بانک مقالات جغرافیا
| پژوهشهاي جغرافيايي تابستان 1382; 35(45):1-12. |
| دلال اوغلي علي* |
| * دانشگاه تبريز |
|
يخچالهاي سنگي يكي از مناظر مشخص ژئومرفولوژيكي هستند كه در ابعاد متوسط در دامنه كوه سبلان ديده ميشوند. يخچالهاي سنگي فعال نشاندهنده وجود پرمافروست آلپين است و از طرف ديگر، اين پديدهها ابزار مهمي در بازسازي پالئوكليما هستند. تعداد 14 يخچال سنگي در دامنه شمالي سبلان در ارتفاع 3460 تا 4400 متر از سطح دريا شناسايي شده است كه حدود 4/6 كيلومتر مربع از سطح زمين را اشغال كردهاند. يخچالهاي سنگي زبانهاي شكل با 7/85 درصد نسبت به يخچالهاي سنگي واريخته با 14/3 درصد، بيشترين گسترش را دارند. مساحت آنها بين 05/0 تا 64/1 كيلومتر مربع متغير ميباشد و تشكيل آنها در حال حاضر توپوكليماي محلي بستگي دارد. با استفاده از مفاهيم RILA و RLA منشاء آنها مشخص گرديده است. بر اساس ميزان حركت آنها در سال، سن احتمالي يخچالهاي سنگي را ميتوان 6000-3000 سال برآورد كرد.
|
| كليد واژه: يخچال هاي سنگي، پريگلاسير، پرمافروست، توپوكليما، هولوسن، كوه سبلان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1382; 35(46):99-113. |
| شايان سياوش* |
| * گروه جغرافيا دانشگاه تربيت مدرس |
|
مخروط هاي افكنه به علت حاصلخيزي و امكان دسترسي به منابع سطحي و زيرزميني در محدود آنها، از نظر زراعي و سكونتگاهي مورد توجه ژئومرفولوژيستها هستند. به همين جهت بررسي فرايند پيدايش و روند تغييرات آنها اهميت بسيار دارد. در اين پژوهش سعي شده است تا داده هاي مرفومتريك و ژئومتريك كه از طريق اندازه گيريهاي ميداني، عكسهاي هوايي و تصاوير ماهواره اي، نقشه برداريهاي زميني و اندازه گيريهاي كارتوگرافيك در محدوده مورد مطالعه (حوضه گاماسياب در غر كشور) حاصل شده اند، مورد بررسي آماري و رياضي قرار گرفته و استنباط هاي ژئومرفولوژيكي از آنها انجام گيرد. نتايج اين بررسي نشان ميدهد كه اولاً روابط ارائه شده از سوي پژوهشگران بين المللي نظير بول درباره وجود همبستگي بين مساحت حوضه آبگير مخروطهاي افكنه با مساحت مخروط ها در منطقه مورد مطالعه نيز صادق است. ثانياً بررسيهاي آماري، تغييرات طولي و گستردگي مخروط هاي افكنه را بر اثر فعاليتهاي زمين ساختي آشكار ساخت و ثالثاً تأثير جنس مواد در حوضه هاي آبگير مخروط ها (مواد آهكي) را بر ابعاد و شكل مخروط هاي افكنه نشان داد. |
| كليد واژه: مخروط افكنه، داده هاي مرفومتريك و ژئومتريك، ژئومرفولوژي كاربردي، كوه هاي زاگرس، حوضه گاماسياب |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي تابستان 1382; 35(45):13-26. |
| خيام مقصود*,ايلدرمي عليرضا |
| * گروه جغرافياي طبيعي دانشگاه تبريز |
|
توده كوهستاني الوند همدان با جهت شمال غربي - جنوب شرقي در غرب ايران واقع شده است. جبهه شمالي اين توده تحت تأثير مرفولوژي، تكتونيك و عوامل مختلف به شدت ناپايدار شده است. با استفاده از تعيين نرخ فرسايش و يا به وسيله عوامل مؤثر در ساختارهاي ژئومرفيك ميتوان ميزان ناپايداري دامنههاي آن را ارزيابي كرد. جهت انجام چنين تحليلي از دادههاي ژئومرفولوژي استفاده شده است. به منظور ارزيابي مرفولوژي پرتگاهها و تحول پسروي جبهه شمالي توده كوهستاني الوند، منطقه مورد نظر به دوازده زير حوضه تقسيم و شاخص مرفومتريك از قبيل ميل يافتگي، عقب نشيني موازي، جانشيني، گردشدگي ، شكل