راسخون

مقالات علوم سیاسی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):129-151.
 
 
زيباكلام صادق*,باقري ده آبادي عليرضا
 
* گروه علوم سياسي، دانشکده حقوق و علوم سياسي، دانشگاه تهران
 
 

ظهور و کارکرد جرايد تشکيلاتي در ايران از مباحث مهم است که به دليل ارتباط وثيق آن با احزاب سياسي تاکنون به صورت شايسته به آن پرداخته نشده است. اين مطبوعات اگر چه پس از انقلاب مشروطيت از نمودي آشکارتر برخوردار شدند، اما با شواهد موجود، مشخص مي شود که اين مطبوعات پيش از انقلاب مشروطه و قبل از آنکه احزاب سياسي به صورت رسمي فعاليت نمايند، در ايران منتشر مي شدند و حتي نام برخي از آنها برخاسته از گروه هاي سياسي بود. در عين حال به دليل نقش اين مطبوعات و تاثير آنها بر فضاي ملتهب سال هاي آغازين مشروطيت، مطالعه عملکرد آنها در سه حوزه انتقادي، سياسي و اجتماعي و کارکرد حزبي مي تواند به درک بهتر تحولات دهه اول مشروطيت از زاويه عملکرد مطبوعات تشکيلاتي کمک شايان نمايد.

 
كليد واژه: انقلاب مشروطه، مطبوعات ارگان، انجمن هاي سياسي، انجمن هاي مخفي، احزاب سياسي، راديکاليسم سياسي، قانون مطبوعات، استبداد صغير، جنگ جهاني اول، مجلس شوراي ملي، قانون اساسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):67-88.
 
 
جوان شيري احمد*
 
* گروه علوم سياسي، دانشگاه آزاد اسلامي مشهد
 
 

در طي سال هاي پس از پايان جنگ سرد و به موازات شکل گيري رويه اي جديد از کاربرد زور تحت عنوان مداخله بشر دوستانه، تلاش هاي نظري متفاوت براي درک پيدايي اين مداخلات صورت گرفته است. نظريه پردازان با استفاده از نظريات سازه انگاري، جهان وطن گرايي، مکتب انگليسي و واقع گرايي تلاش کرده اند تا به تبيين اين پديده بپردازند. در اين مقاله سعي شده است ضمن مرور مختصر در سابقه اين مداخلات، تعاريف و رويکردهاي نظري متفاوت در مورد علل پيدايي آن، از دو منظر نظري و تجربي نگرش واقع گرايانه به مداخلات بشر دوستانه مورد بررسي قرار گيرد. به لحاظ نظري اين بحث مطرح مي شود که مداخلات بشر دوستانه به عنوان کاربرد زور براي تحقق اهداف انساني، تا چه ميزان با درک واقع گرايانه از نظر بين الملل همساز است. به لحاظ تجربي نيز اين امر مورد بررسي قرار مي گيرد که منافع ملي دولت هاي مداخله کننده تا چه حد در مداخلاتي که انجام شده اند، نقش داشته است و تا چه ميزان دولت ها تحت تاثير عواملي غير از منافع ملي در تعريف واقع گرايانه، وادار به انجام مداخله بشر دوستانه شده اند.

 
كليد واژه: مداخله بشر دوستانه، منافع ملي، حقوق بشر، واقع گرايي، جهان وطن گرايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):153-169.
 
 
ساعي احمد*,خضري رويا
 
* گروه روابط بين الملل، دانشکده حقوق و علوم سياسي، دانشگاه تهران
 
 

 

اقتصاد يکي از مهم ترين روابط استراتژيک دو سوي آتلانتيک را تشکيل مي دهد. اقتصاد اروپا و آمريکا هسته اصلي نظام اقتصاد جهاني است. در اين عرصه، دو سوي آتلانتيک، ادغام شده ترين مناطق جهان تلقي مي شوند. از اين رو به نفع آنهاست که براي تداوم اين نظام همکاري کنند. دو طرف، شرکاي تجاري اصلي يکديگر به شمار مي روند. روابط اقتصادي آنها پس از پايان جنگ سرد به ويژه 11 سپتامبر تاکنون همکاري و تعارض را توامان در برداشته است. در اين نوشتار تلاش بر اين است که ضرورت همکاري ميان طرفين، با وجود برخي تعارضات بر اساس تحليل تئوريک و با اشاره به بحران اقتصادي اخير مورد بحث قرار گيرد.

 
كليد واژه: اقتصاد سياسي، روابط فراآتلانتيک، همکاري، تعارض، بحران اقتصادي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):171-192.
 
 
ساوجي محمد*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد کرج
 
 

بحث کنوني بر اين نظر استوار است که ضمن طرح مباني جهان بيني مدرن، مولفه هاي اساسي رويکرد نقادانه پسامدرن را به بررسي گذارد. در اين گفتار نخست، درباره خردگرايي و انسان باوري مدرن؛ دو اصل محوري مدرنيته بحث مي شود و تاثير آنها را در تشکيل جهان، جامعه و انسان مدرن مي سنجد. در خلال بيان اين دو اصل و در ذيل آنها به برخي ديگر از اصول مدرنيته بنابر ضرورت، تناسب و پيوستگي با اين اصول اشاره مي شود.
در گفتار دوم، رويکرد پسامدرن در مواجهه با مدرنيته به بحث گذاشته شده است. رويکرد نقادانه اخير در نقد فراگير و ساختار شکنانه از کليت عقلانيت مدرن، از سنت انديشه خردگرايي انتقادي مي گسلد و با لحني آخر زماني درباره مدرنيته، هر گونه امکان عرضه بديلي در قالب پروژه مدرنيته را منتفي مي شمارد. پسامدرنيسم با گريز از اين سنت و نفي فراگير عقل مدرن هر گونه امکان آزادي از مهار عقلانيت ابزاري و نفي استيلاي آن بر جامعه کنوني را دور از دسترسي مي پندارد و از اين رو، از يکسو به محافظه کاري و از سوي ديگر به هيچ انگاري (نيهيليسم) مي گرايد.

 
كليد واژه: مدرنيته، خردگرايي، انسان باوري، انقلاب، پسا مدرنيسم، نقد پسامدرنيسم، نقد رويکرد پسامدرنيسم
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):211-229.
 
 
شيرخاني محمدعلي*,قوام ملكي حميدرضا
 
* گروه روابط بين الملل، دانشکده حقوق و علوم سياسي، دانشگاه تهران
 
 

پس از جنگ دوم جهاني، تقاضاي نفت روبه فزوني نهاد و در دهه 1970 به حداکثر رشد خود رسيد. البته تامين اين ميزان تقاضا تنها با واردات هر چه بيشتر از اوپک، خصوصا اعضاي خاورميانه اي آن امکان پذير گرديد. همزمان، در ابتداي اين دهه، برخي از اعضاي اوپک اعطاي امتيازات جديد نفتي را متوقف ساختند و مشارکت برابر در قراردادهاي موجود را مطالبه کردند و حتي تعدادي از آنها صنعت نفت خود را به طور کامل ملي کردند. اين عوامل منجر به ظهور اوپک به عنوان بازيگري جديد و پر قدرت در بازار جهاني نفت گرديد. اما، همانگونه که وقايع بعدي نشان داد، تسلط اوپک بر بازار عمر کوتاهي داشت و تحت تاثير عواملي چند که عمدتا ناشي از رفتار اين سازمان پس از شوک دوم نفتي (1979) بود، به زودي اين دوره به پايان رسيد. در ميانه دهه 1980 ديگر مشخص شده بود که قيمت رسمي اوپک به دردسر افتاده و تلاش براي دفاع از قيمت پايه در بازار، منجر به کاهش فوق العاده صادرات سازمان شده است. تحت اين فشارها، تقاضا براي نفت اوپک از متوسط 30 ميليون بشکه در روز در سال 1979 به حدود 16 ميليون بشکه در روز در سال 1985 سقوط کرد. با تنزل تقاضا، اين سازمان شاهد کاهش سهم خود در بازار از 52 درصد در سال 1973 به کمتر از 29 درصد در سال 1985 بود. در سال 1986، زماني که اوپک تلاش کرد که با افزايش صادرات، سهم پيشين خود از بازار را بازيابد، شوکي در زمينه قيمت ها رخ داد و قيمت ها از 29 دلار به کمتر از 10 دلار به ازاي هر بشکه نفت سقوط کرد (Amuzegar, 2001:46). در واقع، پس از بحران نفتي سال 1986، سيستم قيمت گذاري اوپک متلاشي شد و جاي خود را به سيستم قيمت گذاري بر مبناي مکانيزم بازار داد. و بدين ترتيب، ما شاهد تضعيف موقعيت و نقش اين سازمان در بازار جهاني نفت در ميانه دهه 1980 بوديم. اين مقاله بررسي رفتار اوپک در خلال شوک هاي اول و سوم نفتي (1973-1986)، اثر سياست هاي اين سازمان را در تضعيف نقش آن در بازار جهاني نفت مورد ارزيابي قرار مي دهد.

 
كليد واژه: بازار جهاني نفت، شوک هاي نفتي، اوپک
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):231-257.
 
 
عالم عبدالرحمان*,يحيوي حميد
 
* گروه علوم سياسي، دانشکده حقوق و علوم سياسي، دانشگاه تهران
 
 

در اين نوشتار با بررسي آراي ميشل فوکو، توانايي هاي انتقادي انديشه او به نمايش گذاشته مي شود. چرا که به اعتقاد نويسندگان مقاله تاکيد بر روايت هاي ساخت گرايانه و نسبي گرايانه و نيز تفسير هايدگري آراي فوکو مانع از نمودار شدن جنبه هاي انتقادي انديشه و به طور کلي درک پروژه فکري انتقادي او شده است. بر اين اساس، استدلال اصلي مقاله اين است که فوکو در جايگاهي منحصر به فرد از جريان انديشه انتقادي قرار دارد و فارغ از محدوديت هاي نظريه انتقادي قبل از خود است، بي آنکه در موضع پسا انتقادي غلطيده باشد. نوآوري هاي فوکو در بحث هاي مربوط به نقد و قدرت و پرداختن وي در دوران متاخر، به سوژه و روشنگري، دستاوردهايي قابل توجه براي تفکر انتقادي به همراه داشته است؛ به گونه اي که آراي وي در دوران معاصر مبناي شکل گيري بحث هاي گوناگون در انديشه هاي متفکراني نظير ژيل دلوز، جورجو آگامبن و آنتونيو نگري شده است.

 
كليد واژه: فوکو، انديشه انتقادي، سوژه، قدرت، تبارشناسي، اخلاق
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):259-280.
 
 
عباسي سرمدي مهدي*,راهبر مهرنوش
 
* دانشگاه تربيت معلم تهران (خوارزمي)
 
 

 

 

نظريه هاي توسعه سياسي با پايان يافتن جنگ جهاني دوم و رهايي کشورهاي جهان سوم از استعمار (تحت عنوان نوسازي) به طور گسترده در مطالعات سياسي مطرح شد. پس از سير تحول طولاني، در دوره جديد، ادبيات و مفهوم توسعه سياسي به "دموکراسي" فرو کاسته شد. چنين تحولي با روند روبه رشد دموکراسي و پيدايش مباحث مربوط به آن در کشورهاي در حال توسعه همراه بوده است. در ايران نيز در صد سال اخير، جنبش هاي فکري متعدد در زمينه مذکور ظهور کرده و به مبارزات گسترده پرداخته اند. مقاله حاضر مي کوشد علاوه بر بيان مفهوم توسعه سياسي، به بررسي آن در ايران بويژه پس از انقلاب اسلامي 1357 بپردازد. در اين ميان، با توجه به پرسش اصلي مقاله، محتواي فکري اصلاحات در قالب شعار توسعه سياسي و روند تحقق آن، ميزان موفقيت اصلاح طلبان در تئوريزه و عملياتي کردن شعارهاي خود پس از خرداد 1376 و اساسا ارتباط و چگونگي پيوند مقولات طرح شده با نظام سياسي- قانوني حاکم، ديدگاهي آسيب شناسانه تجزيه و تحليل و بررسي مي شود.
 
كليد واژه: توسعه سياسي، دموکراسي، قانون مداري، قانون اساسي، اصلاحات، مردم سالاري ديني، دين، جمهوري اسلامي، ايران، دوم خرداد، اصلاح طلبان
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):193-210.
 
 
سينايي وحيد*,چمن خواه ليلا
 
* گروه علوم سياسي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

 

 

گسترش نقش ها و تنوع کار ويژه هاي دولت-ملت هاي معاصر در قرن بيستم خواه ناخواه گروه هاي قومي، نژادي، ديني و زباني را در معرض سياست ها و رويکردهاي آنها قرار مي دهد. بنابراين شناخت دولت به عنوان مهم ترين نهاد تنظيم کننده اين سياست ها گام اول در مطالعه اين گروه هاست. از سوي ديگر، اقليت ها بر خلاف آنچه که در ظاهر ممکن است به نظر برسد، گروه هاي اجتماعي منفعل نبوده، با اتخاذ استراتژي هاي مختلف که ملهم از منابع فکري و آموزه هاي آنهاست، در تنظيم سياست اقليت نقش دارند. در ايران تحت تاثير سياست ها و رويکردهاي غيرديني رسمي به مقوله اقليت هاي ديني در فاصله سال هاي 1332 تا 1357، زمينه براي نقش آفريني و فعاليت بهاييان آماده شد. اين امر با تلاش پي گير دربار و شاه براي تمرکز هر چه بيشتر قدرت و تکوين رژيم مطلقه هم زمان شد. تمرکز قدرت به حذف نيروهاي رقيب و يافتن پايگاه هاي جديد قدرت در ميان آن دسته از گروه ها و نيروهاي اجتماعي منجر شد که وفادار به سلطنت بودند. بهاييت در نتيجه آموزه هاي اعتقادي خود که اطاعت تمام و کمال از حکومت را تبليغ مي کرد، يکي از گروه هايي بود که در رويکرد نوين رژيم به جامعه و گروه هاي حامي سلطنت، مناسب تشخيص داده شد. به اين ترتيب، تحت تاثير سه متغير سکولاريسم، تکوين دولت مطلقه و «رفتار اقليت» شرايطي مناسب براي فعاليت اجتماعي، سياسي و اقتصادي بهاييان فراهم شد.
 
كليد واژه: رژيم پهلوي، بهاييت، سکولاريسم، تمرکزگرايي، تکوين دولت مطلقه و رفتار اقليت
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):373-381.
 
 
افشاركهن جواد*
 
* گروه علوم اجتماعي، دانشگاه بوعلي سينا
 
 

 

 

دولت به مثابه موثرترين سازمان سياسي، در قلمروهاي مختلف زندگي اجتماعي تاثيرگذاري هاي غيرقابل انکار دارد. در حوزه توسعه و سياست هاي مربوط به توسعه نيز، توجه به چگونگي ايفا نقش دولت و شيوه تاثيرگذاري آن بر روند توسعه مدنظر صاحبنظران قرار دارد. برخي از تحقيقات انجام پذيرفته در اين زمينه، عمدتا بر جنبه تاريخي موضوع تاکيد دارند و با مدنظر قرار دادن سير توسعه يافتگي جوامع پيشرفته، درصدد تبيين نقش دولت در روند توسعه برآمده اند. در مقابل، محققان ديگر، عمده توجه خود را بر نقش دولت در جهان در حال توسعه قرار داده اند. مباحث مربوط به حکمراني خوب" در اين راستا مطرح شده است. در اين مقاله، به بررسي و نقد نظريات آتول کوهلي در کتاب "توسعه دولت محور" پرداخته ايم. بر اين اساس، پس از بيان مختصر از مباحث کتاب، به برخي از مزيت هاي تحليل نويسنده مزبور (همچون استفاده مناسب از روش تطبيقي-تاريخي اشاره مي کنيم و سپس مواردي از نقصان هاي ديدگاه نويسنده کتاب (همچون نگرش تقليل گرايانه ايشان به توسعه) را توضيح مي دهيم.
 
كليد واژه: دولت، توسعه، مطالعه تطبيقي، صنعتي شدن
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):281-299.
 
 
محمودي سيدعلي*
 
* پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي
 
 

با مطرح شدن موضوع خودکامگي اکثريت در دو قرن هجدهم و نوزدهم ميلادي توسط فدراليست ها، الکسي دوتوکويل و جان استوارت ميل، اين انديشه وران صورتي جددي از استبداد را در جهان آشکار کردند که براي بسياري از افراد که تجربه خود کامگي فردي را از سرگذرانده بودند، تازگي داشت. با نقد دمکراسي بر پايه راي اکثريت، مساله اقليت هاي قومي، مذهبي و زباني و حقوق و آزادي هاي بنيادين آنان بطور جدي مطرح گرديد. در برابر اين چالش بزرگ، دمکراسي ليبرال بر پايه اصول سياست بيطرفي، برابري فرصت ها و تبعيض مثبت کوشيد در جهت تامين حقوق اقليت ها به رفع نقايص و کاستي هاي دمکراسي مدد رساند. بر اين اساس، مي توان دريافت که اقليت ها در پرتو نظريه پردازي انديشه وران دمکراسي ليبرال از امکانات و ظرفيت هاي بيشتر در تامين حقوق و آزادي هاي خويش برخوردار شده اند.

 
كليد واژه: دمکراسي، دمکراسي ليبرال، خودکامگي اکثريت، اقليت ها، بيطرفي، برابري فرصت ها، تبعيض مثبت، رضايت
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي بهار 1388; 39(1):57-66.
 
 
بخشايش اردستاني احمد*
 
* گروه علوم سياسي، دانشگاه آزاد اسلامي تهران- مرکز
 
 

از کساني که مبناي انديشه در امر اجتماعي را با نظريه معنا در هم آميختند، لاکلا و موف هستند. نظريه اين دو يعني تحليل گفتمان در حوزه جامعه شناسي رهگشا و ثمربخش است. زيرا معنا در بستر گفتماني سوسور و نظريه اجتماعي اين دو ارتباط تنگاتنگي با يکديگر دارند. لاکلا معتقد است حوزه اجتماع به نحوي همان نظام نشانه شناختي است که در آن مبارزه بر سر تعريف نشانه ها و تلاش براي تثبيت معنا جاري و ساري است. کار ويژه اصلي نظام نشانه شناسي اجتماعي باز تعريف جهان به شيوه خودش است. در اين جهان تعريف شده، سوژه ها و گروه هاي اجتماعي هويت مي يابند. براي هويت يابي سوژه ها و گروه هاي اجتماعي، اين نظام نشانه شناسي اجتماعي، حوزه هاي اجتماعي را به قطب هاي متخاصم تبديل مي نمايد. در اين بستر، نشانه ها در قالب دال و مولول خودنمايي مي نمايد و اجتماع عرصه مبارزه براي تعريف و تثبيت معنا مي گردد. در نتيجه، زندگي فردي و اجتماعي انسان ها در سيطره نظام هاي معنا بخش قرار مي گيرد و آن نظام هاي معنا بخش هستند که حقيقت ساز مي گردند. يعني به شيوه خاص خود حقيقت را تعريف مي نمايند. پس نسبي هستند و مطلق نمي باشند؛ احتمال دارد حقيقت در زير سيطره نظام معناشناسانه روزي در معرض تغيير قرار گيرد. در واقع، اين نظام معناشناسانه بر اين باور است که حقيقت ابدا ثبات ندارد و همواره احتمال تغيير آن مي رود.

 
كليد واژه: گفتمان، مفصل بندي، نشانه، هويت، معنا
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):317-337.
 
 
موثقي سيداحمد*
 
* گروه علوم سياسي، دانشكده حقوق و علوم سياسي، دانشگاه تهران
 
 

جنگ و منازعات در داخل و بين کشورهاي جهان سوم و نيز بين آنها و کشورهاي غربي، با وجود پايان جنگ سرد، همچنان فضاي حاکم بر اين کشورها و روابط بين آنها را تحت تاثير قرار داده و توام با ترس و تهديد، خشونت و ناامني و بي ثباتي کرده است. اين جنگ ها و منازعات از مهم ترين علل رنج و محنت انسان ها، همراه با هزينه هاي عظيم انساني، اجتماعي و اقتصادي و توسعه اي، با آثار و عوارضي بسيار گسترده و پايدار بوده، و تا عميق ترين لايه هاي وجودي انسان ها، خانواده ها و جوامع توسعه نيافته نفوذ کرده است.
مساله اصلي در اين مقاله، بررسي رابطه بين جنگ و توسعه نيافتگي است. به نظر مي رسد فضاي جنگ و منازعه و تنش و درگيري، همه منابع و امکانات کشورهاي جهان سوم را صرف جنگ و بسيج براي آن کرده و مانع از بسيج منابع و امکانات اين کشورها براي توسعه شده و در نتيجه، تشديد عقب ماندگي با علايمي چون تشديد فقر، بيکاري، تورم، حاشيه نشيني، اقتداگرايي و وابستگي را باعث شده است.

 
كليد واژه: جنگ، خشونت، امنيت، بي ثباتي، توسعه نيافتگي، جهان سوم، توسعه
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):339-352.
 
 
نوازني بهرام*
 
* گروه علوم سياسي، دانشگاه بين المللي امام خميني
 
 

اين مقاله ضمن مطالعه تطبيقي دو انقلاب پيروز مشروطيت ايران و استقلال ايالات متحده تلاش مي کند تا از ميان عوامل مختلف که بر پيروزي انقلاب اثرگذار است دو عامل انگيزش دروني و تحريک بيروني را بررسي و تاثير متقابل هر يک از اين دو عامل را تحليل نمايد. اين مقاله با استفاده از منابع کتابخانه اي و شيوه بررسي توصيفي و تحليلي تلاش مي کند در کنار توجه به اوضاع و احوال داخلي که به خودانگيختگي ملل تحت ستم انجاميده است، برنامه ريزي قدرت هاي بزرگ براي به بر هم وضع موجود در کشور انقلاب زده را تشريح نمايد و نتيجه تاثير متقابل اين دو عامل را بر پيروزي انقلاب و پيامدهاي بعدي آن تحليل نمايد. بي ترديد هيچگاه همه مردم انقلاب نمي کنند اما گروه هاي ناراضي که رهبري جريان ناراضي را بر عهده مي گيرند چنانچه با قدرت هاي بزرگ در کمين انقلاب به هم آميزند آنگاه نه فقط هيات حاکمه اي جديد به قدرت خواهد رسيد بلکه منافع اقتصادي نيز به سود هيات حاکمه جديد که دست در دست قدرت حامي دارد، رقم خواهد خورد. کمترين ثمره دخالت انگلستان در انقلاب مشروطيت، خروج سراسر ايران از حوزه نفوذ روسيه و کمترين سودهاي فرانسه در انقلاب استقلال ايالات متحده آمريکا و خروج اين سرزمين از حوزه نفوذ انگلستان و حفاظت از مستعمرات آمريکايي خود در مقابل توسعه طلبي هاي انگلستان بود.

 
كليد واژه: خودانگيختگي، دخالت خارجي، انقلاب، مشروطيت، ايران، آمريکا، فرانسه، انگلستان
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):301-316.
 
 
ملكوتيان مصطفي*
 
* گروه علوم سياسي، دانشکده حقوق و علوم سياسي، دانشگاه تهران
 
 

در اين پژوهش جنبه هاي مختلف رابطه ورزش و سياست مورد توجه قرار گرفته و در پايان پيشنهادهايي براي بهبود ورزش کشور ارايه شده است. بر اساس اين بررسي، رابطه ورزش و سياست يک رابطه دو طرفه است؛ به گونه اي که از يک طرف سياست از طريق تدوين و اجراي راهبرد ورزشي بر ورزش تاثير دارد و از طرف ديگر ورزش از طريق تحکيم ارزش هاي انساني و همبستگي ملي و افزايش مشارکت سياسي بر سياست تاثير مي نهد و البته خود نيز به ويژه در زمان برگزاري ورزش هاي بين المللي مورد استفاده قدرت هاي جهاني واقع مي گردد.

 
كليد واژه: راهبرد ورزشي، ارزش هاي انساني، همبستگي ملي، مشارکت سياسي، اوباش گري، رسانه هاي ورزشي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي بهار 1388; 39(1):1-16.
 
 
آقايي سيدداوود*,رسولي الهام
 
* گروه علوم سياسي، دانشکده حقوق و علوم سياسي، دانشگاه تهران
 
 

پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به رغم ثبات برخي از عوامل موثر در سياست خارجي، رفتار خارجي اين کشور در قبال اسراييل دچار دگرگوني اساسي شد و حالت منازعه جويانه به خود گرفت. در حالي که قبل از اين دوران، روابط بين دو رژيم در زمينه هاي مختلف استراتژيک، نظامي و حتي اقتصادي در سطح بالايي قرار داشت. بنابراين، سوال اصلي پژوهش حاضر اين است که کدام نظريه روابط بين الملل بهتر مي تواند اين تغيير در سياست خارجي را تبيين نمايد؟ بدين جهت اين مقاله فرضيه اصلي خود را روي نظريه سازه انگارانه روابط بين الملل قرار داده و بيان مي دارد که شکل گيري منافع ج.ا.ا ايران و جهت گيري هاي سياست خارجي آن ريشه در نحوه شکل گيري و تکوين هويت آن دارد. بدين منظور در بخش اول اين مقاله به بررسي تئوري سازه انگاري در روابط بين الملل، در بخش دوم به نقش اين نظريه در تجزيه و تحليل سياست خارجي و در بخش سوم به بررسي سياست خارجي ج.ا.ا ايران در قبال اسراييل از منظر اين نظريه پرداخته مي شود.

 
كليد واژه: گفتمان، مفصل بندي، نشانه، هويت، معنا
 
 

 نسخه قابل چاپ