بانک مقالات جغرافیا
| پژوهشهاي جغرافيايي بهار 1384; 37(51):125-138. |
| فرجي سبكبار حسن علي* |
| * دانشكده جغرافيا، دانشگاه تهران |
|
در برنامه ريزي هاي منطقه اي و توسعه سرزمين، شناسايي مناطق مناسب جهت استقرار و توسعه فعاليت ها يكي از مسائل اساسي مي باشد كه همواره برنامه ريزان منطقه اي با آن مواجه بوده اند. با توجه به مدل ها و روش هاي گوناگوني كه در اين زمينه وجود دارد، پيشرفت هاي بسيار به ويژه در سيستم هاي اطلاعاتي جغرافيايي صورت گرفته و امكان مدل سازي و تحليل اطلاعات به صورت فضايي بوجود آمده است. در تحقيق حاضر با استفاده از روش سلسله مراتبي تحليل و انواع تكنيک هاي مدل سازي فضايي، به الگوسازي فضايي بخش طرقبه پرداخته ايم. فرايند الگوسازي و مكانيابي طي چند مرحله شامل گردآوري اطلاعات، ورود اطلاعات به سيستم، انتخاب معيارها، مدل سازي فضايي و تلفيق اطلاعات انجام شده است. در نهايت، مناطق مختلف بخش طرقبه از نظر قابليت استقرار واحدهاي خدمات بازرگاني اولويت بندي شده اند. |
| كليد واژه: مكان يابي، پهنه بندي، مدل سازي فضايي، سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي، روش سلسله مراتبي تحليل، محيط زيست |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):1-17. |
| جباري ايرج* |
| * گروه جغرافيا، دانشگاه رازي کرمانشاه |
| نوار کوهستاني موجود در غرب درياچه اروميه در معرض ناپايداري هاي دامنه اي متعددي است. ريزش و واژگوني، بهمن مواد، خاک رواني، گل رواني، لغزش هاي چرخشي و لغزش هاي مرکب هر يک سهم ويژه اي در اين ناپايداري ها برعهده دارند. ريزش ها و واژگوني ها بيشترين مساحت را اشغال مي کنند؛ ولي لغزش هاي چرخشي از نظر فراواني، شدت وقوع و ميزان خسارت هاي تحميلي از درجه اهميت بالايي برخوردار هستند. حرکات از نوع ريزش و واژگوني بيشتر در نواحي اي رخ مي دهد که يا آهک از زير انحلال يافته و يا کنگلومراي به ضخامت حداقل سه متر که داراي لايه بندي تدريجي است، از سطوح پايين تخريب پيدا نموده باشد. هر چند که در وقوع گل رواني و بهمن مواد نيز نابودي پوشش گياهي نقش ايفا مي کند؛ ولي حداقل در مورد بهمن مواد، اين تخريب را به گذشته هاي دور مي توان نسبت داد. عليرغم دلايلي که براي حرکات دامنه اي ياد شده بيان گرديد، در وقوع لغزش هاي چرخشي و خاک رواني ها، نقش انسان در کاهش آستانه لغزش پذيري آشکارتر است. علاوه بر آن که نوع و ميزان نفوذپذيري نهشته هاي سطحي، شيب زمين و بارش ها توجيه گر اصلي پراکندگي وقوع لغزش هاي چرخشي و خاک رواني ها بشمار مي رود، فعاليت هاي انساني از جمله ايجاد کانال هاي آبياري، جاده ها و ساخت و سازها، کشت و زرع بر روي اين مواد و عبور لوله هاي انتقال آب، در مقياس وسيعي توانسته است تا تحريک پذيري مواد زمين را در قبال اين حرکات به ميزان زيادي تقليل دهد. |
| كليد واژه: اروميه، زمين ريخت شناسي، زمين لغزه، ناپايداري دامنه ها |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):19-33. |
| جهان بخش اصل سعيد,زاهدي حميد,حسيني عباس |
|
گسترش روزافزون صنعت هواپيمائي، ضرورت احداث فرودگاه هاي مناسب را امري اجتناب ناپذير مي سازد. در اين رابطه مکان يابي و طراحي قسمت هاي مختلف فرودگاه نيازمند مطالعه و شناخت جامعه عناصر و عوامل آب و هوائي مرتبط با فن هوانوردي است. دما يکي از عوامل موثر در مطالعات اقليمي بوده و نقش تعيين کننده اي در شناخت شرايط محيطي دارد. پديده يخبندان که نتيجه کاهش دما در محيط مي باشد، در امر هوانوردي داراي شناخت زيادي است؛ زيرا وقوع يخبندان چه در سطح باند و چه بر روي بدنه و کنترل فرامين هواپيما بالاخص به هنگام نشست و برخاست آن عامل بسيار خطرناکي براي ايمني هواپيما محسوب مي شود. با توجه به اين که انتظار مي رود در سال هاي آتي به دليل نيازهاي عمومي منطقه، فرودگاه مشترک و چند منظوره اي در مجاورت شهر ميانه واقع در استان آذربايجان شرقي احداث شود؛ لذا در اين پژوهش عنصر دما و به تبع آن پديده يخبندان به عنوان يکي از عوامل آب و هوايي موثر در مطالعات اقليم فرودگاهي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. |
| كليد واژه: اقليم كاربردي، دما، يخبندان، اقليم فرودگاهي، ميانه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):35-47. |
| غريب رضا محمدرضا,معتمد احمد |
|
منطقه ساحلي غير سنگي شرق درياي عمان از واحدهاي رسوبي محيط هاي بياباني، رودخانه اي، ساحلي و دريائي کم عمق تشکيل شده و مهم ترين آنها که حاصل اندرکنش توام فرايندهاي دريائي و خشکي است، تپه هاي ماسه اي مي باشند. اين تپه ها در اشکال طولي، عرضي، برخان، مرکب، پناهگاهي، گنبدي شکل و پهنه هاي ماسه اي رخنمون يافته اند. تبه هاي ماسه اي اين منطقه به لحاظ ماهيت تغييرپذير خود، شاهد تحولات بسياري به صورت تشکيل تپه هاي جديد، تبديل آنها به يکديگر و فرسايش کلي و جزئي بوده اند. فرسايش و حرکت تپه هاي ماسه اي به عنوان يکي از فرايند هاي مهم مناطق حاشيه بيابان هاي ساحلي استان سيستان و بلوچستان مشکلات فراواني براي ساکنين اين مناطق ايجاد کرده است. هدف از اين تحقيق بررسي الگوي تغييرات بيابان هاي ساحلي درياي عمان و تاثير اين تغييرات بر روي منابع طبيعي مجاور آنها بوده است. در اين تحقيق عکس هاي هوائي سال هاي 1346و 1372 منطقه ساحلي سيستان و بلوچستان مورد استفاده قرار گرفته است. منطقه بررسي شده بالغ بر 636123 هکتار مساحت داشته و کرانه اي به طول 300 کيلومتر از سواحل درياي عمان را در بر گرفته است. کليه اطلاعات پايه و به علاوه نتايج پيمايش هاي ميداني با استفاده از روش GIS آناليز و بررسي شده است. حاصل اين بررسي ها، تهيه نقشه هاي پراکنش انواع تپه هاي ماسه اي و تعيين نوع و ميزان تغييرات آن بوده است. مساحت تپه هاي ماسه اي در انواع مختلف در سال 1346 بالغ بر 45600 هکتار بوده و اين در حالي است که پس از 26 سال در سال 1372، مساحت آنها با 10.35 در صد رشد به 50867 هکتار رسيده است. در اين بين، تپه هاي ماسه اي عرضي، پناهگاهي، مرکب، و پهنه هاي ماسه اي به علت تبادل رسوب بين دريا و منطقه ساحلي، رويش گياهان در حاشيه رود خانه هاي فصلي، حرکت تپه هاي ماسه اي به سمت مرکز بيابان و تبديل آنها به انواع ديگر و فرسايش انواع تپه هاي ماسه و پخش رسوبات در حاشيه آنها شاهد افزايش و توسعه بيشتري بوده اند؛ در حالي که انواع طولي، برخان و تپه هاي گنبدي شکل به لحاظ فرسايش بادي و تغيير شکل به انواع ديگر دچار کاهش سطح شده اند. |
| كليد واژه: بيابان هاي ساحلي درياي عمان، تپه هاي ماسه اي طولي و رضي و برخان و گنبدي شكل و مركب و پناهگاهي، سيستم اطلاعات جغرافيايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):49-73. |
| طاحوني پوران* |
|
تنوع، ويژگي ذاتي سرزمين ما است. مطالعات ژئومرفولوژي با علت يابي تنوع در محيط طبيعي، امکان بهره برداري بهينه و منطقي آن را فراهم مي آورد و با شناسائي مناطق پايدار و ناپايدار در ارتباط با نوع فعاليت، آن را در خدمت انسان قرار مي دهد. بررسي فرآيندهاي فعال در مرفوژنز ارتفاعات تالش، محور اصلي اين تحقيق بشمار مي رود. |
| كليد واژه: فرسايش، هوازدگي مكانيكي، هوازدگي شيميايي، سنگ ريزش، لغزش، خاكسره |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):75-86. |
| رضواني محمدرضا* |
| * دانشکده جغرافيا، دانشگاه تهران |
|
بررسي و شناخت نواحي روستايي و تحليل قابليت ها و تنگناهاي آنها در فرايند برنامه ريزي توسعه روستايي اهميت بسزايي دارد و امروزه آگاهي از امکانات و تنگناهاي نواحي روستايي، نوعي ضرورت جهت ارائه طرح ها و برنامه هاي توسعه محسوب مي شود. تعيين و تحليل سطوح برخورداري نواحي روستايي در زمينه هاي مختلف با استفاده از روش هاي کمي نقش مهمي در اين فرايند دارد. در مقاله حاضر با بهره گيري از «شاخص ناموزون موريس» و استفاده از 27 شاخص در زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي و کالبدي به تعيين و تحليل سطوح برخورداري دهستان هاي استان زنجان پرداخته شده است. نتايج مطالعات نشان دهنده تفاوت زياد در سطوح برخورداري دهستان هاست؛ به طوري که 12 دهستان از مجموع 44 دهستان استان در همه زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي و کالبدي در سطوح «محروم» و يا «کمتر برخوردار» قرار دارند و تنها 11 دهستان به طور نسبي توسعه يافته محسوب مي شوند. امکانات محيطي، مجاورت و فاصله نزديک با مراکز شهري، کانون ها و محورهاي توسعه، محدوده هاي صنعتي و شبکه هاي زيربنايي عمده نقش موثري در سطوح برخورداري نواحي روستايي استان دارد. در راستاي توسعه هماهنگ و متوازن نواحي روستايي، تقويت مراکز محلي اعم از شهرهاي کوچک و مراکز روستايي، و همچنين ايجاد و تقويت کانون ها و محورهاي جديد توسعه در نواحي محروم استان ضروري است. |
| كليد واژه: توسعه روستايي، سطوح برخورداري، شاخص هاي توسعه، شاخص ناموزون موريس، محروميت، استان زنجان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):1-17. |
| جباري ايرج* |
| * گروه جغرافيا، دانشگاه رازي کرمانشاه |
| نوار کوهستاني موجود در غرب درياچه اروميه در معرض ناپايداري هاي دامنه اي متعددي است. ريزش و واژگوني، بهمن مواد، خاک رواني، گل رواني، لغزش هاي چرخشي و لغزش هاي مرکب هر يک سهم ويژه اي در اين ناپايداري ها برعهده دارند. ريزش ها و واژگوني ها بيشترين مساحت را اشغال مي کنند؛ ولي لغزش هاي چرخشي از نظر فراواني، شدت وقوع و ميزان خسارت هاي تحميلي از درجه اهميت بالايي برخوردار هستند. حرکات از نوع ريزش و واژگوني بيشتر در نواحي اي رخ مي دهد که يا آهک از زير انحلال يافته و يا کنگلومراي به ضخامت حداقل سه متر که داراي لايه بندي تدريجي است، از سطوح پايين تخريب پيدا نموده باشد. هر چند که در وقوع گل رواني و بهمن مواد نيز نابودي پوشش گياهي نقش ايفا مي کند؛ ولي حداقل در مورد بهمن مواد، اين تخريب را به گذشته هاي دور مي توان نسبت داد. عليرغم دلايلي که براي حرکات دامنه اي ياد شده بيان گرديد، در وقوع لغزش هاي چرخشي و خاک رواني ها، نقش انسان در کاهش آستانه لغزش پذيري آشکارتر است. علاوه بر آن که نوع و ميزان نفوذپذيري نهشته هاي سطحي، شيب زمين و بارش ها توجيه گر اصلي پراکندگي وقوع لغزش هاي چرخشي و خاک رواني ها بشمار مي رود، فعاليت هاي انساني از جمله ايجاد کانال هاي آبياري، جاده ها و ساخت و سازها، کشت و زرع بر روي اين مواد و عبور لوله هاي انتقال آب، در مقياس وسيعي توانسته است تا تحريک پذيري مواد زمين را در قبال اين حرکات به ميزان زيادي تقليل دهد. |
| كليد واژه: اروميه، زمين ريخت شناسي، زمين لغزه، ناپايداري دامنه ها |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):19-33. |
| جهان بخش اصل سعيد,زاهدي حميد,حسيني عباس |
|
گسترش روزافزون صنعت هواپيمائي، ضرورت احداث فرودگاه هاي مناسب را امري اجتناب ناپذير مي سازد. در اين رابطه مکان يابي و طراحي قسمت هاي مختلف فرودگاه نيازمند مطالعه و شناخت جامعه عناصر و عوامل آب و هوائي مرتبط با فن هوانوردي است. دما يکي از عوامل موثر در مطالعات اقليمي بوده و نقش تعيين کننده اي در شناخت شرايط محيطي دارد. پديده يخبندان که نتيجه کاهش دما در محيط مي باشد، در امر هوانوردي داراي شناخت زيادي است؛ زيرا وقوع يخبندان چه در سطح باند و چه بر روي بدنه و کنترل فرامين هواپيما بالاخص به هنگام نشست و برخاست آن عامل بسيار خطرناکي براي ايمني هواپيما محسوب مي شود. با توجه به اين که انتظار مي رود در سال هاي آتي به دليل نيازهاي عمومي منطقه، فرودگاه مشترک و چند منظوره اي در مجاورت شهر ميانه واقع در استان آذربايجان شرقي احداث شود؛ لذا در اين پژوهش عنصر دما و به تبع آن پديده يخبندان به عنوان يکي از عوامل آب و هوايي موثر در مطالعات اقليم فرودگاهي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. |
| كليد واژه: اقليم كاربردي، دما، يخبندان، اقليم فرودگاهي، ميانه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):35-47. |
| غريب رضا محمدرضا,معتمد احمد |
|
منطقه ساحلي غير سنگي شرق درياي عمان از واحدهاي رسوبي محيط هاي بياباني، رودخانه اي، ساحلي و دريائي کم عمق تشکيل شده و مهم ترين آنها که حاصل اندرکنش توام فرايندهاي دريائي و خشکي است، تپه هاي ماسه اي مي باشند. اين تپه ها در اشکال طولي، عرضي، برخان، مرکب، پناهگاهي، گنبدي شکل و پهنه هاي ماسه اي رخنمون يافته اند. تبه هاي ماسه اي اين منطقه به لحاظ ماهيت تغييرپذير خود، شاهد تحولات بسياري به صورت تشکيل تپه هاي جديد، تبديل آنها به يکديگر و فرسايش کلي و جزئي بوده اند. فرسايش و حرکت تپه هاي ماسه اي به عنوان يکي از فرايند هاي مهم مناطق حاشيه بيابان هاي ساحلي استان سيستان و بلوچستان مشکلات فراواني براي ساکنين اين مناطق ايجاد کرده است. هدف از اين تحقيق بررسي الگوي تغييرات بيابان هاي ساحلي درياي عمان و تاثير اين تغييرات بر روي منابع طبيعي مجاور آنها بوده است. در اين تحقيق عکس هاي هوائي سال هاي 1346و 1372 منطقه ساحلي سيستان و بلوچستان مورد استفاده قرار گرفته است. منطقه بررسي شده بالغ بر 636123 هکتار مساحت داشته و کرانه اي به طول 300 کيلومتر از سواحل درياي عمان را در بر گرفته است. کليه اطلاعات پايه و به علاوه نتايج پيمايش هاي ميداني با استفاده از روش GIS آناليز و بررسي شده است. حاصل اين بررسي ها، تهيه نقشه هاي پراکنش انواع تپه هاي ماسه اي و تعيين نوع و ميزان تغييرات آن بوده است. مساحت تپه هاي ماسه اي در انواع مختلف در سال 1346 بالغ بر 45600 هکتار بوده و اين در حالي است که پس از 26 سال در سال 1372، مساحت آنها با 10.35 در صد رشد به 50867 هکتار رسيده است. در اين بين، تپه هاي ماسه اي عرضي، پناهگاهي، مرکب، و پهنه هاي ماسه اي به علت تبادل رسوب بين دريا و منطقه ساحلي، رويش گياهان در حاشيه رود خانه هاي فصلي، حرکت تپه هاي ماسه اي به سمت مرکز بيابان و تبديل آنها به انواع ديگر و فرسايش انواع تپه هاي ماسه و پخش رسوبات در حاشيه آنها شاهد افزايش و توسعه بيشتري بوده اند؛ در حالي که انواع طولي، برخان و تپه هاي گنبدي شکل به لحاظ فرسايش بادي و تغيير شکل به انواع ديگر دچار کاهش سطح شده اند. |
| كليد واژه: بيابان هاي ساحلي درياي عمان، تپه هاي ماسه اي طولي و رضي و برخان و گنبدي شكل و مركب و پناهگاهي، سيستم اطلاعات جغرافيايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):49-73. |
| طاحوني پوران* |
|
تنوع، ويژگي ذاتي سرزمين ما است. مطالعات ژئومرفولوژي با علت يابي تنوع در محيط طبيعي، امکان بهره برداري بهينه و منطقي آن را فراهم مي آورد و با شناسائي مناطق پايدار و ناپايدار در ارتباط با نوع فعاليت، آن را در خدمت انسان قرار مي دهد. بررسي فرآيندهاي فعال در مرفوژنز ارتفاعات تالش، محور اصلي اين تحقيق بشمار مي رود. |
| كليد واژه: فرسايش، هوازدگي مكانيكي، هوازدگي شيميايي، سنگ ريزش، لغزش، خاكسره |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):75-86. |
| رضواني محمدرضا* |
| * دانشکده جغرافيا، دانشگاه تهران |
|
بررسي و شناخت نواحي روستايي و تحليل قابليت ها و تنگناهاي آنها در فرايند برنامه ريزي توسعه روستايي اهميت بسزايي دارد و امروزه آگاهي از امکانات و تنگناهاي نواحي روستايي، نوعي ضرورت جهت ارائه طرح ها و برنامه هاي توسعه محسوب مي شود. تعيين و تحليل سطوح برخورداري نواحي روستايي در زمينه هاي مختلف با استفاده از روش هاي کمي نقش مهمي در اين فرايند دارد. در مقاله حاضر با بهره گيري از «شاخص ناموزون موريس» و استفاده از 27 شاخص در زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي و کالبدي به تعيين و تحليل سطوح برخورداري دهستان هاي استان زنجان پرداخته شده است. نتايج مطالعات نشان دهنده تفاوت زياد در سطوح برخورداري دهستان هاست؛ به طوري که 12 دهستان از مجموع 44 دهستان استان در همه زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي و کالبدي در سطوح «محروم» و يا «کمتر برخوردار» قرار دارند و تنها 11 دهستان به طور نسبي توسعه يافته محسوب مي شوند. امکانات محيطي، مجاورت و فاصله نزديک با مراکز شهري، کانون ها و محورهاي توسعه، محدوده هاي صنعتي و شبکه هاي زيربنايي عمده نقش موثري در سطوح برخورداري نواحي روستايي استان دارد. در راستاي توسعه هماهنگ و متوازن نواحي روستايي، تقويت مراکز محلي اعم از شهرهاي کوچک و مراکز روستايي، و همچنين ايجاد و تقويت کانون ها و محورهاي جديد توسعه در نواحي محروم استان ضروري است. |
| كليد واژه: توسعه روستايي، سطوح برخورداري، شاخص هاي توسعه، شاخص ناموزون موريس، محروميت، استان زنجان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):87-101. |
| قرخلو مهدي*,شريفي عبدالنبي |
| * دانشکده جغرافيا، دانشگاه تهران |
|
در مطالعه حاضر، ابتدا بررسي تطبيقي از سياست هاي فراملي و ملي، فرايند توسعه فضايي محله حاشيه نشين عين 2 اهواز و سپس الگوي توسعه فيزيکي منطقه در دوره زماني 75-1335 و همچنين وضع موجود کاربري اراضي اين محله بررسي گرديد. |
| كليد واژه: حاشيه نشيني، توسعه فضايي، نظريه قطب رشد، كاربري ارضي، مهاجرت |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):103-115. |
| افراخته حسن* |
| * گروه جغرافيا، دانشگاه سيستان و بلوچستان |
|
استان سيستان و بلوچستان در جنوبشرق ايران قرار دارد. اين ناحيه پايين ترين سطح توسعه را بين استان هاي کشور چه قبل از انقلاب اسلامي و يا بعد از آن دارا بوده است. در سال 1365 تعداد شانزده مرکز شهري در استان وجود داشت. در سال 1379 تعداد مراکز شهري به سي شهر افزايش يافت. |
| كليد واژه: سيستان و بلوچستان، شهرها، پويايي اقتصادي، سطح زندگي، فرصت شغلي، حوزه نفوذ، توزيع درآمد، توسعه ناحيه اي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):117-141. |
| يماني مجتبي,هدايي علي اصغر |
|
سطح زمين عموما به وسيله خاک و نهشته هاي سطحي پوشيده شده است. خاک، محيط طبيعي پويائي از ترکيب مواد ريزدانه اي است که گياهان در آن رويش مي يابند و حاوي مواد معدني و آلي است. امروزه فرسايش خاک يکي از مهم ترين مسائل و مشکلات نواحي است. در اين ميان دستيازي ها و بهره برداري هاي روزافزون انسان از محيط طبيعي نيز تاثير زيادي در تشديد روند تخريب و فرسايش خاک دارد؛ به طوري که گاهي کشاورزان در گستره هاي وسيعي، سطوح شيبدار را به زير کشت برده و با شخم زدن در جهت شيب، موجب ايجاد بريدگي هاي عمودي در دامنه ها شده اند. شخم زدن دامنه ها و احداث شبکه آبياري در امتداد منحني هاي ميزان و نيز حفر کانال ها در امتداد شيب دامنه ها موجب فرسايش و از دست رفتن خاک مي گردد. در اين تحقيق وضعيت فرسايش و توليد رسوب در حوضه هاي آبريز منتهي به تنگه هرمز مورد بررسي قرار مي گيرد. رودخانه هاي شور، حسن لنگي، جلايي، ميناب، مزابي، گز و حيوي شبکه هيدروگرافي و زهکشي اين حوضه ها هستند. در اين تحقيق ضمن بررسي هاي ميداني، اسناد و مدارک مختلفي از جمله نقشه هاي توپوگرافي، زمين شناسي، منابع و قابليت اراضي، پوشش گياهي، آمارهاي مختلف مربوط به ايستگاه هاي هيدرومتري، رسوب سنجي، هواشناسي، باران سنجي، عکس هاي هوائي و تصاوير ماهواره اي به عنوان ابزار تحقيق مورد استفاده قرار گرفته است. جهت برآورد ميزان فرسايش و رسوب در محدوده مطالعاتي، از مدل اصلاح شده پسياک استفاده شده و با بررسي عوامل نه گانه موثر در اين مدل، ميزان توليد رسوب و فرسايش در هر يک از حوضه ها، زير حوضه ها و واحدهاي هيدرولوژيک برآورد شده است. بر اين اساس ميزان فرسايش و رسوب در کل محدوده مطالعاتي به ترتيب برابر با 25435.95 و 5458.48 تن در سال براي هر کيلومتر مربع برآورد شده است. |
| كليد واژه: تنگه هرمز، فرسايش، رسوب، حوضه واحد هيدرولوژيك، مدل و مدل ام. پسياك |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1383; 36(50):161-176. |
| ميرحيدر دره,عسگري سهراب |
|
تعيين حدود قلمروهاي دريايي با امنيت و اقتدار ملي کشورهاي ساحلي مرتبط است و حضور هر کشور ساحلي در قلمروهاي دريايي اش با منافع ملي آن ارتباط مستقيم دارد. بنابراين تلاش کشورها براي تعيين مرز و قلمروهاي دريائي از ديدگاه جغرافياي سياسي و حقوق بين الملل امري مشروع است. مباحث مربوط به مرز دريايي در خليج فارس براي نخستين بار در اواسط دهه 1960 مطرح گرديد. ايران و بريتانيا (به عنوان مسئول مسائل خارجي اعراب حاشيه جنوبي خليج فارس) در خصوص تعيين خط مياني خليج فارس به عنوان مرز دريايي و همسايگان عرب ايران به توافق رسيدند. اولين مرز دريايي ايران در سال 1968 با عربستان سعودي تعيين گرديد. تا سال 1974 مرز دريايي ايران با سه کشور قطر، بحرين و عمان تعيين و تصويب شد. در حال حاضر مرز دريايي ايران با سه کشور عراق، کويت و امارات متحده عربي تعيين و تصويب نگرديده است. مرز دريايي ايران و عراق هيچگاه به طور جدي از سوي طرفين پيگيري نشده، چون مسائل و اختلافات ديگري بر آن سايه افکنده است. با اين وجود، در دو نوبت طي سال هاي 1975 و 1990 دو فرصت مهم جهت افراز فلات قاره دو کشور از دسترس خارج شد. مذاکرات ايران و کويت در دهه 1340 ه.ش در چندين دوره انجام شد، ولي به نتيجه نرسيد. عواملي چون خط مبدا، نقش جزاير و منطقه سابقا بيطرف در افراز نشدن مرز دريايي دو کشور موثر بوده اند. پس از سه دهه، مذاکرات دو جانبه مجددا از آذرماه 1379 آغاز گرديده است. عدم افراز مرز دريايي ايران و امارات متحده عربي طي دهه هاي گذشته با ادعاي سرزميني امارات متحده نسبت به جزاير ايراني در خليج فارس مرتبط بوده است. از آنجا که بيش از نيمي از کرانه هاي خليج فارس متعلق به ايران است و از طرفي با توجه به کشف منابع عظيم انرژي در بستر خليج فارس و احتمال وجود منابع عظيم ديگر و پيوستگي آنها، لزوم افراز فلات قاره ايران با سه کشور پيش گفته ضروري است. |
| كليد واژه: خليج فارس، عراق، كويت، امارات متحده عربي، ژئوپوليتيك، مرز دريايي، منافع ملي، حوزه هاي انرژي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |