بانک مقالات جغرافیا
| تحقيقات جغرافيايي تابستان 1384; 20(2 (پیاپی 77)):113-136. |
| مفيدي عباس,زرين آذر |
|
شناخت كم فشارهاي منطقه درياي سرخ نتيجه تكامل اقليمشناسي سينوپتيک ايران به ويژه در طول يک دهه گذشته ميباشد. در اين مقاله ابتدا تاريخچهاي از بررسيهاي انجام شده بر روي كم فشارهاي سوداني ارايه ميشود. سپس با توجه به بررسي تعداد 18 توفان با منشا سوداني الگوي سينوپتيكي حاكم در زمان وقوع توفانها بر روي ايران استخراج شده است. بدين منظور الگوي گردش در سطح زمين و ترازهاي 50، 200، 500، 850 هكتوپاسكال قبل و بعد از شروع توفانها مورد بررسي قرار گرفته است و الگوي متوسط هر يك تهيه شده است. جهت شناخت منبع اصلي رطوبت سامانههاي سوداني نقشههاي جهت و سرعت باد و نم ويژه در تراز850 هكتوپاسكال براي تعداد 18 توفان بررسي گرديد و نقشههاي متوسط الگوي جريان و نم ويژه تهيه شد. شكل ابر در تصاوير ماهوارهاي به همراه الگوي جريان تراز200 هكتوپاسكال براي تعداد 6 توفان با منشا سوداني مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. |
| كليد واژه: كم فشار سوداني، ناوه عميق شرق مديترانه، پشته شرق عربستان، جت جنب حاره، تاوه قطبي، بارش هاي ايران |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي بهار 1384; 20(1 (پیاپی 76)):38-52. |
| بريماني فرامرز,نجارسليقه محمد,ربيسي محمدكريم |
|
يكي از دستاوردهاي فرهنگي و تكنيكي بشر در مناطق خشك استحصال آبهاي زيرزميني از طريق قنات است. به اذعان برخي از متفكرين اين شيوه از توليد از ابدعات ايرانيان است بلكه بنا به اظهار فيشر 80 درصد از فعاليت هاي مردم ايران بر پايه بهره برداري از آبهاي زيرزميني است كه قنات سهم بسزايي از اين ميان را داراست. در بلوچستان نيز قنات عامل اصلي شكل گيري سكونتگاه هاي انساني به شمار مي آيد و كشاورزي وابستگي شديدي به آن دارد. اين مطالعه که مبتني بر مطالعات ميداني در منطقه اي به نام هيچان از توابع شهرستان نيک شهر واقع در بلوچستان است، نشان داد نحوه بهره برداري از قنات در اين ناحيه با بقيه نقاط کشور تفاوت هاي فراواني دارد: 1. طول قنات کوتاه است به طوري که از 3 کيلومتر تجاوز نمي کند. 2. به دليل موقعيت و کوهستاني بودن ناحيه، رودخانه هاي کوچک و بعضا فصلي و محلي در تغذيه قنات مؤثر هستند. 3. جنوب شرق ايران و از جمله منطقه مورد مطالعه تحت تاثير سيستم هاي موسمي اقيانوس هند مي باشد و از بارش تابستانه برخوردار است. در نتيجه سيستم هاي تقسيم آب در پيوند با سيستم هاي موسمي عمل مي نمايند. به گونه اي که هرگاه منطقه با بارش تابستانه روبرو است به دليل جاري شدن آبهاي سطحي و بهره گيري از آنها نياز چنداني بهتقسيم آب قنات ها احساس نمي شود. از اين رو در سالهاي تر سالي به ويژه تابستان هاي پر بارش سطح زير کشت 50 درصد و ميزان محصول تا 3 برابر افزايش مي يابد. مدار گردش در هيچان 5 روزه است. چهار روز اول تقسيم آب به صورت شش يک انجام مي گيرد و روز آخر (پنجم) که ملداري نام دارد به صورت هشت يک است. تقسيم آب در هيچان بر اساس تاس (فنجان) انجام مي گيرد و هر فنجان 15 دقيقه است. در هر يک از زمين هاي هشت يک يا شش يک نيز تقسيمات بر مبناي زر (معادل متر) است. هر زر آب در زمين هاي هشت يک، سه تاس و در زمين هاي شش يک، 4 تاس مي باشد. در طول روز نيز براي تقسيم آب از شاخص آفتابي بهره مي گيرند که ارتفاع آن 50 سانتي متر است. در ساعت 7 صبح که طول سايه به 70 سانتي متر رسيد استفاده از شاخص آفتابي شروع مي شود. تا ساعت 21 به 6 قسمت تقسيم مي شود. تقسيم آب در طول شب توسط مير آب بر اساس وسعت مزارع انجام مي گيرد. |
| كليد واژه: قنات، تقسيم آب، بارش تابستانه، اقليم، فرهنگ اقليمي، بلوچستان، ايران |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي بهار 1384; 20(1 (پیاپی 76)):78-89. |
| شريفي رحمان,درياباري سيدجمال |
|
براي پهنهبندي خطر زمين لغزش و تهيه نقشه آن با استفاده از روش نيلسن مطالعه موردي در حوزه آبخيز چاشم خطيركوه واقع در شمال شهرستان سمنان انجام شد. در منطقه فوق ابتدا پس از تعيين حدود حوزه همراه با عمليات صحرايي كليه زمين لغزشهاي منطقه به ثبت رسيده و نقشه پراكنش نقطهاي و سطحي آن تهيه شد. سپس بر اساس اصول روش نيلسن در پهنهبندي خطر زمين لغزش نقشه شيب در سه كلاس 5-0،15-5 و بيشتر از 15 درصد و نقشه زمينشناسي (نقشه واحدها يا نهشتههاي لغزشي) در سه كلاس واحدهاي لغزش كم يا بدون لغزش، واحدهاي لغزشي و واحدهاي مستعد روانگرايي تهيه شده است. بر مبناي روش نيلسن از مقايسه و تلفيق دو نقشه شيب و نقشه واحدهاي لغزشي، نقشه پهنهبندي خطر زمين لغزش با پنج پهنه پايدار، عموماً پايدار، به طور متوسط پايدار، به طور متوسط ناپايدار و مناطق مستعد روانگرايي تهيه شده است. مساحت هر يك از پهنههاي ذكر شده به ترتيب62،18،690،596 و94 هكتار ميباشد. نتايج بيانگر است كه روش نيلسن در منطقه قابل توصيه نميباشد براي اينكه مساحت زمين لغزش در منطقه پايدار و به طور متوسط پايدار، عليرغم انتظار، از مساحت زمين لغزش در پهنه عموماً پايدار و به طور متوسط ناپايدار بيشتر است كه ازجمله اشكالات اين روش در منطقه محسوب ميشود. از اشكالات ديگر اين روش وجود پهنه پايدار براي طبقات با شيب كمتر از 5 درصد در واحدهاي لغزشي است كه در ادامه براي حل اين اشكالات طبقات شيب بر اساس پراكنش سطحي زمين لغزشها در آنها در روش نيلسن به صورت پنج كلاس كمتر از 5،15-5،25-15،45-25 و بيشتر از 45 درصد اصلاح شده و بر مبناي انطباق و مقايسه نقشه شيب جديد و نقشه زمين شناسي (واحدهاي لغزشي) نقشه پهنهبندي خطر زمين لغزش با پنج پهنه پايدار، عموماً پايدار، به طور متوسط پايدار، به طور متوسط ناپايدار و پهنه مستعد روانگرايي تهيه شده است. مساحت زمين لغزش در هر يك از اين پهنهها به ترتيب 57،263،394،652 و94 هكتار ميباشد كه نتايج قابل قبولي است و داراي ضريب اطمينان بيشتري جهت توصيه به بخشهاي اجرايي در منطقه ميباشد.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي بهار 1384; 20(1 (پیاپی 76)):53-77. |
| بزرگي عليرضا,پورجعفر محمدرضا,بمانيان محمدرضا |
|
توسعه افسارگسيخته شهرها، رشد روزافزون جمعيت، كمبود فضاهاي سبز شهري در سطح شهرهاي بزرگ كشور (خصوصاً شهر تهران)، پراكندگي نامناسب فضاهاي سبز نسبت به سطح شهر و ديگر کاربريهاي شهري، صرف هزينههاي فراوان براي نگهداري و ادامه حيات فضاهاي سبز موجود در شهر، باعث شده تا طراحان و برنامهريزان محيط و منظر، ديدگاههاي طراحي را كه تاكنون زيباشناسي تنها ديدگاه مورد نظر آنها، فارغ از تطابق محيطي و ويژگيهاي بومي و جغرافيايي بوده است، مورد بررسي و تجديد نظر قرار دهند؛ و به ويژگيهاي زيستمحيطي، جغرافيايي، اجتماعي و اقتصادي هر منطقه، در كنار جنبههاي زيباشناسي بيشتر توجه نمايند (توجه به اصول و شاخصهاي پايداري). احيا و ساماندهي رود درهها و مسيلهاي شهري به دليل قابليتهاي فراوان زيستمحيطي گامي است مؤثر در جهت ايجاد فضاهاي سبز طبيعي پايدار شهري. اخيراً مسؤولين كشور، به برنامهريزي و حفظ و احياي اين موهبتهاي زيباي الهي در قالب تفرجگاههاي طبيعي توجه بسيار كردهاند. شهر تهران نيز از جمله شهرهايي است كه از اين عناصر زينت بخش طبيعي به خوبي بهره برده است. اما استفاده گسترده سبب شده تا فشاري بيشتر از توان محيط به طبيعت وارد شود و شاهد از بين رفتن عناصر طبيعت مانند درختان، پوشش گياهي و آلودگي آب و خاك باشيم. لذا ايجاد و افزايش مكانهاي تفريحي و تفرجي، برنامهريزي و ارزيابي توان محيطي محيطهاي طبيعي در راستاي حفظ و احياء اكوسيستمهاي طبيعي و بهرهبرداري بهينه از آنها، خصوصاً در وضع كنوني شهروندان امري كاملاً مهم و ضروري به نظر ميرسد. اين مقاله بر چگونگي استفاده از روشهاي تجزيه و تحليل و سيستمهاي جغرافيايي در روند برنامهريزي توسعه پايدار رود درهها- ارزيابي زيستمحيطي و توان اكولوژيكي زمين- تأكيد دارد. لذا ابتدا مهمترين رود درههاي شهر تهران معرفي و بررسي شدهاند. از جمعبندي تجزيه و تحليلهاي مشاهدات عيني و برداشتهاي ميداني، امكانات و محدوديتهاي آنها به اختصار بيان شدند. پس از آن، ضمن معرفي روشهاي تحقيق، به شناخت و بررسي رود دره كن به عنوان يكي از بزرگترين رود درههاي شهر تهران پرداخته، ويژگيهاي آن به طور كلي مطرح شد. سپس بخش شمالي اين رود دره به طول 7 كيلومتر به عنوان محدوده مطالعاتي مشخص و توان محيطي آن جهت توسعه پايدار رود دره طي فرآيند آمايش سرزمين با روش مطالعات SAD، ارزيابي شد. در اين راستا ابتدا ويژگيهاي رود دره از سه جنبه مصنوعي، طبيعي و بصري مورد بررسي قرار گرفت. سپس از طريق غربال كردن لايههاي اطلاعاتي نقشه ارزيابي تناسب اراضي تهيه و ويژگيهاي زيستمحيطي محدوده مورد نظر استخراج گرديد. در نهايت راهبردهايي شامل پيشنهادهاي اوليه در جهت بهرهبرداري از امكانات و فرصتها و رفع محدوديتها و تهديدها در قالب جدول SWOT ارايه شد.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي بهار 1384; 20(1 (پیاپی 76)):90-106. |
| ذوالفقاري حسن* |
| * گروه جغرافياي دانشگاه رازي |
|
دادههاي درجه حرارت حداکثر، حداقل و متوسط روزانه چهار ايستگاه کرمانشاه، اسلامآباد غرب، سرپل ذهاب و کنگاور به عنوان نمايندگان اقليمهاي مختلف استان کرمانشاه براي يک دوره آماري 15 ساله از سال 1986 تا 2000 ميلادي انتخاب و پس از بررسي و اطمينان از مناسب بودن کيفيت و کميت آنها براي اين مطالعه مورد استفاده قرار گرفت. دادههاي حرارتي روزانه در قالب متوسطهاي 7 روزه مرتب گرديدند به طوريکه از اين طريق 52 عدد براي دماي حداقل، 52 عدد براي دماي حداکثر و 52 عدد نيز براي ميانگين دما معين گرديد. در مرحله بعد دادههاي آماده شده از طريق روش خوشهبندي تجمعي "وارد"که يکي از متداولترين روشهاي خوشهبندي است مورد تحليل قرار گرفتند.نتايج به دست آمده براساس شاخصهاي حرارتي مورد استفاده نشان ميدهند که در استان کرمانشاه اساساً سال را ميتوان به دو فصل اصلي گرم و سرد يعني تابستان و زمستان تقسيم کرد. فصول انتقالي پاييز و بهار بسيار کوتاه و زودگذر هستند. بر اساس شاخص مرکب حداکثر، حداقل و متوسط دما در استان کرمانشاه، زمستان 16 هفته و تابستان 19 هفته دوام دارند. فصول بهار و پاييز نيز به ترتيب 9 و 8 هفته تداوم دارند. فصول طبيعي در استان کرمانشاه با تاريخ آغاز فصول رسمي مطابقت نميکند.بر اساس شاخص مرکب حرارتي، فصل زمستان از هفته 48، بهار از هفته 12، تابستان از هفته 21و پاييز از هفته 40 شروع ميشود. بر اساس شاخص متوسط حرارتي در بخش گرمسيري استان که ايستگاه سرپل ذهاب آن را نمايندگي ميکند، بهار موقعي شروع ميشود که دماي هوا به 3/24 درجه سانتيگراد ميرسد. تابستان با 5/36 درجه، پاييز با
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي بهار 1384; 20(1 (پیاپی 76)):107-122. |
| سليماني كريم,بيات فاطمه |
|
در زمينه فرسايش و عرضه رسوب با استفاده از دادههاي دورسنجي در ايران مطالعات اندكي صورت گرفته است. لذا به دليل اهميت ارزيابي دقيق پديده فرسايش و فقدان ايستگاه اندازهگيري از تكنيك دورسنجي براي مطالعه حوضه مورد نظر از روش MPSIAC استفاده شد. حوضه سفيدآب فاقد مطالعات قبلي در زمينه فرسايش و رسوب است و هدف از اين مطالعه برآورد فرسايش و رسوب با استفاده از دادههاي ماهوارهاي و مقايسه بين نتايج اخذ شده از اين دادهها با آمار ايستگاه هيدرومتري ميباشد. با استفاده از دادههاي ماهوارهاي لندست TM)) و كاسموس روسي (KFA-1000) و تصحيح هندسي تصاوير با سيستم GPS، از باند 7 براي تهيه لايه زمينشناسي، از تركيب باندهاي 4 و3 براي تهيه شاخص پوشش، از تركيب باند 5 و2 براي تهيه لايه رطوبت خاك و از تركيب باندهاي 4، 3 و 2 به صورت False Color Composit (تركيبي رنگي كاذب) و Color Composit (رنگي تركيبي) براي تشخيص نوع كاربري اراضي (با پردازش رقومي تصاوير) استفاده شد و براي ارزيابي لايه خاك، فرسايش سطحي و رودخانهاي از دادههاي كاسموس استفاده گرديد. با آناليز اين دادهها، ميزان رسوب ويژه در حوضه با روش پسياك تعديل شده، حدود 4 تن در هكتار در سال ارزيابي گرديد كه با آمار به دست آمده از ايستگاه هيدرومتري (95/3 تن در هكتار در سال) حدود 3/1 درصد اختلاف نشان ميدهد. اختلاف اندكي بين نتايج حاصله از دادههاي ماهوارهاي و آمار ايستگاه هيدرومتري، ملاحظه ميشود. اين مسأله بيانگر اين است كه استفاده از دادههاي ماهوارهاي علاوه بر سرعت و دقت بالا، از ميزان هزينه زماني و مالي نيز ميكاهد، لذا استفاده از دادههاي ماهوارهاي در ارزيابي فرسايش و رسوب در حوضههاي صعبالعبور و فاقد اطلاعات زميني كشور پيشنهاد ميگردد. |
| كليد واژه: فرسايش و رسوب، دورسنجي، سيستم اطلاعات جغرافيايي، حوضه سفيدآب هراز، ايران |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي بهار 1384; 20(1 (پیاپی 76)):139-150. |
| حجازي زاده زهرا,ناصرزاده محمدحسين |
|
