بانک مقالات تاریخ
| علوم انساني الزهرا زمستان 1381- بهار 1382; 13-12(44-45):231-260. |
| موسوي يعقوب* |
| * گروه علوم اجتماعی دانشگاه الزهرا(س) |
|
هدف در این بررسی آن است که با استفاده از میراث جامعه شناسی معرفتی در قلمرو، دو انگاره تبیین کننده اجتماعی و معرفتی به شکل گیری، تحول و توسعه علوم اجتماعی جدید پرداخته شود و نیز موانع عمده آن مورد بررسی قرار گیرد. تحلیل این مساله در دو سطح اجتماعی (تاریخی و یا ساختاری) و معرفتی (الگوها و تحلیل های عقلانی) به هنجارهای همگن و ناهمگنی باز می گردد که از لحاظ تاریخی قابل تصدیق اند و نیز از منظور لوازم معرفت شناسی تاریخی قابلیت های مورد انتظار را دارا می باشند. به نظر می رسد نگاه تاریخی به روند پیشرفت علوم اجتماعی تاکنون توانسته است تصویر کلی از شرایط فوق را فراهم سازد. اما استفاده از شیوه های تبیین اجتماعی از جمله کاربرد الگوی عام روش شناختی مبتنی بر ادغام دو مبنای معرفتی و اجتماعی، که خود در حکم ابزارهای مهم تحلیل جامعه شناختی تلقی می گردند، روش نسبتا نوینی است که مستلزم توجه بیشتر در بررسی های جامعه شناختی می باشد. بدون تردید تعمیم صحیح روش مزبور این امکان را فراهم می سازد که زوایای پیچیده و پنهان رشد و یا تاخر در رشد علوم اجتماعی جدید بیشتر مورد شناسایی قرار گیرد. در واقع هدف از تدوین مقاله حاضر، ضمن تجربه در کاربرد روش مورد اشاره برای انجام مطالعه علمی خاص، افزایش سطح تحلیل و دریافت از موضوع در قبال نقش و اهمیت علوم اجتماعی در جامعه های معاصر از جمله کشور ما و نیز بازخوانی دلایلی است که به عنوان عوامل و موانع رشد علوم اجتماعی می تواند در اشکال مختلف زمینه توسعه علوم فوق را تقویت نماید. با آگاهی از روند تاریخی این علوم اجتماعی در ارتباط نزدیک با نیازها، ضرورت ها، تعمیم و نفوذ انگاره های شناختی قرار دارد. تغییر در روند زندگی اجتماعی در دوران جدید از تاریخ در غرب، نخبگان علمی این منطقه از عالم را به ضرورت کارکردی و اجتماعی نظام بخشی در حوزه تفکر و اندیشه اجتماعی و سرانجام تاسیس شاخه های معین علمی به قصد دریافت منظم از جوانب مختلف پدیده های اجتماعی رهنمون گشته است. حاصل گفتار آن که موضوع فوق در کنار تولید انگاره های معرفتی نوین مقدمات استقلال معرفت شناسی را برای این علوم در مجموع و یا به گونه ای جدا از یکدیگر فراهم می نماید. به نظر می رسد رشد علوم اجتماعی در یک فرایند عمومی از قواعد اجتماعی و علمی قابل شناختی پیروی می نماید، که علم بدان ها، می توان امکان گسترش زمینه های توسعه علمی و اجتماعی را در هر جامعه ای تضمین نماید. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم انساني الزهرا تابستان و پاييز 1382; 13(46-47):1-28. |
| آقاجري سيدهاشم,بهرامي روح اله |
|
قيام عبدالله بن معاويه از جمله جنبش هاي سياسي- اجتماعي پايان عصر اموي است كه همزمان با تكاپوي آشكار عباسيان در سال هاي (27-126) عليه سلطه سياسي نظام خلافت اموي آغاز شد. اين جنبش از ابعاد مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي حائز اهميت است چرا كه جدّي ترين رقيب سياسي و ايدئولوژيك عباسيان محسوب مي شد. و بر محور شعار سياسي "الرضا من آل محمّد(ص)" و بر مبناي ادعاي سياسي انتقال امامت از ابوهاشم و جريان كيسانيه - هواداران امامت شاخه حنفيان اولاد علي (ع)ـ استوار بود و نحله سياسي- اعتقادي جناحيه يا طياريه كه به امامت عبدالله بن معاويه بن عبدالله بن جعفر بن ابي طالب معتقد بودند از آن نشأت گرفت. مقاله حاضر در دو بخش تاريخي و ايدئولوژيك روند ظهور و افول جنبش مذكور را با ديدگاهي تحليلي و انتقادي مورد بررسي قرار ميدهد.
|
| كليد واژه: جنبش هاي شيعي، غلات، كيسانيه، جناحيه، ابوهاشم، عبدالله بن معاويه. |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم انساني الزهرا تابستان و پاييز 1382; 13(46-47):43-66. |
| پرگاري صالح* |
| * دانشگاه تربيت معلم |
|
سلطان محمود غزنوي توانست با كسب پيروزي هاي افتخار آميز نظامي و برخورداري از غنائم سرشار مناطق مفتوحه، حكومت نظامي خود كامه غزنويان را به اوج برساند. نبود برنامه اي دقيق در امر جانشيني سلطان محمود، نخستين شكاف را در ساخت قدرت غزنويان پديد آورد. سلطان مسعود، جانشين او، به علّت اتخاذ سياست مخاصمه آميز با نخبگان قدرتمند زمان پدرش و همچنين اتخاذ تصميمات نابخردانه كه با خوي و رفتار زرتشتي نيز همراه گشته بود، موجبات فروشي در ساخت قدرت غزنويان را فراهم آورد. اين مقاله به روش پژوهش اسنادي انجام گرفته است.
|
| كليد واژه: غزنويان، ساخت قدرت، اقطاع، راهبرد حكومتي، فرهنگ. |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم انساني الزهرا زمستان 1381- بهار 1382; 13-12(44-45):25-50. |
| اعظم آزاده منصوره* |
| * گروه علوم اجتماعي دانشگاه الزهرا (س) |
|
در اين مقاله چگونگي جدايي گزيني سكونتي در شهر تهران مورد بررسي قرار گرفته است. با آنكه جدايي گروههاي مختلف اجتماعي در شهرهاي بزرگ فرض پذيرفتهاي است، ولي تاكنون چند و چون اين فرض از طريق روشهاي علمي و شاخصسازي مناسب مورد مطالعه قرار نگرفته است. در سالهاي اخير اين جدايي از دو منظر مورد بحث قرار گرفته است. يكي از آنها به تفكيك و تمايز فزاينده در شهرها باور دارد و ديگري قطبي شدن، دوگانگي و يا قطعهاي شدن فضاي اجتماعي شهرها را مدنظر قرار داده است. در اين مقاله با توجه به پيامدهاي گوناگون جدايي گزيني سكونتي در شهرها، با استفاده از اطلاعات ثانويه، فرض جدايي فضايي - مكاني گروههاي مختلف اقتصادي - اجتماعي با استفاده از شاخصهاي آماري گوناگون مورد آزمون قرار گرفته است و در نهايت تفكيك پايگاههاي مختلف اجتماعي و ابعاد آن برحسب مناطق مورد تأييد قرار ميگيرد.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم انساني الزهرا زمستان 1381- بهار 1382; 13-12(44-45):79-107. |
| ايمان محمدتقي*,كيذقان طاهره |
| * گروه علوم اجتماعي دانشگاه شيراز |
|
هدف از مطالعه حاضر بررسي عوامل مؤثر بر هويت اجتماعي زنان ميباشد كه به شيوه پيمايش انجام شده است. اطلاعات لازم از طريق پرسشنامه از يك نمونه 410 نفري از بين زنان 18 تا 64 ساله شهر شيراز كه به صورت تصادفي انتخاب شدهاند، جمعآوري گرديده است. در اين بررسي از نظريه آنتوني گيدنز جهت تبيين هويت اجتماعي زنان استفاده شده است. طبق اين نظريه شاخصهايي نظير اعتماد به نفس، گستره شبكه ارتباطي افراد، ميزان رضايت از خود در اجتماع و ميزان عقلانيت، عوامل مؤثر بر شكلگيري هويت اجتماعي ميباشند. لازم به ذكر است كه هويت اجتماعي خود از پنج بخش هويتي: هويت ديني، قومي، ملي، گروهي و جنسي تشكيل شده است.
|
| كليد واژه: |
| |
| علوم انساني الزهرا تابستان و پاييز 1382; 13(46-47):149-166. |
| رحيمي عبدالرفيع* |
| * گروه تاريخ دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين |
|
متوكل، دهمين خليفه عباسي، پس از استقرار حكومتش با تخريب بارگاه ملكوتي امام حسين (ع) موجبات تنفر مسلمانان را فراهم كرد و تا پايان عمر نيز بر مخالفت با اهل بيت پيامبر (ص) اصرار ورزيد، مقاله حاضر تلاش دارد ضمن بحث لغوي و اصطلاحي در خصوص حائر الحسين(ع) و زمينه هاي تاريخي و اجتماعي آن، دلائل و انگيزه هاي تخريب و عاملان آن را بررسي كرده و واكنش هاي مخالفت آميز مردم و قداست مقام حائر را در سايه رهنمودهاي امام هادي (ع) روشن نمايد. بديهي است در اين زمينه احاديثه منقول از آن حضرت در شأن حائر نيز مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
|
| كليد واژه: متوكل، عباسيان، شيعيان، حائر، امام حسين (ع). |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم انساني الزهرا تابستان و پاييز 1382; 13(46-47):167-184. |
| زرگري نژاد غلام حسين,رضاقلي زاده آهنگر نرگس |
|
سياست حضرت رسول خدا (ص) با زردشتيان ناحيه هجر در منطقه بحرين به عنوان اهل كتاب اعتراض برخي از مسلمانان را برانگيخت. امّا پيامبر به شدت با اين گروه برخورد كرد. تا جايي كه برخي منابع از آنان به عنوان منافقان ياد كرده اند. خلفاي اوّليه نيز با تأسي از رسول خدا (ص) پس از فتح ايران زردشتيان را به عنوان اهل ذمه پذيرفتند.
|
| كليد واژه: مجوس، اهل ذمه، اهل كتاب. |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم انساني الزهرا تابستان و پاييز 1382; 13(46-47):67-98. |
| پيري محمد,آذرنيوشه عباس علي |
|
با آغاز سده سيزدهم هـ -ق./ نوزدهم ميلادي ايران به يكي از حساس ترين ادوار تاريخي اش وارد شد، زيرا در آغاز اين عصر از سويي سكان كشتي كهن سال ايران در دست روساي قبايل قاجار قرار گرفت و از سوي ديگر يورش استعمارگران اروپايي به شرق آغاز شد. ظهور ناپلئون در اروپا و كشمكش هاي فرانسه با اتريش و انگليس و غيره سرانجام عرصه اين جدال ها را از اروپا به مستعمرات آسيايي سوق داد. ناپلئون كه از به زانو در آوردن انگليس نااميد شده بود، تهديد مستعمرات او در هندوستان از طريق ايران را آغاز كرد. همين امر مقدمه ورود ناگهاني دربار قاجار كه آمادگي برخورد با ترفندهاي سياسي روز را نداشت، در صدد برآمد تا ناكامي هاي نظامي خود را در جنگ با روسيه از طريق استمداد از ديگر كشورهاي اروپايي جبران نمايد. امّا عدم كارايي ساختار سنتي ارتش ايران، شاهزاده قاجار، عباس ميرزا را به موضوع مهمي رهنمون كرد و آن استفاده از فن آوري و شيوه هاي جديد نظامي غرب بود كه همين موضوع منجر به آشنايي ايرانيان با فرهنگ و تمدن غرب و يافتن راه هاي انتقال آن به ايران بازمانده از قافله تمدن بود كه سرانجام عده اي را با تصور اينكه فراماسونري ميتواند دريچه اي براي انتقال اين تمدن باشد به سوي خود جذب كرد.
|
| كليد واژه: شاه اسماعيل، لطفعلي خان قاجار، آقا محمد خان،انگليس ، فرانسه، روسيه، فتحعلي شاه، هندوستان، عثماني، تيليست، ناصر الدين شاه، ميرزا صالح، عباس ميرزا، فراماسونري ليژ، ميرزا ملكم خان، سيد جمال الدين اسد آبادي، انقلاب كبير فرانسه و … |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم انساني الزهرا زمستان 1381- بهار 1382; 13-12(44-45):107-128. |
| چابكي ام البنين* |
| * پژوهشكده زنان دانشگاه الزهرا(س) |
|
اين پژوهش تحت عنوان «بررسي مقايسهاي مشاركت سياسي دانشجويان دختر و پسر در تهران» به روش توصيفي - مقايسهاي انجام شده است و اطلاعات آن به روش ميداني و از طريق پرسشنامه محقق ساخته (با 88 پرسش بسته در قالب 43 پرسش اصلي) جمعآوري شده است. پرسشنامهها بين 1041 نفر دانشجوي شاغل به تحصيل در پنج دانشگاه تهران، شهيد بهشتي، الزهرا (س) ، امام صادق (ع) و صنعتي شريف، به طور مساوي توزيع شد. سپس دادههاي آماري، با بهرهگيري از نرمافزار كامپيوتري SPSS انجام شد و با استفاده از مجذور خي و تحليلهاي دو متغيره و سه متغيره و براساس نوع و ميزان همبستگي بين متغيرهاي وابسته و مستقل نتايج ارائه شد. نتايج پژوهش حاضر مؤيد يافتههاي جهاني در رابطه با علاقهمندي سياسي زنان در مقايسه با مردان است و نشان ميدهد كه زنان اعم از اينكه در دانشگاههاي مختلط يا غيرمختلط باشند، علاقهمندي سياسي كمتري (در مقايسه با مردان) دارند و فعاليتهاي سياسي آنان، كمتر از مردان، جنبه فعالانه دارد. بينش سياسي زنان بيش از مردان تحت تأثير خانواده شكل ميگيرد. زنان ديرتر از مردان توجه به مسائل سياسي را آغاز ميكنند. نتايج اين پژوهش نشان ميدهد كه شغل پدر و مادر و نيز تحصيلات پدر و مادر رابطه آماري معنيدار و مثبتي با علاقهمندي سياسي دختران دارد. از سوي ديگر متغيرهاي ازدواج و مقطع تحصيلي، تفاوت معنيداري را در رابطه با علاقهمندي سياسي دو گروه آزمودني نشان نميدهد.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم انساني الزهرا زمستان 1381- بهار 1382; 13-12(44-45):129-153. |
| حائريان اردكاني محمود* |
| * گروه اقتصاد دانشگاه الزهرا (س) |
|
نفت حدود نصف وزن جهاني را تشكيل ميدهد. با توجه به اهميت ا ين كالا چرا بحث نفت مانند ساير كالاها در سازمان تجارت جهاني مطرح نميشود؟ آيا علت اين كار ترجيح كشورهاي ثروتمند مصرف كننده نفت نيست؟ اين كشورها عليرغم اين كه با تشكيل اوپك تا حدي به نقش بازار در تعيين قيمت نفت تن رضايت دادهاند، ولي بيشتر مايل هستند كه قيمت نفت تابعي از مسائل سياسي كه بيشتر در كنترل آنهاست باشد. در مقابل كشورهاي صادر كننده نفت انتظار دارند با شمول بحث نفت در سازمان تجارت جهاني، حقوق گمركي بر واردات نفت در كشورهاي وارد كننده صنعتي كاهش يابد و با افزايش تقاضا براي نفت درآمدشان افزايش يابد.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم انساني الزهرا زمستان 1381- بهار 1382; 13-12(44-45):155-175. |
| سفيري خديجه* |
| * گروه علوم اجتماعي دانشگاه الزهرا (س) |
|
يكي از كشورهايي كه چندين سال مداوم در دهه اخير ميان كشورهاي جهان مقام اول را در توسعه انساني كسب نمود، كانادا ميباشد. از آنجا كه رفع تبعيض در مورد زنان يكي از شاخصهاي توسعه ميباشد و كشور كانادا سعي نموده تا تبعيض عليه زنان را در اين كشور برطرف نمايد با اين حال تبعيض دستمزد از مواردي است كه هنوز در اين كشور موجود است. در تحقيق حاضر ابتدا سعي بر آن شد تا بررسي شود آيا اين تبعيض وجود دارد يا خير؟ و اگرچه چنانچه تبعيض دستمزد وجود دارد تا چه ميزان است؟ سپس براي تبيين موضوع از دو الگوي نظري تئوري سرمايه انساني و تئوري روابط جنسيتي استفاده گرديد. از آن جهت كه تئوري اول به تبيين پيددهها به جهت تفاوتهاي فردي ميپردازد و تئوري دوم در تبيين موضوع رويكردي ساختاري دارد و تبعيض را در ساختار روابط انسانيتي بيند. نتايج تحقيق نشان داد كه تبعيض دستمزد ميان زنان و مردان وجود دارد و ميزان آن 9112 دلار در سال ميباشد.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم انساني الزهرا زمستان 1381- بهار 1382; 13-12(44-45):177-192. |
| متوسلي محمود,وهابي بهرام |
|
يكي از مباحث اساسي در زمينه برنامهريزي و توسعه منطقهاي، تفاوت مناطق در ابعاد مختلف است. وجود تفاوتهاي منطقهاي و اهميت آن در نظريههاي اقتصاد منطقهاي باعث توجه خاص نظريهپردازان منطقهاي به علل وآثار تفاوتهاي مزبور شده است. در اين مقاله با تأكيد بر ضرورت توجه به ماهيت تفاوتهاي منطقهاي، مباني نظري و روشهاي تكشيل اگلوهاي ارزيابي اين تفاوتها مورد بررسي قرار گرفته است. در اين راه با تشريح عمدهترين نظريههاي مربوط به تفاوتهاي منطقهاي (شامل نريه دوگانگي اقتصادي، نظريه قطبي شدن، نظريه همگرايي منطقهاي و ضرورت توجه به چارچوبهاي تحليلي تعادل فضايي)، الگوهاي مختلف در زمينه بررسي تفاوتهاي منطقهاي و عدم توجه به حوزه تفاوتهاي منطقهاي، با عدم كارايي توزيع منطقهاي فعاليتها مواجه ميباشد.
|
| كليد واژه: توسعه منطقهاي، تفاوتهاي منطقهاي، الگوهاي منطقهاي، الگوهاي منطقهاي، اقتصاد فضايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم انساني الزهرا زمستان 1381- بهار 1382; 13-12(44-45):193-217. |
| مدهوشي مهرداد* |
| * گروه مديريت دانشگاه مازندران |
|
در اين مقاله، با بيان مفاهيم تصميمگيري، نظام اطلاعاتي و فنآوري اطلاعات، نقش و كاركرد نظام اطلاعاتي در هر مرحله از فرايند تصميمگيري و سطوح مديريتي تشريح گرديده و جلوههاي مختلف نظام اطلاعاتي در پرتو تحول فنآوري اطلاعات و تأثير آن در فعاليتهاي مديريتي و اخذ تصميمات گوناگون مورد بررسي قرار گرفته است. استفاده مؤثر از نظامهاي اطلاعاتي مختلف به منظور افزايش سطح دانش و بينش تصميمگيرندگان، براساس نوع تصميمات، سطح تصميمگيري، نوع اطلاعات، رفتار تصميمگيرنده و فعاليتها و پذيرش كاربر موضوع ديگري است كه به آن پرداخته شده است. در پايان به عنوان نتيجهگيري، تأثير فنآوري اطالعات در فعاليتهاي مديريتي خصوصاً در كمك به مديران در هر مرحله از تصميمگيري، يعني: شناسايي سريع مسائل سازماني، تجزيه و تحليل مسائل و ارائه راه حلهاي بهينه و همين طور در نحوه تصميمگيري بيان گرديده است.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم انساني الزهرا زمستان 1381- بهار 1382; 13-12(44-45):261-280. |
| واقعي يداله,بلاديان موسوي صدرالدين,فريدروحاني محمدرضا |
|
در شرايط کنوني ايران، «ثابت بودن ميزان رشد جمعيت» در طي سال هاي اخير يک امر بعيد است. آمارهاي مواليد و مرگ و مير و نتايج سرشماري هاي 1365، 1370 و 1375 نشان مي دهند که در طي ده ساله 1365 تا 1375 ميزان رشد جمعيت سير نزولي داشته است. اما هيچگاه اين سير نزولي از طريق سرشماري، که از اعتبار خاصي برخوردار است، به صورت عدد و رقم يا نمودار بيان نشده است. در اين مقاله بر پايه فرض تصاعد هندسي در ميزان رشد جمعيت روشي را براي برآورد ميزان رشد متغير جمعيت براي همه سال هاي بين سه سرشماري متوالي بيان کرده و از آن براي برآورد ميزان رشد جمعيت کل کشور و استان هاي 28 گانه کشور استفاده کرده ايم. بنا به نتايج به دست آمده ميزان رشد جمعيت کل کشور از حدود 2.9 درصد در سال 1366 به تدريج کاهش يافته و در سال 1370 به 2.1 درصد و در سال 1375 به حدود 1.1 درصد رسيده است. اگر چه روش ارائه شده در اين مقاله در هر صورت معتبر است ولي نتايج عددي به دست آمده در مورد ميزان هاي رشد جمعيت در صورتي معتبر است که ميزان کم شماري جمعيت در هر سه سرشماري 1365، 1370 و 1375 يکسان بوده باشد. اين مقاله از اين بحث قابل اهميت است که اکثر جمعيت شناسان و موسسات جمعيت شناختي براي برآورد جمعيت از رشد مشاهده شده جمعيت بين دو سرشماري استفاده مي کنند و روند تغييرات آن را مدنظر قرار نمي دهند که اين موضوع در اين مقاله مورد بررسي و سنجش قرار مي گيرد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم انساني الزهرا تابستان و پاييز 1382; 13(46-47):29-42. |
| الهويي نظري زهرا* |
| * گروه تاريخ و تمدن ملل اسلامي دانشگاه الزهرا(س) |
|
با ظهور اسلام زن از مقام و پايگاه اجتماعي والايي برخوردار گرديد. زنان به عنوان عضو فعال اجتماع در همه عرصه هاي علمي، فرهنگي، سياسي و … درخشيدند. امّا به تدريج اين موقعيت ممتاز خود را از دست دادند و به حاشيه رانده شدند. ظلمي كه در تاريخ بر زنان رفت ثمرة بينش محرفي بود كه به تدريج با اسلام ناب آميخته گشت و واقعيات اجتماع نيز شرايط پذيرش اين كژ انديشي را فراهم ساخت.
|
| كليد واژه: زن، فرهنگ، حقوق، ساسانيان، اسلام. |
| |
|
نسخه قابل چاپ |