سينوسي جبهه كوهستان، تسطيح شدگي، گراديان رودخانه، شاخص نسبت پهناي دره به عمق، شاخص مخروط افكنهها و شاخص تقارن توپوگرافي و ... محاسبه و در كنار يكديگر به عنوان شواهد و مداركي مهم جهت شناسايي مناطق مرفوديناميكي فعال به كار گرفته شده است. ارقام حاصله از محاسبه شاخصها بيانگر شدت فعاليت مرفوديناميك و فرسايش در زير حوضههاي مختلف منطقه و ناپايداري دامنه شمالي الوند است. وجود شيبهاي فراوان از نوع (W.L.S) نه تنها موجب تحول دامنهها شده، بلكه منجر به تشديد فرآيندهاي جانشيني، ميل يافتگي، عقب نشيني موازي و گردشدگي گرديده كه با تغيير مرفولوژي دامنه با فرايند جانشيني شروع و با گذشت زمان به گردشدگي خاتمه مييابد. از شواهد ديگر مرفوديناميك فعال منطقه كه نشانهاي از تحول و پسروي جبهه شمالي الوند محسوب ميشود وجود تپههاي مسدود كننده، سطوح مثلثي شكل و شكل سينوسي جبهه شمالي كوهستان الوند است. وضعيت سينوسي جبهه شمالي الوند گاهي به شكل خطي و گاهي نيز به شكل منحني - خطي ( بر روي نقشه) است كه بيانگر تحول و پسروي منطقه بوده كه فاصله بندي حوضههاي زهكشي مجاور، زمان و پناي محدوده كوهستان الوند تأثير پذيرفته است. به نظر ميرسد كه ويژگيهاي ژئومرفولوژي جبهه شمالي الوند تحت تأثير حاكميت سيستم فرسايشي پريگلاسير موجب تحول و پسروي آن شده است.
|
| كليد واژه: الوند، مرفولوژي، پرتگاه، ميل يافتگي، عقب نشيني موازي، جانشيني، گردشدگي، سطوح مثلثي شكل، تسطيح شدگي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي تابستان 1382; 35(45):45-58. |
| نوحه گر احمد,محمودي فرج اله |
|
بررسي نظام بهرهبرداري مصالح (شن و ماسه) از رودخانه حاكي از وجود مشكلات متعدد از نظر مسائل طبيعي، دستگاههاي متولي، مسائل مالي و نيز از ديدگاههاي زيست محيطي ميباشد در طي سالهاي گذشته اقدامات مختلفي جهت اصلاح نظام بهرهبرداري از مصالح رودخانهاي صورت پذيرفته است . رود ميناب از جمله رودخانههاي است كه داراي غنيترين مصالح شن و ماسه كشور ميباشد. به همين منظور كارخانجات متعددي در بستر اين رودخانه جهت بهربرداري از مصالح آن احداث شده است. احداث سد ميناب و متعاقب آن قطع كامل دبي پايه رودخانه به پائين دست سد و به طبع آن قطع صد درصد رسوبهاي انتقالي مخصوصا رسوبهاي درشت دانه به پاياب سد ميناب، فرسايش بستر و كنارههاي اين سيستم آبرفتي را مخصوصا در طي سيلابهاي استثنائي به دنبال داشته است. اين عامل باعث تغيير پذيري مسير ازجمله كود افتادگي بستر ، تخريب كنارها، توسعه مئاندرها ، عريض شدن رو به گسترش بستر و تحديد سازههاي رودخانهاي مانند پل و سد ميناب ، ديوارهاي سيل بند و سيل برگردان و تحديد مناطق مسكوني و مزارع و باغات مجاور رودخانه گرديده است. بهرهبرداري مصالح آبرفتي از جمله مسائلي است كه در اين رودخانه وجود دارد. به همين منظور طي سالهاي گذشته اقدامات مختلفي جهت اصلاح نظام بهرهبرداري صورت گرفته است. ولي توجه به اين مطلب ضروري است در چارچوب نظام فعلي رودخانه ميناب ، رعايت نكات فني و توجه به جريان آب و رسوب و به طور كلي شناخت مرفولوژي رودخانه مهمترين ركن نظام بهرهبرداري از مصالح آن است. روند منطقي و ضروري انجام مطالعات و جمعآوري اطلاعات پايه از وضعيت جريان آب و رسوب نقش آنها در پيكرشناسي رودخانه و توجه به اثرات و تبعات طبيعي مصالح از رودخانه از جمله اهداف دراز مدت اين سيستم آبرفتي است.
|
| كليد واژه: ژئومرفولوژي، دبي، مياندر، سازه، كناره، فرسايش، شن و ماسه، دانه بندي، رسوب رژيم جريان |
| |
| پژوهشهاي جغرافيايي تابستان 1382; 35(45):27-44. |
| كردواني پرويز,پوررمضان عيسي |
|
كشور ما به دليل ويژگيهاي خاص طبيعي از نظر تنوع گونه بسيار غني بوده، به طوري كه در برخي از رويشگاههاي آن، تودههاي منحصر به فردي مثل تودههاي جنگلي فندق استقرار يافته است. فندق درخت بومي اروپا، آسياي صغير، قفقاز و ايران است كه در برخي از مناطق نيمكره شمالي از جمله برخي از مناطق ايران و به ويژه شمال ايران توسعه دارد و در حال حاضر در بسياري از كشورهاي دنيا از جمله كشور تركيه در سطح وسيعي كشت و توليد ميشود. در ايران منطقه اشكورات رودسر هم از نظر سطح زيركشت و هم از نظر ميزان توليد، قطب فندق كشور ميباشد كه كشت و كار آن با مسائل و مشكلات متعددي از قبيل كمبود شديد آب، آفتها و بيماريها، عدم استفاده از ارقام پر محصول و ... مواجه است. همچنين كشت و توليد اين محصول درمنطقه اشكورات داراي اثرات اقتصادي ،اجتماعي مهم و قابل توجهي ميباشد كه ايجاد اشتغال از طريق جذب نيروي كارگر، ايجاد و توليد درآمد براي خانوارهاي روستايي و .. از مهمترين اين اثرات است.
|
| كليد واژه: منطقه اشكورات ، فندق، مسايل كشت، اثرات اقتصادي، اجتماعي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي تابستان 1382; 35(45):59-73. |
| رضواني محمدرضا* |
| * دانشكده جغرافيا دانشگاه تهران |
|
تحولات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جهان بعد از جنگ جهاني دوم به ويژه در زمينه سهولت تحرك و جابجايي در رابطه با بهبود راههاي ارتباطي و حمل و نقل، افزايش اوقات فراغت، گسترش شهرنشيني، افزايش آلودگي محيط زيست، بهبود رفاه اجتماعي و امكان تخصيص بخشي از درآمد براي امور غير ضروري موجب رواج گردشگري روستايي و به تبع آن خانههاي دوم ابتدا در مغرب زمين و سپس در بسياري از كشورهاي جهان شد. در ايران نيز به ويژه در نواحي كوهستاني مجاور شهرهاي بزرگ و همچنين در سواحل درياي خزر از چند دهه گذشته خانههاي دوم يا خانههاي تعطيلات با هدف گذراندن اوقات فراغت گسترش يافته است. ناحيه روستايي و كوهستاني البرز در شمال استان تهران از معدود نواحي كشور است كه خانههاي دوم عمدتا از دهه 1340 و به ويژه بعد از انقلاب اسلامي در آن رواج يافته و طي سالهاي اخير شدت يافته است . پيدايش اين پديده و رشد سريع آن با تحولات اقتصادي - اجتماعي كشور و شهر تهران و به ويژه با رشد فيزيكي، افزايش تراكم جمعيت و آلودگي زيست محيطي اين شهر در رابطه است. در اين تحقيق با انجام مطالعات كتابخانهاي و ميداني، ماهيت، ابعاد و روند گسترش خانههاي دوم در نواحي روستايي شمال تهران مورد تحليل قرار گرفته است. نتايج مطالعات نشان مي دهد كه گسترش اين پديده در نواهي روستايي عمدتا به صورت خودجوش و فقد نظارت و كنترل برنامهريزي شده بود كه با توجه به پيامدهاي عميق اين پديده بر نواحي روستايي و كوهستاني و نهايتا بر شهر تهران، لازم است با شناخت اين پيامدها به تهيه و اجراي طرحهاي راهبردي براي كنترل و هدايت هدفمند خانههاي دوم اقدام گردد.
|
| كليد واژه: خانههاي دوم، نواحي روستايي، تهران، حومه نشيني فصلي، گردشگري، اوقات فراغت، گردشگري روستايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي تابستان 1382; 35(45):75-90. |
| حافظ نيا محمدرضا,زرقاني سيدهادي |
|
فرايند قبض و بسط سرزميني يكي از موضوعات مهم در جغرافياي سياسي است كه در بررسي تاريخ ايران كمتر به آن پرداخته شده است. نگرش تاريخي صرف در بررسي حكومتهاي ايران و تحولات سياسي - اجتماعي آنها مانع توجه به اين امر شده است. در اين مقاله ضمن بررسي تاريخ پنج سلسله صفويه، افشاريه، زنديه، قاجاريه و پهلوي، الگوي حاكم بر فرآيند پيوستگي و گسستگي سرزميني طي دورههاي تاريخي مزبور مورد بررسي قرار گرفته است. نتيجه حاصل از اين مطالعه نشان ميدهد كه در هر دوره تاريخي، فرآيند مزبور در بر گيرنده پنج مرحله پيوسته به شرح ذيل بوده است: 1- شروع گسستگي سرزميني ، 2- تشديد گسستگي 3- آغاز پيوستگي 4- تقويت بسط و پيوستگي 5- تثبيت و يكپارچگي سرزميني
|
| كليد واژه: بسط سرزميني، قبض سرزميني، صفويه، افشاريه، زنديه، قاجاريه ، پهلوي، حكومت محلي، ايران |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي تابستان 1382; 35(45):91-102. |
| خالدي شهريار* |
| * گروه جغرافيا دانشگاه شهيد بهشتي |
|
روستاهاي ابوزيد آباد در ميان تپههاي ماسهاي، تابع موقعيت جغرافيايي ويژه و وحدت جغرافيايي است. وجود ماسه زارها در ايران و به ويژه در ابوزيدآباد ميتواند موجب خودكفايي گردد. در اين مقاله نظريه خوشبينان و بدبينان نسبت به تاغ كاري در ابوزيد آباد مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. گرچه تاغكاري در ابوزيد آباد در آغاز موجب عدم مهاجرت روستاييان به شهرها شده است، ولي در حال حاضر با افزايش جمعيت نياز به زمين بيشتر براي كشاورزي در تاغزارها احساس ميشود. مطالعه تاغزارها از حيث كاهش انبوهي و هرص آنها در اين طرح پژوهشي، از درجه بالايي برخوردار است. از 19 گونه تاغ در دنيا، هشت گونه آن در ايران وجود دارد كه در اين بين سفيد تاغ از نظر خوش خوراكي از بقية گونهها به طور نسبي بهتر است و سياه تاغ نيز نسبت به شوري از خود مقاومت بيشتري نشان ميدهد. تاغ قهرمان بيابان است (دكتر علي شريعتي)
|
| كليد واژه: مديريت بيابان ها، بيابان زدايي، خاكهاي ماسه اي، عدم انبوهي تاغ ها |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي تابستان 1382; 35(45):103-113. |
| يماني مجتبي,مقصودي مهران |
|
كانالهاي گيسويي انشعاباتي از جريانهاي رودخانهاي هستند كه بر سطح مخروطافكنهها گسترش مييابند و مكانيسم تشكيل و تحول آنها به ديناميك جريان و ويژگيهاي حوضه آبخيز وابسته است. بديهي است بررسي اين ويژگيها و مكانيسمها ميتواند ما را در شناخت تحول و پيشبيني خطرات ناشي از آنها آگاه نمايد. مخروط افكنه رودخانه تنگوئيه يكي از بزرگترين مخروط افكنههاي موجود در حاشيه كوير سيرجان است. با توجه به مطالعات ميداني انجام گرفته و نيز مشاهدات غير مستقيم، شبكه متراكمي از كانالهاي گيسويي در سطح اين مخروط افكنه ديده ميشود. هدف اين مقاله، بررسي علل تغييرات زماني كانالهاي گيسويي بر سطح اين مخروط افكنهها است. براي دستيابي به اين هدف از عكسهايي هوايي منطقه با فاصله زماني 37 ساله (1332 و 1372 ) به عنوان «ابزار» اصلي استفاده شده است. تكنيك كار، مقايسه تغييرات شبكه كانالها بر سطح مخروط افكنه از طريق انطابق شبكه زهكشي در عكسهاي هوايي دو دوره با استفاده از نرم افزارهاي كامپيوتري بوده است. علاوه بر اين، از دادههاي ميداني، اطلاعات آماري هواشناسي و هيدرولوژي استفاده شده و اين اطلاعات در قالب روشهاي آماري، تجزيه و تحليل گرديده و در نهايت، نتيجه گيري به عمل آمده است. اين نتايج نشان ميدهد كه كانالهاي گيسويي طي دوره تحت بررسي، ناپايدار بوده و موقعيت و مسير آنها به طور نامنظم تحت تأثير نحوه عملكرد سيلابها تغيير نموده است. استفاده از « روش تحليلي» در مقايسه نسبت تغييرات، بيانگر اين نكته است كه جابجايي و تحول شبكه، هم از نظر زماني و هم از نظر مكاني يكسان نبوده و عملكرد متفاوتي داشته است. شواهد نشان ميدهد، جريانهايي كه در درازمدت تغيير كرده و متحول شدهاند، تحت تأثير فعاليت تكتونيكي منطقه بودهاند. عملكرد تكتونيك عموما در راستاي تثبيت حوضه و متقابلا سوبسيداس چاله سيرجان به عنوان مصب اين رودخانه بوده است. از سوي ديگر، جريانهايي كه در كوتاهمدت تغيير كرده و جابجا شدهاند، تحت تأثير سيلابهاي فصلي و ناگهاني با دبي و بار رسوبي زياد و نيز تغييرات زماني بارش قرار داشتهاند.
|
| كليد واژه: مخروط افكنه، كانال هاي گيسويي، تكتونيك، سيرجان، شاخص سينوسي جبهه كوهستان، چاله سيرجان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي تابستان 1382; 35(45):115-130. |
| محمدي حسين مراد,شمسي پور علي اكبر |
|
طي سالهاي اخير در ايران و به طور منطقهاي در شمال همدان، خشكسالي مستمر و شديدي رخ داده كه در نتيجه آن، منابع آبهاي سطحي منطقه خشك يا بسيار كم شده و سفرههاي زيرزميني با افت سطح ايستابي شديدي روبر شده است. در اين تحقيق با استفاده از روش شاخص Z استاندارد خشكسالي ها و شدت آنها مشخص شد و دو سال آبي 79-77 به عنوان سالهاي شاخص خشكسالي تعيين گرديد در بررسي توزيع مكاني شدت خشكسالي و افت سطح سفرههاي آب زيرزميني دشتهاي شمال همدان از قابليت GIS و نرم افزار ARC/view و Arcinfo و از رابطه «يتزولد» در تعيين شدت كمبود بارش و خشكي، و از قابليت هيدروگرافهاي معرف سطح آبهاي زيرزميني جهت تعيين ميزان و شدت افت ماهيانه و سالانه سطح ايستابي استفاده گرديد. معرف سطح آبهاي زيرزميني با توجه به عمق سفره، نوع آن، ويژگيهاي زمين شناسي، خصوصيات ژئوهيدرولوژيكي و شبكه آبهاي سطحي روي آن، نسبت به خشكسالي واكنش نشان ميدهد؛ در نتيجه خشكسالي بر منابع آبهاي سطحي منطقه اثرات تخريبي مستقيم داشته، ولي در آبهاي زيرزميني بين كاهش بارش و افت سطح ايستابي ضريب همبستگي معناداري وجود ندارد و خشكسالي به صورت غير مستقيم از طريق كاهش تغذيه سفرههاي آب زيرزميني از منابع آب سطحي، افزايش برداشت از طريق چاههاي عميق جهت مصارف كشاورزي، افزايش دما و تبخير و تعرق و تغيير نوع بارش در نتيجه كاهش ميزان تغذيه از بارشهاي جوي و ... بر مبناي آبهاي زيرميني مؤثر ميباشد. بنابراين اثرات خشكسالي با تأخير زماني بيشتري در آبهاي زيرزميني (با تأخير 9 ماهه) رخ ميدهد.
|
| كليد واژه: تبخير و تعرق، آبهاي زيرزميني، خشكسالي، يتزولد، GIS، سطح ايستابي، هيدروگراف |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي بهار 1382; 35(44):23-29. |
| عزيزي قاسم*,ياراحمدي داريوش |
| * دانشكده جغرافيا دانشگاه تهران |
|
در اين مقاله از طريق يك معادله رگرسيوني به ارتباط پارامترهاي اقليمي (متغيرهاي مستقل) و افزايش يا كاهش عملكرد گندم ديم (متغير وابسته) در دشت سيلاخور واقع در استان لرستان پرداخته شده است. پارامترهاي اقليمي مورد استفاده از ميزان بارشهاي پاييزه و بهاره، تعداد روزهاي يخبندان بهاري، اولين بارش پاييزه و تعداد روزهاي باراني بالاي يك ميلي متر، دوره مربوط سال تشكيل شده اند. نتايج بدست آمده نشان مي دهد كه بين عملكرد گندم ديم و متغيرهاي ميزان بارش پاييزه و بهاره و همچنين تعداد روزهاي باراني دوره مرطوب سال، ارتباط مستقيم وجود دارد؛ اما بين متغيرهاي تعداد روزهاي يخبندان بهاري و تاخير دراولين بارش پاييزه، ارتباط معكوس برقرار مي باشد. همچنين با توجه به شاخص R-squard در معادله رگرسيوني مذكور، مشخص شد كه تنها 47% از تغييرات متغير وابسته (عملكرد گندم ديم) توسط متغيرهاي مستقل مورد استفاده در مدل رگرسيوني توضيح داده مي شوند و 53% از تغييرات عملكرد گندم ديم به پارامترهاي ديگري وابسته مي باشد. |
| كليد واژه: دشت سيلاخور، مدل رگرسيوني، گندم ديم، پارامترهاي اقليمي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي بهار 1382; 35(44):1-10. |
| خيام مقصود,مختاري كشكي داوود |
|
توده كوهستاني ميشوداغ در شمالغرب ايران و در ضلع شمالي درياچه اروميه واقع است. اين كوهستان در ضلع شمالي خود، به دشت مرند كه در جهت شرقي - غربي كشيده شده است، منتهي مي شود. گسل مورب لغز شمال ميشو و شاخه هاي فرعي آن، مهمترين نقش را در مرفولوژي دامنه شمالي ميشوداغ و جبهه كوهستاني مشرف به دشت مرند ايفا نموده اند. حركات عمودي گسلهاي منطقه علاوه بر آثار خود آنها در داخل كوهستان، در پراكندگي، تكامل و مرفولوژي سطح مخروط افكنه ها تاثير عمده اي داشته اند. بوجود آمدن مخروط افكنه هاي چند بخشي در منطقه، نتيجه عملكرد گسلهاي منطقه بوده است. اثر فعاليتهاي تكتونيكي، حتي رسوبات كواترنر آغازين را نيز خميده كرده و موجب بوجود آمدن مخروط افكنه هاي تو در تو (تلسكوپي) در منطقه شده است. قسمت فعال مخروط افكنه ها در ميشو شرقي در راس و در ميشو غربي در حاشيه يا پايين دست آنها قرار گرفته كه نشانگر عملكرد متفاوت تكتونيك در دو بخش دامنة شمالي ميشو مي باشند. شكل منحني هاي ميزان سطح مخروط افكنه ها در ميشو شرقي و برخي مخروط افكنه هاي ميشو غربي هيچگونه اثري از عمل فعاليتهاي تكتونيكي را نشان نمي دهد و منحني هاي ميزان آنها بخشي از يك دايره را تشكيل داده كه راس مخروط افكنه ها بر مركز دايره منطبق است. در بقيه مخروط افكنه هاي ميشوغربي، منحنيهاي ميزان بخشي از يك بيضي را تشكيل مي دهند كه نوعي كشيدگي در سطح مخروط افكنه در اثر فعاليتهاي تكتونيكي را نشان ميدهد. بدين ترتيب اثرات عملكرد تكتونيك در ميشو شرقي در جبهه كوهستاني و در بخش غربي در سطح مخروط افكنه ها بيشتر مشهود است و لذا مي توان مرفولوژي مخروط افكنه ها را به عنوان شاخصي براي ارزيابي فعاليتهاي تكتونيكي بكار برد. |
| كليد واژه: تكتونيك، مورفولوژي، مخروطه افكنه، ميشو داغ |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي بهار 1382; 35(44):11-22. |
| پيشگاهي فرد زهرا* |
| * دانشكده جغرافيا دانشگاه تهران |
|
مشاركت سياسي مردم ايران درانتخابات پارلماني از فراز و نشيبهايي برخوردار است كه دلايل آن از شهرستاني به شهرستان ديگر متفاوت مي باشد. در شهرستان اصفهان، مشاركت سياسي مردم در انتخابات مجلس شوراي اسلامي عمدتا متاثر از حضور گروهها و احزاب سياسي بوده است؛ ضمن آنكه برخي ويژگي هاي فردي و اجتماعي نامزدهاي انتخاباتي نيز به شدت و ضعف حضور مردم و در نهايت، در نوع تصميم گيري آنان اثر گذاشته است. اين تحقيق پيرامون نقش احزاب در توسعه سياسي و رفتار انتخاباتي مردم شهرستان اصفهان، با اين هدف صورت گرفت كه نقش احزاب و گروه ها در فرآيند رفتار انتخاباتي مشخص شود و در عين حال، اين حكم آزمون نشده متداول در گفتارها و نوشتارهاي سياسي كه وجود احزاب تاثير مثبت در افزايش مشاركت سياسي مردم بويژه در انتخابات دارند، مورد بررسي قرار گيرد. نتايجي كه از طريق روش تجزيه و تحليل داده هاي آماري استخراج شده از اسناد و كتب و نيز روش پرسشگري از يك جامعه آماري، در شهرستان اصفهان بدست آمد، نشان داد كه اولا مبناي تصميم گيريهاي مردم، حزبي و جناحي نيست و ثانيا اساس رفتار انتخاباتي آنها در گزينش نامزدها در اصول و معيارهاي عمومي و اختصاصي استوار است. |
| كليد واژه: مشاركت سياسي، انتخابات پارلماني، جناح هاي سياسي، احزاب سياسي، رقابتهاي حزبي، معيارهاي راي دهي، فرآيند تصميم گيري، رفتار انتخاباتي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي بهار 1382; 35(44):31-40. |
| نظري علي اصغر* |
| * دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه پيام نور |
|
ساختار گروه هاي سني جمعيت، معرف وضعيت كلي هر سرزمين يا كشوري است كه آن جمعيت در بسترش به حيات خودادامه ميدهد. بر اين اساس، دانشمندان و مراكز تحقيقاتي قادر به ارزيابي ويژگي هاي جغرافيايي در اماكن مختلف مي باشند، بالا بودن درصد بچه سالان در بيش گروه هاي سني ديگر، دلالت بر عدم توسعه كشورها داشته و از آنجا كه اين گروه سني هزينه بر و از نظر اقتصادي غير مولد است، مبالغ قابل ملاحظه اي از درآمد ملي را مي بلعد و آنرا از قرار گرفتن در مسير توسعه و پيشرفت باز مي دارد. براي ايجاد هماهنگي در گروههاي مختلف سني جمعيت، لزوم پيشگيري از زاد و ولدهاي زياد، سرمايه گذاري در امر آموزش، تحول در ساختار شغلي كشور، ايجاد امكانات براي توسعه آموزش عالي، گرايش به شهرنشيني، صنعتي كردن كشاورزي و دامپروري، تعميم سوادآموزي، تغذيه مناسب و كافي، فراگيري بيمه هاي مختلف و از جمله بيمه از كار افتادگي و سرانجام، استفاده از بهداشت و درمان رايگان از اهم مسائلي هستند كه روند زاد و ولد را كند مي سازند. بچه سالان ايراني كه از معيار موجود در كشورهاي توسعه يافته زيادتر مي باشند، در هر سال ميلياردها تومان از بودجه كشور را خود اختصاص مي دهند و همين موضوع سبب مي شود كه ايران از دستيابي به توسعه فراگير بازماند. خوشبختانه در يك دهه اخير به علت توجه دولت به اين مهم، قوانيني وضع شده كه در سايه كاربري آنها زاد و ولدها از شتاب گذشته باز مانده و از طرف ديگر، بروز مشكلات اقتصادي و تورم ساليانه بالا، نوعي كنترل اجباري در اين روند را پيش آورده است كه بر اثر آن نسبت زاد و ولدها به كمتر از يك دوم دهه قبل تقليل يافته است. |
| كليد واژه: ساختار سني جمعيت بچه سالان ايراني، معيارهاي جمعيتي، بهداشت و درمان، توسعه در يك مقايسه تطبيقي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي بهار 1382; 35(44):55-70. |
| علي زاده كتايون* |
| * واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي مشهد |
|
دستيابي به توسعه پايدار در گرو توجه به اركان اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و زيست محيطي در يك جامعه است و گردشگري به عنوان فعاليتي اثرگذار بر تمامي اركان توسعه، بيش از گذشته نيازمند مطالعه است. در اين تحقيق با بيان اجزاء مشترك مفهوم توسعه پايدار از ديدگاه هاي متفاوت، به ويژگي هاي گردشگري پايدار پرداخته و به طور خاص، تبعات زيست محيطي فعاليت هاي گردشگري در محدوده اي مشخص (بخش طرقبه از شهرستان مشهد) مطرح شده است. اين مطالعه نشان مي دهد كه روند كنوني بهره برداري از طبيعت عليرغم برخي فعاليتها و تمهيدات محدود كننده، فراتر از ظرفي تحمل محيط بوده و بيم آسيب هاي جدي و نابودي توانهاي طبيعي و البته اقتصادي منطقه مي رود. |
| كليد واژه: توسعه پايدار، گردشگري پايدار، ظرفي تحمل |
| |
|
نسخه قابل چاپ |