يكي از پديدههاي مهم اقليمي, بروز يخبندانها ميباشد كه برحسب شدت, تداوم و گسترش آنها بر فعاليتهاي انساني اعم از كشاورزي, حمل و نقل, انرژي و مسايل زيست محيطي, فعاليتهاي بيولوژيكي گياهان و حيوانات تأثيرات بسزايي دارد. يخبندان داراي ويژگيهاي متعددي مثل آغاز, خاتمه, فصل يخبندان, تداوم و ... ميباشد. منظور از تداوم مدت زماني است كه دماي صفر و يا كمتر از آن بر يك منطقه حاكم باشد. رخداد اين پديده در كشاورزي حائز اهميت است. زيرا هر نوع گياهي داراي آستانه دمايي مشخصي است كه بالاتر يا پايينتر از آن آستانه دمايي, ممكن است گياه از بين برود. لذا براي جلوگيري از آسيب رسيدن به آنها مطالعه ساعتهاي تداوم يخبندان ضروري و لازم ميباشد. همچنين در زمينه كارهاي عمراني (مثل سدسازي) براي بالا بردن ضريب اطمينان مطالعه، ساعتهاي تداوم يخبندان امري اجتنابناپذير است. هدف مقاله حاضر محاسبه ساعتهاي تداوم يخبندان با استفاده از برنامهنويسي به زبان دلفي (Delphi) است. براي اين كار دادههاي حداقل ساعتي روزانه دما در 4 ايستگاه هواشناسي استان لرستان يعني, خرمآباد, بروجرد, ناصرالدين و اليگودرز كه داراي آمار 10 ساله از سال 1989 تا 1999 بودند از بانك اطلاعات سازمان هواشناسي كل كشور اخذ گرديد. پس از استخراج روزهاي يخبندان در آستانه مورد نظر (صفر و كمتر از آن) طي دوره آماري با استفاده از الگوريتم برنامه موردنظر به محاسبه و استخراج ساعتهاي تداوم يخبندان در هر يك از ايستگاهها اقدام شد سپس ساعتهاي تداوم يخبندان به 8 طبقه (3 ساعتي) انتخابي تقسيم شدند و نمودار درصد فراواني آنها رسم شدند. كليه ايستگاهها در سه طبقه انتخابي صفر تا 3 ساعته, 9 تا 12 ساعته و 21 تا 24 ساعته با هم مقايسه شدند. مشخص شد كه بالاترين ساعتهاي تداوم يخبندان مربوط به ايستگاه بروجرد است، در نتيجه خسارات به محصولات در اين ايستگاه بيشتر از ديگر ايستگاهها ميباشد. همچنين مهمترين عامل تأثيرگذار در ساعتهاي تداوم يخبندان منطقه پوشش سطح زمين است و عامل ارتفاع تأثيري در ساعات تداوم يخبندان ندارد.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي بهار 1384; 20(1 (پیاپی 76)):123-138. |
| رضايي مقدم محمدحسين,قدري محمدرضا |
|
منطقه تخت سليمان در بين عرض جغرافيايي 36 درجه و 30 دقيقه تا 36 درجه و 42 دقيقه 30 ثانيه شمالي و طول 47 درجه 5 دقيقه تا 47 درجه و 21 دقيقه شرقي در شمال شرق شهر تکاب، در قسمت جنوبي استان آذربايجان غربي در ايران قرار گرفته است. ويژگيهاي زمينشناسي و اقليمي منطقه تخت سليمان شرايط مناسبي را براي پيدايش اشکال کارست فراهم ساخته است. تراورتن از سنگهاي عمده کربناته منطقه است که از سنگهاي آهکي و دولوميتي دوره کرتاسه تشکيل شده است. چشمههايي که در قسمتهاي مختلف منطقه وجود دارند به وسيله انحلال سنگهاي کربناته، سنگهاي تراورتن را به وجود آوردهاند. فعاليتهاي تکتونيکي در زمانهاي مختلف زمينشناسي بيش از 85 گسل را در اين منطقه به وجود آوردهاند. اين گسلها همراه با شکافها و درزهها عامل مهمي براي پيدايش اشکال کارست به خصوص کارنها در منطقه ميباشند. شرايط اقليمي مانند بارش و رطوبت نسبي نيز در پيدايش کارنها مهم ميباشند. انحلال اوليه و سطحي سنگهاي تراورتن اين کارنها را به وجود آورده است. عوامل دروني و بيروني موجب پيدايش کارنهاي متنوعي شدهاند که در اين رابطه بارش عامل بيروني و ويژگي سنگها عامل دروني محسوب ميشوند. از لحاظ مورفولوژي کارنهاي منطقه به انواع مختلفي دستهبندي ميشوند: 1. اشکال دايرهاي کارنها مانند: کارنهاي باراني يا چالههاي باراني، پنها، و کارنهاي پلهاي. 2. اشکال خطي کارنها مانند: کارنهاي موازي، آبروهاي انحلالي، شکافهاي آهکي يا گريکها. 3. کارنهاي پليژنتيک. چالههاي باراني به وسيله قطرات باران در روي سنگهاي برهنه ايجاد شدهاند. در منطقه تخت سليمان اين اشکال ريز بر روي دامنههاي ملايم بيشتر از دامنههاي پر شيب شکل گرفته و به صورت بينظم و فرسايش يافتهاي به هم پيوستهاند. نمونههايي از اين اشکال در اطراف دولين چال تپه مشاهده ميشوند. پنها هم شبيه چالههاي باراني اما بزرگتر از آنها ميباشند. اين نوع کارنها در اطراف درياچه تخت سليمان به چشم ميخورند. کارنهاي پلهاي بيشتر در قسمت شمالي برجک دريا به وجود آمدهاند اين نوع کارنها داراي ديوارههاي انتهايي قوسي شکل و کف مسطح ميباشند که به سمت پايين دامنههاي خود گسترده شدهاند. جريانهاي آبي در دامنههاي پرشيب شيارهايي را به نام کارنهاي باراني ايجاد کردهاند. از تمرکز جريانهاي آبي شکافهاي آهکي يا گريک به وجود آمده است. به طور کلي در منطقه نيمه خشک تخت سليمان اشکال کارستي کمتر در معرض تغييرات و فرسودگي شديد قرار ميگيرند. کارنها نقش مهمي در برنامهريزي محيطي دارند. کارنها به وسيله ايجاد شيارها و چالهها، شرايط مساعدي را براي کاهش مقاومت سنگهاي تراورتن در برابر عوامل مورفوژنز فراهم ساخته که در نهايت موجب تخريب و فرسايش آنها ميشوند. کارنها جريانهاي آبي را کنترل نموده و با تمرکز و نفوذ آنها، در چرخه هيدرولوژي و تغذيه سفره آبهاي زيرزميني تأثير ميگذارند. اين فرآيندها منابع آب کارستي را فراهم ميسازند. توليد و جابجايي خاک و پيدايش واريزههاي بلوکي از ديگر نتايج گسترش کارنها ميباشد که روي مورفولوژي منطقه و فعاليتهاي انساني تأثير گذاشتهاند. در مجموع کارنها داراي چشماندازهاي طبيعي جذابي هستند که گروههاي هنري و جهانگردي را به خود جلب ميکنند.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي بهار 1384; 20(1 (پیاپی 76)):171-188. |
| رنجبرسعادت آبادي عباس,آزادي مجيد |
|
طي دهههاي اخير به دليل توسعه سريع شهرنشيني و صنعتي شدن، تغييرات قابل ملاحظهاي در كميتهاي هواشناختي و كاربري سطح زمين در شهرهاي بزرگ به وجود آمده است. ميزان اين تغييرات به عوامل بسياري از جمله مقدار انرژي آزاد شده، جمعيت، عرض جغرافيايي و شرايط تخليه هوا بستگي دارد. بارزترين اثر تغيير كاربري زمين در شهرها، تغيير بودجه تابشي به دليل جذب انرژي خورشيدي بيشتر توسط سطح پوشيده از آسفالت ميباشد. به منظور بررسي اثرات توسعة شهري و تغيير كاربري زمين روي برخي از كميتهاي هواشناختي در كلان شهر تهران، مقايسهاي بين روندهاي دما و باد در تهران و ورامين طي يك دوره چهل ساله انجام شد. اين مقايسه نشان دهندة روند فزاينده دماهاي كمينه تهران نسبت به ورامين ميباشد. آهنگ افزايش ميانگين سالانة دماي كمينه در تهران چهار برابر ورامين است (?Cyr065/0 در مقابل ?Cyr016/0). نتايج حاصله از مطالعة روندهاي ميانگين ماهانة دماي كمينه نشان ميدهد كه روند افزايشي در همة ماهها و دههها يكسان نيست. بيشترين روند افزايشي ميانگين ماهانة دماي كمينه تهران و ورامين به ترتيب 116/0 و ?Cyr053/0 در ماه نوامبر و كمترين آنها به ترتيب 030/0 و ?Cyr008/0- در ماه فوريه رخ داده است. محاسبة اختلاف ميانگينهاي ده سالة آخر دوره (1995-1986) با ده سالة اول دوره (1965-1956) براي دماهاي كمينه و بيشينه تهران و ورامين نيز بيانگر آهنگ افزايشي بسيار زياد دماي كمينه تهران به ويژه در ماه نوامبر است. همچنين نتايج نشان ميدهد كه روند پنجاه سالة (2000-1951) سريهاي زماني ركوردهاي هواشناسي تهران بيانگر افزايش قابل ملاحظة دماهاي كمينه در مقايسه با دماهاي بيشينه است. به طور كلي ميانگين دماي تهران طي اين دوره افزايش يافته است، ولي آهنگ رشد افزايشي در كل دوره يكسان نبوده است. آهنگ رشد افزايشي دماي تهران طي دورة بيست و پنج ساله دوم (2000-1976) كه همزمان با توسعة شهرنشيني و صنعتي شدن است، شتاب صعودي بيشتري نسبت به دوره اول (75-1951) داشته است. در نتيجه ارتباط معنيداري بين افزايش دما با توسعة شهرنشيني و صنعتي شدن به نظر ميرسد. اين روند افزايش قابل ملاحظة دماي تهران به ويژه دماي كمينه نسبت به حومه كه ناشي از اثرات توسعة شهري و تغيير كاربري زمين است، ميتواند اثرات مخرب زيست محيطي و تغيير اقليم محلي را در پي داشته باشد. باد با انتقال ذرات معلق و گازهاي موجود در جو شهري سبب كاهش اثرات گلخانهاي شده و در نتيجه از افزايش دماي كمينه در كلان شهرها جلوگيري ميكند. لذا باد مهمترين عاملي است كه سبب كاهش اختلاف دماي بين شهر و حومه ميگردد. كلان شهر تهران در اكثر زمانها تحت تأثير بادهاي محلي كوه به دشت و دشت به كوه قرار دارد. نقش اين بادها در انتقال آلودگي هوا و ذرات معلق بسيار حايز اهميت ميباشد، از طرفي ميدان باد، به ويژه بادهاي محلي بشدت تحت تأثير اثرات شهري قرار ميگيرد. بنابراين هرگونه كاهش در سرعت باد ميتواند اثرات جبرانناپذيري را به وجود آورد. نتايج حاصل از مطالعة روند سريهاي زماني پنجاه ساله (2000-1951) ميدان باد تهران بيانگر كاهش سرعت بادهاي شبانه است. با توجه به موقعيت خاص جغرافيايي تهران و قرار گرفتن آن در نزديكي رشته كوههاي البرز، تخليه هوا از نواحي شمالي و شرقي آن كمتر صورت ميگيرد، لذا با كاهش بادهاي شمالي تخليه هوا و فرارفت ذرات معلق از شمال به جنوب نيز كاهش مييابد، در نتيجه شرايط مناسبي جهت سكون هوا در روي شهر و افزايش دماي كمينه فراهم ميگردد. همچنين ارتباط بين روند كاهشي سرعت بادهاي شبانه تهران با توسعه شهري و گسترش ساخت و ساز منطقي به نظر ميرسد. لذا توسعة بيشتر شهر، روند كاهشي بادهاي كوه به دشت را تشديد نموده و در نتيجه آهنگ افزايش دماي كمينه و آلودگي هوا در تهران، شتاب صعودي بيشتري خواهد گرفت.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي بهار 1384; 20(1 (پیاپی 76)):151-170. |
| جهانگيري زهره,رحيم زاده فاطمه,كمالي غلام علي |
|
گستردگي نياز انسان به منابع انرژي همواره از مسائل اساسي و مهم در زندگي بشر محسوب ميشود و تلاش براي دستيابي به يک منبع پايانناپذير انرژي از آرزوهاي ديرينه انسان بوده است. انرژيهاي فسيلي مانند نفت گاز و زغال سنگ سرانجام روزي به پايان خواهند رسيد. اين امر سبب شده است که کشورهاي توسعه يافته و صنعتي با جديت هرچه تمامتر استفاده از ساير انرژيهاي موجود در طبيعت و به خصوص انرژيهاي نو را مورد توجه قرار دهند. افزايش آلودگيهاي زيستمحيطي ناشي از سوزاندن منابع فسيلي بحث گرمايش جهاني و اثر پديده گلخانهاي و ريزش بارانهاي اسيدي همگي لزوم صرفهجويي در مصرف سوختهاي فسيلي و توجه مضاعف به استفاده از منابع انرژيهاي تجديدپذير را ايجاب مينمايند.استفاده از انرژي خورشيد، باد، امواج، زمين گرمايي، هيدروژن، زيست تودهو غيره که به انرژيهاي نو موسومند، مستلزم مطالعات و تحقيقات فراوان، قبل از استفاده ميباشند.در کشور ما نيز قابليتها و پتانسيلهاي خوبي جهت نصب و راهاندازي توربينهاي برق- بادي وجود دارد که با توجه به توجيهپذيري اقتصادي آن و تحقيقات در اين زمينه، سرمايهگذاريهايي صورت گرفته است.توسعه و کاربرد اين تکنولوژي چشمانداز روشني را فرا روي سياستگزاران بخش انرژي کشور قرار داده است.در اين مقاله با استفاده از دادههاي سه ساعته چند ايستگاه سينوپتيک کشور در دوره زماني ده ساله 1986 الي 1995، چگالي توان باد با دو روش مستقيم و توزيع فرواني سرعت ويبال محاسبه شده است. تحقيقات نشان داده که توزيعهاي ويبال و رايله بهترين برازش را براي مکعب سرعت باد ارايه ميدهند و به خصوص اولين توزيع کاربرد بيشتري در سراسر دنيا داشته است. براي شناسايي اقليم منطقه از نقطه نظر رژيم باد، تعيين مشخصات سينوپتيكي و نوع توپوگرافي هر ايستگاه لازم است. بدين ترتيب مناطق مستعد براي توليد نيروي برق از انرژي باد با توجه به اقليم هر منطقه و بادهاي محلي موجود شناخته ميشوند. نتايج نشان ميدهند به غير از دره منجيل مناطق مستعدي نظير سردشت و ماهشهر از نظر توليد انرژي باد وجود دارند. سرمايهگذاري در اين زمينه مستلزم تحقيقات فراوان از نقطه نظر اقليمي و شرايط هواشناسي ميباشد.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي زمستان 1383; 19(4 (پیاپی 75)):5-14. |
| خليلي علي* |
| * دانشگاه تهران |
|
کي از پارامترهاي مهم در مبحث معماري همساز با اقليم مقدار انرژي پايه لازم براي گرم کردن ساختمان در فصول سرد HDD و سرد کردن آن در فصول گرم سال CDD تا حدود آسايش گرمايي انسان است. در اين بررسي، ابتدا با تدوين يک مدل محاسباتي مقدار متوسط CDD و HDD در روزهاي مختلف سال از روي ميانگينهاي ماهانه دما براي شبکهاي مرکب از 218 ايستگاه هواشناسي کشور برآورد گرديد و در مرحله دوم توزيع فضايي آنها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و بر اساس معادلات حاصل امکان برآورد CDD و HDD در هر نقطه از کشور فراهم گرديد. در مرحله بعد، با تعيين آستانههايي براي درجه- روزهاي گرمايش، هفت گروه اقليمي از ملايم تا فراسرد بنامهاي H تا H تشخيص داده شد. همچنين با تعيين آستانه هايي براي درجه- روزهاي سرمايش، پنج گروه اقليمي از ملايم تا بسيار گرم بنامهاي C تا C تعيين گرديد و چهار گروه رطوبتي نيز در طبقهبندي منظور گرديده است. بر اين اساس گروههاي اقليمي در طبقهبندي پيشنهادي به طور کلي با فرمول HCR تعريف شدهاند که i از 1 تا 7، j از 1 تا 5 و k (منحصرا براي مناطق ساحلي) از 1 تا 4 تغيير مينمايد. در گام نهايي، نقشه پهنهبندي اقليمي ايران بر پايه بررسيها و قراردادهاي طبقهبندي فوق در مقياس يک ميليونيم در محيط GIS تهيه و ارايه گرديده است. |
| كليد واژه: درجه - روزهاي گرمايش، درجه - روزهاي سرمايش، ايران، پهنه بندي اقليمي، نيازهاي حرارتي ساختمان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي زمستان 1383; 19(4 (پیاپی 75)):15-33. |
| غيور حسنعلي,كاوياني محمدرضا,محسني بهرام |
|
برف يكي از صور مختلف بارش است كه از چگالش تودههاي هواي مرطوب در طي صعود و در شرايطي كه درجه حرارت هوا كمتر از نقطه انجماد باشد صورت ميگيرد. در اين وضعيت به جاي قطرات آب، بلورهاي شش وجهي يخ به وجود ميآيد كه به تدريج در اثر برخورد و پيوستن به يكديگر دانههاي برف با اندازهها و شكلهاي گوناگون ايجاد ميشود. تفاوت در ساختار فيزيكي باران و برف منشاء اثرات مهمي در خصوصيات محيط طبيعي محدوده تحت ريزش آن است كه اگرچه در طول ساليان متمادي، آن را به عنوان يك واحد اكولوژيكي ويژه و متفاوت از محيط اطراف خود معرفي كرده است علاوه بر آن تأثيرات كوتاه مدت سالانه، فصلي و ماهانه نيز بر آن حكمفرماست كه اطلاع از كميت و كيفيت آن در هر منطقه براي برنامهريزيهاي ملي، منطقهاي و محلي ضروري است. برآورد اين وضعيت با استفاده از روشهاي تجربي مختلفي از جمله درجه - روز، بيلان انرژي، تصاوير ماهوارهاي و درجه حرارت- بارش متداول است كه هر يك آنها بنا به اطلاعات و دادههاي در دسترس نيز متفاوت ميباشد. به طور كلي هر مقدار كه تعداد پارامترهاي مورد نياز محاسبه، متعدد باشد برآوردها نيز دقيقتر خواهند بود. در حوضههايي كه دادههاي مستقيم برفسنجي وجود ندارد ميتوان با استفاده از يكي از روشهاي تجربي مقدار سطوح پوشيده از برف را برآورد نمود. در اين تحقيق با استفاده از دادههاي مربوط به درجه حرارت شامل ميانگين حداقل، ميانگين حداكثر و ميانگين ماهانه و سالانه و نيز آمار ميانگين بارش ماهانه و سالانه 6 ايستگاه كلك چال، مهرآباد تهران، شمال تهران (اقدسيه)، كرج، آبعلي و دوشان تپه در يك دوره آماري 20 ساله و نقشه توزيع ارتفاعي حوضه به برآورد حداكثر، حداقل و ميانگين سطوح پوشيده از برف و ذوب آن در ماههاي مختلف سال پرداخته شده است. نتايج محاسبات نشان ميدهد كه برفگيري در حوضه مورد مطالعه از ماه اكتبر شروع شده و در ماههاي دسامبر و ژانويه به حداكثر خود ميرسد و به تدريج از سطوح آن كاسته شده و در ماه مه به حداقل خود رسيده و به تدريج تمام ميشود به طوري كه در ماه ژوئن در هيچ سطحي از حوضه، برف وجود ندارد. ميانگين ضريب برفي حوضه نيز از 5/92 درصد در ماه ژانويه تا 9/0 درصد در ماه اكتبر ميباشد همچنين نتايج نشان ميدهد كه برف دائم در حوضه وجود ندارد.
|
| كليد واژه: حوضه رودخانه تجريش، دربند، گلابدره، ميانگين حداقل و حداكثر دما، خطوط همبارش، خطوط همدما، برف، هيدرولوژي برف، ضريب برفي بودن، تهران، سطح پوشش برف |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي زمستان 1383; 19(4 (پیاپی 75)):34-53. |
| امام هادي ماندانا,عليجاني بهلول |
|
در اين تحقيق با استفاده از روشهاي مطالعاتي آب و هواشناسي همديدي، شامل تحليلهاي آماري و تفسير نقشههاي همديدي، و براساس دادههاي روزانه دما و نقطة شبنم سطوح استاندارد زمين، 850، 700 و 500 هكتوپاسكال سه ايستگاه تهران، شيراز و كرمانشاه در دورة زماني 1981 تا 1990 در طي ماههاي دسامبر تا فوريه، تودههاي هواي مؤثر بر ايران مورد شناسايي قرار گرفته است. براي شناسايي تودههاي هوا با استفاده از دادههاي دما و نقطة شبنم، و براساس قانون پايستاري ويژگيهاي توده هوا، متغيرهاي دما، دماي پتانسيل، دماي پتانسيل تر، دماي پتانسيل هم ارز و نسبت آميختگي كه كمترين تغييرات را با زمان دارند براي كليه سطوح استاندارد مورد مطالعه، محاسبه گرديده، و سپس تحليلهاي آماري شامل: تحليل عاملي مؤلفههاي اصلي و تحليل خوشهاي بر روي آنها صورت گرفته است. با اجراي تحليل عاملي بر روي متغيرهاي استاندارد شده هر ايستگاه، براي ايستگاه تهران 4 عامل، و براي ايستگاه شيراز و كرمانشاه هركدام 3 عامل استخراج گرديده با استفاده از روش خوشهبندي سلسله مراتبي بر روي نمرات عاملهاي استخراج شده، روزها گروهبندي، و پس از آن مقادير ميانگين كليه متغيرها براي سطوح استاندارد مورد نظر محاسبه گرديد. با مقايسة مقادير ميانگين متغيرهاي گروهها با ايستگاههاي شاخص آسوان، عشقآباد و مديترانه توده هوايcT, mT,cP, tmP, cA, tmA وMed. شناسايي شدند، سپس با توجه به اطلاعات دما، دماي پتانسيل و نسبت آميختگي تراز500 هكتوپاسكالي، براي تودههاي هوايي تعيين شده در هر ايستگاه روزهاي شاهد استخراج گرديد. سپس بر اساس دادههاي دما و نقطة شبنم روزهاي مذكور نمودار ترموديناميكي Skew-T آنها تهيه و جهت تفسير بهتر نتايج، نقشههاي همديدي سطوح زمين، 850 و 500 هكتوپاسكال از نظرآرايش سامانهها مورد مطالعه قرار گرفته است.
|
| كليد واژه: تودههاي هوا، تحليل عاملي، مؤلفههاي اصلي، تحليل خوشهاي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي زمستان 1383; 19(4 (پیاپی 75)):54-70. |
| مرادي حميدرضا* |
| * دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده منابع طبيعي و علوم دريايي نور، مهندسي آبخيزداري |
|
شمال شرق ايران، به عنوان قطب بزرگ كشاورزي و دامپروري از شرايط اقليمي نسبتاً مناسبي برخوردار بوده و داراي آب و هواي نيمه مرطوب تا نيمه خشك و خشك است. با وجود شرايط زيستمحيطي نسبتاً مناسب منطقه، وقوع سيلابهاي شديد، خسارات جاني و مالي بسياري را به مردم تحميل ميكند. لذا شايسته است تا جهت مديريت صحيح منابع و امكانات، الگوهاي سينوپتيكي كه منجر به طوفان و بارش سيلزا در منطقه ميگردد با دقت مورد شناسايي قرار گيرد. به اين منظور در اين تحقيق، از دادههاي بلندمدت بارش و دبي ايستگاههاي موجود در منطقه طي دوره آماري 30 ساله (1970 تا 1999 ميلادي) استفاده شد. همراه با اين دادهها، نقشههاي روزانه هواشناسي مربوط به سطح زمين و ترازهاي بالا تهيه و بررسي گرديد. نتايج حاصله بيانگر آن است كه چهار الگو در ايجاد بارشهاي سيلزا در منطقه مؤثر هستند كه عبارتند از: 1. كم فشارهاي مهاجر قطبي اروپايي كه از حوالي اسكانديناوي منشأ ميگيرند. 2. كم فشارهاي مديترانهاي 3. كم فشارهاي سوداني و درياي سرخ كه از جنوب غرب وارد منطقه ميشوند. 4. كم فشار مهاجر قطبي سيبري كه از مناطق قطبي در شمال سيبري منشأ گرفته و از طريق درياچه آرال و شمال شرق ايران يا شمال منطقه را تحت تأثير قرار ميدهند. شديدترين بارش منطقه در شرايطي به وقوع ميپيوندد كه مركز كم فشار بر روي منطقه استقرار يابد و منطقه تحت تأثير فعاليت جبهه سرد واقع شود. تداوم بارش در شرايطي است كه هم زمان، دو سيستم كم فشار درياي سرخ با سيستم كم فشار مديترانهاي يا كم فشار مهاجر قطبي اروپايي در منطقه فعال باشند و جبهه در شمال شرق به حالت مخلوط درآيد.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| تحقيقات جغرافيايي زمستان 1383; 19(4 (پیاپی 75)):94-105. |
| رمضاني گورابي بهمن* |
| * دانشگاه آزاد اسلامي رشت |
|
شهرك ماسوله در حدود 60 كيلومتري مركز استان گيلان (رشت) و در 30 كيلومتري جنوبغربي شهرستان فومن در ناحيهاي كوهستاني و جنگلي با ارتفاع 1050 متر از سطح درياهاي آزاد در دامنهاي صخرهاي با معماري منحصر به فرد در ايران و حتي در جهان قرار گرفته است. اين شهرك از نظر هماهنگي معماري با محيط طبيعي و جغرافيايي خود بينظير بوده و طي شماره 1090 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است. لذا حفظ و نگهداري و تماشاي اين مجموعه در وضعيت كنوني و آينده از اهميت بالايي برخوردار ميباشد. ولي اين شهرك در حال حاضر مواجه با خطرات طبيعي نظير ريزش سنگ، سيل، رانش روانه كلي، زلزله، تصرف به منظور توسعه عمراني و انساني مواجه ميباشد كه احتمال خطر را در اين ناحيه به حداكثر ميرساند. از طرفي شواهد نشان ميدهد كه مكان اصلي ماسوله در 5 كيلومتري بالاتر از ماسوله جديد ماسوله قديم با آثار و بقاياي انساني از قبيل سنگ كوره وجود داشته است كه در حال حاضر جزو آثار باستاني محسوب ميگردد و بايد محافظت گردد. اين مكان به دلايل طبيعي ويران شده و ماسوله جديد در فاصله 5 كيلومتر پايينتر از مكان قبلي بنا شده است. در طول 90 سال اخير 120000 نفر در ايران جان خود را با حوادث طبيعي از دست دادهاند و حدود 300000 خانه مسكوني تخريب شده است درصورتيكه در جنگ تحميلي عراق به ايران 400000 واحد مسكوني از بين رفته است و در 25 سال اخير 6 درصد تلفات جاني ناشي از حوادث طبيعي جهان مربوط به ايران بوده است و از 40 نوع بلاي طبيعي موجود در جهان 36 نوع آن در ايران به وقوع پيوسته است. شناسايي خطرات طبيعي ماسوله از روش مطالعات ميداني و با استفاده از مطالعات اسنادي و آمارهاي هواشناسي و هيدرولوژيكي در چارچوب اجراي يك طرح پژوهشي در دانشگاه آزاد اسلامي رشت در سال 1380 بوده است. اين مقاله كوشش دارد ضمن معرفي مكان جغرافيايي ماسوله قديم به دانش پژوهان خطرات طبيعي كه در چارچوب جغرافياي طبيعي ماسوله جديد را تهديد ميكند شناسايي نموده و آن را به برنامهريزان معرفي نمايد تا همواره آيندگان نشاني از گذشته نياكان خود داشته باشد.
|
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |