين مشكلات حل شود.
تقريبا همه نهادها و ارگانها با ما همكاري خوبي داشتند. ما افراد بسيار دلسوزي داريم كه دوست دارند مردم دچار اشتباه نشوند؛ اما برخي كه بدون داشتن تخصص تلاش ميكنند تا مردم را فريب دهند و از آنها سوءاستفاده كنند با ما همكاري نكردند. فكر ميكنم نياز است بيش از پيش به موضوعاتي كه به عنوان تب در جامعه مطرح است پرداخت، چون اين موضوع را با فرهنگسازي صحيح ميتوان حل كرد.
من بازخوردهاي زيادي از اين مجموعه ديدم كه فكر ميكنم اين برنامه به اندازه كافي ديده شده است. بالاخره زمان پخش بسيار اهميت دارد. زمان پخش بايد بهگونهاي باشد كه مخاطبان بيشتري بتوانند برنامه را تماشا كنند.
بله گروه سوژهيابي در حال شناسايي هستند و برخي از موضوعات هم مشخص شده است كه قصد داريم پيشتوليد مجموعه جديد را بزودي آغاز كنيم. مشكلات برنامه گذشته هم شناسايي شده و اميدوارم مجموعه جديد بتواند مورد پسند مخاطبان قرار بگيرد.