راسخون

بانک مقالات جغرافیا

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه پاييز 1388; 7(پياپي 15):45-70.
 
 
ابراهيم زاده عيسي,رفيعي قاسم
 
 
 

با توجه به اينكه در گسترش كالبدي شهر هدف هاي متعدد و گاهي متضاد با هم (همچون؛ اختصاص زمين براي گسترش شهر و به زيرساخت و ساز رفتن اراضي كشاورزي و غيره) وجود دارد، تنها با نگاهي جامعه نگر نسبت به همه عوامل تاثيرگذار در جهت يابي توسعه كالبدي شهر،‌ مي توان اراضي بهينه را براي گسترش آتي شهر انتخاب كرد. از اين رو شناخت و مكان يابي اراضي متناسب، جهت گسترش آينده شهر، از تصميمات مهم برنامه ريزان شهري مي باشد. عمده ترين هدف در مقاله حاضر ارايه و تعيين مكان هاي مناسب جهت گسترش آتي شهر مرودشت بوده است. بدين منظور از ابزار توانمند و دقيق سيستم اطلاعات جغرافيايي براي توليد و تجزيه و تحليل نقشه ها و لايه هاي مختلف كاربري اراضي شهر مرودشت استفاده شده است. طي اين فرآيند ابتدا شاخص هاي طبيعي و انساني موردنياز و تاثيرگذار در قالب 10 شاخص (جهت شيب، قابليت اراضي، اراضي سيلاب خيز، گسل، رود، شبكه ارتباطي جاده اي، شبكه ارتباطي ريلي، صنايع، نقاط روستايي اطراف شهر و خطوط انتقال نيرو) شناسايي، تهيه و ويرايش شدند. سپس با استفاده از مدل ها و توابع تحليلي سيستم اطلاعات جغرافيايي (همسايگي، حريم، هم پوشاني و غيره). محدوده مورد مطالعه در هر يک از معيارها و شاخص ها ايجاد و نقشه جهت بهينه گسترش فيزيكي در هر لايه، تعيين گرديد. پس از اين مرحله، عمليات استانداردسازي و تلفيق لايه ها با استفاده از روش هاي هم پوشاني و تركيب نقشه اي و وزن دهي به روش رتبه اي انجام شد. در نهايت پس از تلفيق نقشه هاي به دست آمده، نقشه نهايي جهات مناسب گسترش آتي شهر مرودشت بهينه گزيني و ارايه شد.

 
كليد واژه: گسترش شهري، مكانيابي، جهات بهينه، شاخص وزن دهي، مرودشت، سيستم اطلاعات جغرافيايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه پاييز 1388; 7(پياپي 15):71-88.
 
 
عابديني موسي*
 
* دانشگاه محقق اردبيلي
 
 

حوضه آبريز ليكوان چاي با متوسط بارندگي 352.72 ميلي متر شيب و متوسط %5.36 در جنوب شرق استان اردبيل واقع شده است. گسترش چشمگير سازندهاي سطحي و زمين شناسي حساس به عوامل فرسايش مسلط بر حوضه و اثرات فرازشي نوزمين ساخت (با مقادير 0.33 و (Vf=1.4 و (Bs=2.23) سيستم آبراهه ها بشدت موجب فرسايش و انتقال مواد سست مي شوند. نتايج داده هاي مورفومتري سيستم زهكشي، ضرايب و اشكال فرم هندسي حوضه به همراه برخي از شاخص هاي ارزيابي ميزان استعداد حوضه به فرسايش خطي بويژه خندقي و فرمول هاي تجربي برآورد ميزان رسوب، نظير آرنولدس، ‌فورنيه، سپاسخواه و ... نشانگر شدت تخريب و حجم زيادي از سازندهاي خاكي از منطقه است. متوسط فرسايشزايي باران حوضه بر حسب تن در هكتار در سال با توجه به نتايج فرمول هاي مذكور 291.51 ton/hac/y و مجموع فرسايش سالانه خاك در حوضه 22446270 ton/hac/y برآورد شده نشان دهنده بالا بودن نرخ فرسايش خاك است. ميانگين اسيديته pH خاك هاي حوضه 6.14 مي باشد كه از نظر زراعي براي رويش گياهان PH مطلوب مي باشد. با وجود تمايل اسيدي بسيار ضعيف خاك است.

 
كليد واژه: حوضه ليكوان چاي، فرسايش خاك،‌ رسوبدهي، مديريت حوضه
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه پاييز 1388; 7(پياپي 15):89-112.
 
