بانک مقالات تاریخ
| فرهنگ (ويژه تاريخ) پاييز 1387; 21(3 (مسلسل 67)):215-248. |
| كجباف علي اكبر,دهقان نژاد مرتضي |
|
از زماني که در سال 913 ق./ 1507 م.، دريانورد نامي پرتغال، آلبوکرک جزيره هرمز را در خليج فارس گرفت و هرمز به يک مرکز مهم بازرگاني تبديل شد و نمايندگان بازرگاني بسياري از کشورهاي جهان در آن گرد آمدند، شماري از تبليغ گران کيش مسيحي از پرتغال به آن جزيره استعمار شده فرستاده شدند تا هماهنگ با سودگرايي و سوداگري استعماري پرتغال، مسيحيت را تبليغ کنند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرهنگ (ويژه تاريخ) پاييز 1387; 21(3 (مسلسل 67)):249-275. |
| تكميل همايون ناصر* |
| * پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي |
|
کتاب تاريخ جهان آرا که گاه با نام هاي ديگر چون کتاب جهانگشا، جهانگشاي مروزي، جهانگشاي فتحعلي شاهي، جهان آراي تاريخ شاهنشاهي و جز اينها، در فهرست هاي گوناگون آمده، هنوز هم به حليه طبع آراسته نشده است. مولف اين کتاب، محمدصادق وقايع نگار مروزي، داروغه دفترخانه همايون در دوره فتحعلي شاه قاجار است. وي در حدود سال هاي 1185 - 80 11 ق. در مرو به دنيا آمده و پس از پايان تحصيلات مقدماتي در موطن خود، در پي حملات بيکي جان منغيطي ازبک ــ امير بخارا ــ به مرو و حوالي آن و کشته شدن بيرامعلي خان قاجار ــ حاکم آن ديار ــ و ويران کردن شهر و از دست دادن پدر و برادر، براي ادامه تحصيل، چندي به مشهد و از آنجا به کربلا و نجف رفته است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرهنگ (ويژه تاريخ) زمستان 1385; 19(4 (مسلسل 60)):1-23. |
| تركمني آذر پروين* |
| * پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي |
|
تهاجم عرب ها به ايران، به ورود و اقامت گروه هايي از عرب ها در ايران منجر شد. اين افراد يا نظامي بودند يا افرادي پر دردسر كه خلافت اموي سعي داشت آنان را از مركز خلافت دور كند و يا ناراضيان مذهبي و سياسي كه دور شدن از دسترس خلفا را ترجيح دادند و ترك ديار كردند. بيشتر آنان به خراسان كه دورترين فاصله را از دمشق داشت، رهسپار شدند. بدين ترتيب، گروهي از نظاميان و غيرنظاميان عرب در طول حكومت اموي به همراه خانواده و به قصد سكونت به خراسان آمدند. در واقع، حضور آنان در خراسان نوعي مهاجرت به خراسان محسوب مي شد. هر چند آنان به دستور خلفاي اموي، براي دستيابي به فتوحات به خراسان آمده و به جنگ مبادرت كرده بودند، با گذشت زمان، اقامت در شهرهاي خراسان و امرار معاش را به جنگ ترجيح دادند و جزيي از مردم خراسان شدند. در اين دوره از تاريخ، ايرانيان در سرنوشت سياسي منطقه خود نقش موثري نداشتند. گرچه دهقانان سعي كردند در مناصب خود باقي بمانند، نقش آنان دخالت در جمع خراج و تا حدودي تسلط بر مردم محل خويش بود. اهرم قدرت سياسي در خراسان در دست عرب هايي بود كه در خراسان مقيم شده بودند و با حكام منصوب خلفا سازش يا مخالفت مي كردند. اختلافات قبيله اي، به خصوص در ميان دو گروه يمني و مضري هيچ گاه به توافق و اتحاد منجر نشد بلكه همين اختلافات كه گاه ايرانيان نيز در هر دو گروه متخاصم شركت نظامي داشتند، سرانجام به سقوط امويان انجاميد و راه را بر نيروي تازه نفس عباسيان باز كرد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرهنگ (ويژه تاريخ) زمستان 1385; 19(4 (مسلسل 60)):25-62. |
| ثواقب جهان بخش* |
| * دانشگاه لرستان |
|
دوره چهارده ساله سلطنت شاه صفي صفوي (1052-1038 ه.ق.) در مقايسه با برهه پيش از خود ــ يعني دوره زمامداري شاه عباس اول ــ با نتايج مطلوبي همراه نبود و منحني قدرت صفويه در اين عصر، روندي نزولي به خود ديد. زمامداري شاه صفي، به ويژه در زمينه اقتصادي، با كاهش توليدات كشاورزي و آشفتگي وضعيت تجارت و در نتيجه، ضعف توان اقتصادي همراه بود. شكوفايي و رونق اقتصادي ايران در طي زمامداري شاه عباس اول كه بر اثر اقدامات و اصلاحات گسترده او به ويژه در زمينه اقتصاد و رشد و توسعه تجارت، خاصه تجارت ابريشم، پديد آمد، در دوره جانشين او، شاه صفي، كاستي هايي به خود گرفت و در برخي جنبه ها دچار تزلزل و نقصان شد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرهنگ (ويژه تاريخ) زمستان 1385; 19(4 (مسلسل 60)):63-90. |
| حسن زاده اسماعيل* |
| * گروه تاريخ، دانشگاه الزهرا |
|
با توجه به نقش كارگزاران در تحولات تاريخي، بازپرداختي نو از رفتار سياسي آنان براي تبيين تاريخ ايران ضروري است. اين الزام زماني ارزش دو چندان خواهد داشت كه شخصيت هاي تحول خواه، در عرصه سياست عملي ارزيابي شوند. ابوالقاسم درگزيني از جمله اين گارگزاران است كه به دليل غيبت سنت نقد در تاريخ نگاري، گرفتار قضاوت وارونه شده است. در حالي كه درباره رفتار سياسي ايشان، اتفاق نظري در منابع ديده نمي شود، سنت تقليد و رونويسي در تاريخ نگاري سبب شده است چهره ايشان به عنوان سياست مداري فاسد و خونريز مطرح شود. حال آنكه با كنار زدن اتهامات غرض ورزانه، رفتار سياسي درگزيني در جهت احياي وحدت و قدرت امپراتوري رو به انحطاط سلجوقي خود را نشان خواهد داد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرهنگ (ويژه تاريخ) زمستان 1385; 19(4 (مسلسل 60)):91-142. |
| كاظم بيكي محمدعلي* |
| * دانشگاه تهران |
|
اگر چه در عصر قاجاريه، گيلان به عنوان توليدکننده عمده ابريشم و نيز گذرگاه اصلي تجارت خارجي ايران از طريق درياي مازندران، جايگاهي چشمگير در اقتصاد کشوري و منابع درآمد دولت مرکزي داشت، فاقد راه مواصلاتي مناسب با بخش هاي داخلي ايران بود. از سفرنامه هاي قرن 19م./14-13 ه.ق. چنين بر مي آيد که به رغم اهميت ارتباطات در فرايند توسعه، قاجاريه جز راهي مالرو و صعب العبور براي گيلان تدارک نديدند. با وجود اين، هنگامي که دولت توسعه طلب روسيه تزاري با استفاده از سياست درهاي باز ناصرالدين شاه، تهران را به اعطاي امتياز راه شوسه گيلان به کمپاني روسي بيمه و حمل و نقل ايران وادار کرد (ذيحجه 1310 هـ.ق./ جون 1893 م.)، اهالي گيلان از اين اقدام استقبال نكردند. افزون بر اين، به وقت افتتاح راه شوسه (رمضان 1316 ه .ق.) شورشي عليه کمپاني روسي راه در رشت بر پا شد، كه اين قيام موفق، با تاثير در مناسبات ايران و روسيه، نزديك بود به مداخله نظامي روسيه در ايران منجر شود. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرهنگ (ويژه تاريخ) زمستان 1385; 19(4 (مسلسل 60)):143-185. |
| مفتاح الهامه* |
| * پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي |
|
ترسيم تصويري از ساختار اجتماعي مغولان به استناد منابع، آداب و رسوم و افسانه هاي كهن ايشان مي تواند در تجزيه و تحليل حقيقت اجتماع مغولان موثر باشد؛ اجتماعي كه به منزله بستر هميشگي رودي در زير جريان حوادث قرار داشته و در شكل گيري آنها موثر بوده است. منابع مهم قابل استناد، به سه دسته تقسيم مي شوند: منابع مغولي، چيني و فارسي. تنها منبع قديمي مغولي كه تاكنون به دست آمده است، تاريخ عمومي مغولان (يوان چائويي شه) يا تاريخ سري خوانده مي شود. منابع چيني، تاريخ هاي رسمي سلسله هاي يوان است كه با شتاب فراوان در زمان به سلطنت رسيدن مينگ ها تدوين شده و نهايتا دو منبع اصلي و قديمي تر فارسي آثار جويني و رشيدالدين است. با توجه به اينكه براي ترسيم تصويري از ساختار اجتماعي مغولان هيچ تاليف مستقيمي وجود ندارد، پاسخ به سوالاتي نظير نوع زندگي و معيشت قبايل مغول، روابط اقتصادي آنان، عنصر تشكيل دهنده جامعه مغول، روابط خانوادگي، موقعيت زنان و فرزندان، مالكيت ها و اختلاف طبقاتي، تنها با استناد به منابع فوق الذكر و مقايسه و مقابله موردي موارد قديم و متاخر ممكن مي شود. در اين راستا، مولف را چاره اي جز استنتاج از نمونه هاي متاخر نيست. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرهنگ (ويژه تاريخ) زمستان 1385; 19(4 (مسلسل 60)):187-230. |
| نامدارطالشاني مظفر* |
|
اغلب مي پنداريم که تاريخ حقيقي، تاريخي است که مورخ رويدادها را فارغ از هر گونه آرمان ها، آرزوها و حب و بغض هاي خود روايت كند. اما، آيا امکان دارد که خارج از دانش ها و پنداشته هاي انسان، چيزي به نام تاريخ شکل بگيرد؟ آيا آنچه که امروز تحت عنوان تاريخ با آن سروکار داريم دربرگيرنده همه رخدادهاي زندگي انسان است و واقعا همان گونه که اتفاق افتاده روايت شده است؟ بشر چه معياري براي سنجش صحت اين روايت ها دارد؟ اگر بپذيريم که همه رويدادها ارزش تاريخي ندارند، پذيرفته ايم که تاريخ بر اساس رويدادهاي خاصي شکل گرفته است که بشر احساس مي کند ارزش ثبت و ضبط دارند. احساسي که مورخ را هدايت مي کند تا پاره اي از رخدادها و شخصيت ها را تاريخي بسازد از کجا مي آيد؟ |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرهنگ (ويژه تاريخ) زمستان 1385; 19(4 (مسلسل 60)):231-262. |
| نجفي موسي* |
| * پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي |
|
بررسي ابعاد رويداد بزرگ تاريخي نهضت مشروطيت ايران، كاري مهم و بس دشوار است. هنوز هم درس هايي نهفته و رمز و رازهاي بسياري در مشروطه وجود دارد. از جمله قسمت هايي كه در تاريخ مشروطيت ممكن است حرف هاي مهمي براي امروز ما وجود داشته باشد و به روشن شدن صفحات ناشناخته اين نهضت كمك كند، بررسي روند مشروطه خواهي در شهرهاي مختلف ايران است. يكي از اين مراكز كه نقش محوري و مهمي در روند كلي مشروطيت ايران داشته، شهر اصفهان و به تبع آن «بختياري» است. در مقاله حاضر، روند حركت مشروطه خواهي در اصفهان به اجمال با توجه به دو ملاك «انجمن مقدس ملي» و «مطبوعات» مباني فكري و اهداف مشروطه خواهان اصفهاني بررسي مي شود. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرهنگ (ويژه تاريخ) زمستان 1385; 19(4 (مسلسل 60)):263-304. |
| يوسفي فر شهرام* |
| * پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي |
|
فقدان ابزار مفهومي و نظريه هاي كارآمد براي تحليل مناسبات تاريخي شهرنشيني در ايران، از جمله مهم ترين موانع در مسير رشد اين گونه بررسي ها است. در اين ميان، دشواري هاي عديده اي مانع از آن شده است كه تاكنون تعريف كاربردي و دقيقي از مقوله «شهر» در ايران ارايه شود. در مقاله حاضر، سعي شده است با طرح برخي مباحث پايه اي، مولفه هاي بنيادين زندگي شهري در سده هاي ميانه شناسايي و تحليل شود تا بر اساس آن، زمينه هاي لازم براي ارايه «تعريف» شهر در اين دوره، فراهم آيد؛ و هم از اين رو، به اين پرسش پاسخ داده شود كه تعريف پديده «شهر» در سده هاي ميانه، بر چه مولفه ها و ملاك هايي بايد استوار شود؟ |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرهنگ (ويژه تاريخ) زمستان 1385; 19(4 (مسلسل 60)):305-323. |
