بانک مقالات جغرافیا
| تحقيقات جغرافيايي زمستان 1383; 19(4 (پیاپی 75)):106-128. |
| حافظ نيا محمدرضا,اعظمي هادي,مجتهدزاده پيروز,احمدي پور زهرا |
|
شناخت و تعيين كشورهاي كانوني و پيراموني در مناطق مختلف جغرافيايي كمك شاياني براي بررسي و آگاهي از ساختار نظام قدرت منطقهاي ميكند. براي شناخت اينگونه كشورها نياز به ردهبندي بر اساس قدرت ملّي آنها ميباشد. با تعيين سطح و وزن ژئوپليتيكي هر يك از كشورها ميتوان سطوح قدرت ملّي آنها را مورد سنجش قرار داد. سنجش قدرت ملّي كشورها مستلزم ارزيابي و محاسبه مؤلفهها و عوامل مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي، سرزميني، نظامي، فرهنگي و علمي كشورها ميباشد كه محاسبه مجموع امتيازات عوامل مذكور نشانگر ميزان و سطح قدرت ملّي و تعيين جايگاه آنها در ميان كشورها و در سطح منطقهاي و قارهاي ميباشد. شناخت و درك اهميت قاره آفريقا در ابعاد مختلف اقتصادي، سياسي، سرزميني و ... در بدو ورود به هزاره سوم و بذل توجّه به كشورهاي محوري و قطب آن، كمك مؤثري در تدوين برنامههاي كارآمد در زمينههاي مختلف هريك از كشورها ازجمله جمهوري اسلامي ايران نموده و ميزان موفّقيت، صرفهجويي در وقت و هزينهها و رسيدن به اهداف را محقق خواهد نمود. مقاله حاضر ضمن برشماري پتانسيلها و عوامل مهم ژئوپليتيكي تأثيرگذار در جايگاه هر يك از كشورها، سعي در شناخت كشورهاي مهم و مؤثر در سطوح منطقهاي و قارهاي آفريقا دارد.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي زمستان 1383; 19(4 (پیاپی 75)):129-151. |
| پاپلي يزدي محمدحسين,شاطري مفيد |
|
از نظر تئوريكي بكارگيري تكنولوژي مدرن سبب تغيير و تحولاتي در ساختار و روابط اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و زيستمحيطي ميگردد. مدرنيزاسيون در بخش كشاورزي منطقه مورد مطالعه نسبت به ساير بخشها از سابقه تاريخي طولانيتري برخوردار است. مقاله حاضر به بررسي اثرات نوسازي در بخش كشاورزي در شهرستان قاين با تكيه بر تكنولوژي چاههاي عميق و نيمه عميق و اثرات اقتصادي، اجتماعي آن ميپردازد. با حفر اولين مجموعه چاههاي كشاورزي تحت عنوان شركت آبياري سفيد دشت در منطقه نيمبلوك قاين در سال 1325 مدرنيزاسيون در بخش كشاورزي در منطقه آغاز شد. ميتوان شروع مدرنيزاسيون در بخش كشاورزي شهرستان قاين را به لحاظ سابقه تاريخي نسبت به ساير مناطق استان خراسان داراي قدمت بيشتري دانست. دليل اين امر را بايستي در نقش خاندان علم و نفوذ سياسي- اقتصادي آنها در منطقه دانست. با حفر چاههاي عميق و نيمه عميق در منطقه زمينه استفاده از ساير ابزار مدرن در بخش كشاورزي فراهم شد به طوري كه اولين تراكتور نيز در سطح شهرستان در همين مزارع در سال 1327 به كار گرفته شد. در حقيقت با تحول در ساختار تكنولوژيكي، تحول در ديگر ساختارهاي موجود نيز ايجاد شده است. پيامدهاي تحولات تكنولوژيكي در منطقه داراي جنبههاي مثبت و منفي بوده است. پيامدهاي منفي عمدتاً در زمينه مسايل زيستمحيطي است. اين امر ناشي از عدم اجراي مديريت صحيح منابع طبيعي در منطقه بوده است.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي زمستان 1383; 19(4 (پیاپی 75)):71-93. |
| مفيدي عباس* |
| * گروه جغرافياي مؤسسه آموزش عالي طبرستان |
|
كشف قانونمنديهاي حاكم بر هر سامانه اقليمي، امكان تحليل و پيشبيني مطلوب آن را فراهم ميآورد. بر اين اساس اقليمشناسي سينوپتيكي منطقه درياي سرخ از اولين تحقيقات موجود تا به امروز مورد مطالعه قرار گرفت. مجموعه پژوهشهاي انجام شده را ميتوان در سه دوره يا سه فاز مطالعاتي جاي داد. در دهههاي 1940 و 1950 ساز و كارهاي اوليه بارشزا و مؤلفهاي چون كم فشار مونسوني سودان در منطقه درياي سرخ مورد توجه قرار گرفت. در اين دوره وقوع بارشهاي سيلآساي فصل پاييز در خاورميانه عمدتاً با گسترش يك زبانه كم فشاري كه از سودان به سمت منطقه درياي سرخ سپس مديترانه شرقي گسترش يافته، توصيف گرديده است. پژوهشگران اين دوره بر اين نكته تأكيد داشتهاند كه در ماه اكتبر كم فشار مونسوني سودان يك ويژگي غالب در خاورميانه محسوب ميشود. الفندي در تحقيقاتش نشان داد كه كم فشار سوداني در شرايط معمول تا حدود 15 الي 19 درجه عرض شمالي گسترش مييابد اما با زبانهاي به شكل 8 (V معكوس) به سمت شمال تا درياي سرخ شمالي امتداد پيدا ميكند. او معتقد بود كه تغييرات و نوسانات در موقعيت متوسط كم فشار سودان تنها ناشي از اثرات حرارتي بين خشكي و دريا نبوده بلكه ديناميكي است. در دهه 1960 اهميت انكارناپذير« منطقه همگرايي درياي سرخ » بر روي زندگي ملخ صحرا موجب مطالعه و بررسي دقيق ساختار گردش هواي محلي در اين منطقه گرديد. بررسي توزيع باد سطحي در امتداد درياي سرخ نشان داد كه ويژگيهاي جغرافيايي منطقه درياي سرخ نقش عمدهاي در پيدايش و تداوم بادهاي شمال- شمال غربي و جنوب- جنوب شرقي در داخل شكاف درياي سرخ داشته است. يافتهها بيانگر آن است كه موقعيت منطقه همگرايي درياي سرخ با در نظر گرفتن شرايط سينوپتيكي و به واسطه تغييرات شدت هريك از دو باد غالب در شكاف درياي سرخ به صورت روزانه و ماهانه تغيير خواهد نمود. در دهههاي اخير (به ويژه از اواسط دهه 1990) افزايش دادههاي اقليمي به خصوص فراهم آمدن اطلاعات جو بالا، پژوهشهاي متعددي را در زمينه ارتباط الگوهاي سينوپتيكي وردسپهر مياني و فوقاني با بارشهاي سيلزا بر روي منطقه درياي سرخ و خاورميانه در پي داشته است. برپايه اين مطالعات شكلگيري مناطق همگرايي اوليه در منطقه درياي سرخ نتيجه تأثير متقابل «جريانهاي وردسپهري» و« ويژگيهاي توپوگرافي» ميباشد. درعين حال تكوين و گسترش كم فشارهاي منطقه درياي سرخ و جابجايي و انتقال آنها در خاورميانه به موقعيت و شدت جت جنب حاره و نيز عمق و امتداد محور ناوه عرضهاي مياني در شرق مصر بستگي دارد. نتايج مطالعات اخير نشان ميدهد كه زبانه كم فشار درياي سرخ نتيجه « فرآيند چرخندزايي بادپناهي» در منطقه درياي سرخ بوده و كوههاي مرتفع فلات اتيوپي و كوههاي عسير بيشترين نقش را از اين جهت دارا هستند.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي زمستان 1383; 19(4 (پیاپی 75)):152-172. |
| ابراهيم زاده عيسي,نگهبان مروي محمد |
|
تحولات شهري برونزا كه عمدتاً شهرگرا و تمركزطلب ميباشد، در سدة اخير تحولات ساختاري شگرفي را در نظام شهري و شهرنشيني ايران رقم زده است. به طوريكه جمعيت شهرنشين كشور از حدود 6/20 درصد در سال 1279 به بيش از 3/61 درصد در سال 1375 رسيد؛ كه اين تحول ناشي از گسترش شتابان شهرنشيني در كشور ميباشد. در عين حال طي اين مدت شبكه شهري كشور به هم خورد و تمركز جمعيت در شهرهاي بزرگ مهمترين ويژگي نظام شهري اين دوره ميباشد. ساماندهي و برنامهريزي منسجم به منظور بهبود كيفيت زندگي شهروندان و فضاي شهري از يك سو و كنترل و مهار حاشيهنشيني و شكلگيري شهركهاي خودرو و بيبرنامه در اطراف شهرهاي بزرگ از سوي ديگر، ضرورت شكلگيري و طراحي شهرهاي جديد با برنامه را حتمي ساخته است. با اين وجود ميبايست در سياستهاي كلان توسعه شهري كشور، ضعف مديريتي در ساختار اداري، اجرايي اين شهرها و بالاخره محدوديتهاي ناشي از خلاء هويت در شهرهاي جديد، تجديد نظر نمود. رفع اين نقيصهها ميتواند در ارتقاء جايگاه شهرهاي جديد در نظام شهري كشور نقشآفرين باشد. به طور كلي عمدهترين مسائلي كه باعث عملكرد ضعيف شهرهاي جديد كشور شدهاند، عبارتند از: نخست: فقدان برنامهريزي منطقهاي و توجه صرف به طرحهاي شهري كه نتيجه اين امر در غالب موارد باعث ايجاد صدمات جبرانناپذير به توان زيستمحيطي و منابع غيرقابل احياء بوده است. اين عامل متوجه انواع توسعهها و ساخت و سازها ميشود كه در مورد شهرهاي جديد نمودي قويتر دارد. دوم: اعلام اين مطلب كه از سوي وزارت مسكن و شهرسازي كه اين شهرها بدون كمك دولت ساخته ميشوند و در نتيجه هيچ يك از بخشها و دستگاههاي دولتي تعهدي براي پاسخگويي به نيازهاي اين شهرها ندارد. اين امر سبب بار مالي سنگيني براي مديران شهرهاي جديد شده است. سوم: مهمترين مشكل شهرهاي جديد در تمام دنيا فقدان هويت است؛ در مورد شهرهاي جديد ايران نيز از آن رو كه فاقد يك خصيصه متمايز هويتي است هيچ انگيزه غرورآميزي براي شهروندان آن كه خود را وابسته به آن بدانند ايجاد نكرده است.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي پاییز 1383; 19(3 (پیاپی 74)):78-91. |
| علومي يزدي محمدتقي* |
| * دانشگاه يزد |
|
در اين مقاله، كوشش شده است استدلال گردد كه نوزاد انسان در بدو تولد نه حقوقدان است و نه رفتار ضدّاجتماعي دارد ولي هرگاه محيط خانوادگي و اجتماعي او ناسالم باشد، احساسها و شناختهاي او نسبت به خود، ديگران و مقرّرات اجتماعي ناسالم خواهد شد. پردازش احساسها و شناختها را «نگرش» خواندهايم و با اجراي دو طرح پژوهشي در استان يزد به اين نتيجه رسيدهايم كه بزهكاران نوجوان اكثراً قربانيان جهل خانوادگي و جبر محيط اجتماعي خود هستند، به طوري كه ميتوان آنان را « بزهديده » ناميد. نظر به اين كه در همه كشورهاي جهان به طور نسبي اين بزهديدگان كم سال وجود دارند، سازمان ملل متّحد (يونيسف) اخيراً (در سال 1999) اين افراد را در طرحي به نام « طرح حكميّت براي كودكان » مورد حمايت قرار داده است. در استانهاي ايران ميتوان با اجراي صحيح اصل سيام قانون اساسي و نظارت مداوم بر اجراي ماده 77 «آييننامه اجرايي مدارس» ميزان بزهكاري كودكان و نوجوانان و گرايش بيرويه آنان به كجرويهاي اجتماعي را كاهش داد.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي پاییز 1383; 19(3 (پیاپی 74)):51-77. |
| پاپلي يزدي محمدحسين* |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
آمايش و ساماندهي سرزمين و فضاي جغرافيايي در ايران برمبناي نظريات سرمايهداري طراحي شده است. به همين جهت مناطق كشور به صورت نامتعادل توسعه يافته است و اين امر يكي از دلايل افزايش تضاد طبقاتي در ايران است. در صورتي كه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بحث عدالت اجتماعي و تعادلهاي منطقهاي را مطرح ميكند، مقاله ميخواهد نظر جغرافيدانان در كاربرد ايدئولوژيها و انديشههاي سياسي در طراحي فضا و آمايش سرزمين را جلب كند، و نشان دهد جغرافياي فاقد تفكر فلسفي به بيراهه ميرود و جغرافيدانان فاقد تفكر فلسفي در حد يك ابزار علمي بيش نيستند. مقاله مثالهايي را از ساماندهي فضاي كشاورزي- روستايي- شهري و معدني كشور برمبناي نظريات سرمايهداري و طرحهاي مصوب دولت 1332 به بعد نشان ميدهد و از جغرافيدانان ايران ميخواهد برنامههاي فضايي و آمايشي كشور را مورد نقد و بحث قرار دهند تا راهكارهاي مناسب براي رعايت عدالت اجتماعي و تعادلهاي منطقهاي پيدا شود.
|
| كليد واژه: |
| |
| تحقيقات جغرافيايي پاییز 1383; 19(3 (پیاپی 74)):92-103. |
| مددي عقيل,رضايي مقدم محمدحسين,رجايي اصل عبدالحميد |
|
درياچه نئور از نظر تكتونيكي يك گرابن يا چاله فروافتاده است كه در اثر تأثير عوامل تكتونيكي به وجود آمده است. گسل نئور و گسل غرب درياچه عامل اصلي در تشكيل و تكوين چاله نئور بوده است، كه بعد از دوره ائوسن فعال بوده است. با توجه به اينكه گسلهاي مزبور سنگهاي دوره ائوسن را شكسته، سن تقريبي چاله درياچه ائوسن بالايي ميباشد. به دنبال اين حوادث، در دوران سرد يخچالي درجه حرارت و تبخير كمتر از حال بوده است، ورودي آب به درياچه بيشتر شده و موجب پر شدن آن گرديده است. در نتيجه حوضه درياچه نئور به شبكه زهكشي خارجي (قرهسو) پيوسته است. به علت ارتفاع زياد منطقه از سطح دريا (2500-3200 متر) سيستم فرسايش شبكه آبراههاي زير حوضههاي قرهسو و پريگلاسير در گذشته با شدت بيشتري عمل كرده است و هم اكنون نيز فعال است. اما شدت فعاليت آنها به اندازه گذشته نيست. تخريب سنگهاي آندزيتي و بازالتي و ايجاد لندفرمهاي گوناگون در حوضه آبريز درياچه نئور مانند مخروط افكنهها كه در محل اتصال درياچه به كوهستان تشكيل شده، مخروطواريزهها، پديده نيواسيون و ... حاصل اين فرسايش است. در اين مطالعه ميخواهيم نحوه تكامل و عوامل مورفوژنز لندفرمها و عوارض ژئومورفولوژي منطقه نئور را مورد بحث و بررسي قرار دهيم.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي پاییز 1383; 19(3 (پیاپی 74)):104-125. |
| جهان بخش اصل سعيد,ترابي سيما |
|
هدف اصلي اين پژوهش بررسي تغييرات زماني درجه حرارت و بارندگي در ايران و پيشبيني مقادير آتي براي فاكتورهاي اقليمي مذكور ميباشد. بدين منظور ابتدا با استفاده از دادههاي آماري 41 ايستگاه سينوپتيك به روش تحليل خوشهاي تعداد پنج منطقه اقليمي همگون مشخّص گرديده و سپس براي هر يك از مناطق مذكور يك ايستگاه معّرف انتخاب شده است. تغيرات حدّاقل و حداكثر دماي ماهانه و مجموع بارندگي ماهانه در فاصله سالهاي 1966 تا 1995 با استفاده از مدل فصلي ميانگين متحرك تجمعي ضربي (SARIMA) براي ايستگاههاي منتخب مورد بررسي قرار گرفته است. از روش واريانس تغييرات و تست F نيز براي يافتن تغييرات اقليمي ايستگاهها استفاده شده است. |
| كليد واژه: طبقهبندي اقليمي، تغييرات اقليمي، نواحي اقليمي ايران، مدلهاي اقليمي، كلاستر آناليز |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي پاییز 1383; 19(3 (پیاپی 74)):126-142. |
| مختاري كشكي داوود* |
| * دانشگاه تبريز |
|
آذرتنه گچي قلعه سي، به صورت يك عارضه منفرد، در دامنه شمالي رشته كوهستاني ميشوداغ آذربايجان (شمالغرب ايران) واقع شده است. مطالعات ژئومورفيكي انجام گرفته در گذشته در اين منطقه بيشتر در بزرگ مقياس بوده، لذا اطلاعات مربوط به پديدههاي دامنهاي كواترنري ناكافي است. در تحقيق حاضر مورفولوژي نهشتههاي دامنهاي و فرآيندهاي ژئومورفيكي ديرينه مؤثر در آنها مورد بررسي قرار گرفته است. بر اساس يافتههاي اين تحقيق، بين سنگهاي داسيتي- تراكي داسيتي متلاشي شده توده آذرين گچي قلعه سي با اشكال سطحي دامنههاي خود كوه و دامنههاي مجاور آن، از قبيل نهشتههاي سنگي دامنهها (پشتههاي سنگي، روانههاي سنگي و دامنههاي بلوكي) و تالوس، ارتباط تنگاتنگي وجود دارد. وجود چنين اشكالي در سطح دامنهها نتيجه حاكميت آب و هواي سرد و مرطوب در دورههاي سرد گذشته ميباشد كه بهشدت متأثر از اثر جهتگيري دامنه و طول مدت تابش بوده است. نهشتههاي منفصل كواترنري بهصورت پوششي بر روي دامنههاي اطراف كوه جاي گرفتهاند و يخچالهاي سنگي و حركات تودهاي بهويژه لغزش لايههاي رسوبي دوران سوم نقش عمدهاي در انتقال اين عناصر پوششي بهطرف پائيندست داشتهاند. در حال حاضر نتيجه فعاليت ذوب و يخبندان فصلي در سطح دامنههاي منطقه بهصورت تشكيل سطوح شيبدار، نوارهاي سنگي، جوشهاي گلي و مغزه يخي در داخل نهشتهها ظاهر ميشود. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي پاییز 1383; 19(3 (پیاپی 74)):143-158. |
| جعفرزاده حقيقي فرد نعمت اله,بسيم يلدا,افشاري مارال |
|
مطالعات ارزيابي زيست محيطي طرح ساماندهي آبراهه كارون پس از جمعآوري و تجزيه و تحليل اطلاعات، جهت بررسي اثرات مختلف پروژه بر محيط زيست منطقه با روشهاي شبكه، صورت ريز ساده و ماتريس تصويري به صورت اختصاصي براي طرح ساماندهي كارون انجام گرفته است. در اين مطالعه، وضعيت موجود محيط زيست در محدوده بلافصل و پيرامون طرح تشريح شد و پارامترهاي كمي و كيفي با استانداردهاي ملي و در صورت عدم وجود استاندارد در برخي موارد براساس ميزان تغيير نسبت به وضع موجود و تأثير بر عناصر حساس زيست محيطي و در مواردي قضاوت تخصصي و كارشناسي، مورد مقايسه و سنجش قرار گرفته است. در اين روش اطلاعات مربوط به گزينه فني اجرايي با توجه به اهداف سه گانه طرح (شامل كنترل سيلاب، برنامهريزي منابع آب و كشتيراني) ابتدا با روش شبكه ارتباطات به طور جداگانه غربال گرديده و سپس انواع اثرات در صورت ريزهاي ساده و نيز شدت و اهميت آثار توسط ماتريسهاي تجسمي ارزيابي شدهاند. ضرايب انتخابي جهت ارزشگذاري اثرات برحسب شدت و اهميت آنها، درصد تأثيرپذيري عناصر زيست محيطي، فعاليتهاي برجسته طرح و فاكتورهاي حساس محيط زيست موجود تعيين شدهاند. جهت تلفيق اهداف سهگانه طرح و تعيين عوامل مشترك تحت تأثير پروژه، از يك ماتريس تلفيقي توسعه يافته در گروه مطالعات ارزيابي بهره گرفته شده است. در اين ماتريس، عوامل مشترك براساس ضريب ارزش فعاليت، اثر و عنصر زيست محيطي غربال شده و يكايك اثرات مثبت و منفي هر فعاليت برجسته بر هر عنصر شاخص زيست محيطي، محاسبه گرديده است. نتايج حاصل از روشهاي فوق الذكر، بيانگر بيشتر بودن آثار مثبت گزينه برتر فني طرح نسبت به آثار منفي آن ميباشد. جهت كاهش اثرات سوء زيست محيطي پروژه، روشهاي مديريت زيست محيطي مانند دقت در نحوه اجراي عمليات، احياء زيستگاههاي بستر رودخانه و زونهاي اراضي از طريق بازكاشت پوشش گياهي، حفاظت از بسترهاي تخمريزي آبزيان و جلوگيري از احداث دايك در بيشهزارها پيشنهاد گرديدهاند و پس از آن راهكارهايي جهت كنترل و پايش پارامترهاي كيفي محيط زيست و دستورالعملهاي دقيق جهت كنترل هر فاكتور زيست محيطي ارائه شده است تا بدين ترتيب محيط موجود كمترين خسارت را متحمل شده و بتوان اهداف نهايي اجراي طرح ساماندهي آبراهه كارون را محقق ساخت.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي پاییز 1383; 19(3 (پیاپی 74)):159-177. |
| اميدوار كمال* |
| * دانشگاه يزد |
|
يكي از موانع عمده دستيابي به اهداف توسعه پايدار در برخي كشورهاي جهان ازجمله ايران، محدوديت منابع آب است. در مقابل پروژههاي افزايش بارش به عنوان يكي از راهكارهاي نوين تأمين منابع آب مطرح ميباشد. زمينه لازم براي اجراي پروژههاي افزايش باران، انجام يك سري بررسيهاي علمي و تحقيقاتي است تا شرايط و توانهاي بالقوه و بالفعل مناطق مختلف جهت اجراي موفقيتآميز اين پروژهها شناخته شود. اگرچه قسمت عمده اين مطالعات را اقليمشناسي ابر و بارش تشكيل ميدهند، ولي از آنجايي كه جريانهاي جوي و بادها در ترازهاي مختلف جو در هر تيپ هواي غالب از ويژگيهاي خاصي برخوردارند و در شرايط سينوپتيكي و ترموديناميكي مختلف، جريانهاي جوي ويژهاي با سرعتها و جهتهاي مختلفي ميوزند، همچنين غلبه يا ضعف برخي از شرايط باد و جريانهاي هوا خود ميتواند به عنوان شاخصي از شرايط ويژه هوا مانند پايداريها و ناپايداريها محسوب شوند، بنابراين مطالعه اين گروه پارامترهاي جوي در هر منطقه ميتواند آگاهي طراحان را جهت اجراي اين پروژهها افزايش دهد. اين تحقيق در منطقه شيركوه يزد و با استفاده از دادههاي باد و رطوبت ايستگاههاي جو بالاي بندرعباس، كرمان و شيراز و دادههاي باد سطح زمين ايستگاههاي سينوپتيك بندرعباس، كرمان، بافت، يزد و شيراز انجام پذيرفته است. نتايج تحقيق نشان ميدهد كه در ماههاي سرد و بارشي سال در اين منطقه، بيشترين رخداد بادها و جهت و سرعت جريانهاي هوا در سطوح استاندارد جو، غربي و جنوب غربي است. در روزهاي بارشي جهت بادهاي غالب سطح زمين بين 170 و 360 درجه است، در تراز700 هكتوپاسكال بيش از 80 درصد بادها غربي و در ترازهاي مياني و فوقاني جو اين ايستگاهها جهت بادهاي غالب به طور عمده بين 180 تا 330 درجه است. با توجه به جنوب و جنوب غربي و حتي جنوب شرقي بودن اين بادها در بندرعباس در روزهاي بارشي و اينكه اين جريانهاي جوي از آبهاي جنوب كشور عبور ميكنند، پس از كسب گرما و رطوبت و برخورد به شيبهاي جنوبي ارتفاعات منطقه مورد مطالعه، ميتوانند در افزايش بارش و ناپايداريها نقش مؤثري داشته باشند. بنابراين براي پيشبيني روزهاي بارشي در راستاي مقابله با مشكل كم آبي و اجراي پروژههاي افزايش بارش در اين منطقه، لازم است كه از امتيازات مثبت مذكور به خوبي استفاده شود.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي پاییز 1383; 19(3 (پیاپی 74)):178-192. |
| آل شيخ علي اصغر,نوروزي علي اكبر,جعفري سيدمحمدرضا |
|
فرسايش خاك از جمله معضلات مهم آبخيزهاي كشور به حساب ميآيد كه ميتوان به عنوان يكي از مهمترين موانع دستيابي به توسعه پايدار كشاورزي و منابع طبيعي از آن نام برد. رسوبات ناشي از فرسايش حوزههاي آبخيز معمولاً پس از بارندگيها به رودخانه رسيده و با رسوبات ناشي از فرسايش ديواره و بستر رودخانه همراه ميشوند و تأسيسات آبي موجود در مسير رودخانهها را تحت تأثير قرار داده و عمر مفيد مخازن سدها را کاهش ميدهند. از اينرو مطالعه کمي و کيفي رسوبات جهت برنامهريزي درازمدت در سازههاي آبي امري ضروري است. با توجه به اينکه پروژه احداث سدي بر روي رودخانه چيخواب (دشت موسيان در استان ايلام) در دست مطالعه ميباشد، در اين مقاله كيفيت و كميت فرسايش و رسوب حوزه فوق با استفاده از روش اصلاح شده پسياک و در محيط GIS مورد ارزيابي قرار گرفته است. در اين راستا پس از گردآوري، آماده سازي و ورود لايه هاي اطلاعاتي به محيط GIS و تلفيق اين لايهها، حوزه به 576 واحد رسوبزا تفكيك گرديد كه 504 واحد آن در بالا دست سد واقع شده است. حداقل و حداكثر ميزان رسوب توليدي در اين واحدها به ترتيب 6/1 و 3/27 تن در هكتار در سال برآورد گرديد. ميزان رسوب توليدي حوزه 3/505737 تن در سال و ميزان بار رسوبي حوزه در محل سد 3/397298 تن معادل 5/264865 مترمكعب در سال محاسبه گرديد. از نظر كلاسهاي فرسايشي و شدت رسوبدهي حوزه به چهار كلاس كم، متوسط، زياد و خيلي زياد تفكيك و كل حوزه در كلاس فرسايشي زياد قرار ميگيرد.
|
| كليد واژه: حوزههاي آبخيز، فرسايش خاك، رسوبدهي، ،GIS ،PSIAC |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي پاییز 1383; 19(3 (پیاپی 74)):193-212. |
| عابديني موسي* |
| * دانشگاه تبريز، بورسيه دانشگاه محقق اردبيلي |
|
در حدود 90% از مساحت پيكره ارتفاعات ديوان داغي- دره ديز از سازندهاي رسوبي (مانند انواع سنگ آهك، دولوميت، شيل، مارن و ...) تشكيل شده است. عملكرد شديد نيروهاي زمينساختي بهويژه در سازندهاي مقاوم و شكننده (سنگ آهك، دولوميتها و ...) با ايجاد تراكم گسلي بالا (km.km 1.70)، ريزگسلها و ... اين منطقه را به صورت خرد و له شده در آورده است. به موازات اثرات نوزمين ساخت، و حاكميت سيستم فرسايش پريگلاسير، به ويژه از ارتفاع 1700 متر به بالا، با تخريب و پسروي پرتگاهها، جريانهاي واريزهاي مجزا و ممتد بسيار تيپيك در سطح وسيعي شكل گرفته است. اغلب جريانهاي واريزهاي منطقه در محل اسكارپهاي حاصل از گسلهاي فعال، زير بري آبراههها و رودخانهها و محل ترانشه جادهها، بسيار فعالند. جابجايي مداوم آنها هر از چند گاهي موجب مسدود شدن جاده و راهآهن بينالمللي مرند- جلفا ميشود. جريانهاي واريزهاي منطقه عمدتاً از نوع مجزا ميباشند و در اغلب نقاط منطقه توسط فعاليتهاي انساني، به شدت تحريك و جابجا ميشوند. بعد از مورفومتري واريزهها جهت تحليل روابط همبستگي بين ابعاد مختلف آنها از رگرسيون خطي استفاده شد. نتايج تحليلهاي كمي نشان داد كه همبستگي بالا با ضريب تبيين مناسب بين پارامترهاي مختلف واريزهها وجود دارد. در نهايت راهكارهاي اساسي جهت كنترل و كاهش جابجايي آنها ارايه شده است.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي پاییز 1383; 19(3 (پیاپی 74)):213-231. |
| عساكره حسين* |
| * دانشگاه زنجان |
|
برهم كنش پديدههاي اقليمي باعث كاربرد روزافزون تكنيكهاي آماري چند متغيره در بررسيهاي اقليمي شده است. يكي از كاربردهاي اين روش بررسي تغييرات مكاني عناصر اقليمي (مثلا بارش) است. كاربرد صحيح اين تكنيكها مدلبندي و شبيهسازي متقنتري را امكانپذير ميسازد. از اين قبيل ميتوان به رابطه يك عنصر اقليمي با عوامل يا عناصر ديگر اشاره نمود. در اين نوشتار ضمن ارايه رهيافت بالا و به منظور تحليل تجربي، تغييرات مكاني بارش سالانه استان اصفهان طي دوره آماري 1969-2000 براساس سه عامل طول و عرض جغرافيايي و ارتفاع مورد بررسي قرار گرفت. از آنجا كه بين طول و عرض جغرافيايي و ارتفاع رابطه خطي وجود داشته است، لذا بخشي از واريانس بارش به طور مشترك به وسيله سه عامل توجيه ميگردد. بنابراين براي دستيابي به واريانس همپوش و از بين بردن همخطي، از روش رگرسيون ريج براي توجيه تغييرپذيري مكاني بهره گرفته شده است. بدين ترتيب روش قابل قبولتري نسبت به رگرسيون معمولي حاصل گرديد و مدل نهايي از لحاظ بررسي فرضها مورد آزمون و مقبوليت قرار گرفت.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي تابستان 1383; 19(2 (پياپي 73)):97-105. |
| عليزاده امين,كمالي غلام علي,خان جاني محمدجواد,رهنورد محمدرضا |
|
برآورد ميزان تبخير- تعرق از پارامترهاي بسيار مهم در برنامه ريزي هاي توسعه آبياري مي باشد. با توجه به اين که روشهاي گوناگوني براي اين منظور توصيه شده است، انتخاب روش مناسب يكي از معضلات تصميم گيري در اين مورد مي باشد. در اين تحقيق از داده هاي لايسيمتر وزني الکترونيکي جهاد دانشگاهي کرمان استفاده شده است و روشهاي مختلف تجربي مقايسه شده اند. دستگاه لايسيمتر قادر است در دوره هاي زماني کوتاه (حداقل 5 دقيقه) مقدار تبخير- تعرق و پارامترهاي هواشناسي را اندازه گيري و ثبت نمايد. علاوه بر آن با استفاده از اطلاعات جمع آوري شده توسط لايسيمتر و داده هاي هواشناسي اندازه گيري شده در ايستگاه جهاد دانشگاهي (به عنوان ايستگاه مرجع) و ايستگاه هواشناسي فرودگاه کرمان (به عنوان يک ايستگاه غيرمرجع)، روشهاي مختلف برآورد تبخير- تعرق گياه مرجع چمن مورد واسنجي قرار گرفت. مقايسه تبخير- تعرق اندازه گيري شده از لايسيمتر وزني و برآورد شده با روشهاي مختلف، نشان داد که در ايستگاه مرجع روشهاي پنمن- مونتيث، پنمن فائو اصلاح شده داراي بهترين برآورد و روش جنسن- هيز داراي کمترين دقت بود. در ايستگاه غيرمرجع به ترتيب روشهاي پريستلي- تايلور، پنمن 1948 بلاني- کريدل اصلاح شده فائو برآوردهاي دقيق تري براي تبخير- تعرق ارائه کردند و روش پنمن- کيمبرلي 1972 داراي کمترين دقت بود. |
| كليد واژه: تبخير- تعرق، لايسيمتر وزني، آب مصرفي، ايستگاه مرجع، ايستگاه غيرمرجع |
| |
|
نسخه قابل چاپ |