بانک مقالات جغرافیا
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1384; 37(54):153-175. |
| قديري معصوم مجتبي,مهدوي حاجيلويي مسعود,برقي حميد |
|
از جمله عوامل موثر بر جريان توسعه اقتصادي جامعه، ويژگي هاي نيروي انساني از لحاظ كمي و كيفي است. يك جامعه از طريق كار و فعاليت نيروي انساني كه در اختيار دارد، مي تواند خود را تامين نمايد كه اين فعاليت ها نيز تحت تاثير خصوصيات نيروي انساني قرار دارد. تحقيق حاضر، نيروي انساني مناطق روستايي استان اصفهان را از لحاظ كمي و كيفي طي دوره 75-1335 مورد توجه قرار مي دهد. مجموع عرصه نيروي انساني در مناطق روستايي استان اصفهان طي سال هاي 75-1335 با رشدي معادل7/0 درصد از 298373 نفر به حدود 319576 نفر رسيده است. از مجموع نيروي انساني در سال 1375 نيز حدود 296653 نفر شاغل و 22923 نفر بيكار بوده اند. نرخ اشتغال جامعه مورد بررسي در سال 1375 حدود 8/92 درصد بوده كه در مقايسه با سال 1335 (9/98%) حدود 1/6 درصد كاهش داشته است. اين كاهش نرخ اشتغال و از طرف ديگر افزايش رشد جمعيت باعث افزايش بار معيشتي جمعيت شاغل شده كه افزايش آسيب پذيري خانوارها و فقر را سبب مي گردد. بررسي توزيع شاغلين روستايي به تفكيك بخش ها حاكي از اهميت بيشتر بخش صنعت از نظر جذب تعداد شاغلين است؛ به نحوي كه حدود 41 درصد از شاغلين روستايي در اين بخش مشغول هستند. نـكـتـه قـابــل توجه در توزيع شاغلين در بين بخش ها، كاهش قابل توجه سهم بخش كشاورزي طي سال هاي 75- 1335 است؛ به طوري كه سهم بخش كشاورزي از 5/64 درصد در سال 1335 به 7/32 درصد در سال 1375 كاهش يافته است. در عين حال بخش صنعت حدود 5/1 برابر و خدمات حدود سه برابر افزايش داشته اند. اين ارقام نشان مي دهد كه توزيع شاغلين در بين بخش ها از يك روند متناسب برخوردار نبوده است. همچنين روستاهاي ناحيه دشتي خشك نسبت به روستاهاي نواحي خشك – بياباني و كوهستاني معتدل با توجه به امكانات وقابليت جذب بهتر، از تغييرات كمتر و وضعيت اشتغال مساعدتري برخوردار مي باشد.
|
| كليد واژه: اشتغال، استان اصفهان، نواحي روستايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي زمستان 1384; 37(54):173-185. |
| بدري سيدعلي*,قنبري جعفرصادق |
| * دانشكده جغرافيا، دانشگاه تهران |
|
ارزيابي توانهاي محيطي امروزه به عنوان يكي از مباحث پايهاي برنامهريزيهاي اقتصادي، اجتماعي و طرحهاي شهري و روستائي مطرح است. تلاش براي حفظ تعـادل محيط زيـست، موفقـيت آميـز شدن پروژههاي عمراني و صرفه جويي در هزينههاي اجرايي را مي توان از مهم ترين دلايل رويكرد به توان سنجي محيطي طي سالهاي اخير، خصوصا در حوزه برنامهريزي توسعه روستايي عنوان نمود. زيرا هر گونه اقدام عمران روستايي رابطه تنگاتنگ با محيط طبيعي اين مناطق دارد. حوضه رود قلعه چاي يكي از مناطق جغرافيايي آذربايجان شرقي كه در محدوده شهرستان عجب شير واقع شده، داراي چهل سكونتگاه روستائي است. اين منطقه كه از سه واحد مختلف توپوگرافيك تشكيل شده، از پتانسيل هاي محيطي متفاوتي برخوردار است. مقاله حاضرضمن ارزيابي توانهاي محيطي منطقه، چهارده نوع فعاليت يا پروژه عمراني را به تفكيك سه واحد توپوگرافيك از نظر امكانات مساعد براي برنامه ريزي هاي عمران روستائي در پنج سطح طبقهبندي كردهاست. نتايج ارزيابيها نشان ميدهد كه منطقه مورد مطالعه داراي پتانسيلهاي محيطي مساعدي براي پروژههاي عمران روستايي است. ژئومرفولوژي و ناهمواريهاي منطقه در پراكندگي و تعداد پروژههاي رفاهي در مقايسه با ديگر پروژهها نقش كمتري ايفا كردهاست. همچنين در بهره برداري از پتانسيلهاي طبيعي در قسمتهايي از حوضه مورد مطالعه ظرفيتهاي محيطي رعايت نشده و ميزان بهرهبرداري بيش از ظرفيت بوده، درحالي كه در قسمتهاي ديگر بهرغم امكان بهرهبرداري براي مقاصدي همچون گردشگري و صنايع تبديلي از پتانسيلهاي موجود، بهره برداري درخوري بعمل نيامده است.
|
| كليد واژه: عمران روستايي، ارزيابي توان هاي محيطي، فعاليت هاي اقتصادي، حوضه رود قلعه چاي، شهرستان عجب شير |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي پاییز 1384; 37(53):1-20. |
| حافظ نيا محمدرضا*,رحيمي حسن |
| * گروه جغرافيا، دانشگاه تربيت مدرس |
|
به دنبال امضا يادداشت تفاهم بين جمهوري اسلامي ايران و اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي مورخه 26/11/1368 هـ.ش (15 فوريه 1990 م)، مرزهاي شمالي كشور ايران گشوده شد و پس از ساليان متمادي رفت و آمدهاي مرزي بين اتباع دو كشور آغاز گرديد كه از جمله نقاط مرزي بازگشايي شده، مرز جلفا در استان آذربايجان شرقي بود. تحقيق حاضر جهت پاسخگويي به اين سئوال اصلي كه: بازگشايي مرز جلفا چه تاثيرات فضايي در محدوده شهرستان جلفا بدنبال داشته؟ شكل گرفته و جهت رسيدن به پاسخ سئوال اصلي، تحقيق به روش توصيفي ـ تحليلي و با استفاده از اطلاعات كتابخانهاي، اسنادي و ميداني (پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه) انجام و پس از تجزيه و تحليل نتيجه زير حاصل گرديده است: «بازگشايي مرز جلفا باعث توسعه كالبدي شهر جلفا، توسعه شبكه هاي ارتباطي و حمل و نقل، تغيير ساختار سياسي فضا، توسعه ساختارهاي اقتصادي، رويكرد فرهنگي مردم به آن سوي مرز و تحول در كاركرد امنيتي نيروهاي انتظامي و مرزباني شهرستان جلفا گرديده است. از طرف ديگر، بازگشايي مرز تاثير چنداني در خدمات رساني به روستاها و افزايش مهاجر پذيري شهر جلفا نداشته است».
|
| كليد واژه: مرز، كاركرد مرز، جلفا، آذربايجان، تحليل فضايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي پاییز 1384; 37(53):21-39. |
| مهدوي حاجيلويي مسعود,نجفي كاني علي اكبر |
|
نظام مديريت روستايي ايران طي ساليان طولاني به لحاظ ساختارهاي اجتماعي، تحولات و دگرگوني هاي پيچيده اي داشته و متاسفانه خلا مديريت كارآمد و اصولي در روستاها در تمامي اين ادوار به خصوص تا سال 1340 و در دهه هاي اخير مشكلات عديده اي را براي روستاييان ايجاد نموده است. اگر چه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران تشكيلاتي تحت عناوين شوراي اسلامي، خانه هميار، دفتر عمران روستايي و غيره در روستاها شكل گرفتند، ولي به دليل نداشتن زمينه هاي لازم و سازمان هاي اجرايي مرتبط توفيق قابل قبولي حاصل نكردند. به دليل اين نابساماني ها در سال 1377 «قانون تاسيس دهياري خودكفا در روستاهاي كشور» به تصويب رسيد و با الگوبرداري از مديريت شهري كه مشتمل بر دو نهاد شوراي شهر و شهرداري است، به وزارت كشور اجازه داده شد تا به منظور اداره امور روستاها و توسعه پايدار روستايي سازماني بنام «دهياري» با توجه به ويژگي هاي محل و با درخواست اهالي، به صورت خودكفا با شخصيت حقوقي مستقل در روستاهاي بالاي بيست خانوار كه بالغ بر 35 هزار روستا در كشور است، تاسيس نمايد. در اجراي اين دستورالعمل، وزارت كشور تا پايان آبان سال1383 مجوز تاسيس 13267 دهياري را صادر كرده و پيشبيني مي گردد كه طي چند سال آينده براي تمامي روستاهاي بالاي بيست خانوار دهياري تاسيس نمايد. شايان ذكر است كه روستاهاي واجد شرايط جهت تاسيس دهياري شامل 4/53 درصد روستاهاي كشور ميباشد كه 3/95 درصد جمعيت روستايي كشور را در خود جاي داده اند. در اين مقاله ضمن بررسي مسائل مديريتي روستا در ايران و تبيين چگونگي تشكيل دهياريها، نقاط قوت و ضعف آنها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. در ضمن به منظور بيان عملكرد دهياري هاي تاسيس شده به عنوان مطالعه موردي، اهم فعاليت هاي عمراني و خدماتي 329 دهياري استان آذربايجان غربي مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد.
|
| كليد واژه: مديريت، مديريت روستايي توسعه پايدار روستايي، دهيار، دهياري، مشاركت |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي پاییز 1384; 37(53):41-55. |
| زاهدي مجيد,صلاحي برومند,جميل مجيد |
|
با اتمام انرژي هاي فسيلي در آينده، استفاده از انرژي هاي نو و تجديد شونده ضروري است. برخي از نقاط ايران منجمله اردبيل پتانسيل مناسبي جهت استفاده از انرژي باد دارند. در اين مقاله سعي شده تا پتانسيل انرژي باد در ايستگاه سينوپتيك اردبيل مورد مطالعه قرار گيرد. با استفاده از آمار بادهاي ساعتي و روزانه ده ساله از ايستگاه مذكور، ميانگين سرعت باد 37/6 متر در ثانيه، چگالي توان باد 64/302 وات در متر مربع، ضريب تغييرات باد 5/56 درصد و ضريب ثبات باد 46 درصد بدست آمده است. جهت باد غالب در ايستگاه اردبيل، شرقي و درصد فراواني آن 94/23 ميباشد. در اين ايستگاه، 74/44 درصد از اوقات سال، بادي وجود ندارد. از كل ساعات سال 5/3652 ساعت توربين بادي ميتواند در اين ايستگاه توليد انرژي نمايد. قدرت نظري و عملي توربين بادي در اين ايستگاه با قطر پره چهار متر به ترتيب 9/1757 و 6/465 وات در متر مربع است. اين ايستگاه ميتواند به عنوان يكي از نقاط مناسب به منظور بهرهبرداري از انرژي باد محسوب شود.
|
| كليد واژه: پتانسيل انرژي باد، باد غالب، قدرت باد، ميانگين سرعت باد، توربين بادي، ايستگاه سينوپتيك اردبيل |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي پاییز 1384; 37(53):57-69. |
| علوي پناه سيدكاظم,خدايي كمال,جعفربيگلو منصور |
|
ميانگذر درياچه اروميه به دليل اتصال استان هاي آذربايجان شرقي و غربي به لحاظ اقتصادي و اجتماعي از اهميت ويژهاي برخوردار است. اما اين ميانگذر ممكن است كه موجب تاثيراتي بر كاهش ارتباط آب در دو سمت ميانگذر باشد. بنابراين در اين تحقيق سعي شده تا تاثير ميانگذر بر تغييرات كيفي آب شامل خواص شيميايي، فيزيكي و بيولوژيكي مورد مطالعه قرار گيرد. در اين مطالعه از دادههاي رقومي TM ماهواره لندست در دو زمان مختلف براي بررسي پارامترهاي كيفي آب درياچه و نقش ميانگذر در توزيع اين پارامترها استفاده شده است. براي اين منظور از روش هاي ايجاد تصاوير رنگي كاذب (FCC) و بسط تباين، تهيه پروفيل هاي طيفي از باندهاي انعكاسي و حرارتي سنجندهTM ماهواره لندست و انتخاب محدودههاي كوچك به عنوان نمونه از ساحل درياچه تا مركز آن براي بررسي رفتار طيفي آب حاوي مواد جامد معلق و روشهاي پردازش تصوير ديگر، استفاده شده است. بر اثر نتايج حاصل از مطالعه پروفيل بازتاب هاي طيفي، اختلافات قابل توجهي در توزيع پارامترهاي كيفي آب در دو سوي ميانگذر مشاهده ميگردد كه احتمالا ناشي از عدم ارتباط هيدروليكي كامل بين دو سوي ميانگذر از طريق بازه موجود ميباشد. نتايج نشان ميدهد كه هم باندهاي انعكاسي و هم باند حرارتي توانايي زيادي براي تشخيص اثر گلآلودگي و شوري دارند. باندهاي TM و TM در مقايسه با باندهاي ديگر انعكاسي نقش مهم تري در بازتاب هاي طيفي آبهاي شور و محتوي رسوب دارند.
|
| كليد واژه: ميانگذر درياچه اروميه، داده هاي ماهواره اي، پارامترهاي كيفي آب |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي پاییز 1384; 37(53):71-86. |
| مختاري كشكي داوود* |
| * گروه پژوهشي جغرافيا، دانشگاه تبريز |
|
گسل شمالي ميشو با جهت شرقي ـ غربي در دامنه شمالي توده كوهستاني ميشوداغ آذربايجان (شمالغرب ايران) كشيده شده است. مطالعات انجام شده روي عملكرد اين گسل و شاخه هاي فرعي آن نشانگر فعال بودن آنهاست. گسل مزبور واحدهاي زمين شناختي و توپوگرافيكي دامنه شمالي ميشو را از هم جدا نموده و از اين طريق نه تنها نقش موثري در مكان گزيني روستاهاي واقع در مسير يا مجاورت گسل (گلجار، محبوب آباد، انامق، عيش آباد، پيربالا، ارلان، باغلار، سرخه، گزافر و زنجيره) داشته، بلكه فعاليت آن مشكلاتي را نيز براي ساكنين اين روستاها فراهم آورده است. در اين تحقيق سعي شده است با استفاده از داده هاي حاصل از مطالعات ميداني و اسناد و مدارك كتابخانه اي، ميزان آسيب پذيري هريك از اين سكونتگاه ها از فعاليت گسل با توجه به ويژگي هاي زمين شناختي، ژئومرفولوژيكي، توپوگرافيكي، و نوع مصالح بكار رفته در ساختمان ها مورد بررسي و مطالعه قرار گيرد. نتايج تحقيق نشان مي دهد كه مهم ترين خطر تهديد كننده روستاهاي واقع در مسير يا مجاورت گسل شمالي ميشو و شاخه هاي فرعي آن، خطر فعاليت هاي احتمالي گسل و لرزش هاي حاصل از آن است عوامل ديگري از قبيل نامناسب بودن ساخت و سازها، مقاومت كم مصالح بكار رفته در ساختمان ها و عمر زياد آنها، استقرار بر روي عناصر منفصل و نامقاوم، شيب زياد و خطر سيالي شدن مواد سازنده نشستگاه روستاها و بالاخره ناپايداري دامنه هاي مشرف به روستاها و خطر حركات توده اي، آسيب پذيري اين روستاها را تشديد مي كند. بر اين اساس، توجه به عوامل ژئومرفولوژي و تاثير پديده هاي مرفوژنيك در تصميم گيري هايي كه منجر به تهيه طرح هاي عمران روستايي مي شود، ضرورت دارد. |
| كليد واژه: جايگزيني سكونتگاه ها، آسيب پذيري از فعاليت گسل، عمران روستايي، گسل شمالي ميشو، شمال غرب ايران |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي پاییز 1384; 37(53):87-98. |
| فرهودي رحمت اله*,محمدي اكبر |
| * دانشكده جغرافيا، دانشگاه تهران |
|
اين مقاله به استناد پژوهش هاي ميداني و كتابخانه اي و همچنين مطالعات مقدماتي طرح (تجديد نظر طرح جامع سنندج) نوشته شده است كه در آن سعي شده تا مسائل حاد شهر سنندج بررسي شود. |
| كليد واژه: توسعه تاريخي، سنه دژ، سازمان فضايي، بحران زمين، بهسازي، ايمني شهري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي پاییز 1384; 37(53):99-120. |
| جداري عيوضي جمشيد,يماني مجتبي,خوش رفتار رضا |
|
دلتاي سپيدرود بزرگترين دلتاي ايراني در ساحل جنوبي درياي خزركه طي دو ميليون سال گذشته شكل گرفته، داراي تاريخ تكامل پيچيدهاي است و به دليل بسته بودن درياي خزر، روند دلتاسازي آن با درياهاي آزاد تفاوت دارد. جابجايي مكرر دهانه نقش موثري در روند تكامل دلتا داشته، اما به تدريج ميزان جابجايي كمترشده است. تاكنون در مورد نقش جريان هاي دريايي شرقي – غربي در انتقال رسوب، در خصوص انحراف دهانه سپيدرود اغراق شده و به نقش جابجايي دهانهها در مرفولوژي دلتا توجه اي نشده است. افزايش سطح آب دريا به ميزان كم به تنهايي نميتواند مانع گسترش دلتا شود. شكل گيري زبانه هاي ماسه اي، جزاير سدي و تپههاي زير آبي در روند تكامل دلتاي اهميت بسزايي دارد. در اين مقاله سعي شده با استفاده از منابع تاريخي، نقشه هاي توپوگرافي و زمين شناسي، عكس هاي هوايي و تصاوير ماهواره اي لندست و در نهايت بررسي هاي ميداني، فرايند تكامل دلتاي سپيدرود مورد بررسي قرار گيرد. |
| كليد واژه: ژئومرفولوژي، دلتا، سپيدرود، كواترنر، درياي خزر |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي پاییز 1384; 37(53):121-136. |
| استعلاجي عليرضا,قديري معصوم مجتبي |
|
به طور كلي بنيان هاي جغرافيايي به دو دسته بنيان هاي طبيعي و انساني تقسيم ميگردند. مطالعات انجام گرفته نشان ميدهد كه ساختار نظام استقرار ضمن تاثيرپذيري از بنيان هاي انساني در ارتباط با بنيان هاي طبيعي شكل گرفتهاند. نتايج حاصل از ضريب همبستگي و تحليل رگرسيوني متغيرهاي مورد بررسي و توزيع سكونتگاه ها نشان ميدهد كه بين تيپ اراضي و توزيع سكونتگاه ها همبستگي مستقيم و معني دار و بين طبقات ارتفاعي و توزيع سكونتگاه ها همبستگي معكوس و معني دار وجود دارد. در كنار بنيانهاي طبيعي در ارتباط با بنيان هاي انساني، موفقيت كاركردي نيز در نظام استقرار تاثير ميگذارد. موفقيت كاركردي اگر چه وابسته به موفقيت طبيعي است، شامل موقعيت محلي، ناحيهاي و فرا ناحيهاي نيز ميباشد. |
| كليد واژه: بنيان هاي طبيعي و انساني، نظام استقرار، تكنيك هاي كمي، ضريب همبستگي، تحليل رگرسيوني |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي پاییز 1384; 37(53):137-149. |
| مرادي محمود,مطيعي لنگرودي سيدحسن* |
| * دانشکده جغرافيا، دانشگاه تهران |
|
يكي از بزرگترين چالشهاي حال و آينده در نواحي روستايي بخش مركزي شهرستان بيرجند، ايجاد اشتغال لازم براي كارگران مازاد و رانده شده از بخش كشاورزي است. ناتواني بخش كشاورزي در جذب نيروي كار مازاد و تامين درآمد كافي، منجر به سرازير شدن سيل مهاجرين روستايي بخش مركزي به سوي شهرها شده است؛ لذا ايجاد فرصت هاي اشتغال و درآمد به ويژه براي گروههاي كم درآمد روستايي ضرورتي انكار ناپذير است. |
| كليد واژه: صنايع روستايي، صنعتي سازي روستايي، توسعه روستايي، بيرجند |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي پاییز 1384; 37(53):151-172. |
| محمدي مزرعه حسين*,تقوي فرحناز |
| * دانشكده جغرافيا، دانشگاه تهران |
|
توجه به تغييرات اقليمي در سال هاي اخير به علت پيامدهاي اقتصادي، اجتماعي و خسارات مالي مربوط به رويدادهاي حدي جوي اهميت زيادي پيدا كرده است. در اكثر مطالعات توجه به تغيير اقليم فقط درصدد آشكارسازي روندهاي پتانسيلي يا نوسانات در متوسط طولاني مدت علائم اقليمي است؛ اما مطالعه تغييرپذيري و تغيير رفتار رويدادهاي حدي جوي نيز مهم مي باشد. براي بررسي رويدادهاي حدي، شاخص هاي اقليميحدي براي داده هاي سطح زمين به وسيله گروه كاري آشكارسازي تغيير اقليم سازمان هواشناسي جهاني و كميته اقليم شناسي و برنامه تحقيقاتي تغييرپذيري اقليم و قابليت پيش بيني معرفي شده است. در اين مقاله روند اين شاخص هاي حدي بر اساس سريهاي زماني روزانه دما و بارش ايستگاه تهران در دوره آماري 2003 ـ 1951 مطالعه شده است .علاوه بر اين، توزيع دنباله هاي حدهاي گرم و سرد و كاربرد شاخص ها در موارد مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. نتايج نشان مي دهد كه شاخص هاي FD و ID يا شاخص هاي حدهاي سرد روند كاهشي محسوسي دارند. از طرف ديگر روند دماي حداقل و دماي متوسط روزانه كاملا افزايشي است و شيب مثبت دارد. اين در حالي است كه روند افزايشي دماي حداكثر شيب كمتري دارد. روند افزايشي حدهاي گرم مانند T40 (دماهاي حداكثر بالاتر از 40 درجه)، شاخص CDDو GDDو روند كاهشي HDD و DTR نيز در همه مدل هاي بكار گرفته شده در اين مقاله بارز ميباشد. شاخص هاي حدي بارش نيز روند كاهشي با شيب بسيار كم را نشان مي دهد. توزيع دنباله هاي سري هاي زماني، دماي حداقل و دماي متوسط هماهنگي زيادي با هم دارند و هر دو گرمايش متقارني را نشان مي دهند. از نتايج اين تحليل مي توان سناريوهايي براي مطالعه موردي مناطق مختلف در زمان وقوع رويدادهاي حدي اقليمي ارائه و پيشبيني كرد. |
| كليد واژه: تغيير اقليم، رويدادهاي اقليميحدي، شاخص هاي حدي، روند |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي پاییز 1384; 37(53):173-192. |
| پوراحمد احمد,فلاحيان ناهيد* |
| * دانشگاه تهران |
|
از آغاز روند صنعتي شدن، تهران همواره با دارا بودن تقريبي / صنايع، مهمترين قطب صنعتي كشور بوده است و اگر چه اتخاذ خط مشيهاي تمركززدايي صنعتي از سال 1346 به بعد و قانون ممنوعيت احداث صنايع در شعاع 120 كيلومتري تهران در يك دوره زماني موجبات كاهش تدريجي استقرار صنايع در تهران را فراهم آورد، اما در عوض به انتقال تمركز صنعتي به نواحي اطراف و ظهور محورهاي صنعتي پيراموني در امتداد جادههاي ارتباطي و اصلي و در اتصال به تهران انجاميده است. شكلگيري خودجوش و كنترل نشده اين كريدورهاي صنعتي نمايانگر عدم توقف گسترش فضايي قطب صنعتي تهران و وسيعتر شدن فضاي قطبش ميباشد. در ميان اين محورها، محور صنعتي غرب تهران به طول تقريبي بيش از 140 كيلومتر كه از ميان شهرستانهاي كرج و هشتگرد عبور ميكند و به قزوين ميپيوندد، طولاني ترين و متراكم ترين محور از نظر استقرار صنايع و كانونهاي جمعيتي ميباشد. در اين پژوهش با استفاده از روشهاي كتابخانهاي و ميداني، علل و چگونگي روند تكوين محور صنعتي غرب تهران در دو دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامي مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. نتايج پژوهش نشان ميدهد كه در هر دو مرحله سياستهاي كنترلي اتخاذ شده از سوي دولت در مقابله با تمركز صنعتي و ممانعت از گسترش واحدهاي صنعتي در محور مزبور كارآمد نبوده است. |
| كليد واژه: محور صنعتي، توسعه صنعتي، تمركز صنعتي، تهران، صنايع تهران |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي تابستان 1384; 37(52):1-12. |
| حافظ نيا محمدرضا,عبدي عطااله |
|
تحقيق حاضر با اين سوال که چه نسبتي بين احساس محلي گرايي و ملي گرايي در آذربايجان ايران به مرکزيت شهر تبريز وجود دارد، آغاز شد. روش تحقيق در اين پژوهش از نوع پيمايشي و ابزار گردآوري اطلاعات، پرسشنامه بود. جامعه آماري اين تحقيق مردم باسواد ساكن در شهر تبريز بودند كه با استفاده از روش نمونهگيري خوشهاي تصادفي از بين اين جامعه تعداد 224 نفر به عنوان نمونه آماري تحقيق انتخاب شدند. نتايج حاصله از تجزيه و تحليل دادهها نشان داد که ميزان ملي گرايي در سطح شهر تبريز بسيار قوي تر از محلي گرايي مي باشد. آزمون فرضيات فرعي نشان داد كه با وجود ضعيف بودن حس محلي گرايي، عواملي مانند ارتباط با اقوام هم ريشه در آن سوي مرز و زبان محلي مي تواند آن را تقويت كند و عواملي مانند مذهب تشيع، جشن ها و اعياد ملي و مذهبي مي توانند ملي گرايي را تقويت كنند.
|
| كليد واژه: ايران، آذربايجان، ملي گرايي، محلي گرايي، تبريز |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| پژوهشهاي جغرافيايي تابستان 1384; 37(52):13-31. |
| حجازي زاده زهرا,شيرخاني عليرضا |
| تحقيق حاضر در صدد شناسائي رخداد خشكسالي و دوره هاي كوتاه مدت وقوع آن در منطقه خراسان مي باشد. جهت دستيابي به اين منظور از دو روش بهره گرفته شده است. براي بررسي وضعيت خشكسالي هاي منطقه از آمار بارش ماهانه 34 ايستگاه طي سال هاي تحقيق (1997-1968) و روش گيبس – ماهر استفاده شد. گام بعدي به شناخت دوره هاي كوتاه مدت وقوع خشكسالي اختصاص يافت. اين كار نيز با استفاده از روش زنجيره ماركف مرتبه اول دو حالته انجام شد. براي اين كار كه از داده هاي بارش روزانه پنج ايستگاه منتخب در بخش هاي مختلف استان استفاده شد، ويژگي هاي مهم مرتبط با دوره هاي تر و خشك كوتاه مدت همچون احتمالات ساده و اقليمي، فراواني روزها، طول دوره هاي تر و خشك و نيز سيكل هوايي تعيين شد. سپس با محاسبه فراواني دورههاي خشك، احتمال وقوع اين دوره ها و سرانجام دوره بازگشت آنها مشخص گرديد. تحليل نتايج پردازش بارش ماهانه با روش نرمال، شرايط سالهاي مختلف از نظر خشكسالي و ترسالي را معلوم ساخت؛ به گونه اي كه 57 درصد ايستگاه ها در سال 1970 داراي شرايط خشكسالي بسيار شديد بودهاند. بر عكس، در سال 1991 تمام ايستگاه ها بارش دريافتي بالاتر از ميزان نرمال داشته و 76 درصد از آنها نيز ترسالي با شدتهاي مختلف را تجربه كردهاند. تعيين دقيق مقدار احتمال دو روز خشك متوالي، اختلاف بين احتمالات ساده و اقليمي وقوع روزهاي تر و خشك و نيز فراواني وقوع دوره هاي خشك از نتايج مهم اين مطالعه مي باشد؛ چنان كه احتمال دوره خشك متوالي از 71 تا 98 درصد نوسان داشت. بين احتمالات ساده و اقليمي خشكسالي ايستگاه ها نيز اختلاف چشمگيري مشاهده نشد. به لحاظ فراواني روزهاي خشك نيز در تمامي فصول، متوسط تعداد روزهاي خشك بيست روز و بالاتر از آن ميباشد. |
| كليد واژه: خراسان، خشكسالي، دهك ها، زنجيره ماركف، دوره هاي خشك كوتاه مدت |
| |
|
نسخه قابل چاپ |