| نجفي موسي* |
| * پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات انساني |
|
در دوران مشروطيت، رسائل، دوائن و متون زيادي به حمايت از مشروطيت و آزادي و قانون خواهي نوشته شد. اين رسائل و متون، ارزش تاريخي، فكري، اجتماعي و سياسي زيادي دارند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| وثوقي محمدباقر* |
| * دانشگاه تهران |
|
جابه جايي كانون تجارت خليج فارس از «هرموز» به «بندر گمبرون» در اوايل قرن يازدهم هجري/ هفدهم ميلادي را مي توان آغاز دوره اي جديد در مناسبات اقتصادي و سياسي اين منطقه مهم به شمار آورد. اين دوره با فتح «هرموز» در سال 1031 ه./1622 م. آغاز شد و با سقوط اصفهان در سال 1135 ه./1722م. پايان يافت. در اين دوره تحولات مهمي در ايران و خليج فارس و حوزه اقيانوس هند بهوقوع پيوست و شرايط نويني به وجود آمد كه در تحقيقات تاريخي كمتر به آن توجه شده است. در مقاله حاضر با تكيه بر بازسازي رويدادهاي تاريخي، تحولات مهم اقتصادي و سياسي اين دوره و تاثيرات آن بر تثبيت حاكميت ايران بر خليج فارس بررسي شده است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرهنگ (ويژه تاريخ) زمستان 1384; 18(4 (مسلسل 56)):1-16. |
| تركمني آذر پروين* |
| * پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي |
|
موقعيت جغرافيايي سرزمين ديلم، ورود مسلمانان به آن محل را با تاخير روبه رو كرد. تقريبا اولين مسلماناني كه از حدود قرن دوم هجري به بعد وارد اين سرزمين شدند و توانستند در آنجا اقامت گزينند، علويان بودند كه به علت مخالفت يا مبارزه با حكام عباسي بدان سرزمين روي آوردند. بدين ترتيب، پذيرش اسلام ديلميان با مذهب تشيع آغاز شد و از فرق شيعه، مذهب زيديه، اولين و پرطرفدارترين آنان بود. البته، مذهب اسماعيليه با تبليغات و فعاليت ابوحاتم رازي در ديلم، پيرواني پيدا كرد؛ و اين مذهب در ميان مردم ديلم همچنان پيرواني داشت. در زمان سلجوقيان نيز با استقرار حسن صباح در الموت، اين مذهب رونق بسياري در منطقه ديلم پيدا كرد. مذهب اماميه از طريق فرزندان ناصر كبير وارد آن منطقه شد و طرفداران بسياري يافت. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرهنگ (ويژه تاريخ) زمستان 1384; 18(4 (مسلسل 56)):217-261. |
| يوسفي فر شهرام* |
| * پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی |
|
موضوع مقاله حاضر، بررسي تغييرات در شكل شهر ايراني و زمينه هاي اجتماعي آن در دوره اسلامي است. اين موضوع بر اساس چهارچوب پژوهشي، به اين شرح بررسي مي شود: |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرهنگ (ويژه تاريخ) زمستان 1384; 18(4 (مسلسل 56)):17-38. |
| تشكري بافقي علي اكبر* |
| * گروه تاريخ، دانشگاه يزد |
|
سقوط ساسانيان و تغيير كيش اكثريت زرتشتي به اقليت، از پيامدهاي ورود دين اسلام به ايران بود. بدين سان، از انبوه پيروان آيين زرتشتي، اندكي بيش نماندند كه يا به هندوستان مهاجرت كردند و يا در كنار هموطنان نومسلمان خود ماندند و موجب بقاي اين كيش در سرزمين ايران شدند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |