راسخون

مقالات علوم سیاسی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي زمستان 1387; 4(1 (13)):109-148.
 
 
جمال ‌زاده ناصر*
 
* دانشكده معارف اسلامي و علوم سياسي، دانشگاه امام صادق
 
 

عبدالرحيم طالبوف تبريزي از روشنفکران مردم گراي عصر مشروطيت است که برخلاف سنت رايج روشنفکران هم عصرش مخاطب آثار خود را حاکمان و پادشاهان قرار نداده بود. او وجود بحران عقب ماندگي از قافله علم در جامعه و ناکارآمدي در حکومت قاجاريه را به خوبي تشخيص داد و به دنبال راه حلي براي نجات کشور بود. اين مقاله با مبنا قرار دادن چهارچوب نظري توماس اسپريگنز که پيدايش انديشه سياسي را در ذيل بحران هاي اجتماعي - سياسي جستجو مي کند. قصد دارد ويژگي هاي انديشه سياسي طالبوف را از خلال پاسخ هايي که به سوال هاي زير مي دهد تبيين کند:
چگونه مي توان جامعه را از عقب ماندگي علمي و حکومت را از استبداد و بي نظمي نجات داد؟ حکومت مطلوب چه نوع حکومتي است؟ با تمدن غربي چگونه بايد مواجه شد؟ آزادي به چه معناست ؟ با دين و سنت هاي موجود در جامعه چگونه بايد برخورد کرد؟ از لحاظ روشي نيز براي نشان دادن زمينه هاي اجتماعي و سياسي و انديشه هاي منتج از آن، از گزاره ها و احکام موجود در نوشته هاي او بهره خواهيم گرفت.

 
كليد واژه: بحران هاي سياسي – اجتماعي، ويژگي هاي انديشه سياسي طالبوف، حکومت قانون، تمدن غربي، اسلام و جامعه، ملي گرايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي زمستان 1387; 4(1 (13)):149-174.
 
 
طباطبايي سيدمحمدصادق,قاسمي وحيد,پشمي منير
 
 
 

يکي از حقوق اساسي زنان، حضور در عرصه مشارکت هاي سياسي - اجتماعي و احراز مديريت هاي خرد و کلان است. خوشبختانه در نظام جمهوري اسلامي ايران، زنان توانسته اند با اثبات توانايي ها و شايستگي هاي خود به بسياري از اين مناصب دست پيدا کنند. در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، زنان از جهت مشارکت و تصدي مناصب و مسووليت هاي سياسي - اجتماعي، همسنگ مردان از حق راي و انتخاب و نيز حق نامزدي و انتخاب شدن برخوردار شده اند اما آن گونه که از ظاهر اصل 115 قانون اساسي بر مي آيد، در تصدي پست مهم و حساس رياست جمهوري به عنوان عالي ترين مقام رسمي کشور پس از مقام رهبري، جنسيت دخالت داده شده و از اين رو زنان نمي توانند عهده دار آن شوند، که اين برداشت از اصل 115 بيشتر بر پايه باورهاي ديني و موازين فقهي مي باشد.
در مقاله حاضر به بررسي فقهي اين موضوع پرداخته و با مطالعه ادله منع زن از عهده داري رياست دولت و بررسي دقيق ديدگاه قانون اساسي، طي دو بخش ضمن تاييد صلاحيت بانوان و زدودن پندارهاي غلط، به چگونگي ايجاد زمينه براي حضور و مشارکت زنان توانمند در اين عرصه، مي پردازيم.

 
كليد واژه: زن، مشارکت سياسي، تصدي مسووليت رياست جمهوري، قانون اساسي، فقه
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي زمستان 1387; 4(1 (13)):175-212.
 
 
ميراحمدي منصور,مهربان احمد
 
 
 

در حال حاضر گروه هاي افراطي و سازمان هاي تروريستيِ فعال در جهان اسلام، از روش ها و شيوه هايي استفاده مي کنند که به هيچ عنوان قابل انطباق با آموزه هاي اسلام نيست. اين در حالي است که اين سازمان ها، اعمال خويش را تنها شکل صحيح احياي اصول اسلام تلقي مي کنند. فعاليت گروه هاي تروريستي تاکنون از منظرهاي مختلف مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است. در اين مجال، فرآيند گسترش توده اي اين افکار از طريق بازخواني روند تدوين و تکوين آنها صورت مي گيرد. در پرتو رمز گشايي از اسطوره هاي سيد قطب، فرصت ها و محدوديت هاي انديشه وي در تکوين سازه ذهني اسلام گرايان راديکال تحليل مي شود و تحليل فني جهان بيني و استعاره هاي سيد قطب، استعداد محيط نهادي شکل گرفته در خاور ميانه را در ايجاد و باز توليد بنيادگرايي و تروريسم مشخص مي سازد.

 
كليد واژه: اسلام راديکال، مدل ذهني، اسطوره، جماعت، جاهليت، حاکميت، جهاد
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي زمستان 1387; 4(1 (13)):213-247.
 
 
نعمتي زرگران مرتضي*
 
* دانشگاه پيام نور
 
 

اين تحقيق تلاش دارد با توجه به استراتژي دکتر محمد مصدق در قبال نيروهاي نظامي، موفقيت کودتا عليه وي را در 28 مرداد 1332 مورد بررسي قرار دهد. فرضيه تحقيق اين است که استراتژي مصدق براي کنترل نيروهاي نظامي با استراتژي حفظ سلطنت در تضاد بود. همين مساله سبب شد در جايي که نياز بود تا مصدق دست به اقدام جدي براي تسلط کامل بر ارتش بزند، به علت احتياط براي به خطر نيفتادن سلطنت،از اقدام خودداري کند. در ايام کودتا نيز، مصدق ميان به صحنه آوردن مردم و کنترل کامل اوضاع، و اقدام براي حفظ سلطنت در ترديد بود. همين مساله سبب شد نتواند اقدام موثري مقابل کودتاچيان انجام دهد. در نتيجه به جاي برخورد قاطع با نيروهاي نظامي طرفدار سلطنت، با نيروهاي اجتماعي طرفدار خود مقابله کرد. اين وضعيت سبب شد زمينه اجتماعي براي اقدام کودتاچيان فراهم و دولت وي سرنگون شود.

 
كليد واژه: مصدق، ارتش، سلطنت، آمريکا، شاه، انگليس
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي پاييز 1387; 3(4 (12)):7-38.
 
 
جلايي پور حميدرضا,فولاديان مجيد
 
 
 

تحقيق حاضر شرايط شكل گيري يا افول رهبري كاريزمايي و شرايط اجتماعي متناظر با آن را مورد توجه قرار مي دهد. بدين منظور دو مفهوم «ويژگي هاي رهبر» و «بحران»، نقطه آغاز تحقيق را تشكيل مي دهد. اين دو مفهوم در يك رابطه متقابل مورد بررسي قرار مي گيرند. در توضيح شكل گيري كاريزما، از يك سو، چهره اي بالقوه كاريزمايي با ويژگي هاي شخصيتي و گفتمان جديد و پاسخي براي بحران، وارد صحنه مي شود و به تدريج ويژگي هاي فكري و منش رهبر از راه هاي گوناگون به پيروان ريزش مي كند. از سوي ديگر، بحران به عنوان  بستر تمهيد كننده در ميان علاقه مندان شور و احساس بر مي انگيزد و اثرگذار مي شود. ابتدا احساس نياز به انديشه ها و راه حل نوآورانه، نياز به رهبري جديد و متفاوت از رهبران موجود را ايجاد مي كند، سپس شور و عواطف ناشي از مواجهه با بحران، علاقه مندان را آماده مي كند تا تحت تاثير فرايندهاي گروش كريزمايي به رهبر اعتماد كنند و به او پاسخي از سر علاقه بدهند. اين گروش، اگر با موفقيت هاي كاريزما تقويت شود، احتمالا اعتماد پيروان به رهبر، بيشتر شده و نيرو و موقعيت كاريزمايي تداوم مي يابد، اما اگر كاريزما به موفقيتي دست نيابد، از مشاركت اعتمادآميز پيروان براي تغيير كاسته مي شود و جامعه براي مدتي از وضعيت كاريزمايي خارج مي شود. برابر با ديدگاه فوق، يك نمونه تجربي- شخصيت و دوره خاتمي- را در جامعه ايران مورد بررسي قرار داده ايم. در اين مطالعه پتانسيل و ويژگي هاي كاريزمايي خاتمي مشخص شده، سپس به تحليل شرايط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي دوره وي پرداخته شده و بدين سان از يك موقعيت كاريزمايي (كه از آن به عنوان جنبش اصلاحات نيز نام برده شده است) سخن به ميان آمده است. در جريان اين موقعيت كاريزمايي،‌ انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري (1376) به عنوان تسهيل كننده (كاتاليزور) عمل كرده است. بدين معنا كه براي جامعه فرصتي فراهم شده تا افكار و شعارهاي خاتمي نه تنها به عنوان شعارهاي يك شخص بلكه به منزله مطالبات عده زيادي از افراد كه براي رفع مشكلات (و بحران ها) جامعه خود به حركت در آمده اند، مورد توجه قرار گيرد. براي بررسي كاريزما و ميزان نفوذ خاتمي در ميان مردم از نظرسنجي هاي پيمايشي در اين دوره استفاده شده است. با تحليل ثانوي داده هاي موجود در اين نظر سنجي ها نشان داده شد كه در سال هاي 80 و 81 خاتمي از نگاه مردم واجد ويژگي هاي كاريزمايي بوده اما به تدريج به دليل ضعف در تحقق شعارها و برنامه ها درعمل (يا وجود چنين احساسي در ميان مردم) كاريزماي وي تا سال 84 نزول كرد، اگر چه پس از سال 84 و  در جريان تجربه هايي كه جامعه ايران داشته، احتمال ظهور مجدد كاريزما را نمي توان منتفي دانست.

 
كليد واژه: كاريزما، موقعيت كاريزمايي، بحران اجتماعي، حلقه ياران
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي پاييز 1387; 3(4 (12)):39-72.
 
 
خضري محمد*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران جنوب
 
 

اين مقاله به بررسي فرايند رانت جويي در نظام بودجه ريزي دولتي ايران مي پردازد با اين هدف كه چهارچوبي تحليلي براي درك بهتر فرايند رانت جويي در بودجه ريزي دولتي كشور، به دست دهد. در واقع، تمركز مقاله بر اقتصاد سياسي و جنبه كلان سياست گذاري دولت و به طور مشخص بر فرايند بودجه ريزي دولتي در ايران است. در اين مقاله، ابتدا مساله مورد مطالعه، با رويكرد نظريه «انتخاب عمومي» تبيين مي شود، سپس الگوهاي تعامل ميان تامين كنندگان منابع عمومي و تيم سياسي بررسي مي شود. در اين خصوص چهار الگوي تعاملي اقناع مالي، مبادله مالي، اجبار مالي و امتناع مالي شناسايي و تحليل مي شوند. در پايان نيز شيوه رانت جويي طيف كارگزاران بودجه ريزي دولتي (تامين كنندگان منابع عمومي، سياست مداران، بوروكرات ها و گروه هاي فشار) و نيز سازوكارهايي تحليل مي شوند كه به نظر مي رسد به تسهيل اين فرايند در ايران كمك مي كنند.

 
كليد واژه: رانت، رانت جويي، بودجه ريزي دولتي، كارگزاران بودجه ريزي دولتي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي پاييز 1387; 3(4 (12)):73-119.
 
 
خليلي محسن*
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، قانون اساسي مشروطيت كه بر سلطنت استوار شده بود، ناپذيرفتني محسوب شد اما عقل حكم مي كرد كه طرد وضع پيشين، تنها هنگامي مقبول مي افتد كه انقلابيون پيروزمند در قالب متن مدوني، اعلام كنند خواسته هاي جديد آنها چيست و چه برنامه اي را براي پياده سازي آنچه وعده داده اند، پيش خواهند گرفت. به همين دليل، مجلسي به نام «مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي» كه به مجلس خبرگان قانون اساسي مشهور شده است، براي نهايي سازي متن پيش نويس قانون اساسي كه پيشاپيش تهيه شده بود، تشكيل شد. همه قوانين اساسي، برآمده از اوضاع اجتماعي زمانه تدوين قانون هستند و نمي توانند نسبت به مسايل و رويدادهاي هم عصر خود، ساكت بمانند. ايران كشوري چند قومي است و كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تنش هاي قومي مبتني بر خود مختاري طلبي، استقلال خواهي و تجزيه طلبي، در مرزها و استان هاي مرزي كشور پديدار شد. نگارنده در اين مقاله تلاش خواهد كرد نشان دهد كه خبرگان قانون اساسي (كه از ميان جمع 73 نفره، 33 نفر را به دليل وابستگي قومي يا تعلق خاطر به استان هاي قوم نشين گزينش كرده است) چه نگرشي نسبت به قوميت در هنگامه تدوين قانون اساسي داشته اند. گمان نخستين نگارنده اين است كه خبرگان منتخب،‌ نگرشي پنج وجهي (مذهبي، بديهي، عقلاني، انقلابي، فقهي) به قوميت داشته و در مجموع، آن را زير مجموعه بي اهميتي از جامعيت دين اسلام تلقي نموده اند. در اين بررسي با بهره گيري از نمودارها و جدول هاي بسيار، سي و شش اصل قانون اساسي گزينش و محك زده شده است.

 
كليد واژه: قانون اساسي، قوميت،‌ خبرگان قانون اساسي، قوميت در ايران،‌ قوميت در قانون اساسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي پاييز 1387; 3(4 (12)):121-177.
 
 
سيف زاده سيدحسين*
 
* دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران
 
 

تجزيه و تحليل مواجهه ايرانيان با پروسه پرتلاطم جهاني شدن، حاكي از گرفتار آمدن ايران در كشاكش چرخه معيوب و باطل سه پروژه رقيب زير گرفتار است. اين چرخه معيوب به بهترين وجه مصداق ديالكتيك سورلي است: پناه بردن از ترس خطر به دامان خطر و بي توجهي به تمايز محتواي تمدن فرهنگي ايران از محتواي فرهنگ متمدن غربي كه سايه غالب خود را بر پروسه جهاني شدن فكنده، موجب اين گرفتاري شده است. تلاش آرمان گرايانه در نسخه برداري صوري از دموكراسي كثرت گراي غرب در مقابله با محمد علي شاه، به اقتدارگرايي نظامي رضاه شاه منجر شد. اما، اقتدارگرايي نظامي وي به جريان دموكراسي خواهي كثرت گراي دهه 1320-32 منجر شد. پس از تكرار مجدد اين دور، اقدامات سركوبگرايانه محمد علي شاه رمانتيسم يوتوپياگراي جوانان چپ و برنامه نرم افزاري عليه نيروهاي سنتي در كوتاه مدت موفق از آب درآمد. اما پس از پانزده سال، علل سركوب جريان روياگرايانه قدرتمندي را به وجود آورد كه اصلاح طلبان طرفدار دموكراسي كثرت گرا را طي انقلاب عظيم به حاشيه برد.
به رغم اين گرفتاري، تجربه اين دانش پژوه حاكي از آن است كه تصدي مديريت سياسي- اجرايي در جمهوري اسلامي مقرون با ترميدورسازي و به عرق نشستن تب التهاب هاي روياگرايانه است. فرضيه و اين است كه تداوم اين چرخه باطل از نبود پشتوانه نظري لازم، براي تفسير چوني و چرايي اين تحول ترميدورساز، است با ناآگاهي از ماهيت گرايش «تمدن فرهنگي» در رويكرد ايراني (در مقابل «فرهنگ تمدني» حاكم بر پروسه جهاني شدن) بر شدت امر افزوده است.
دغدغه رهايي ايران از اين چرخه معيوب و باطل، داشتن پژوه را به تامل نظري در اين خصوص واداشته است. در اين مقاله، ضمن تجريه و تحليل تاثيرات جهاني شدن، انديشه نوزايي مفهومي و نظري، به عنوان مفري براي برون رفت از اين چرخه باطل معرفي شده است. در نهايت در تلاش براي آگاهي بخشي به گزينه هاي پيش رو و در پرتو رويكرد جهان وطن گرايي ميهني و دلبستگي به گزينه دموكراسي كثرت گرا، سازوكارهاي رقيب مديريت كثرت گراي دموكراتيك ايران معرفي شده است.

 
كليد واژه: ديالكتيك سورلي، روياگرايي، دموكراسي كثرت گرا، ميهن گرايي جهان وطن و جهان وطن گرايي ميهني، حكمروايي خوب
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي پاييز 1387; 3(4 (12)):209-238.
 
 
غيوري محمد,جعفري روح اله
 
 
 

سرمايه اجتماعي از جمله نظريه هاي جامعه محوري است كه امروزه بسياري از انديشه ها و آراي اجتماعي را به خود اختصاص داده است، اما پيوندهاي چند جانبه اين مفهوم با مسايل مرتبط در اقتصاد، سياست، فرهنگ و اجتماع، شناخت و تبيين آن را دشوار ساخته است. بنابراين، ايجاد سرمايه اجتماعي و فراهم نمودن شرايط و بسترهاي مورد نياز جهت توسعه جامعه مدني و دموكراسي منوط به شناخت دقيق آنها و روابط و تعاملشان با يكديگر است. در نوشه حاضر، با تمركز بر بعد ساختاري سرمايه اجتماعي، از سازمان ها و انجمن هاي داوطلبانه به عنوان گره كانوني براي رشد و تقويت سرمايه اجتماعي، جامعه مدني و دموكراسي ياد شده است. در ادامه، وضعيت سرمايه اجتماعي در ايران مورد توجه و تحليل قرار گرفته و گفته شده كه روند دموكراسي خواهي در ايران از چرخه فراز و فرود سرمايه اجتماعي پيروي مي كند، از اين رو تقويت دموكراسي با شكل گيري و تقويت نهادهاي مدني پيوند دارد و اين ارتباط در تسهيل زمينه هاي ارتقاي سرمايه اجتماعي موثر است.

 
كليد واژه: سرمايه اجتماعي، جامعه مدني، دموكراسي، انجمن هاي داوطلبانه، اعتماد اجتماعي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي پاييز 1387; 3(4 (12)):179-208.
 
 
طالبي ابوتراب,حيدري سيامك,فاطمي نيا سياوش
 
 
 

هدف مطالعه حاضر بررسي عوامل موثر در اعتماد سياسي دانشجويان و چگونگي تاثير عواملي چون دينداري، عام گرايي، مشاركت در انجمن هاي دولتي، ميزان ارزش هاي مادي و غيرمادي، ميزان استفاده از رسانه ها و دينداري بر اعتماد سياسي دانشجويان بوده است. در همين راستا يافته هاي تحقيق نشان مي دهد 37 درصد دانشجويان داراي اعتماد سياسي بوده اند. همچنين نتايج نشان مي دهد متغيرهاي دينداري، ارزش هاي مادي و فرامادي، استفاده از رسانه ها و دينداري، رابطه معني داري با اعتماد سياسي دانشجويان داشته اند.

 
كليد واژه: سرمايه اجتماعي، اعتماد سياسي، عام گرايي، ارزش هاي مادي و غيرمادي، دينداري
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي پاييز 1387; 3(4 (12)):239-288.
 
 
قاسمي حاكم*
 
* دانشگاه بين المللي امام خميني(ره)
 
 

سلسله سلطنتي پهلوي در ايران با كودتا و به كمك نيروهاي نظامي به قدرت رسيد. با توجه به نقش نظاميان در به قدرت رسيدن پهلوي ها و با هدف استفاده از نظاميان در محافظت از نظام سلطنتي، ارتش در زمان پادشاهي پهلوي اول و دوم، بازسازي و تقويت شد. به رغم تقويت ارتش به عنوان مهم ترين ابزار كسب و حفظ قدرت در پادشاهي پهلوي، پس از آغاز جريان انقلاب اسلامي، وجود ارتش قدرتمند نتوانست مانع سقوط نظام سلطنتي شود. عوامل متعددي از درون و بيرون با تاثيرگذاري بر نيروهاي نظامي در ناكارآمدي ارتش در دفاع از نظام سلطنتي موثر بود. در اين مقاله عوامل دروني نشات گرفته از ساختار ارتش به عنوان عوامل ساختاري موثر در بروز انفعال در ارتش، در مواجهه با جريان انقلاب و جلوگيري از سقوط نظام پادشاهي،‌ مورد بررسي قرار گرفته و نقش هر يك از اين عوامل و چگونگي تاثيرگذاري آنها تبيين شده است.

 
كليد واژه: نظام سلطنتي، پادشاهي پهلوي، انقلاب اسلامي، ارتش شاهنشاهي، نيروهاي نظامي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي تابستان 1387; 3(3 (11)):7-45.
 
 
افتخاري قاسم*
 
* گروه روابط بين الملل دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران
 
 

روش تجربه گرا كه به صورت پراكنده و نابسامان توسط برخي انديشمندان پيشين ارايه شده بود، بالاخره از سده شانزدهم به بعد در پژوهش پديده هاي طبيعي به كار بسته شد و به علت كاميابي هاي شگفت انگيز خود به سرعت گسترش يافت و پشتيبانان روزافزوني پيدا كرد. در سده نوزدهم، اگوست كنت گام هاي بلندي در راستاي كاربرد اين روش در پژوهش پديده هاي اجتماعي برداشت. در اوايل سده بيستم انديشمندان حلقه وين كوشيدند با توسعه سنت تجربه گرايي كنت تفاوت هاي عمده علم از متافيزيك را نشان داده و روش علمي را بر پايه اثبات گرايي استوار سازند.
اين انديشمندان اثبات گرايي را در دو جهت توسعه دادند كه به پيدايش دو مكتب اثبات گرايي تجربي و اثبات گرايي منطقي انجاميد. اثبات گرايان تجربي تئوري هاي علمي را فراورده كاربست روش استقرايي- آماري مي دانستند، در حالي كه اثبات گرايان منطقي علاوه بر تجربه، به جايگاه منطق در تئوري پردازي و آزمون آن اهميت زيادي مي دادند. طولي نكشيد كه اين مكتب ها رقيبي پيدا كردند به نام ابطال پذيري، كارل ريموند پوپر بنيانگذار مكتب ابطال پذيري، اين انديشه ديرينه پيشينيان را كه «استقراي كامل غيرممكن است» پيش كشيد و بر پايه آن ادعا كرد هيچ حكم علمي را نمي توان باكاربست روش تجربي اثبات كرد اما مي توان آنها را با روش استقرايي ابطال نمود. ابطال پذيري نيز پيروان فراواني يافت زيرا با اين روش همه احكام متافيزيكي ذاتا ابطال ناپذير، به عنوان گزاره هاي معتبر علمي، گرچه به طور موقت، پذيرفته مي شد و به اين ترتيب همه احكام غيرعلمي هم مي توانستند قباي علمي به تن كنند و مخالفان اثبات گرايي را خوشحال سازند. بدين ترتيب پوپر نخستين كسي بود كه در سده بيستم با نشاندن روش قياسي به جاي روش استقرا در روند پژوهش هاي علمي، بينش فلسفي را از طريق دگرگون سازي روش، جايگزين بينش علمي كرد. آثار پوپر راه را براي تزريق بيشتر ديدگاه هاي فلسفي به روش و بينش علمي هموار ساخت. در دهه 1950 توماس كوهن با نگارش كتاب ساختار انقلاب هاي علمي، با تجربه گرايي به هر شكل و صورت آن مخالفت كرد و پيشرفت علمي را نه از راه آزمون تجربي گزاره ها بلكه از طريق شكستن بينش هاي علمي جاافتاده يا «پارادايم ها» امكان پذير دانست. اين بينش را پل فيرابند با نگارش كتاب عليه روش ابعاد تازه اي بخشيد، از ديدگاه او هيچ نوع روش پژوهش علمي وجود ندارد و هر پژوهشگري بايد براساس خواست و سليقه خود به پژوهش بپردازد. وي به قول خودش آنارشيسم را در علم و روش علمي توصيه كرد.
روش علمي مبتني بر سنت اثبات گرايي در برابر اين هجمه همه جانبه، با اندكي بازسازي به صورت رفتارگرايي عرض اندام كرد تا نشان دهد روش تجربي نه تنها در پژوهش پديده هاي طبيعي بلكه فراتر از آن در پژوهش پديده هاي اجتماعي نيز به طور موثر به كار بسته مي شود. كشمكش ميان آنارشيسم علمي و رفتارگرايي در دهه 1980 به صورت يك جنگ تمام عيار علمي درآمد و در نتيجه منجر به پيدايش مكتب نسبي گرايي انتقادي شد كه در گام نخست به كلي منكر وجود واقعيت هاي عيني جدا از ذهن و قابل شناخت گرديد و مدعي شد حتي در صورت وجود واقعيت هاي طبيعي و اجتماعي، هيچ روش معيني براي شناخت يا آشكارسازي آن واقعيت ها وجود ندارد، صحنه علم نبردگاه پژوهش هاي رقيب با نقاط قوي و ضعيف هر يك است و هر انديشمندي مي تواند دستاورد هر يك از آنها را بپذيرد يا رد كند. اين آنارشيسم در روش شناسي، منجر به بازسازي واقع گرايي سنتي به صورت واقع گرايي علمي شد كه هم اكنون، به رغم غوغاي ضد واقع گرايان، حدود 90 درصد پژوهش ها عملا با اين روش صورت مي گيرد.

 
كليد واژه: علم، روش علمي، روش پژوهش، شناخت شناسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي تابستان 1387; 3(3 (11)):47-68.
 
 
بزرگ مهري مجيد*
 
* دانشگاه بين المللي امام خميني(ره)
 
 

براساس تجارب نظام آموزشي و پژوهشي ايران در سال هاي گذشته، كاربردي سازي رشته هاي علوم انساني از جمله عناصر توسعه علمي كشور محسوب مي شود. پرسش محوري در اين مقاله در مورد روش هاي ممكن براي كاربردي سازي و نزديك نمودن محتواي آموزشي دروس علوم سياسي به بازار كار در جامعه ايران است. با توجه به اينكه موضوع اصلي علوم سياسي، مسايل قدرت،‌ حاكميت و سياست گذاري عمومي هر كشور در صحنه داخلي و خارجي است و دانش آموختگان اين رشته ها نقش كليدي در برنامه ريزي و اداره نهادهاي سياسي كشور ايفا مي كنند، دقت كافي در تدوين مفاد آموزشي اين رشته و گرايش هاي مرتبط، از اهميت فراواني برخوردار است و به عبارتي با سرنوشت ملت گره خورده است.
در اين پژوهش به موازات مطالعه اسنادي، از روش توزيع پرسشنامه ميان دانشجويان رشته هاي علوم سياسي و روابط بين الملل استفاده شده است. نظرخواهي از صاحب نظران و مصاحبه با مقامات برخي سازمان هاي دولتي كه امكان به كارگيري دانش آموختگان اين رشته ها را دارند، موجب شد نيازهاي عيني محيط هاي كاري در ارايه راهكارها مورد توجه قرار گيرد. در اين رابطه ابتدا مجموعه سازمان هايي كه دانش آموختگان رشته هاي علوم سياسي و روابط بين الملل در آنها مشغول شده اند، شناسايي و دسته بندي شد. سپس تيم تحقيقاتي با هماهنگي هاي متعدد و با پرسش محوري از نوع نيازهاي مراكز، به مديريت كارگزيني، نيروي انساني و در مواردي مقامات سازمان ها مراجعه كرد و از انتظارات اين سازمان ها از يك دانش آموخته علوم سياسي كه خواهان استخدام در آن سازمان باشد، اطلاع حاصل شد. روش مطالعه، تجزيه و تحليل و نتيجه گيري اين تحقيق به مدل اثبات گرايي گرايش داشته و كوشيده با مراجعه به واقعيت هاي فضاي موضوع مطالعاتي، ارزيابي از وضعيت موجود داشته باشد و به ارايه راهكار بپردازد. مباحث اين مقاله در سه قسمت تفكيك شده است: نخست از ضرورت كاربردي سازي سخن به ميان آمده، سپس وضعيت موجود و عدم كاربردي بودن محتواي دروس بحث شده و در نهايت راهكار پيشنهادي ارايه شده است.

 
كليد واژه: علوم سياسي، علوم بنيادي، علوم كاربردي، كاربردي سازي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي تابستان 1387; 3(3 (11)):69-98.
 
 
جمالي حسين*
 
* گروه علوم سياسي دانشگاه مازندران
 
 

«مباني انديشه هاي سياسي در اسلام» به ارزش 2 واحد، از دروس اصلي در مجموعه واحدهاي دوره كارشناسي رشته علوم سياسي در دانشگاه هاي ايران است. محورهاي اصلي اين درس براساس سرفصل مصوب سيصدوبيست و پنجمين جلسه شوراي عالي برنامه ريزي وزارت فرهنگ و آموزش عالي، مورخ 1375/7/1، عبارتند از: بخش اول: مباني انديشه هاي سياسي در قرآن، آيات الاحكام سياسي، بخش دوم: مباني انديشه هاي سياسي در حديث و سيره و بخش سوم: قواعد فقه سياسي. از آنجا كه بيشتر سرفصل هاي درسي بعد از انقلاب فرهنگي در دانشگاه ها و در فضايي ملتهب تنظيم شده، نقد و بررسي اين واحد درسي و روزآمد ساختن آن ضرورت مي يابد. سوالات اصلي اين است كه آيا سرفصل تنظيم شده پاسخگوي نيازهاي فكري دانشجويان در حوزه ديني در اين برهه تاريخي (به ويژه دهه سوم بعد از انقلاب ايران و عصر جهاني شدن) مي باشد؟ در غير اين صورت، چه سرفصلي براي شرايط كنوني مناسب است؟
براي كشف پاسخ معتبر و قابل قبول، از روش هاي بررسي محتوايي متون مرتبط، تحليل منطقي- عقلاني، تطبيق و مقايسه، نيازسنجي و نيز بهره گيري از تجارب متخصصان و كارشناسان اين حوزه درسي (به شيوه دلفي) استفاده شده است. نتايج حاصل از بررسي منطقي و تجارب مدرسان اين واحد درسي بيانگر آن است كه با توجه به موارد زير بايد در سرفصل درس تجديد نظر صورت گيرد:
(1 تجربه سي ساله حكومت اسلامي در ايران، (2 يافته هاي دانش و روش هرمنوتيك، (3 وجود سنت هاي فكري ديني متفاوت، (4 جهاني شدن اطلاعات و ارتباطات، (5 ظهور نسل جديد نقاد و بالنسيه آگاه از تحولات فكري و واقعي دنياي معاصر. اين تجديدنظر در سرفصل، بيشتر، شامل محورهاي زير است: تاثير دانش هرمنوتيك و ديگر سنت هاي شناخت شناسي بر انديشه سياسي اسلامي، قرائت واحد يا قرائت هاي مختلف از دين، كاربرد عقل در فهم منابع و متون معتبر ديني (عقل مقيد و عقل آزاد) و نتايج آن در انديشه سياسي اسلامي، رويكردهاي ديني (سنت گرايي ديني و روشنفكري ديني) و نسبت آنها با انديشه سياسي اسلامي و رابطه دين و سياست (نگرش حداكثري يا حداقلي به دين).

 
كليد واژه: انديشه هاي سياسي اسلامي، هرمنوتيك، نگرش حداكثري و حداقلي به دين، سنت گرايي ديني، روشنفكري ديني
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
پژوهشنامه علوم سياسي تابستان 1387; 3(3 (11)):99-118.
 
 
كريمي علي*
 
* گروه علوم سياسي دانشگاه مازندران
 
 

درس جنبش هاي اسلامي معاصر به ارزش 2 واحد، در كنار 7 عنوان درسي ديگر، در زمره درس هاي اسلامي بوده و پس از تاييد شوراي انقلاب فرهنگي، در برنامه آموزشي مقطع كارشناسي رشته علوم سياسي دانشگاه ها گنجانده شده است. هدف اين درس كه در فضاي ايدئولوژيك و انقلابي دهه 1360 طراحي شد، آشنايي فراگيران با تحولات جهان اسلام به ويژه جنبش هاي اسلامي و نقش آنها در روند تحولات اين جوامع بوده است.
اينك با گذشت حدود سه دهه از ارايه اين واحد درسي و تحولات عديده جهان اسلام و دگرديسي هاي ساختاري، ژرف و اثرگذار بر جهان، بررسي اين سوال ها ضرورت مي يابد كه آيا سرفصل هاي مصوب براي رفع نيازهاي فكري فراگيران از جامعيت كافي برخوردار است؟ مهم ترين تحولاتي كه بازنگري اين درس را الزامي كرده اند كدامند؟ چه عنوان هايي براي عصري كردن آن قابل پيشنهاد است؟
به تناسب موضوع، اين مقاله با استفاده از روش «دلفي» براي گردآوري داده ها و نيز تجربه هاي شخصي، و از رهگذر تطبيق اهداف و سرفصل ها و نيازسنجي آموزشي درصدد است با رويكردي انتقادي،‌ محتوا و سرفصل هاي اين درس را مورد مطالعه قرار داده و در پايان پيشنهادهايي براي روزآمدنمايي، ارتقاي محتوا و غني سازي آن ارايه كند.
يافته هاي تحقيق نشان مي دهد تحولات ساختاري جهان، جهاني شدن، اثر فرايند دموكراتيزاسيون بر دگرديسي رفتاري جنبش هاي اسلامي، پيدايش گونه هاي نوين جنبش هاي اسلامي با گستره اثرگذاري جهاني همانند القاعده و حزب اله لبنان، ظهور سنت هاي فكري جديد در مطالعه جنبش هاي اجتماعي مانند نظريه «ساختار فرصت سياسي»، ضرورت كاربست رهيافت بين رشته اي و گفتماني در تجزيه  و تحليل جنبش هاي اجتماعي، تجربه سياسي جمهوري اسلامي و ... ضرورت بازنگري در سرفصل هاي اين درس را دو چندان نموده است.
با عنايت به ضرورت هاي ياد شده مقاله حاضر سرفصل هاي زير را براي اين درس پيشنهاد مي كند: نظريه هاي جنبش هاي اجتماعي، الگوي تحليل و مطالعه جنبش هاي اسلامي، زمينه هاي تكوين و رشد جنبش هاي اسلامي معاصر، سنخ شناسي جنبش هاي اسلامي، تحليل مقايسه اي جنبش هاي اسلامي قديم و جديد، جنبش هاي اجتماعي و ساختار فرصت سياسي، تحولات ساختاري جهاني و جنبش هاي اسلامي.

 
كليد واژه: جنبش هاي اسلامي،‌ جنبش هاي اجتماعي، جنبش هاي هويتي، برنامه ريزي آموزشي، علوم سياسي
 
 

 نسخه قابل چاپ