بانک مقالات جغرافیا
| جغرافيا و توسعه بهار و تابستان 1386; 5(پياپي 9):77-90. |
| فتاحي ابراهيم,صداقت كردار عبداله |
|
خشکسالي يک پديده تکرار شونده در اقليم هاي مختلف است و اثرات آن صرفا به نواحي خشک و نيمه خشک محدود نمي شود و مي تواند در نواحي با بارش بالا و در هر فصل از سال رخ دهد. از جمله مهمترين مراحل پايش خشکسالي تعيين سنجه هايي به منظور تحليل شدت، تداوم و فراواني خشکسالي است. به منظور پايش خشکسالي و تحليل خصوصيات آن در حوضه هاي جنوب غربي ايران از داده هاي مجموع بارندگي ماهانه ايستگاههاي سينوپتيک منطقه طي دوره آماري 2000-1960 استفاده شد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه بهار و تابستان 1386; 5(پياپي 9):57-76. |
| ابراهيم زاده عيسي,بذرافشان جواد |
|
پخش فضايي اصولا چگونگي گسترش يك پديده از كانون يا كانون هاي اصلي آن را در بين مردمي كه آماده پذيرش آن پديده مي باشند توضيح مي دهد؛ البته فرآيند پخش ممكن است بلافاصله بعد از ظهور پديده صورت گيرد و يا در جريان قرن ها عملي گردد. در مقياس جهاني؛ پخش تمدن ها، تغيير كيفيت سكونتگاههاي انساني، پخش تكنولوژي، كيفيت تغذيه، جريان شهرنشيني و غير ه از مواردي است كه در طول قرن ها و هزاره ها صورت گرفته است. اما در مقياس ناحيه اي؛ شيوع امراض، گسترش گتوهاي فقر، گتوهاي قومي و غير ه نمونه ديگري از پخش فضايي پديده ها مي باشند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه بهار و تابستان 1386; 5(پياپي 9):91-106. |
| وارثي حميدرضا,قائدرحمتي صفر,باستاني فر ايمان |
|
ميزان و چگونگي توزيع خدمات شهري مي تواند نقش موثري در جابه جايي فضايي جمعيت و تغييرات جمعيتي در مناطق شهري داشته باشد و از آنجا که يکي از معيارهاي توسعه پايدار شهري توجه به توزيع متوازن جمعيت است، لذا توزيع خدمات شهري بايد به گونه اي باشد که عدالت فضايي را برقرار نمايد. در اين پژوهش به صورت موردي (مناطق شهر اصفهان در ارتباط با 14 نوع خدمات شهري در يک دوره زماني 10 ساله) مورد بررسي قرار گرفته است. اهداف اين مقاله شامل شناسايي روند تعادل جمعيتي در مناطق شهر اصفهان و شناخت اثرات توزيع خدمات در برهم خوردن تعادل جمعيتي مناطق مي باشد. |
| كليد واژه: تعادل جمعيتي، خدمات شهري، عدالت فضايي، منطقه شهري، شهر اصفهان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه بهار و تابستان 1386; 5(پياپي 9):107-124. |
| كرمي فريبا,بياتي خطيبي مريم,مختاري كشكي داوود |
|
حوضه آبريز اوجان چاي در دامنه شمالي توده كوهستاني سهند واقع شده است. به دليل حاكميت سيستم هاي فرسايشي پريگلاسير و رودخانه اي، در دامنه شمالي اين توده كوهستاني، وقوع حركات دامنه اي، جريان هاي رودخانه اي و سيلابي، از عمده ترين پديده هاي مورفوژنيك و مخاطرات ژئومورفولوژيك حوضه آبريز اوجان چاي مي باشد كه علاوه بر اين كه سكونتگاههاي روستايي و شهري را مورد تهديد قرار مي دهد، از تنگناهاي ژئومورفولوژيكي موجود بر سر راه برنامه هاي عمراني منطقه محسوب مي شود. پژوهش حاضر به ارزيابي و پهنه بندي حركات توده اي مواد در حوزه زهكشي اوجان مي پردازد و نتيجه آن با ارايه نقشه پهنه بندي خطر حركات توده اي مواد و مميزي مناطق پر خطر- كم خطر سعي دارد، برنامه ريزان و مديران اجرايي را به سوي برنامه ريزي و مديريت صحيح كاربري زمين سوق دهد. به اين ترتيب، توسعه بخش هاي مسكوني، كشاورزي، صنعتي و غير ه، در اراضي دور از مخاطرات ژئومورفولوژيكي تا حدودي امكان پذير خواهد شد. نقشه پهنه بندي خطر حركات توده اي مواد، با استفاده از نقشه هاي توپوگرافي رقومي شده به مقياس ?:????? و ????? :? و نقشه هاي زمين شناسي و ژئومورفولوژي و داده هاي سنجش از دور (تصاوير ماهواره اي ، (???? ،ETM، و بهره گيري از سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS) شامل نرم افزارهاي ARC/GIS وARC/VIEW و بر اساس هشت متغير (شيب، فاصله از گسل، فاصله از آبراهه، فاصله از جاده، فاصله از روستا يا شهر، ليتولوژي، كاربري زمين و بارش) ارايه گرديد. نتايج اين مطالعه نشان مي دهد كه در حدود 39 درصد منطقه مطالعاتي از نظر استعداد وقوع حركات توده اي مواد، در محدوده خطر متوسط تا بسيار شديد قرار دارند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه بهار و تابستان 1386; 5(پياپي 9):125-136. |
| خسروي محمود,كريمي خواجه لنگي صادق,نجارسليقه محمد |
|
نوسان قطبي (AO) به عنوان يكي از الگوهاي پيوند از دور نيمكره شمالي، عبارت است از ناهنجاري فشار جوي در تراز دريا در عرض هاي قطبي شمال و عرض هاي مياني (عرض 45 درجه شمالي). اين ناهنجاري به صورت فازهاي هاي مثبت و منفي نشان داده مي شود. الگوي نوسان قطبي، تغييرات الگوهاي فشار، دما، بارش، ارتفاع ژئوپتانسيل، جهت باد و... را در دوره هاي خاصي از سال كنترل مي كند. در اين ميان دما يكي از عناصر اقليمي بسيار حساس از نظر تاثيرپذيري از ساير عوامل تاثيرگذار اقليمي است كه تحت تاثير اين الگو قرار دارد. اين پژوهش با آشكارسازي پيوند بين الگوي نوسان قطبي و تغييرات الگوي دماي حداقل (يخبندان) در ايستگاه شهركرد، زمينه را براي پيش بيني روند تغييرپذيري اين الگوها در تقابل با هم، فراهم خواهد نمود. اين پژوهش، نشان مي دهد كه يك پيوند معكوس بين AO و دماهاي حداقل شهركرد با ضريب همبستگي 0.46- وجود دارد و بين ميانگين سالانه AO با دماي حداكثر، متوسط ساليانه دما و متوسط ساليانه فشار شهركرد نيز ارتباط وجود دارد. همچنين آشكار مي شود كه در سال هايي كه فاز مثبت AO حاكم است، با كاهش ميزان AO روزانه، دماهاي حداقل روزانه شهركرد افزايش مي يابد و بالعكس. لذا پيش بيني تغييرات دماهاي حداقل شهركرد و بويژه دماهاي زير صفر درجه سانتي گراد (روزهاي يخبندان) در طي سال هايي كه شاخص نوسان قطبي (AO) در فاز منفي به سر مي برد، منطقي به نظر مي رسد. |
| كليد واژه: نوسان قطبي(AO) ، الگوي پيوند از دور، دماي حداقل روزانه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه بهار و تابستان 1386; 5(پياپي 9):137-160. |
| حميديان عليرضا,جوان جعفر,ياسوري مجيد |
|
در اين پژوهش کوشش شده است عوامل ناکارآمدي شوراهاي روستايي که ريشه در درون روستا دارد در قالب تئوري خرده فرهنگ دهقاني راجرز و در 32 روستاي نمونه شهرستان سبزوار مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد. نتايج به دست آمده از اين تحقيق حاکي از آن است که اولا اعضاي شوراهاي روستايي که تحصيلات ابتدايي و پايين تر داشته و پيشه کشاورزي دارند غالبا رفتارشان به چهارچوب تئوري خرده فرهنگ دهقاني نزديکتر است. ثانيا شوراهاي روستايي روستاهاي بزرگتر و پرجمعيت تر تا حدي از ويژگي هاي اين نظريه فاصله مي گيرند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه بهار و تابستان 1386; 5(پياپي 9):161-180. |
| بابايي اقدم فريدون,حسين زاده دلير كريم,صدرموسوي ميرستار |
|
تمرکز جمعيت و فعاليت هاي اقتصادي در مناطق شهري در وهله اول به بروز مسايل و مشکلات اقتصادي نظير فقر و بيکاري، بالارفتن قيمت زمين و مسکن و در نتيجه عدم تکافوي مسکن، بالا رفتن هزينه هاي زندگي و در مراحل بعدي معضلات اجتماعي و فرهنگي نظير افزايش ميزان ارتکاب جرم و جنايت، بزهکاري، بالارفتن هزينه هاي اجتماعي زندگي و مواردي از اين قبيل منجر مي شود و در نهايت مسايل و معضلات کالبدي و زيست محيطي شامل توسعه بي برنامه و ناموزون شهري، ظهور مناطق فقير نشين و مناطق حاشيه نشين، انواع آلودگي هاي زيست محيطي، ازدحام ترافيکي و نهايتا شلوغي و ازدحام شهري گريبانگير شهرها خواهد شد. هدف اين مقاله، ارايه تصويري از وضعيت نامطلوب شرايط اکولوژيکي و زيستي در شهرهاي بزرگ مي باشد، لذا، امر ازدحام شهري را در مورد شهر تبريز، مورد بحث و بررسي قرار داده و نمودهاي آن را تبيين و تحليل مي نماييم. روش تحقيق، روش تركيبي متكي بر روش هاي تاريخي، توصيفي، همبستگي، علي- تطبيقي مي باشد، لذا از هر دو متدولوژي اسنادي و ميداني استفاده شده است. نمودهاي ازدحام شهري را مي توان در سه مورد ازدحام جمعيت، ساختمان ها و وسايط نقليه خلاصه کرد. ازدحام جمعيت در مناطق مسکوني شهر تبريز متاثر از پايگاه اقتصادي شهروندان بوده و رابطه مستقيمي بين تراکم ساختماني و تراکم جمعيتي وجود دارد. ازدحام شهري در حواشي شهر تبريز ناشي از فقدان نظام منطقه بندي و توزيع اصولي کاربري هاي شهري بوده و اثرات نامطلوب روحي و رواني در سطوح مختلف سکونتگاهي بر روي شهروندان مي گذارد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه بهار و تابستان 1386; 5(پياپي 9):181-196. |
| حكمت نيا حسن,موسوي ميرنجف |
|
در اين پژوهش ميزان رضايتمندي شهروندان از عملكرد شهرداري و بررسي عوامل موثر بر آن مورد بررسي و شناسايي قرار گرفت. نوع و روش تحقيق تركيبي (پيمايشي، همبستگي و اسنادي و...) بوده و از ابزار اندازه گيري پرسشنامه براي گردآوري اطلاعات از ميان 384 سرپرست خانوار نمونه كه به روش نمونه گيري خوشه اي توام با تصادفي ساده انتخاب شده بود، استفاده گرديده است. نتايج يافته ها حاكي از آن است كه ميزان رضايتمندي شهروندان از عملكرد شهرداري در سطح متوسط به پايين قرار دارد. عواملي همچون رضايت اجتماعي، آگاهي اجتماعي، مشاركت شهروندي، سن، وضعيت اجتماعي و اقتصادي بر ميزان رضايتمندي شهروندان تاثيرگذار بوده اند. به طوري كه در تحليل رگرسيون چند متغير ه و الگوي تحليل مسير مشخص شد كه متغير هاي مستقل حدود 43 درصد از تغييرات متغير وابسته را تبيين مي كنند. در اين ميان متغير هاي رضايت اجتماعي و سن به ترتيب بيشترين و كمترين سهم را در تبيين متغير وابسته ايفا مي نمايند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه پاييز و زمستان 1386; 5(پياپي 10):5-22. |
| زبردست اسفنديار,جهان شاه لو لعلا |
|
اين مقاله به بررسي ميزان مطابقت عملکرد شهر جديد هشتگرد در جذب سرريز جمعيت کلانشهر تهران و کرج با اهداف اوليه پيش بيني شده براي اين شهر مي پردازد. در اين راستا سکونتگاه قبلي، اهم دلايل مهاجرت، ميزان رضايت و قصد و تمايل ماندگاري خانوارهاي ساکن در شهر جديد هشتگرد مورد بررسي قرار گرفته است. يافته هاي اين پژوهش نشان مي دهد که هر چند شهر جديد هشتگرد از نظر زماني از برنامه هاي پيش بيني شده براي آن عقب است اما نقش و عملکرد پيش بيني شده براي آن در جذب سرريز جمعيت کلانشهر تهران و کرج و تامين مسکن، هر چند با روندي کند بطور نسبي در حال تحقق است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه پاييز و زمستان 1386; 5(پياپي 10):23-36. |
| رسولي علي اكبر,ادهمي سلام |
|
در مناطق کوهستاني شمال غرب ايران، بويژه در فصول سرد سال، بارش برف به عنوان مهمترين عنصر اقليمي شناخته مي شود. آب ذوب معادل ناشي از پوشش برفي مي تواند، با اعمال عکس العمل هاي متقابل و مرتبط به هم در يک حوضه آبريز، ساير پارامترهاي هيدرولوژيکي نظير: جريان آب هاي سطحي، نحوه تغذيه سفره هاي آب زيرزميني، وقوع سيلاب و پوشش گياهي را متاثر سازد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه پاييز و زمستان 1386; 5(پياپي 10):37-54. |
| فاضل نيا غريب* |
| * دانشگاه زابل |
|
رهيافت كلاسيك ترويج و اطلاع رساني پيرامون بخش تعاون به مناطق روستايي از اين جهت كه در انطباق با شرايط و عوامل محيطي و جغرافيايي نيست، دچار برخي كاستي هاي ساختاري است. در تلاش براي بازسازي و ارايه الگوي بهينه برنامه ريزي ترويج و اطلاع رساني تعاون خاص مناطق روستايي سوال اساسي اين است كه: عوامل و شرايط محيطي تاثيرگذار بر ميزان شناخت و آگاهي روستاييان، كدام اند و چه تاثيري بر ميزان شناخت و آگاهي تعاوني روستاييان دارند. در اين مقاله با رويكردي تبييني- تحليلي اقدام به مطالعه و تحليل برخي از مهمترين عوامل، عناصر و شرايط محيطي تاثيرگذار بر شناخت و آگاهي تعاوني روستاييان در استان سمنان پرداخته شده است. نتايج حاصل از تجزيه و تحليل آزمون فرضيات تحقيق نشان مي دهد: - رابطه معني دار آماري در سطح احتمال 1% بين ميزان شناخت و آگاهي تعاوني ساكنين مناطق مختلف روستايي و نوع روستاي محل سکونت آنها به لحاظ اوضاع طبيعي (روستاهاي دشتي، كوهستاني و كوهپايه اي) وجود دارد (sig=0/000)؛- رابطه معني دار آماري بين ميزان شناخت و آگاهي تعاوني ساكنين مناطق مختلف روستايي و نوع روستاي محل سکونت آنها به لحاظ ريخت (روستاهاي خطي متمركز و غير خطي متمركز) وجود ندارد (sig=0/081)؛- رابطه معني دار آماري در سطح احتمال 1% بين ميزان شناخت و آگاهي تعاوني ساكنين مناطق مختلف روستايي و مکان گزيني روستاي محل سکونت آنها (روستاهاي مستقر در كنار جاده اصلي و دور از جاده اصلي) وجود دارد (sig=0/001)؛- بين ميزان شناخت و آگاهي تعاوني ساکنين مناطق مختلف روستايي و تعداد جمعيت روستاي محل سكونت آنها همبستگي مثبت و خطي در سطح احتمال 1% وجود دارد (p=0/201)؛- بين ميزان شناخت و آگاهي تعاوني ساکنين مناطق مختلف روستايي و كيفيت خاك كشاورزي روستاي محل سكونت آنها رابطه معني دار آماري وجود ندارد؛- بين ميزان شناخت و آگاهي تعاوني ساکنين مناطق مختلف روستايي و كيفيت منابع آب كشاورزي روستاي محل سكونت آنها همبستگي مثبت و معني دار آماري در سطح احتمال 1% وجود دارد (p=0/215)؛ بين ميزان شناخت و آگاهي تعاوني ساکنين مناطق مختلف روستايي و متوسط بارندگي سالانه روستاي محل سكونت آنها رابطه معني دار آماري وجود ندارد. از نتايج تحقيق چنين مستفاد مي شود که در تهيه و تدوين الگوي بهينه برنامه ريزي ترويج و اطلاع رساني تعاون به مناطق روستايي، توجه به اصولي چند ضروري است که عبارتند از: اصل جريان دو سويه اطلاعات، اصل انطباق با شرايط محيطي و جغرافيايي، اصل سازگاري با ويژگي هاي فرهنگي جوامع روستايي، اصل بهره گيري از توان نهادهاي محلي در برنامه هاي اقدام براي ترويج و اطلاع رساني روستايي، اصل پوشش همگاني (دانستن حق همه است) و اصل پايداري محيطي. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه پاييز و زمستان 1386; 5(پياپي 10):55-72. |
| بابائيان ايمان,كريميان مريم,مديريان راحله,حبيبي نوخندان مجيد |
|
مدل هاي منطقه اي اقليم نظير RegCM3 قادر به شبيه سازي فرآيندهاي گوناگون اقليمي هستند. هدف از مدل سازي شناخت هرچه بيشتر تفاوت هاي بين رفتار مدل و اقليم واقعي در منطقه مورد مطالعه مي باشد. براي اين منظور بايستي با اجراهاي مختلف، حساسيت مدل را نسبت به فرآيند هاي فيزيكي و محاسباتي مطالعه و ارزيابي كرد، از آن جمله حساسيت مدل نسبت به تابش، همرفت، پوشش سطح زمين، دقت محاسباتي، دامنه و مركزيت مدل. |
| كليد واژه: مدل اقليميRegCM3، بارش زمستان ايران، طرحواره امانوئل، طرحواره كو، طرحواره گرل FC، داده هاي ديدباني شده و CRU |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه پاييز و زمستان 1386; 5(پياپي 10):73-88. |
| كامران حسن,واثق محمود |
|
در اين مقاله اصول و مفاهيم مندرج در حوزه دانش جغرافياي سياسي از حيث معرفت شناختي و فلسفه علم مورد بحث و بررسي قرار گرفته و با دسته بندي گزاره ها و قضاياي موجود در اين رشته به دو نوع 1- گزاره اخباري (وصفي) 2- گزاره انشايي (تجويزي)، نسبت و نحوه ارتباط و همچنين چگونگي تحويل آنها به يكديگر بيان گرديده است تا از اين طريق ضمن برشمردن ويژگي هاي عمومي معرفت علمي و انطباق آنها بر مفاد جغرافياي سياسي، به تبيين منطق و ماهيت علمي اين رشته پرداخته شود. روش تحقيق در اين مقاله بر اساس روش «فرضي استنتاجي» كه مبتني بر دو شيوه «استقرا» و «قياس» بطور توامان مي باشد و بهره گيري از متون و منابع كتابخانه اي تدوين گرديده و از نوع تحقيقات بنيادي و نظري محسوب مي شود. |
| كليد واژه: گزاره هاي توصيفي (اخباري)، گزاره هاي تجويزي (انشايي)، جغرافياي سياسي، معرفت علمي، ضرورت بالقياس، ضرورت بالقياس بالغير |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه پاييز و زمستان 1386; 5(پياپي 10):129-144. |
| قديري معصوم مجتبي,مهدوي حاجيلويي مسعود,مطيعي لنگرودي سيدحسن,رياحي وحيد |
|
شهر جديد گلبهار در شمال غربي شهر مشهد احداث شده و از سال 1374 به جذب جمعيت پرداخته است. با احداث اين شهر، روستاهاي اطراف شهر جديد گلبهار به جاي ارتباط با شهرهاي ديگر منطقه مانند مشهد و چناران به تعامل با شهر جديد پرداخته و حتي در برخي از زمينه ها به شدت به گلبهار وابسته شده اند. |
| كليد واژه: گلبهار، شهر جديد، مشهد، روستاهاي اطراف، روابط شهر و روستا |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جغرافيا و توسعه پاييز و زمستان 1386; 5(پياپي 10):183-198. |
| زاهدي مجيد,ساري صراف بهروز,جامعي جاويد |
|
در اين مقاله به منظور شناسايي تغييرات زماني- مکاني دماي شمال غرب ايران از 19 ايستگاه سينوپتيک منطقه که داراي دوره آماري کامل تري بوده اند، استفاده شده است. ابتدا تغييرات فضايي دماي منطقه بر اساس شاخص هاي مرکزي و پراکندگي آماري مورد مطالعه قرار گرفت و با استفاده از روش ميانيابي TPSS که کمترين خطاي MAE را داشته، اقدام به ترسيم منحني هاي هم دما و ضريب تغييرات گرديد. سپس بر اساس روش هاي آماري به بررسي تغييرات زماني دماي شمال غرب پرداخته شد. علاوه بر استفاده از روش پارامتري رگرسيون خطي با توجه به ماهيت غير خطي بودن عناصر اقليمي از روش ناپارامتري من- کندال (به عنوان روشي توزيع آزاد) بهره گرفته شده است. نتايج ماخوذه نشان مي دهد که شمال غرب ايران در دوره آماري مورد مطالعه منطقه همگني از لحاظ دمايي نبوده و متوسط دماي سالانه با ارتفاع رابطه معکوس و معني داري داشته است. نتايج نشان مي دهد، دوره ميانگين دماي ساليانه در بيشتر مناطق شمال غرب به تدريج افزايش يافته است. از حيث تغييرات بارشي، نواحي سردتر و مرتفع تر نظام بارشي متغيرتري را تجربه نموده اند. اکثر مناطق شمال غرب کشور با روند افزايشي دما مواجه بوده و اين گرمايش از غرب به شرق بارزتر است. البته در نوار باريکي از غرب منطقه مورد مطالعه روند کاهشي دما به صورت معني دار اتفاق افتاده است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |