بانک مقالات تاریخ
| تاريخ علم بهار و تابستان 1385; -(5):13-36. |
| گياهي يزدي حميدرضا* |
| * گروه تاريخ علم، بنياد دايره المعارف اسلامي، تهران |
|
در نجوم دوره اسلامي، بين الطلوعين نجومي را «صبح صادق» مي ناميدند. در احكام اسلامي، رويت اين پديده، شاخص شروع وقت نماز صبح است. همچنين گزارش هايي درباره رويت پذير بودن هاله اي كم نور به شكلي كشيده پيش از صبح صادق، كه «صبح كاذب» ناميده مي شد، [از دوره اسلامي] بر جاي مانده است. اخترشناسي جديد علت صبح كاذب را بازتاب نورخورشيد از ذرات غبار بين سياره اي مي داند و آن را نور منطقه البروجي مي نامد؛ زيرا در راستاي دايره البروج امتداد مي يابد. بيشتر منجمان دوره اسلامي منشا اين پديده را همانند صبح صادق، بازتاب نور خورشيد در جو زمين پنداشته اند. البته برخي از آنان، بنا بر شواهد به دست آمده از رصدهايشان دريافته بودند كه منشا صبح كاذب نمي تواند پراكندگي نور خورشيد در جو زمين باشد؛ اما نتوانسته بودند نظريه علمي جديدي را براي تبيين منشا واقعي آن جايگزين نظريه هاي موجود كنند. در اين توصيف مقدماتي، نظريه هاي گوناگون درباره منشا و ويژگي هاي ظاهري صبح كاذب، از بين متون چاپ شده و چاپ نشده نجوم دوره اسلامي، انتخاب و عرضه شده است. |
| كليد واژه: صبح كاذب، صبح صادق، نور منطقه البروجي، بين الطلوعين نجومي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ علم بهار و تابستان 1385; -(5):37-57. |
| هاشمي سيداحمد* |
| * گروه فرهنگ و تمدن، بنياد دايره المعارف اسلامي |
|
حنين بن اسحاق (194-260 ق) يكي از پركارترين دانشمندان دوره اسلامي است. او در طب، فلسفه، منطق، اخلاق، علوم طبيعي و كلام مسيحي آثار فراواني تاليف و ترجمه كرده است. در اين مقاله ضمن معرفي مهم ترين آثار او در طب و فلسفه و منطق، گزارشي مختصر از آراي وي در كلام مسيحي عرضه مي شود. جدول شماره 2 نيز تلخيصي سودمند از رساله حنين درباره آثار جالينوس است كه حاوي فهرست نسبتا كاملي از ترجمه هاي پزشكي حنين و ياران اوست. اين مقاله در حقيقت بخش دوم جستاري است كه در شماره پيشين مجله تاريخ علم با عنوان «مدرسه ترجمه حنين بن اسحاق» به چاپ رسيده است. |
| كليد واژه: كتابشناسي حنين بن اسحاق، دانش هاي يوناني، ترجمه هاي عربي، آثار جالينوس، كلام نسطوري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ علم بهار و تابستان 1385; -(5):83-91. |
| افتخاري بنفشه* |
| * دانشگاه تهران |
|
قاضي صاعد اندلسي دانشمند و مورخ قرن پنجم هجري در كتاب نامدار خود، التعريف بطبقات الامم، رويکردي خاص به مقوله علم دارد که بر پايه آن مي توان اين كتاب را در رده کتب تاريخ علم قرار داد. در اين مقاله با معيارهاي امروزين تاريخ نگاري جايگاه اين کتاب در دو حوزه تاريخي و علمي به طور مستقل و با هم بررسي مي شود. |
| كليد واژه: قاضي صاعد اندلسي، التعريف بطبقات الامم، تاريخ علم، تاريخ نگاري، معيارهاي تاريخ نگاري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ علم بهار و تابستان 1385; -(5):59-82. |
| مظفري سيدمحمد* |
| * دانشگاه تهران |
|
اين مقاله به معرفي بخشي از يک کتاب منتشر نشده از ابوريحان بيروني به نام کتاب في علم الاسطرلاب مي پردازد. اين بخش درباره يافتن سمت قبله با استفاده از اسطرلاب است. همچنين از اين رهگذار، ارتباط سنت هاي مختلف نجومي با عنصر ديني و تاثير متقابل دين اسلام و اخترشناسي بررسي شده است. نقشه هاي مربوط به يافتن سمت قبله و اضافاتي که دانشوران مسلمان به منظور کاربردهاي ديني بر اسطرلاب انجام داده اند، به عنوان نشانه هايي از اين ارتباط دوسويه بالنده ذکر گرديده و توضيحات هندسي و رياضي لازم براي توضيح مطلب افزوده شده است. |
| كليد واژه: اسطرلاب، سنت هاي نجومي، نجوم و دين، سمت قبله، نقشه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ علم بهار و تابستان 1385; -(5):145-149. |
| معيني نيا مريم* |
| * پژوهشكده تاريخ علم، دانشگاه تهران |
|
مردم ايران زمين از ديرزمان به مباحث فلسفي و عقلي توجه داشته و به عقل و خرد ارج مي نهاده اند. كتاب هايي كه به زبان فارسي ميانه يعني زبان پهلوي يا پهلواني براي ما باقي مانده و در آنها مسايل و مباحث انسان شناسي، خداشناسي و جهان شناسي مطرح گشته، نمودار و نمونه اي از سنت به كار بردن عقل و سود جستن از خرد است. توجه به علم و دانش و عنايت به عقل و خرد كه در نهاد نياكان ما سرشته شده بوده، گاه گاه به وسيله مورخان و نويسندگان اسلامي ستايش شده؛ به ويژه آن كه آنان در حد توان خود، در حفظ سرمايه هاي معنوي و دستاوردهاي علمي خود كوشيده و آن را به دست آيندگان رسانده اند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ علم بهار و تابستان 1385; -(5):93-143. |
| قاسم لو فريد* |
| * گروه تاريخ علم، بنياد دايره المعارف اسلامي |
|
اکنون هشتاد سال از رسمي شدن گاهشماري هجري خورشيدي مي گذرد. مبدا اين گاهشماري هجرت پيامبر اکرم (ص) و ماهيت آن خورشيدي است و نام ماه هاي آن از گاهشماري يزدگردي رايج در ايران پيش از اسلام گرفته شده كه شش ماه اول آن 31 روز بوده، پنج ماه بعدي 30 روزه و ماه دوازدهم در سال هاي عادي 29 و در سال هاي کبيسه 30 روزه است. اين سال در نوروز و در لحظه اعتدال بهاري نو مي شود. |
| كليد واژه: تقويم، گاهشماري، تقويم هجري شمسي، گاهشماري هجري خورشيدي، کبيسه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ علم بهار و تابستان 1385; -(5):151-155. |
| مظفري سيدمحمد* |
| * دانشگاه تهران |
|
در كتابخانه ملي پزشكي ايالات متحده (National Library of Medicine) آمده است: «قوام الدين محمدالحسني (حدود 1106-1132ق) كتابي دارد به نام «الخامسه القزوينيه» كه مشتمل بر پنج شعر تعليمي در زمينه پزشكي، نجوم، رياضيات، خطاطي و هدايت خاصه است. نام كتاب دال بر اين است كه وي در شهر قزوين مشغول به كار و فعاليت بوده است.» نسخه اي از كتاب كه در اين مركز نگاهداري مي شود، شامل بخش هاي نجومي و رياضي آن است كه به ترتيب عروه الاسطرلاب و نظم الحساب نام دارند و اولي ـ چنان كه از نامش پيداست ـ مربوط به اسطرلاب است كه در آن شرح اين ابزار نجومي و كاربردهاي آن به نظم كشيده شده است. در نسخه مربوط به اين مركز تاريخ سرودن شعر نظم الحساب، 1112 ق و تاريخ سرايش عروه الاسطرلاب ???? ق است. نسخه مذكور مهر مولف را در پايان دارد. اين نسخه توسط كاتبي حرفه اي براي مولف استنساخ شده و خود مولف اين نسخه را تصحيح كرده و مهر وي و توضيحات نساخ در صفحه پاياني آمده است كه تاريخ آن 1132 ق است؛ بنابراين نسخه مذكور بايست بين تاريخ 1112 و 1132 ق نسخه برداري شده باشد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ نامه ايران بعد از اسلام (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز) بهار و تابستان 1390; 1(2):1-24. |
| بحراني پور علي* |
| * گروه تاريخ، دانشگاه شهيد چمران اهواز |
|
چنان که از عنوان مقاله حاضر برمي آيد، محتواي آن متضمن تاکيد بر روابط ايران و چين در قرن نهم هجري قمري، به ويژه سفارت غياث الدين نقاش از سوي سلان شاهرخ تيموري به چين، و تاثير آن در هنر نگارگري ايراني است. مقاله حاضر با روش تحقيق و ديدگاهي تاريخي و عمدتا با استناد به منابع تاريخي به پژوهش در اين باب پرداخته شده است و در پي يافتن پاسخ پرسش زير است: زمينه ها و سير تاريخي اثرگذاري نقاشي چيني بر نگارگري ايراني در عهد تيموري چگونه بوده است؟ فرضيه حاکي از آن است که نگارگري ايراني از حيث ارتباط با نقاشي چيني، از ابتداي دوره تيموري روندي را از تقليد صرف، تمرين، اصلاح، تکميل و بومي سازي نقش مايه ها و مضامين نقاشي چيني پيموده است. |
| كليد واژه: نگارگري، نقاشي چيني، دوره تيموري، غياث الدين نقاش، مکتب هرات |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ نامه ايران بعد از اسلام (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز) بهار و تابستان 1390; 1(2):25-42. |
| پرغو محمدعلي* |
| * گروه تاريخ، دانشگاه تبريز |
|
بعد از استيلاي لشکر چنگيز بر بلاد اقوام اويغور و منحل شدن اين طايفه در تاتارها، سبک نقاشي مانوي – اويغوري توسط مغولان در چين منتشر و رايج شد و ذوق و سليقه استادان اين سرزمين متمدن که خود نيز به اين فن علاقمند و در آن مهارت داشتند، در آن اثر کرد و به تدريج سبک نقاشي ايراني – مانوي پس از گذشتن از دست هنرمندان اقوام اويغور و مغول، در چين به عنوان سبک خاصي شناخته شد و همين سبک نقاشي است که در عهد ايلخانان مغول توسط هنرمندان چيني با بهره مندي از روش ها و سنت هاي هنري نقاشي چيني، دوباره در راستاي مبادلات فرهنگي و هنري به ايران برگشت و به عنوان «سبک چيني» مشهور گرديد. علت عمده اين امر نيز عزيمت برخي از هنرمندان چيني به امر ايلخانان، به ايران بود. در نتيجه اين امر و رفت و آمد مردم ايران به چين به تدريج نقاشي سبک چيني در ايران انتشار يافت. بر اثر نفوذ هنري نقاشان چين و استفاده از کاغذ، قلم و مرکب چيني و شکل و شيوه رنگ آميزي و ترکيب خطوط و ترسيم صورت بعضي حيوانات و پديده هاي ذي روح که در ميان فرهنگ و هنر مسلمين سابقه نداشته، مثل اژدها و بعضي از حيوانات افسانه اي ديگر، به تدريج اجزاي و عناصر جديدي در نقاشي ايراني داخل شد و در تصاوير خلق شده، نقش صورت هاي مغولي با چشم هاي بادامي و گونه هاي برجسته معمول گرديد و اين اختلاط و تاثير و تاثرات سبک نقاشي چيني و ايراني در يکديگر، به ويژه در عهد تيموريان در قالب «مکتب هنري هرات» به اوج خود رسيد. |
| كليد واژه: ايران، چين، هنر، نقاشي، مغول، مکاتيب هنري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ نامه ايران بعد از اسلام (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز) بهار و تابستان 1390; 1(2):43-69. |
| صدري نيا باقر* |
| * گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه تبريز |
|
دوران حکمراني سلجوقيان بر آسياي صغير از منظرهاي گوناگون شايسته مطالعه و تحقيق است انبوه رويدادها و حوادث در واپسين سده حکمراني سلجوقيان بر آسياي صغير به اين دوره اهميت خاصي بخشيده است. يکي از رخدادهاي قابل مطالعه در اين دوره سيل مهاجرت افراد، شخصيت ها و گروه هاي اجتماعي گوناگون از اقصي نقاط سرزمين هاي ايران به اين منطقه در آستانه حمله مغول و پس از آن است. اين مهاجران را از حيث جايگاه و منزلت اجتماعي مي توان به سه گروه عمده سپاهيان، توده هاي مردم، و افراد و شخصيت هاي صاحب نام تقسيم کرد، گروه اخير مشتمل بر طيف هاي گوناگوني نظير عارفان و صوفيان شاعران، عالمان، و قاضيان، منشيان و تاريخ نگاران، وزيران و صاحب منصبان مي شود که درباره هر يک از آن ها به تفکيک سخن گفته شده است. علل و عوامل و ابعاد و پيشينه مهاجرت ايرانيان به آسياي صغير، توزيع جغرافيايي مهاجران و تعامل آن ها با مردم و حکومت هاي محلي از مباحث ديگري است که در خلال مقاله بررسي شده است. |
| كليد واژه: آسياي صغير، سلجوقيان، سرزمين هاي ايران، مهاجرت، مغول |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ نامه ايران بعد از اسلام (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز) بهار و تابستان 1390; 1(2):97-126. |
| فروزاني سيدابوالقاسم,روستا جمشيد* |
| * دانشگاه شيراز، گروه تاريخ، دانشگاه شهيد باهنر كرمان |
|
دولت سلاجقه روم در حدود سال 470 ه.ق. و با همت يکي از بزرگان خاندان سلجوقي با نام سليمان بن قتلمش تاسيس گرديد. وي با حمله به مرزهاي امپراطوري بيزانس توانست شهرهاي مهمي همچون قونيه و ازنيق را به تصرف درآورد و يک دولت قدرتمند را در سرزمين آناتولي (آسياي صغير)، بنيان نهد، دولتي که تا سال 708 ه.ق. يعني نزديک به دو سده و نيم پس از وي نيز دوام يافت. آنچه در نوشتارحاصر به آن پرداخته شده، تحليلي بر نوع روابط سلاطين اين دولت با خلفاي عباسي است.اگرچه خلافت عباسي در سال 656 ه.ق. توسط هلاکوخان مغول برافتاد و سلاطين سلجوقي روم تا نيم شده پس از آنان دوام يافتند اما تقارن نزديک به دو سده از تاريخ سلجوقيان روم و خلافت عباسي متضمن مناسباتي بود که با فرستاده شدن منشور حکومت، خلعت و رايت از طرف خليفه المقتدي عباسي براي سليمان شاه اول (سليمان بن قتلمش) آغاز گرديد و تا زمان سرنگوني خلفاي عباسي ادامه داشت. پيش از تبيين روابط ميان اين حکومت هاي ياد شده، در باب چگونگي شکل گيري سلاجقه روم تيز بخثي صورت گرفته است. |
| كليد واژه: سلاجقه روم، خلافت عباسي، سفراي خلفاي عباسي، سفراي سلاطين سلجوقي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ نامه ايران بعد از اسلام (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز) بهار و تابستان 1390; 1(2):127-146. |
| فلاح توتكار حجت*,محمدي رضا |
| * گروه تاريخ، دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين |
|
سطح کيفي روزنامه هاي انتشار يافته در آذربايجان در دوره رضاشاه نسبت به دوره ماقبل تغيير اساسي داشت. صفحات نشريات آن عهد به تمجيد از رضاشاه، انواع آگهي ها، اخبار و گزارش هاي داخلي ايران و آذربايجان اختصاص مي يافت. نسبت به اوضاع مملکت و مقامات بلندپايه نظام پهلوي انتقادي صورت نمي گرفت. عمر روزنامه ها کوتاه و فاقد مقالات سياسي و اجتماعي درباره حقوق مردم و آزادي و ... بود. اما روزنامه هايي که در طول سال هاي 1324-1320 ش. منتشر مي شد آزادانه به انتقاد از وضعيت نابسامان ايران و آذربايجان در دوره رضاشاه و فرزندش مي پرداختند. افزايش کمي و کيفي چاپ مطالب ترکي در نشريات نشان از رهايي آنها از خفقان و جو پليسي جامعه بود. مهم ترين دليل وضعيت دوره اول (1320-1304 ش) قدرت مطلقه سياسي، خفقان حاکم و عدم آزادي بيان بود اما در دوره دوم (1324-1320 ش) فضاي باز سياسي باعث تشديد فعاليت احزاب و نيروهاي متمايل به شوروي شد و در نتيجه انتشار روزنامه هايي همسو با آن جريانات را رقم زد. |
| كليد واژه: آذربايجان، روزنامه، رضاشاه، شوروي، محمدرضا شاه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ نامه ايران بعد از اسلام (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز) بهار و تابستان 1390; 1(2):71-95. |
| عيوضي محمدرحيم* |
| * دانشگاه بين المللي امام خميني (ره) |
|
درک واقع بينانه تحولات سياسي – اجتماعي و کشف و استخراج (پيام ها و عبرت هاي) مستتر در نهضت هاي فراگير مستلزم نگرش و بينش تاريخي اي است که تبيين گر نهضت و هسته اصلي قيام باشد. نهضت عاشورا نيز به مثابه يک قيام تحول ساز در بستر تاريخ مبتني بر نظام انديشه اي و تحليلي امام حسين (ع) به وقوع پيوست اين قيام هدفمندي خلقت و آفرينش، باور به عليت در حوادث در کنار به رسميت شناختن نقش اراده و اختيار انساني در ايجاد تغييرات و مسووليت ديني در قبال حوادث و نگرشي يکپارچه نسبت به شناخت و تعريف «قدرت» به عنوان بخشي از حق و فهمي تاريخ ساز از حضور در هستي براي انسان را نشان مي دهد. |
| كليد واژه: نهضت عاشورا، پويايي شناسي اجتماعي، زمينه هاي تاريخي، جامعه شناسي تاريخي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ نامه ايران بعد از اسلام (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز) بهار و تابستان 1390; 1(2):167-196. |
| نايبيان جليل* |
| * گروه تاريخ، دانشگاه تبريز |
|
منطقه قفقاز به دليل اهميت استراتژيکي و وجود منابع غني همواره از زمان هاي بسيار دور تا کنون به عنوان يک واحد ژئوپليتيکي کم نظير در دنيا مطرح است. به طور اعم حساسيت منطقه به عنوان کانون توجهات بين المللي همواره مطمع نظر قدرت هاي بيگانه در طول تاريخ قرار گرفته، به نحوي که اين توجه طمعکارانه به همراه مشکلاتي که از نظر ساختار قوميت هاي گوناگون وجود داشته سبب شده است که در منطقه نوعي تنش و عدم ثبات وجود داشته باشد. اين منطقه پس از فروپاشي اتحاد شوروي سابق همواره شاهد مناقشاتي بوده است که خواه ناخواه بر گستره فضاي استراتژيک همجوار ايران تاثيرگذار بوده اند. بحران هاي متعدد موجود از جمله جدايي طلبي هاي مردم آجاريا و آبخازي هاي گرجستان و درگيري هاي قره باغ و طالشان در جمهوري آذربايجان بخشي از بحران هايي است که هنوز نه به شکل آشکار، بلکه همانند آتش زير خاکستر امنيت منطقه را تهديد مي کند. مواضع چند سال اخير دولتمردان جمهوري آذربايجان در ناسازگاري با جمهوري اسلامي ايران براي تامين منافع خود در درياي خزر، رزمايش هاي متعدد اين کشور که با کمک و تجهيز آمريکا و ترکيه صورت مي گيرد، از آن جمله است. نيز سياست هاي دفاعي ـ امنيتي روسيه بر اساس تغيير ميدان بازي و مقابله با چالش هاي مذکور در خارج از محيط فدراسيون روسيه و تا حدامکان دورتر از مرزهاي جغرافيايي و امنيتي اين کشور و اميدواري «پوتين» به تحکيم پايه هاي قدرت خويش در درون کشور و قبضه کردن قدرت در «کرملين» و «دوما» که اندک اندک براي مقابله با نفوذ آمريکا و ناتو و ترکيه آماده شود، در اين مسير قابل ارزيابي است. |
| كليد واژه: تحول ژئوپليتيکي، آسياي مرکزي، خزر، قفقاز، آذربايجان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تاريخ نامه ايران بعد از اسلام (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز) بهار و تابستان 1390; 1(2):147-166. |
| فلاح زاده سيدحسين* |
| * دانشگاه باقرالعلوم (ع) |
|
طاهريان اگر چه به طور رسمي از سال 205 تا 259 ق در خراسان حکومت کرده اند. اما فعاليت هاي سياسي آنان از اواخر قرن دوم و در جريان نزاع امين و مامون آغاز شده است. مقاله حاضر درصدد است تا رفتار سياسي آنان را در قبال خلافت عباسي طي دوره مذکور بررسي کند. هرچند برخي از نويسندگان براين باورند که طاهـريان اولين خاندان ايراني هستند که درصـدد کسب استقلال برآمده اند و از اين جهت با خلافت ستيز داشته اند. اما ادعاي اين نوشتار بر آن است که طاهريان صرفا کارگزاران خلافت عباسي بودند و در قبال خلافت رفتار سياسي تبعي يا پيرومنشانه اي داشتند. |
| كليد واژه: طاهريان، خلافت عباسي، مناسبات سياسي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |