مقالات علوم سیاسی
| فصلنامه ژئوپليتيك تابستان 1387; 4(2 (پياپي 12)):109-130. |
| پيشگاهي فرد زهرا*,شوشتري سيدمحمدجواد |
| * دانشگاه تهران |
|
در نظام هاي سياسي دموكراتيك، مشاركت شهروندان به عنوان موثرترين بازيگران فضا در فرايندهاي سياسي از عمده ترين دغدغه هاي سياستمداران و دولتمردان به شمار مي رود. مشاركت شهروندان در امور حكومت شكلهاي مختلفي دارد كه بارزترين جلوه آن انتخابات است كه در برخي كشورها نشان دهنده ميزان مشروعيت نظام سياسي نيز مي باشد. انتخابات و رفتار انتخاباتي كنش و نگرشي سياسي است كه با كاركردهاي ساختاري زير سيستم هاي اقتصادي و فرهنگي در سطح كلان نظام اجتماعي رابطه دارد. |
| كليد واژه: جغرافياي انتخابات، مجلس شوراي اسلامي، مشاركت، شهروندي، منطقه گرايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك تابستان 1387; 4(2 (پياپي 12)):157-175. |
| جوان جعفر*,عبداللهي عبداله |
| * دانشگاه فردوسي مشهد |
|
حاشيه نشيني به مثابه يك فرآيند محلي، ملي و فراملي بازتاب فضايي عدم تعادلهاي موجود در روند سياستگذاري هاي ملي و مختصات و مقياس عملكردي ژئوپليتيك سرمايه از يكسو و علل و عوامل درون منطقه اي و محلي از سوي ديگر است و حاشيه نشينان با احتساب اين موارد در حقيقت بازنده و معلول شرايط اجتناب ناپذير فوق الذكر هستند كه بويژه در كشورهاي در حال توسعه، نقطه تلاقي متنهاي فضايي روستايي و شهري يعني نواحي حاشيه را به عنوان مكان ادامه حيات اجتماعي خويش اختيار مي كنند. |
| كليد واژه: عدالت فضايي، حاشيه، متن، نابرابري فضايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك تابستان 1387; 4(2 (پياپي 12)):157-175. |
| بديعي ازنداهي مرجان*,پناهنده خواه موسي,مختاري راضيه |
| * دانشگاه تهران |
|
مفهوم مكان و سياستهاي ناشي از مكان، حس مكان و هويت مكاني از جمله موضوعات مهم و مطرح در جغرافياي سياسي كشورها قلمداد مي شود. حس مكان احساس وابستگي انسان نسبت به مكاني است كه در آن زندگي مي كند كه در اين بررسي مي توان آن را با تجربه مكان، مكان دوستي، هويت مكاني و ريشه داري نزديك و گاه مترادف دانست. اين مقاله در پي درك و بيان اين مساله است كه چرا و چگونه مكان به عنوان يك مفهوم جغرافيايي، در ميان افراد و گروهها احساسات متفاوتي از علاقه تا بي تفاوتي مي آفريند؟ در اين پژوهش حس مكان (به عنوان متغير مستقل) عاملي است كه موجب تبديل يك فضا يا محلي معمولي به مكاني با خصوصيات حسي و رفتاري ويژه اي براي افراد خاص مانند دانشجويان ياسوجي دانشگاه هاي تهران مي گردد. روش تحقيق اين مقاله تحليلي- توصيفي و با استفاده از منابع كتابخانه اي و طرح پرسشنامه مي باشد. |
| كليد واژه: مكان، حس مكاني، هويت، ياسوج |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك بهار 1387; 4(1 (پياپي 11)):1-7. |
| مجتهدزاده پيروز*,حافظ نيا محمدرضا |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
واژه استيت State در انگليسي و اتا Etat در فرانسه از نظر لغوي به معني «حالت» و «وضعيت» است. در کاربرد مديريت سياسي جوامع (مديريت سياسي کشور) اين واژه يا اصطلاح به معني «حالت سياسي» يا «ساختار سياسي» کشور است. با شناخت اين زمينه اوليه، در تلاش براي يافتن مرادفي براي اين واژه يا اصطلاح اروپايي در زبان فارسي اين نتيجه حاصل مي شود که مرادف تک واژه اي فارسي خاصي را نمي توان در برابر اين واژه يافت. در حقيقت آنچه در انديشيدن فارسي در برابر اين کلمه يا اصطلاح قرار مي گيرد، توامي است از دو مفهوم «حکومت» و «کشور». استيت State در جغرافياي سياسي عبارت است از واقعيتي ترکيبي مشتمل بر سرزمين، ملت، و ساختار سياسي يا حکومت که در فرايند سامان يابي سياسي ملت براي مديريت سياسي کشور ايجاد مي شود. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك بهار 1387; 4(1 (پياپي 11)):8-35. |
| متقي ابراهيم* |
| * دانشگاه تهران |
|
اهداف اعلامي حمله نظامي آمريكا به افغانستان و عراق در راستاي به کارگيري ابزارهاي قدرت براي از بين بردن چالش و ايجاد ژئوپليتيک تعادل بوده است. اگر چه سياست عملي امريکا نشانه هاي کاملا متفاوتي را نشان مي دهد. در واکنش به اقدام نظامي آمريكا، گروه هاي مختلفي به نقد سياست و استراتژي آمريكا مبادرت نمودند. آنان بر اين اعتقادند که اقدام نظامي، مخاطرات متنوعي را براي ايالات متحده ايجاد مي کند. افرادي همانند «جوزف ناي» و «کالين» بر اين اعتقادند که کاربرد قدرت سخت افزاري نه تنها به ثبات و امنيت منجر نمي شود، بلکه بحران هاي منطقه اي را نيز افزايش خواهد داد. اين نظريه پردازان توانسته اند بين موضوعات مربوط به «ژئوپليتيک تعادل» و همچنين «موازنه نرم» رابطه متقابل برقرار نمايند. اين امر به مفهوم آن است که به هر ميزان کاربرد نيروي نظامي افزايش يابد و يا اينکه به کارگيري قدرت، بيش از ظرفيت منطقه اي کشورها باشد. در آن شرايط، امکان از بين رفتن تعادل منطقه اي وجود داشته و زمينه را براي گسترش بحران هاي عمومي فراهم مي سازد. |
| كليد واژه: جنگ پيشدستانه، تهديدات منطقه اي، بازيگر منطقه اي، موازنه نرم، يكجانبه گرايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك بهار 1387; 4(1 (پياپي 11)):36-74. |
| مختاري هشي حسين*,قادري حاجت مصطفي |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
آب عنصري است كه وجود آن براي توليد مواد غذايي، توسعه اقتصادي، بقاي موجودات زنده و... ضروري است. با وجود اينکه 71 درصد از سطح کره زمين از آب پوشيده شده است، ولي تنها حدود 0.86 درصد آبهاي کره زمين قابل دسترس بوده و براي استفاده انسان مناسب است. امروزه مسايلي نظير رشد جمعيت، ارتقاء سطح زندگي و بهداشت، گسترش شهر نشيني، گسترش صنايع، کشاورزي و... موجب افزايش مصرف آب شده است، به طوري که مصرف آب نسبت به اوايل قرن بيستم 17 برابر و نسبت به سه قرن قبل 45 برابر شده است. قرار گرفتن منطقه خاورميانه در كمربند خشك جهان موجب شده تا اين منطقه علي رغم دارا بودن 5 درصد جمعيت جهان تنها 1 درصد آبهاي شيرين قابل دسترس را در اختيار داشته باشد كه اين منابع آب نيز عمدتا به صورت مشترک مورد استفاده قرار مي گيرد و بيش از 50 درصد جمعيت اين منطقه در حوضه هاي آبريز مشترک زندگي مي کنند که اين مساله رقابتها و منازعاتي را براي استفاده هرچه بيشتر از اين منابع محدود به دنبال دارد. |
| كليد واژه: خاورميانه، بحران آب، هيدروپليتيك، دجله و فرات، رود اردن، رود نيل |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك بهار 1387; 4(1 (پياپي 11)):75-95. |
| غفاري مسعود*,شريعتي شهروز |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
پرسش در مورد علت همگرايي و اتحاد کشورها در سياست خارجي يکي از مهمترين پرسش ها در عرصه مطالعات بين المللي محسوب مي شود؛ از اين منظر بسياري از مطالعات نظري در روابط بين الملل بر مبناي تلاش براي فهم اين نکته است که چرا و چگونه برخي از دولت ها با يکديگر تشکيل اتحاد مي دهند. با وجود گستره مطالعات گوناگون در پارادايم هاي رقيب در روابط بين الملل به نظر مي رسد بيشتر نظريه هاي روابط بين الملل با وجود تعارض هاي فراوان، در اين نکته که اتحادها در واکنش به تهديدات شکل مي گيرند، اتفاق نظر دارند و تفاوت اصلي آنها در داخلي و يا خارجي بودن منشا تهديدات است. بر اساس اين نظريات، اتحادها را در تعريفي موسع مي توان روابط مبتني بر همکاري هاي رسمي و يا غيررسمي بين دو يا مجموعه اي از چند دولت دانست که بر مبناي اين روابط، دولت هاي متحد، متعهد به اتخاذ مواضع هماهنگ در عرصه مسايل سياسي، امنيتي و اقتصادي مي شوند. در همين حال و از سوي ديگر افزايش تدريجي قدرت سياسي و اقتصادي جمهوري خلق چين در مناسبات جهاني، برخي از تصميم سازان ايراني را به اين جمع بندي رسانيده که در قالب دکترين نگاه به شرق مي توانند سطح جديد و گسترده اي از روابط را در قالب اتحاد راهبردي با رهبران پکن، طراحي و تجربه کنند. هر چند در مورد جايگاه چين در نظام جهاني هنوز ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد اما وجه مشترک همه اين ديدگاه ها بيانگر اين نکته است که جايگاه چين در سلسله مراتب قدرت جهاني در حال افزايش است و اگر چين بتواند به آهنگ رشد کنوني خود ادامه دهد تا سال 2020 به ابرقدرتي تمام عيار تبديل خواهد شد كه از اين منظر بديهي است اتحاد ايران و چين مي تواند حامل دستاوردهاي بزرگي براي جمهوري اسلامي ايران باشد. مطابق آنچه گفته شد، اين پژوهش مي كوشد تا به اين پرسش پاسخ دهد كه «آيا دو كشور جمهوري اسلامي ايران و جمهوري خلق چين مي توانند وارد حوزه ائتلاف و اتحاد راهبردي با يكديگر شوند؟». در پاسخ به اين پرسش ضمن بررسي آموزه هاي روابط بين الملل در موضوع اتحاد و همگرايي و همچنين بررسي آمار و داده هاي مستند، اين فرضيه را مورد آزمون قرار مي دهد كه «مطابق آموزه هاي نظريات اتحاد و همگرايي در روابط بين الملل به نظر مي رسد دو كشور ايران و چين فاقد شرايط لازم براي ورود به عرصه اتحاد راهبردي هستند.» نتايج حاصله نشان مي دهد كه چشم انداز تحقق همگرايي و انحاد راهبردي بين ايران و چين چندان اميدوار كننده نيست و دو كشور در بهترين شرايط فقط به برخي همكاريهاي فرهنگي و هماهنگي هاي محدود اقتصادي اكتفا كنند. |
| كليد واژه: روابط بين الملل، همگرايي، اتحاد، ايران، چين |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك بهار 1387; 4(1 (پياپي 11)):96-129. |
| قاسمي فرهاد* |
| * دانشگاه شيراز |
|
در چند سال گذشته، کشف و طراحي مدل جهان کوچک و فاقد معيار از شبکه علاقه مندي زيادي در مطالعه شبکه هاي پيچيده ايجاد کرده است که منجر به پيشرفت قابل ملاحظه اي در اين حوزه فعال و رو به رشد پژوهشي گرديده است. از اين بعد، شبکه ها روشي از ترسيم به هم پيوندي موضوعات مي باشند که در روابط بين الملل مناطق از جمله اين موضوعات خواهند بود. بنابر اين چارچوب مذکور مي تواند بينش کلي تري را نسبت به تکامل مطالعات منطقه اي ارايه کند. از اين بعد مناطق تنها يکي از گره ها و حلقه هايي محسوب مي گردند که بر اساس ارتباطات به هم پيوند خورده اند و شبکه را شکل خواهند داد. اصولا مطالعات منطقه اي نيز که مناطق را در دستور کار پژوهشي خود قرار داده است يکي از حوزه هاي نوين در روابط بين الملل مي باشد که به طور فزاينده اي بر اهميت آن افزوده مي شود اما بر اساس مدل هاي مذکور از جمله پرسش هاي محوري چگونگي مطالعه منطقه و تحليل فرآيند هاي آن مي باشد، موضوعي که به عنوان پرسش اصلي پژوهش حاضر مطرح بوده و بر اين اساس مقاله حاضر با توجه به اهميت يافتن عنصر ارتباطات و ناکارآمدي نگرش هاي سنتي سعي در ارايه نگرشي نوين تحت عنوان نگرش شبکه اي به مناطق دارد و همچنين با توجه به سيکل هاي سيستمي و تاثير آن بر شبکه هاي موجود، تئوري هاي سيکلي از جمله تئوري سيکل اقتصاد جهاني، گذار قدرت، سيکل بلند و ثبات هژمونيک جهت تحليل مسايل شبکه مورد استفاده قرار مي گيرد. |
| كليد واژه: مطالعات منطقه اي، سيستم بين الملل، شبکه، تئوري هاي سيکلي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك بهار 1387; 4(1 (پياپي 11)):130-150. |
| پوستين چي زهره* |
| * دانشگاه آزاد اسلامي |
|
نشانه هاي ژئوپليتيکي خليج فارس در دوران بعد از جنگ سرد حاكي از اين است که اين منطقه دچار بي ثباتي و بحران امنيتي فزاينده اي شده است. جنگ دوم خليج فارس (1991)، جنگ آمريكا عليه افغانستان (2001) و اشغال عراق (2003) نشان مي دهد که در اين حوزه جغرافيايي تمامي شاخص هاي مربوط به تئوري کمربند شکننده «سائل کوهن» وجود دارد. براي گذار از چنين محيطي، کشورهاي منطقه اي خليج فارس نيازمند ايجاد جامعه امنيتي تکثرگرا هستند، به گونه اي که بتوانند امنيت منطقه اي پايدارتري را ايجاد نمايند. تحقق اين امر نيازمند رژيم هاي اعتمادساز و گذار از ناسازه هاي امنيتي مي باشد. سوال اصلي آن است که چگونه مي توان از چالش هاي کمربند شکننده عبور کرد؟ فرضيه مقاله عبارتست از اينكه: از طريق سازماندهي الگوي امنيت هميارانه مي توان به چنين هدفي نايل شد. تبيين آن از طريق به کارگيري روش تحليل داده ها انجام مي گيرد. در اين رابطه، شاخص هاي تئوري کمربند شکننده مطرح مي شود و براي عبور از چنين شرايطي، چگونگي اجرايي سازي امنيت هميارانه بررسي مي گردد. انجام اين امر از طريق مشارکت چندجانبه بازيگران منطقه اي، تحقق امنيت سازه انگارانه، افزايش ظرفيت تلافي جويي، ارتقا ديپلماسي پيشگيرانه و افزايش همکاري هاي امنيت منطقه اي امکان پذير است. |
| كليد واژه: امنيت هميارانه، رژيم هاي اعتمادساز، ديپلماسي پيشگيرانه، کمربند شکننده، قواعد بازي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك بهار 1387; 4(1 (پياپي 11)):151-176. |
| افضلي رسول*,حسيني مجيد |
| * دانشكده جغرافيا، دانشگاه تهران |
|
عضويت احتمالي تركيه در اتحاديه اروپا كه در اين مقاله در قالب يك سناريوي ژئوپليتيكي مطرح شده است، باعث بهبود موقعيت ژئوپليتيكي ايران خواهد شد. اين فرضيه اصلي كه ادعاي مقاله حاضر را تشكيل مي دهد مبتني بر نه متغير مطالعاتي به شرح زير است: بهبود و تقويت روابط جهان غرب با جهان اسلام و امكان بهبود روابط ايران با اتحاديه اروپا، امنيت بيشتر مرزهاي ايران، افزايش سرمايه گذاري هاي اقتصادي در ايران، دسترسي آسان به بازارهاي فرامنطقه اي، افزايش اهميت انرژي ايران، تضعيف مثلث آمريكا ـ تركيه و اسراييل، حل و فصل مساله كردها، احتمال عضويت ايران در اتحاديه اروپا و افول پان تركيسم. اين تحولات كه پيامدهاي سناريوي ژئوپليتيكي نوين تركيه مي باشند ـ نسبت به ژئوپليتيك سنتي تركيه كه اساسا با هدف به چالش كشيدن موقعيت ژئوپليتيكي ايران طرح ريزي شده است ـ در جهت بروز فرصتهاي ژئوپليتيكي ايران در سطح منطقه اي و فرامنطقه اي هستند. |
| كليد واژه: ژئوپليتيک، اتحاديه اروپا، نظام منطقه اي، ترکيه، ايران |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك بهار 1387; 4(1 (پياپي 11)):177-200. |
| علي محمدي عباس*,عاملي عاطفه,قنبري قاسم |
| * دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي |
|
اگر چه نظام سياسي در هر كشور نحوه مديريت بر سرزمين را مشخص مي كند، اما مديريت بر يك سرزمين بدون تقسيم آن به واحدهاي كوچكتر امكان پذير نيست. در اين بين مركزيت، مجاورت و مرزهاي واحد اداري- سياسي سه پارامتر اصلي موثر در ناحيه بندي فضا به منظور تقسيمات كشوري است. شهرستان كرج از توابع استان تهران با جمعيت انبوه و پتانسيل هاي بسيار داراي سه بخش آسارا، مركزي و اشتهارد است كه به نظر مي رسد بخش مركزي شهرستان كه متراكم ترين منطقه جمعيتي اين شهرستان مي باشد، امكان تفكيك به بخش هاي كوچكتر به نحوي كه امكان دسترسي مطلوب تر ساكنان آن به خدمات اداري فراهم شود را داراست. ولي انتخاب مركزيت در بين شهرهاي آن به خاطر رقابت شديد ميان آنها به نحوي كه با حداقل تنش اجتماعي همراه باشد، دشوار است. از اينرو پژوهش حاضركوشيده است با استفاده از تكنيك هاي سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي و سنجش از دور ايجاد بخش يا بخش هاي جديد در منطقه امكان سنجي شده و مناسب ترين مكان ها به عنوان مركز بخش هاي جديد معرفي شود. |
| كليد واژه: سيستم اطلاعات جغرافيايي، سنجش از دور، تقسيمات سياسي - اداري، كرج، مكان يابي، تحليل شبكه، تحليل چند متغيره |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك پاييز 1386; 3(3 (پياپي 9)):5-34. |
| احمدي پور زهرا*,قلي زاده علي ولي |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
در جغرافياي سياسي، اگر به عوامل سرزمين، دولت و ملت به عنوان سه رکن بنيادين کشور نگريسته مي شود، بدون ترديد، پايتخت به عنوان مرکز هدايت دولت و گرانيگاه نيروي محرکه آن، از اهميت بالايي برخوردار است. اين در حالي است که هر دولتي، زماني که پايتخت خود را فاقد کارايي لازم در سيستم جغرافياي سياسي کشور و نيز در نظام ژئوپليتيک جهاني ببيند، سعي خواهد کرد با انتقال پايتخت به يک مکان جديد، مشکل مربوطه در گستره جغرافياي سياسي کشور را برطرف سازد. در سرزمين ايران نيز، مکان گزيني انتقال پايتخت ها معمولا در جهت رفع مشکلات جغرافياي سياسي و نيز حل مسايل ژئوپليتيکي کشور با مناطق پيراموني آن به انجام رسيده است؛ تا جايي که نياز دولت مرکزي به حمايت ملي، دليل اصلي مکان گزيني پايتخت ها در هسته ملي دولت، کنترل و اداره بهينه کشور باعث مکان گزيني آن در يک موقعيت مکان مرکزي و نيز مشکلات ژئوپليتيکي و تهديد برانگيز پيراموني باعث مکان گزيني پايتخت ها در يک موقعيت استراتژيکي و کاملا ژئوپليتيکي بوده است. بنابراين، هدف اصلي اين مقاله تبيين عوامل اصلي تاثيرگذار در فرآيند مکان گزيني پايتخت ها در سرزمين ايران مي باشد. |
| كليد واژه: ايران، پايتخت، انتقال پايتخت، جغرافياي سياسي، ژئوپليتيک |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك پاييز 1386; 3(3 (پياپي 9)):35-55. |
| اخباري محمد*,ايازي سيدمحمدهادي |
| * دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مرکز |
|
عوامل جغرافيايي بي گمان در فرآيندهاي سياسي نقش داشته و موضوع قدرت را به عنوان شالوده علم سياست تحت تاثير قرار مي دهند. فرآيندهاي سياسي نيز که در اشکال گوناگون تصميم گيري به نمايش در مي آيند، چشم انداز محيط جغرافيايي کره زمين را تغيير مي دهند. از ديدگاه نظري مي توان به وجود يک رابطه پيچيده و متعامل ميان مجموعه عوامل جغرافيايي و پديده هاي سياسي پي برد که امروزه موضوع دانش جغرافياي سياسي و علم ژئوپليتيک را تشکيل مي دهد. اين پژوهش بر آن است تا ضمن تشريح مفهوم ژئوپليتيک، به تجزيه و تحليل ماهيت، ساختار و کارکردهاي ويژه نظام ژئوپليتيک جهاني پرداخته و آن را به عنوان نظريه اي علمي معرفي کند. مناطق جديد ژئوپليتيکي در عصر پس از جنگ سرد بويژه در حوزه آسياي جنوب غربي در همين راستا قابل مطالعه است. از ميان مناطق ژئوپليتيکي منطقه جنوب غربي آسيا، خاورميانه بسيار مهم و مورد توجه نظام بين المللي بوده و در نظام بين المللي از جايگاه ويژه اي برخوردار است. بر همين اساس جايگاه خاورميانه در ساختار ژئوپليتيکي هزاره سوم مورد بررسي قرار گرفته است. |
| كليد واژه: نظام ژئوپليتيک جهاني، خاورميانه، نظام بين الملل، هزاره سوم |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك پاييز 1386; 3(3 (پياپي 9)):56-79. |
| عزتي عزت اله,يزدان پناه درو كيومرث* |
| * دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات |
|
سازمان همکاري شانگهاي يکي از سازمان هاي بزرگ امنيتي و اقتصادي در قاره آسيا است که گستره آن منطقه اوراسيا را نيز در برگرفته و از نظر استراتژيک و ژئوپليتيک و ژئواستراتژيک اهميت خاصي پيدا کرده است. اين سازمان نهادي است تازه تاسيس با حرکت تکاملي تند و سريع که مورد توجه رقبا و مجامع بزرگ اقتصادي در جهان قرار گرفته است. |
| كليد واژه: شانگهاي، ايران، ژئوپليتيک، ژئواستراتژيک، منطقه گرايي، امنيت، اقتصاد منطقه اي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه ژئوپليتيك بهار 1386; 3(1 (پياپي 7)):22-49. |
| احمدي پور زهرا*,مختاري هشي حسين,ركن الدين افتخاري عبدالرضا,وزين نرگس |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
امروزه نياز به برنامه ريزي براي دستيابي به توسعه در کشور امري بديهي است، چرا که توسعه بدون برنامه منجر به توسعه ناموزون بخش هاي اقتصادي، اجتماعي و اکولوژيکي و همچنين تشديد عدم تعادل منطقه اي و در نتيجه آسيب پذيري تضعيف وحدت ملي مي شود. در واقع برنامه ريزي ابزاري است که همه فعالان در جامعه و از جمله حکومتها بوسيله آن سعي مي کنند روند توسعه را بصورت هدايت شده مديريت نمايند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي با توجه به ضرورت هاي توسعه اي کشور و غلبه بر نابساماني هاي بوجود آمده پس از جنگ تحميلي، اولين برنامه 5 ساله توسعه در سال 1368 به مورد اجرا گذاشته شد و به دنبال آن دو برنامه توسعه ديگر نيز تدوين و اجرا شدند، در حال حاضر نيز برنامه چهارم توسعه در حال اجرا مي باشد. علي رغم اجراي سه برنامه توسعه، وجود مناطق محروم و توسعه نيافته در کشور اين سوال مطرح مي کند که آيا شتاب توسعه که عبارتست از «ميزان تغيير درجه توسعه يافتگي استانهاي کشور در سال پاياني برنامه توسعه نسبت به سال ابتداي همان برنامه» براي همه استانها در هر يک از برنامه هاي توسعه از روند مثبتي برخوردار بوده است؟ مقاله حاضر با شيوه توصيفي - تحليلي و به صورت اسنادي در پي يافتن پاسخ اين سوال است. نتايج حاصله نشان مي دهد که با اجراي هر يک از سه برنامه توسعه، درجه شتاب توسعه يافتگي همه استانهاي کشور به يک ميزان نبوده است. |
| كليد واژه: شتاب توسعه، برنامه هاي پنجساله توسعه، ايران |
| |
|
نسخه قابل چاپ |