 
بريماني فرامرز,شعاع برآبادي علي*
 
* دانشگاه سيستان و بلوچستان
 
 

شهر نوعي فرهنگ پديداري است و بافت قديم جلوه هاي مادي و معنوي آن را در خود به نمايش مي گذارد. از اين منظر شهرهاي اسلامي تماما داراي بافت قديمي با اجزاي مشابه مي باشند كه بيانگر هويت اسلامي، تعامل فرهنگي و پيشينه هاي تاريخي يکسان مي باشد. شهر خواف نمونه اي از اين گونه شهرهاي اسلامي است كه عليرغم موقعيت جغرافيايي (واقع بودن در منتهي اليه شرق كشور و انزواي جغرافيايي)، زماني به عنوان كانوني از تمدن تلقي مي شده است. گرچه ويراني ناشي از جنگ و زلزله و تحولات دهه هاي اخير، تاثير نسبتا زيادي بر اجزا و ضمائم بافت قديم بر جاي گذاشت، ليكن هنوز اين بافت داراي پنج محله به نام هاي ميان ده، پايين ده، سرده، قلعه بالا و سالار باشي با اجزاي مشخص نظير ارگ قليچ خاني، مسجد جامع، مسجد خطيب، مسجد بلال، مسجد شيخ زين الدين و آب انبارهاي آقاحسين، مسجد بلال، مسجد خطيب و خواجه يار كه عمدتا مربوط به دوره تيموريان مي باشد و همچنين داراي مزار حافظ ابرو، پيراحمد خوافي، بي بي حور و بي بي نور، خواجه يار، بناهاي تاريخي نظير منزل قريشي (دوره قاجاريه)، سقابه هاي مسجد بلال، مسجد جامع و شيخ زين الدين و بازار است، كه هر يک از آنها به نوعي تجلي تجربيات فرهنگي ناشي از تعاملات كشورهاي اسلامي را در خود دارند. از اين رو هدف از اين پژوهش شناسايي و معرفي بافت قديم شهر خواف به عنوان نمونه اي از ساخت شهر اسلامي مي باشد. بدين منظور از طريق روش هاي اسنادي و پيمايشي (تمام شماري) بافت قديم اين شهر بدقت مورد ملاحظه قرار گرفته است. نتايج آن نشان مي دهد بافت قديم شهر خواف از لحاظ ساخت به ويژه كاركردي نمونه اي از شهرهاي اسلامي است كه با بازخواني مجدد آن مي توان حلقه مفقوده تعاملات گذشته را در بين كشورهاي اسلامي به نمايش گذاشت.

 
كليد واژه: شهر، بافت قديم، خواف، كشورهاي اسلامي، فرهنگ مادي و معنوي، تمدن
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه پاييز 1388; 7(پياپي 15):113-132.
 
 
فلاح قالهري غلامعباس,موسوي بايگي سيدمحمد,حبيبي نوخندان مجيد,خوشحال دستجردي جواد
 
 
 

در اين تحقيق روشي براي پيش بيني سال هاي آبي كم بارش و پربارش در منطقه خراسان بزرگ شامل سه استان خراسان رضوي، خراسان شمالي و خراسان جنوبي ارايه شده است. اين روش شامل سه گام مي باشد. در گام اول، ارتباط بين تغييرات الگوهاي سينوپتيكي شامل فشار سطح دريا، اختلاف فشار سطح دريا، دماي سطح دريا، اختلاف دماي سطح دريا و سطح 1000 ميلي باري، دماي سطح 850 هكتوپاسكال، ارتفاع معادل سطح 500 هكتوپاسكال و رطوبت نسبي سطح 300 هكتوپاسكال با بارش متوسط منطقه اي مورد بررسي قرار گرفته است.
در گام دوم محدوده هاي فازي و توابع عضويت براي الگوهاي سينوپتيكي فوق و بارش متوسط منطقه اي در مناطق منتخب توسعه داده شده است. در انتخاب اين مناطق كه مجموعه اي از نقاط در خليج فارس و درياي عمان، درياي سياه، درياي خزر، درياي مديترانه، درياي شمال، درياي آدرياتيك، درياي سرخ، خليج عدن، اقيانوس اطلس، اقيانوس هند و سيبري را شامل مي شوند، تاثيرپذيري بارندگي منطقه شمال شرق ايران از الگوهاي سينوپتيكي در مناطق فوق مورد توجه قرار گرفته است. در گام نهايي قوانين فازي براي پيش بيني بارش بر اساس تغييرات الگوهاي سينوپتيكي فوق توسعه داده شده است. از تحليل حساسيت براي به دست آوردن بهترين ساختار قوانين فازي و توابع عضويت استفاده شد. اين قوانين براي پيش بيني مجموع بارش دسامبر تا مي (آذر تا ارديبهشت) در فاصله بين سال هاي
1993-2002 مورد استفاده قرار گرفته است. نتايج نشان مي دهد مدل پيشنهادي در 70 درصد از سال ها مي تواند بارش را با دقت قابل قبولي پيش بيني كند.

 
كليد واژه: پيش بيني بارش، الگوهاي سينوپتيكي، تئوري مجموعه هاي فازي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه پاييز 1388; 7(پياپي 15):133-150.
 
 
ثقفي مهدي,اسماعيلي رضا
 
 
 

فرسايش آبكندي از پديده هاي معمول در آب و هوايي نيمه خشك مي باشد. آنها مناطق وسيع با شرايط مورفولوژيكي، خاك شناسي و آب و هوايي متفاوت را تحت تاثير قرار مي دهند. ميزان هدررفتن خاك در نتيجه ايجاد آبكندها در دهه هاي اخير به جهت فرسايش قابل ملاحظه اي اراضي تحت كشت در حوضه آبريز شاخن، مشكلاتي بسيار جدي ايجاد كرده است. با تكيه بر خصوصيات مورفولوژيكي و شكل هندسي هيدروليكي، دو نوع عمده آبكندها تشخيص داده شده:
-1 آبكندهاي موقتي كه بر روي دامنه هاي با شيب كم گسترش مي يابند؛
-2 آبكندهاي دايمي كه در نتيجه فرسايش بسيار زياد ايجاد مي شوند.
اهداف موردنظر در اين بررسي عبارتند از:
-1 تعيين توزيع مكاني اين آبكندها در منطقه مورد مطالعه -2 اندازه گيري خصوصيات، مورفولوژيكي و توپوگرافي آنها و -3 تعيين عواملي كه بازسازي و گسترش و تحول آنها را سبب مي شوند.
جهت بررسي عوامل اصلي تشكيل انواع متفاوت آبكندها، داده هاي مربوط به شرايط محيط طبيعي از قبيل: فيزيوگرافي، زمين شناسي، خصوصيات خاك،‌ كاربري اراضي و شرايط هيدرولوژيكي به طور ميداني جمع آوري شد. فرضيات مربوط به مكانيسم هاي موثر در تشكيل و تحول هر دو نوع آبكند دايمي و موقتي و خصوصيات متفاوت آنها مورد بحث قرار گرفته است. اين نوع از آبكندها تحت شرايط آب و هوايي نيمه خشك در مناطق كوچكي از حوضه آبريز شاخن در استان خراسان جنوبي مورد بررسي واقع شده اند.
بررسي هاي ميداني در خصوص مورفولوژي آبكندها و فرآيندهاي به وجود آورنده آنها در سه منطقه از محدوده مورد مطالعه كه نماينده شرايط زمين محيطي متفاوتي هستند، انجام شده است. به طوري كه اظهار مي شود، با وجود اينكه آبكند منطقه شماره
1 از محدوده مورد مطالعه در ابتدا توسط رواناب سطحي ايجاد شده، اما در حال حاضر بسيار فعال بوده و آنچنان دچار تحول شده كه فروافتادگي كف و كرانه ها مهمترين فرآيندهاي متحول كننده آن به شمار مي روند.
در مناطق مورد مطالعه، اقدامات كنترل فرسايش بايد مبتني بر افزايش تراكم پوشش گياهي بر روي زمين جهت كاهش سرعت جريان آب در اراضي بالادست مناطق داراي فرسايش آبكندي باشد تا به اين ترتيب حجم جريان در مناطق تحت فرسايش آبكندي كاهش پيدا كند.

 
كليد واژه: آبكند موقتي، آبكندي دايمي، حوضه آبريز شاخن
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه پاييز 1388; 7(پياپي 15):151-172.
 
 
نوحه گر احمد,حسين زاده محمدمهدي,پيراسته اسما
 
 
 

مقاله پيش روي با هدف بررسي قابليت هاي طبيعت گردي و تدوين بهترين استراتژي ها در جهت رونق و بهبود عملكرد مديريت طبيعت گردي در جزيره قشم صورت گرفته است. جزيره قشم به عنوان بزرگترين جزيره خليج فارس داراي پتانسيل هاي طبيعي، فرهنگي و مردم شناختي با ارزشي است كه از آن جمله مي توان به جنگل هاي حرا، گونه هاي منحصر به فرد جانوري، چشم اندازهاي زيبايي ساحلي و آثار تاريخي با ارزش همچون قلعه پرتغالي ها،‌ قلعه نادري، غار خربس و آثار به جا مانده زيادي از دوره هاي صفوي، ساساني و ساماني و فرهنگ خاص مردم بومي، پوشش، زبان، آداب رسوم و معماري خانه ها (روستاي لافت) اشاره كرد. در تحليل برنامه ريزي راهبردي جهت ارايه راهكارهاي مديريتي از روش برنامه ريزي راهبردي SWOT كه مبتني بر شناسايي نقاط قوت و ضعف (عوامل داخلي) و فرصت ها و تهديدات (عوامل خارجي) مي باشد. بهره گيري شد و حاصل آن به صورت جداول خلاصه تجزيه تحليل عوامل داخلي و خارجي ارايه گرديد. اين يافته ها براي تجزيه و تحليل نهايي به صورت جداول ماتريس برنامه ريزي كمي استراتژيك مورد استفاده قرار گرفته و نتايج نهايي نشان مي دهد كه مدل استراتژي بازنگري 5 (WO) با 16.36 امتياز با استراتژي حداكثر استفاده اقتصادي از ورود طبيعت گردها در فصول مناسب سال با حفظ ارزش هاي جزيره و مدل استراتژي رقابتي، تهاجمي (SO) 5 با امتياز 15.65 با تاكيد بر تبادلات فرهنگي شفاف با ساير كشورها به منظور معرفي قابليت ها و جايگاه فرهنگ و آداب مردم جزيره و با هدف جذب هر چه بيشتر گردشگرهاي داخلي و خارجي به عنوان بهترين استراتژي ها شناخته شد.

 
كليد واژه: طبيعت گردي، قشم، مديريت استراتژيك، SWOT
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه تابستان 1388; 7(پياپي 14):5-26.
 
 
جهان بخش اصل سعيد,گريگوريان وازگين,امام قلي زاده معصومه
 
 
 

اين تحقيق به منظور تطبيق شرايط آب و هوايي ايستگاه هاي منتخب در استان آذربايجان غربي (اروميه، خوي، سلماس، کهريز، ماکو) با نيازهاي بيوکليماتيک درخت زيتون و بررسي کمي و کيفي عناصر اقليمي موجود در منطقه، جهت کشت اين گياه صورت گرفته است. عناصر اقليمي ايستگاه ها به صورت اطلاعات روزانه در طي دوره 15 ساله (1989-2003) برسي گرديده است. پس از بررسي داده هاي اقليمي و مقايسه آنها با شرايط مورد نياز گياه زيتون، ابتدا ايستگاههايي که امکان کشت اين گياه در آنها فراهم است، مشخص گرديده و سپس با استفاده از نرم افزار AutoCad و روش هاي پهنه بندي اراضي روي نقشه هاي منطقه نمايش داده شده است. نتايج حاصل از تجزيه و تحليلي عناصر اقليمي و مطابقت آن با نيازهاي زيست اقليمي درخت زيتون نشان ميدهد که اين گياه به کاهش دما (مخصوصا به صورت ناگهاني) حساس بوده و بر اساس مطالعات انجام شده عنصر دما به عنوان يک عامل محدود کننده در منطقه مورد مطالعه ارزيابي مي شود بطوري که کشت درخت زيتون را فقط به ايستگاه هاي کهريز و اروميه محدود مي سازد.
همچنين در اين مطالعه زمان دقيق کاشت و برداشت محصول زيتون براي منطقه مورد مطالعه مشخص گرديد. با توجه به آب و هواي سرد و کوهستاني منطقه، زمان گل دهي و برداشت محصول ديرتر از ساير نواحي مي باشد. زمان گل دهي اين گياه در منطقه، خردادماه و زمان برداشت محصول اواخر شهريورماه و اوايل مهرماه بوده و براي برداشت به منظور روغن کشي، آذرماه، مناسب مي باشد.

 
كليد واژه: زيتون، پهنه بندي زراعي، هواشناسي کشاورزي، آذربايجان غربي
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه تابستان 1388; 7(پياپي 14):27-50.
 
 
مافي عزت اله,سقايي مهدي*
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

مديريت گردشگري شهري به عنوان يک وزنه تعادلي در چارچوب دستيابي به گردشگري پايدار شهري مي باشد. هر گونه ناکارآمدي مديريت گردشگري شهري بنا پيچيدگي جريان گردشگري در عصر حاضر پيامدهاي منفي بسياري را به دنبال دارد. از اين رو اهميت بررسي مديريت گردشگري شهري با توجه به مباحث مطرح شده راهکارهاي مناسب براي سنجش وضعيت و پيامدهاي جريان گردشگري در شهرها مي باشد.
در رابطه با تحليلي مديريت گردشگري شهري، مدل هاي مختلف کمي و کيفي وجود دارد که با توجه به گردشگري شهري مدل SWOT از اين مدل در برخي پژوهشهاي جغرافيايي سال هاي اخير استفاده گرديده است. آنجا که مدل SWOT يک مدل کيفي محسوب مي شود برخي محدوديت هايي را سبب ميگردد. از اين رو نگارندگان در اين مقاله با تلفيق مدل SWOT با مدل  MADMمدل ترکيبي را با عنوان MS-SWOT براي تحليل مديريت گردشگري شهري ارايه داده اند.
بر مبناي مدل فوق الذکر در يک مطالعه موردي کلانشهر مشهد در رابطه به سه سازمان مرتبط با مديريت يعني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، آستان قدس رضوي و شهرداري مورد بررسي قرار گرفت. بر اساس نتايج بدست آمده تنها سازمان با عملکرد مثبت در زمينه مديريت گردشگري، شهرداري مشهد مي باشد. اما سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و سازمان آستان قدس رضوي در مديريت گردشگري کلانشهر مشهد ضعيف عمل نموده و با چالش ها و تهديدهاي برون سيستمي بسياري روبرو مي باشند. بر مبناي نتايج بدشت آمده راهکارها و پيشنهاداتي در زمينه شکل گيري مديريت متمرکز گردشگري در کلانشهر مشهد ارايه گرديد.

 
كليد واژه: مديريت گردشگري شهري، مدل MS-SWOT ، کلانشهر مشهد
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه تابستان 1388; 7(پياپي 14):51-68.
 
 
خسروي محمود,اكبري محمد
 
 
 

استان خراسان جنوبي به دليل واقع شدن در منطقه خشک و حاشيه کوير با حوادث طبيعي مختلف از جمله خشکسالي مواجه است. لذا بررسي ويژگي هاي خشکسالي در اين منطقه ضروري مي نمايد. براي اين منظور داده هاي آماري يک دوره 30 ساله (2003-1974) در استان خراساني جنوبي مبناي کار قرار گرفت. در اين پژوهش شاخص بارش استاندارد (SPI) با در نظر گرفتن مزايايي که در تحليل منطقه اي و ايجاد ارتباط زماني بين رخدادهاي خشکسالي در نواحي مختلف يک پهنه دارد، انتخاب و با به کارگيري نرم افزارهاي GIS مانند Arc Map، Areview و ... خصوصيات آماري بارش ماهانه تجزيه و تحليل شده است. هدف اصلي اين تحقيق مشخص کردن نواحي داراي استعداد بالاي خشکسالي، طول دوره و مدت خشکسالي است که براي ايستگاههاي مختلف مشخص شد.
در طول اين دوره شديدترين خشکسالي در سال 2001 اتفاق افتاده است. کمترين
SPI مشاهده شده مربوط به ايستگاه نهبندان با مقدار (-2.18) است. شديدترين ترسالي منطقه نيز در دوره آماري مربوط به سال 1982 مي باشد که بيشترين مقدار SPI مربوط به قاين با 2.65 مي باشد.

 
كليد واژه: خشکسالي، خراسان جنوبي، شاخص استاندارد بارش (SPI)، مقياس زماني، پهنه بندي، دوره برگشت
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه تابستان 1388; 7(پياپي 14):69-82.
 
 
مشيري سيدرحيم,مهدوي حاجيلويي مسعود,عليايي محمدصادق*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران
 
 

زنان به عنوان نيمي از جمعيت هر کشور، نقشي تعيين کننده در کارهاي توليدي و مشاغل اجتماعي دارند. بطوري که اين قشر از جامعه در کنار مسووليت ها و فعاليت هايي که در خانواده به عنوان مادر و همسر بر عهده دارند، در فعاليت هاي اقتصادي و توليدي نيز نقشي مهم ايفا مي کنند. در اين ميان، سهم زنان روستايي در فعاليت هاي توليدي و مراحل مختلف کشاورزي اعم از کاشت، داشت و برداشت، دامداري، باغداري و غيره بسيار تاثيرگذار است. به عبارت ديگر، فقدان آنها در اين عرصه ها نه تنها خانواده را در عرصه وظايفي که به عنوان مادر و همسر بر عهده دارند، دچار مشکل مي سازد، بلکه به عنوان نيروي کارآمد و بسيار موثر، از نقطه نظر اقتصادي جامعه روستايي را نيز دچار بحران جدي مي کند. در اين مقاله به اين مهم از ديدگاه اقتصادي توجه شده است، در عين حال در اين پژوهش با دو پرسش اساسي روبرو بوديم که يافتن پاسخ آنها مي تواند در اين زمينه رهگشا باشد. اين سوالات عبارتند از:
1- آيا بين ميزان سهم نيروي کار زنان روستايي ديواندره کردستان در واحدهاي بهره برداري با درآمد خانوار رابطه مستقيم وجود دارد؟ 2- آيا بين ميزان تحصيلات زنان روستايي ديواندره کردستان در واحدهاي بهره برداري با سهم آنان در درآمد خانوار رابطه اي وجود دارد؟
براي يافتن پاسخ و آزمون اين دو سوال که به عنوان فرضيه تحقيق نيز مطرح بوده است، داده هاي مورد نياز از طريق اسنادي و عمليات پيمايشي گردآوري فراهم آمد و همچنين از روش مصاحبه حضوري نيز استفاده شده است. تجزيه و تحليل داده ها به روش توصيفي و آماري انجام گرديد. نتايج يافته ها بيانگر آن است که اولا بين ميزان نيروي کار زنان روستايي در واحدهاي بهره برداري و سهم آنان در درآمد خانوار رابطه مستقيمي وجود دارد، زيرا با
r=0.75 ضريب همبستگي آن رابطه معناداري را تاييد نموده است.
ثانيا در خصوص رابطه ميزان سواد زنان با سهم آنها در درآمد خانوارهاي روستايي اين رابطه معکوس بوده و ضريب همبستگي
-71 درصد را نشان مي دهد. البته بخش اعظم زنان روستايي مورد مطالعه بي سواد يا کم سواد (85 درصد) بوده اند، ليکن در ميان درصد با تحصيلات بيشتر و اشتغال اين رابطه معکوس بوده که بيانگر نامناسب بودن آموزش هاي مرتبط با فعاليت هاي روستايي مي باشد.

 
كليد واژه: زنان روستايي، نيروي کار زنان، ميزان تحصيلات زنان، سهم زنان در درآمد خانوار، ديواندره
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه تابستان 1388; 7(پياپي 14):83-100.
 
 
كرم عبدالامير*
 
* دانشگاه تربيت معلم تهران
 
 

پارامترهاي توپوگرافيکي حاصل از مدل رقومي ارتفاعلي زمين (DEM)، داده هاي با ارزشي در مورد خصوصيات سطحي زمين فراهم مي آورند. از اين پارامترها به عنوان داده هايي براي تحليل زمين در ژئومورفولوژي کمي استفاده مي شود. با بهره گيري از پارامترهاي توپوگرافيکي در کنار استفاده از سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS) و فناوري رايانه اي، امکان پذيري طبقه بندي، ترسيم و تشريح هندسي اشکال ژئومورفولوژي فراهم مي شود. در اين بررسي با استفاده از چهار پارامتر توپوگرافيکي (ارتفاع، شيب زمين، انحناي پروفيل و انحناي پلاني متريک) مستخرج از مدل رقومي ارتفاعي زمين و سيستم اطلاعات جغرافيايي و از طريق تکنيک تحليل داده هاي خود سازمان يابنده تکراري (ISODAT) بخشي از زمين منظرهاي شمال غرب شهر شيراز از نظر واحدهاي ژئومورفولوژيکي طبقه بندي شده اند. نتايج طبقه بندي شامل پنج طبقه (و هفت زمين منظر اصلي) يعني: 1- کوهستان هاي نسبتا مرتفع، 2- مخروطه افکنه ها و پايکوههاي مرتفع، 3- تپه هاي کم ارتفاع، 4- دشت و سطوح هموار و 5- کوههاي کم ارتفاع و تپه هاي مرتفع است. نتايج حاصل از طبقه بندي مذکور با نقشه تيپ هاي ارضي منطقه شيراز مقايسه شد و تحليلي نتايج نشان داد که استفاده از پارامترهاي توپوگرافيکي و روش تحليل داده هاي خود سازمان يابنده تکراري (ISODAT) تکنيکي نسبتا کارآمد و مناسب براي طبقه بندي زمين است. اين روش آسان، کم هزينه، سريع و نسبتا دقيق است و در اغلب بسته هاي نرم افزاري سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي قابل استفاده مي باشد. 

 
كليد واژه: طبقه بندي زمين منظر، سيستم اطلاعات جغرافيايي، ژئومورفولوژي کمي، مدل رقومي ازتفاعي زمين، تحليل سرزمين، تکنيک تحليل داده هاي خود سازمان يابنده تکراري، شيراز
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه تابستان 1388; 7(پياپي 14):101-120.
 
 
رحماني فضلي عبدالرضا,بوذري سيما
 
 
 

توانايي هاي انسان از طريق دانايي حاصل مي شود و براي کسب آن مي بايست سرمايه گذاري کرد. به همين دليل بسياري از صاحب نظران در امر توسعه روستايي معتقدند: «توانمند نمودن روستاييان، بنيان توسعه روستايي است و روستاييان مجريان اصلي طرح هاي توسعه در اين بخش مي باشند و لازمست تا در تمامي مراحل آن مشارکت داشته باشند». وجود مشارکتي فعال و آگاه مستلزم کسب آگاهي هاي لازم در اين زمينه مي باشد. اگرچه، نهادهاي آموزشي به صورت رسمي و غيررسمي از دير باز فعاليت هاي گسترده اي را در اين خصوص آغاز کرده اند، اما در اين ميان رسانه هاي جمعي، با برد بسيار وسيع و کارکردهاي متنوع آموزشي، خبري و تفريحي، مي تواند نقش بسيار موثر و سازنده تري در آگاه سازي، آموزش دادن و بسيج همگاني روستاييان جهت مشارکت همه جانبه در انجام طرح هاي توسعه روستايي داشته باشند. به کارگيري رسانه ها در افزايش آگاهي روستاييان در ايران از جديدترين رويکردهاي مباحث جغرافيايي است که لازم است بدان توجه ويژه نمود. اين مقاله تلاش دارد با مطالعه روستاهاي استان قزوين، ميزان تاثيرگذاري رسانه هاي جمعي را در افزايش آگاهي روستاييان (در ابعاد اقتصادي) مورد بررسي قرار دهد.
مطالعه فوق بر پايه روش پيمايشي و تکميل بيش از 498 پرسشنامه و مصاحبه با روستاييان ساکن در روستاهاي استان شکل گرفته است. نتايج حاصله نشان مي دهد که کارکرد وسايل ارتباط جمعي در افزايش آگاهي اقتصادي روستاييان در روستاهاي استان قزوين عليرغم برخورداري از زير ساخت هاي نسبتا مناسب ارتباطي و دسترسي نسبي به رسانه ها، در حاشيه قرار دارد و مرکزيت با ارتباطات ميان فردي و گروهي و به صورت شفاهي است. هر چند که بر اساس يافته هاي به دست آمده، اين مساله نمي تواند تعجب آور باشد. چرا که اولا روستاييان در تهيه و توليد برنامه ها و محتواي آنها هيچ نقشي ندارند و ثانيا کارشناسان مربوطه، غالبا بدون توجه به نياز روستاييان و عدم شناخت کافي از ويژگي هاي محيط روستايي به توليد برنامه مي پردازند. که اکثرا براي روستاييان نامانوس و غيرقابل استفاده مي باشد. به همين خاطر روستاييان به منظور کسب آگاهي از انواع شيوه هاي جديد توليد و بهره برداري از زمين، بازار و ... از تعاملات فردي و ارتباط با مروجين بيشترين استفاده را مي برند.

 
كليد واژه: توسعه روستايي، رسانه هاي جمعي، افزايش آگاهي، بخش اقتصادي، روستاهاي استان قزوين
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه تابستان 1388; 7(پياپي 14):141-172.
 
 
ستاريفر محمد,احمدي حاجي كلايي حميد,نصيري حسين
 
 
 

ايران براي سامان دهي به معادلات چند هزار ميلياردي دلاري منطقه جهان، از موقعيت جغرافيايي برجسته اي برخوردار است. جرياني که با خلق ظرفيت هاي نوين فراوان قادر است در سطحي گسترده، با ايجاد پويايي در کسب و کار، اشتغال، درآمد و انباشت سرمايه، به گونه اي پايدار به فرآيند توسعه در کشور دامن بزند. موقعيت محور شرق کشور با تاکيد بر جايگاه چابهار براي ترانزيت کالا، نفت، گاز و خطوط لوله آسيا مرکزي و نيز روان سازي مبادلات افغانستان محصور در خشکي، از مزيت هاي اشکاري برخوردار است؛ قابليت هايي که به ويژه در نتيجه تحولات وسيع در صفحات شمالي و شرقي کشور، بر قوت آن به مراتب افزوده شده است. محور شرق موقعيتي ارتباطي دارد و چابهار با استعددهاي بالقوه بسيار به ويژه در زمينه هاي بازرگاني و ترانزيت گرانيگاه اين تحول است. اين داد و ستد عظيم با عبور از محور شرق، علاوه بر ايجاد رونق در اقتصاد و اجتمع محيط، با توليد نقش هاي مکمل براي شمال و جنوب سيستان و بلوچستان (و نيز استان هاي خراسان) و شکل دهي به ستري پايدار براي پيوند منافع، همزيستي و مداري تاريخي را در منطقه نهادينه خواهد کرد. تحقق اين فرآيند ليکن، مستلزم توجهي دوباره به توسعه بندر، راههاي پسکرانه و بهسازي و تکميل آنها و روز آمد کردن تجهيزات و قوانين و نيز سرمايه گذاري براي توسعه کريدورهاي ترانزيتي، که هيچ ترديد در اقتصادي بودن آنها نيست، خواهد بود. جمهوري اسلامي ايران، با توجه به ملاحظات ژئوپولتيک و ژئواکونوميک منطقه و در پرتو چشم اندازي آينده نگر، مي تواند جايگاه خود را براي اتصال شمال-جنوب و شرق-غرب، در نظام نوين بين المللي تثبيت و ارزش موقعيت استرتژيک خود را به مراتب ارتقا بخشد و از رهگذر اين مبادلات عظيم، ظرفيت هاي جديد براي انباشت سرمايه ها، به عنوان موتر توسعه در کشور و محور شرق خلق کند.

 
كليد واژه: محور شرق، چابهار، موقعيت سرزميني، توسعه پايدار، مبادلات منطقه اي-جهاني
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه تابستان 1388; 7(پياپي 14):121-140.
 
 
بهنيان فر ابوالفضل,قنبرزاده هادي,فرزانه عباس علي
 
 
 

حوضه آبريز اخلمد که در سازنده هاي آهکي کارستي شونده مزدوران و چمن بيد واقع شده است متعلق به دوران مزوزوئيک بوده و در اثر عوامل اقليمي، هيدرولوژيکي و ليتولوژيکي پديده ها و مناظر کارستي بسيار جالبي در آن به وجود آمده است. وجود پديده هاي متنوع اپي کارست و کارست عمقي در اين پهنه آهکي باعث گرديده که اين ناحيه به عنوان يکي از نواحي گردشگري مهم در سطح استان خراسان رضوي قلمداد شود. در اين ناحيه ذخاير آب زيرزميني به صورت آبخوان ها کارستي که براي مصرف شرب شهر مشهد در نظر گرفته شده است، ضرورت انجام تحقيقات ژئومورفولوژي کارست و مديريت آب کارست را مي طلبد. در حال حاضر 25% جمعيت جهان از منابع آب کارست براي شرب استفاده مي کنند (گيليسون، 23:2004) هدف اصلي از اين تحقيق شناسايي و طبقه بندي اشکال کارستي در مقايس ماکروژئومورفولوژي و ميکروژئومورفولوژي در حوضه اخلمد بوده است، از انجا که پهنه هاي کارستي در بينالود شمالي بسيار گسترده هستند و از منابع آب سطحي و عمقي اين آبخوان هاي آهکي به منظور آب شرب براي جوامع شهري و روستايي استفاده مي شود شرورت مطالعات ژئومورفولوژيکي در اين پهنه هاي کارستي مي تواند مديران سرزمين را در کنترل آلاينده هاي آب کارست از طريق اشکال ژئومورفولوژيک کمک نمايد.

 
كليد واژه: ژئومورفولوژي کارست، دولين، غار کارست، آبخوان کارست، لاپيه (کارن)، کارست زايي، آون و سنگچال
 
 

 نسخه قابل چاپ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
جغرافيا و توسعه بهار 1388; 7(پياپي 13):5-26.
 
 
ساري صراف بهروز,بازگير سعيد,محمدي غلام حسن
 
 
 

شناخت اقليم و بررسي نيازهاي اقليم شناختي گياهان زراعي از مهمترين عوامل موثر در توليد است. با بررسي هاي هواشناسي کشاورزي مي توان امکانات بالقوه اقليمي را در مناطق مختلف مشخص و از آنها حداکثر بهره برداري را نمود. نظر به اهميتي که عوامل اقليمي در توليدات ديم داشته، همچنين به علت توانايي هاي بالقوه ديم زارهاي استان آذربايجان غربي، بررسي جامعي بر اساس آمارهاي بلندمدت عناصر اقليمي انجام گرفت. براي انجام اين مطالعه از سامانه هاي اطلاعات جغرافيايي استفاده شد. پارامترهاي مورد استفاده در اين تحقيق عبارتند از: احتمال وقوع بارش سالانه 300 ميلي متر و بيشتر، مقادير بارش پاييزه، بهاره و ژوئن (خرداد) با احتمال وقوع 75%، احتمال وقوع دماهاي مناسب (14-8 درجه سانتيگراد) در مرحله جوانه زني گندم ديم، احتمال وقوع دماي حداکثر روزانه 25 درجه سانتيگراد و بيشتر در مرحله گل دهي و احتمال وقوع دماي حداکثر روزانه 30 درجه سانتيگراد و بيشتر در مرحله پر شدن دانه. براي بررسي پارامترهاي بارش از 26 ايستگاه و پارامترهاي دما از 13 ايستگاه هواشناسي موجود در منطقه استفاده گرديد. براي دستيابي به تاريخ رسيدن به مراحل مختلف رشد گندم، از درجه- روزهاي رشد (GDD) استفاده شد.
با بهره گيري از نيازهاي رويشي (شرايط اقليمي مطلوب) گندم ديم، لايه هاي اطلاعاتي کلاسه بندي و ارزش وزني هرکدام از پهنه ها مشخص شد. نهايتا با همپوشاني و تقاطع لايه هاي اطلاعاتي به روش «ارزش وزني طبقه بندي شده» مخدوم، نقشه نهايي که پتانسيل هاي اقليمي را براي کشت گندم ديم در استان آذربايجان غربي نشان مي داد تهيه گرديد. نتايج نهايي نشان دهنده اين واقعيت است که نقش هر يک از عناصر اقليمي بارش و دما، متناسب با مراحل مختلف رشد، در مناطق مختلف استان متفاوت است همچنين از طريق انطباق لايه هاي موثر در فرايند کشت ديم گندم در محيط
GIS، امکان شناخت ميزان مطلوبيت مناطق جهت کشت اين گياه زراعي ارزشمند وجود دارد.

 
كليد واژه: پهنه بندي، پتانسيل اقليمي، آذربايجان غربي، گندم ديم، GIS