بانک مقالات جغرافیا
| مدرس علوم انساني تابستان 1382; 7(2 (پياپي 29)):141-162. |
| تبريزي جلال*,شكويي حسين |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
اين مقاله تأثير نوسازي شهري فن گرا را بر ايجاد حس لامكاني مورد مطالعه قرار ميدهد. نوسازي شهري فن گرا به نوعي نوسازي مدرنيستي اطلاق مي شود كه اساساً از بالا به پايين، اقتداري و غيرمشاركتي است و در آن، برنامه ريز به عنوان فردي حرفه اي و همه چيزدان تخريب واحدهاي مسكوني را در مقياس وسيع توصيه و تجويز و به جاي آن فضاهاي همانند و يكسان را برنامه ريزي و طراحي مي كند. حس لامكاني به احساس عدم تعلق به مكان كه ناشي از فقدان تنوع است اشاره دارد. اين مقاله پس از مرور اجمالي تاريخ و تجربه نوسازي شهري، عناصر اصلي نوسازي شهري فن گرا را مشخص مي سازد و تأكيد مي كند كه عليرغم فاصله گيري نوسازي شهري در جهان خارج از گرايشهاي اقتداري و فن گرا در كشور ما كماكان اين نوع برنامه ريزي ادامه دارد و برنامه ريزي شهري صورت گرفته در منطقه نواب، مبين اين نوع رفتار فن گرايانه است و بر ضرورت به رسميت شناختن سهم و اعانت جغرافياي انسانگرا در برنامه ريزي شهري تأكيد مي كند. اين مقاله همچنين يك الگوي روايي و رئاليستي را از فرايند توليد حس لامكاني ارائه مي كند كه در آن، رابطه و نقش برنامه ريزان فن گرا ، ماشين سياسي شهري و پيمانکاران ساختماني در توليد حس لامکاني تبيين شده است.نتايج اين مطالعه نشان ميدهد که برنامه ريزي فن گرا در ايجاد حس لامکاني مؤثر است. چنانچه برنامه ريزي صورت گرفته غير فن سالارانه و مشاركتي بود و روابط و ارتباطات اجتماعي و محلي را تحكيم و مردم ساكن را به اقامتي بيش از پنج سال ترغيب ميكرد مي توانست به جاي ايجاد حس لامكاني محيطي مأنوس و مطلوب فراهم آورد و حس تعلق مكان را تقويت كند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني زمستان 1381; 6(4 (پياپي 27)):37-50. |
| اميدوار كمال* |
| * گروه جغرافيا دانشگاه يزد |
|
يكي از راههاي نوين تأمين استحصال منابع آب در مناطق كم آب جهان، افزايش بارش از طريق بارورسازي ابرهاست. از طريق شناسايي مكانهاي مناسب باروري و مطالعات وسيعي كه در اين زمينه از جمله اقليم شناسي ابر انجام مي گيرد، مي توان به اين مقصود رسيد. تحقيق حاضر در ارتفاعات جنوبي كرمان با استفاده از داده هاي ابر ايستگاههاي بم، بافت، ميانده، كهنوج، سيرجان، ميناب و نيز ايستگاه جو بالاي كرمان صورت گرفته است. |
| كليد واژه: |
| |
| مدرس علوم انساني زمستان 1381; 6(4 (پياپي 27)):71-94. |
| رضايي بنفشه مجيد*,رجايي اصل عبدالحميد |
| * دانشگاه تبريز |
|
براورد و تخمين مقادير بارش حوضه آبريز قره سو بر اساس داده هاي مشاهداتي 21 ايستگاه باران سنجي موجود در سطح حوضه و همبستگي آن با داده هاي عوامل جغرافيايي ناحيه اي نشان داد كه با استفاده از داده هاي ناحيه اي مي توان به مدل نهايي بارشهاي فصلي و ساليانه دست يافت. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني زمستان 1381; 6(4 (پياپي 27)):71-94. |
| شكويي حسين,موحد علي* |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
اين مقاله سعي در شناخت الگوي فضايي توريسم در شهر اصفهان دارد. فضاي توريسم بخشي از شهر است كه مورد توجه گردشگران قرار گرفته است. هدف از اين پژوهش، شناخت فضاي گردشگري در ارتباط با فضاي فيزيكي و اجتماعي با توجه به حركت و رفتار گردشگران است. نتايج تحقيق نشان مي دهد كه فضاي گردشگري اصفهان تحت تأثير فضاي تاريخي شهر قرار گرفته و بيشتر بخش مركزي شهر را پوشش مي دهد. |
| كليد واژه: توريسم، توريست، فضا، اصفهان، الگوي فضايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني تابستان 1381; 6(2 (پياپي 25)):23-40. |
| ركن الدين افتخاري عبدالرضا,قادري اسماعيل |
|
گردشگري روستايي در دنياي امروز يكي از بخشهاي مهم فعاليتهاي اقتصادي محسوب مي گردد. اين فعاليت مهم اقتصادي از ديدگاههاي مختلفي مورد توجه قرار گرفته است. بعضي آن رابه عنوان بخشي از بازار گردشگري مي شناسند و عده اي نيز آن راسياستي براي توسعه روستايي قلمداد مي كنند. سوال اين است كه گردشگري روستايي چه نقش و اثري در توسعه روستايي و توسعه روستايي پايدار دارد؟ |
| كليد واژه: گردشگري روستايي، گردشگري مزرعه، توسعه روستايي، توسعه پايدار، گردشگري پايدار |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني زمستان 1381; 6(4 (پياپي 27)):95-112. |
| موسوي يعقوب* |
| * گروه علوم اجتماعي دانشگاه الزهرا |
|
ادبيات جامعه شناسي و جغرافياي شهري معاصر، يكي از ويژگيهاي عمده كلانشهرهاي كنوني را كاهش نگران كننده پيوندهاي اجتماعي و اخلاقي شهروندان مي داند. در واقع دركنار معيارهاي متعدد تعيين كننده جغرافيايي، اقتصادي، اداري، فني و شبكه اي، كلانشهر كانون اجتماعي ـ فضايي است كه به تناسب افزايش جمعيت، توسعه نظام كار فني و نيز بالارفتن حجم انتظارات ساكنين آن، پيوسته در معرض اشكال مختلف از كاهش و يا گسست در پيوندهاي اجتماعي واخلاقي قرار دارد. گسترش كاهش همبستگيهاي شهري و شهروندي ممكن است در نهايت به ظهور اشكال گوناگون از ناهنجاريها و بيماريهاي رفتاري و حتي در سطحي بالاتر، شكل گيري جرائم شهري و اختلال در نظام روابط جمعي و كاركردهاي آن كمك كند. افزايش آمار جرائم شهري، فزوني ميزان ناهنجاريهاي رفتاري و رواني، تشديد خرده فرهنگهاي گروههاي اجتماعي ناهمگن، تغييركاركرد روابط خانوادگي، كاهش احساس مسئوليت مشترك اجتماعي، رواج فرهنگ فردگرايانه منفي و موارد متعدد مشابه ديگر، موضوع خطر كاهش همبستگيهاي اجتماعي و اخلاقي رابه يك نقطه تهديدكننده براي سلامت و توسعه پايدار در كلانشهرها تبديل نموده است. اگر بازسازي اجتماعي شهري با اركان فرهنگي، اخلاقي جهت دار، هدف توسعه پايدار كلانشهرهاي كشور ما مي باشد، لازم است بررسي گردد كه چرا و چگونه و تحت نفوذ چه عواملي همبستگيهاي اجتماعي در اين دسته از شهرها در معرض كاهش قرار دارد.به علاوه بهتر است تبيين گردد علائم و نشانه هاي كاهش همبستگيهاي اخلاقي و اجتماعي رابه كمك كدام دسته از رويكردهاي علمي مي توان مطالعه نمود. مطالعه مسأله كاهش همبستگيهاي اجتماعي در شهر اين موضوع را آشكار مي كند كه ماهيت توسعه شهري در دوران اخير با انواعي از گسست در روابط اجتماعي همراه مي باشد. به دليل تراكم جمعيت و انباشت انتظارات جديد در محيطهاي شهري و فقدان روشهاي جايگزين اجتماعي و فرهنگي و نيز راهكارهاي فضايي مناسب، كلانشهرها از آغاز شكل گيري در دوران اخير نتوانسته اند در كنار ارائه خدمات عمومي فيزيكي و اقتصادي ، موجبات افزايش پيوندهاي اخلاقي و معنوي ساكنين شهري رافراهم كنند. بررسيها نشان مي دهند تأخر فرهنگي در بعد روابط اجتماعي از منظرهاي مختلف شهري تبعات و نتايج تخريبي فراواني راتاكنون براي مجموعه هاي انساني به همراه داشته است. گذشته از عواملي كه ممكن است موجبات توليد جرم شهري در كلانشهرها را باعث گردند، مطالعات نشان مي دهند كه كاهش همبستگيهاي اجتماعي، فقدان انسجام و نظم پايدار در تعاملات انساني، متغيرهاي عمده در وقوع انحرافات و بزه هاي كوچك و بزرگ شهري مي باشند. به نظر مي رسد بازسازي تعاملات انساني، توجه به ابعاد جمعيت، سرمايه گذاري در بعد فرهنگي و سرانجام تغيير جهت برنامه ريزيها به سود حل فضاهاي اجتماعي مي تواند تغيير ساختار فوق را موجب گردند. مقاله حاضر به كمك بررسي جامعه شناختي و جغرافياي شهري و با استفاده از تجارب تحقيق شهري به مطالعه موضوع فوق پرداخته، تلاش دارد تا زمينه هاي علمي آن را مورد نقد و ارزيابي قرار دهد. بعلاوه اين نوشته در نظر دارد با استفاده از رويكردهاي علمي كنوني، شرايط پيچيده روابط انساني در كلانشهرها را مطالعه كند و راه را براي انجام بررسيهاي بيشتر پيرامون عواقب منفي فرايند فوق تسهيل گرداند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني زمستان 1381; 6(4 (پياپي 27)):113-132. |
| يماني مجتبي* |
| * گروه جغرافيا دانشگاه تهران |
|
در پهنه مناطق خشك ايران، توده هاي بزرگي از ماسه هاي بادي در نقاط مختلف متراكم شده اند. اين توده هاي ماسه اي در اصطلاح محلي "ريگ" ناميده مي شوند. مطالعاتي كه توسط محققين تاكنون انجام شده است، دو عامل اصلي، شامل جهت وزش باد غالب و نيز عامل توپوگرافي و بادپناهي ناهمواريها را علل اصلي استقرار اين توده هاي ماسه اي مي دانند؛ اما با استناد به فرضيه تحقيق، سلولهاي كم فشار محلي در طول دوره گرم سال، عامل اصلي يا مهمترين عامل تمركز و استقرار اين توده هاي ماسه اي مي باشند. محدوده مورد مطالعه، مجموعه ماسه اي بندريگ كاشان، واقع در چاله مسيله و در جنوب درياچه نمك مي باشد. متغيرهاي مورد بررسي دراين تحقيق، شامل ويژگيهاي باد منطقه، قطر ذرات رسوب و مورفولوژي تپه هاي ماسه اي مي باشد. روش تحقيق، مبتني بر يك روش تحليلي است. در اين روش، بين متغيرهاي سه گانه، از طريق روش حضور و اختلاف، همزمان ارتباط برقرار گرديده است. ابزار تحقيق، نقشه هاي توپوگرافي و عكسهاي هوايي بوده و تكنيك كار، مقايسه داده هاي ميداني، آمار روزانه باد و دانه سنجي ذرات ماسه بوده است. نتايج نشان مي دهد كه يك سلول كم فشار محلي، درست در جنوب درياچه مسيله در طول دوره گرم سال حاكميت پيدا مي كند. به همين سبب، راستاي وزش بادها در تمامي چاله مسيله نسبت به اين نقطه حالت همگرا دارد و بالتبع حركت همگراي ماسه هاي روان موجب استقرار مجموعه ماسه اي بندريگ در موقعيت كنوني شده است. بهترين شاهد اين مسأله، انطباق مورفولوژي تپه هاي ماسه اي در راستاي خطوط گراديان فشار نسبت به نقطه مركزي مي باشد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني تابستان 1381; 6(2 (پياپي 25)):41-60. |
| طاهرخاني مهدي* |
| ادبيات مهاجرت از روستا به شهر با تمركز بر مشكلات متعدد اجتماعي و اقتصادي بيش از دهه هاي گذشته مورد توجه محققان قرار گرفته است. اما به رغم اين توجه، اين ادبيات هنوز از واژه هاي استاندارد شده اي برخوردار نيست. تعريف مهاجرت روستايي به بسياري از جنبه ها و ويژگيهاي جمعيت مربوط مي شود. در مدل نظري، حركت جمعيت زماني مهاجرت محسوب مي شود كه روستاييان خانه يا بازار كار خود راترك كرده و در جاي ديگري اسكان يابند. تقريبا در تمامي مكانهاي جغرافيايي مهاجرت روستاييان وزن سنگيني را در گروه سني 15 تا 30 سال دارد. در اين تحقيق نقش عوامل اقتصادي و غير اقتصادي در مهاجرت جوانان روستايي استان قزوين مطالعه و بررسي شده است. در حقيقت از هدفهاي مهم اين تحقيق درك علل و عوامل موثر در ايجاد انگيزه براي مهاجرت جوانان از نواحي روستايي به شهرهاست. تجزيه و تحليلهاي تجربي نشان مي دهند كه اگر چه انگيزه هاي اقتصادي در مهاجرت جوانان روستايي نقش مهمي دارند، عوامل غير اقتصادي نيز اثرات مستقيم بر رفتار آنان مي گذارند. براي مثال، تسهيلات محلي، رضايت از محل سكونت، رفاه اجتماعي، استانداردهاي زندگي، نياز به پيشرفت، زندگي بهتر و هدفهاي ارزشي به طور معناداري انگيزه مهاجرت جوانان روستايي استان قزوين را افزايش داده اند. |
| كليد واژه: مهاجرت، جوانان، هدفهاي روستايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني تابستان 1381; 6(2 (پياپي 25)):61-76. |
| عزيزي قاسم,صفرخاني عزت اله |
|
در اين مقاله با استفاده از شاخص Z نرمال، داده هاي بارش ساليانه و فصلي ايستگاههاي سطح استان ايلام طي دوره آماري 1350-1379 تجزيه و تحليل و ويژگي عمومي رخداد خشكساليها، از قبيل فراواني، شدت و دوره تداوم مشخص شده است. نتايج اين بررسي نشان مي دهد كه در طي اين دوره آماري مورد مطالعه، در مناطق مختلف استان امكان وقوع خشكساليهاي ساليانه و فصلي بسيار زياد بوده است. از نظر شدت خشكسالي ساليانه، خشكساليهاي متوسط و از لحاظ دوره هاي تداوم، دوره هاي يك ساله بيشترين فراواني راداشته اند. به نظر مي رسد كه از ميان فصول، شدت خشكساليهاي فصل بهار در اكثر ايستگاهها بيشتر از فصول ديگر سال بوده است. |
| كليد واژه: شاخصZ نرمال، رخداد خشكسالي، عملكرد گندم ديم، استان ايلام |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني تابستان 1381; 6(2 (پياپي 25)):117-132. |
| كامران حسن,كريمي پور يداله |
|
علت وجودي كشور مفهومي حساس و احياء شده در جغرافياي سياسي است. با وجود پيشينه نظريه اي گرانقدر و پرسابقه در اين زمينه كه به اغلب احتمال از فردريك راتزل آغاز شده است. اين مفهوم تا آنجا كه به مطالعات موردي و مصداقي مربوط مي شود، ضعيف و كم مقدار است. |
| كليد واژه: علت وجودي ايران، صفويه، ملات شيعه، فرهنگ ايراني |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني تابستان 1381; 6(2 (پياپي 25)):97-116. |
| فرهادي گوگه رودابه,پرهيزكار اكبر |
|
مكان گزيني مدارس در شهر بزرگي چون تهران همواره با مشكلات عديده اي روبه رو بوده است. تعدد عوامل موثر در مكانيابي مدارس و افزايش روز افزون مشكلات زندگي شهري لزوم استفاده از روشهاي موثر و سيستمهاي رايانه اي رادر مكانيابي مدارس بيش از پيش آشكار ساخته است. هدفهاي اين تحقيق ارزيابي نحوه توزيع مدارس ابتدايي، مشخص كردن نواحي محروم از مدارس ابتدايي، اولويت بندي آنها در محدوده منطقه 6 تهران و ارائه پيشنهاد به مسئولان آموزش و پرورش و نهادهاي متولي امر ساخت و ساز مدارس براي استفاده از امكانات، متخصصان و سيستمهاي اطلاعات جغرافيايي در تشخيص مكانهاي مناسب براي احداث مدرسه است. |
| كليد واژه: سيستمهاي اطلاعات جغرافيايي، داده هاي مكاني، داده هاي مكاني، داده هاي توصيفي، توزيع فضايي، مكانيابي مدارس |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني تابستان 1381; 6(2 (پياپي 25)):133-156. |
| لشكري حسن* |
| * گروه جغرافياي دانشگاه شهيد بهشتي |
|
بررسي انجام شده روي 200 سامانه سوداني در يك دوره آماري 20 ساله (1969-1989) نشان داد كه سامانه هاي سوداني با توجه به الگوهاي سينوپتيكي از پنج مسير عمده وارد ايران شده و باعث ايجاد بارندگي مي شوند. دو مسير اول به صورت ادغام شده با چرخندهاي مديترانه اي و سه مسير ديگر به صورت مستقل وارد كشور مي شوند. در مسير اول سامانه هاي سوداني با چرخندهاي مديترانه اي بر روي قبرس و شرق مديترانه ادغام شده و از سمت غرب حركت مي كنند. در مسير دوم سامانه هاي سوداني و مديترانه اي بر روي عراق با هم ادغام شده و از سمت غرب و جنوب غرب ايران راتحت تاثير قرار مي دهند. در سه مسير باقيمانده كه سامانه هاي سوداني به صورت مستقل عمل مي كنند، در مسير الف. سامانه هاي سوداني از سمت شمال عربستان، كويت و خوزستان وارد ايران مي شوند. در مسير ب. سامانه ها از طريق شمال عربستان و استان بوشهر ايران را تحت تاثير قرار مي دهند. در مسير ج. سامانه هاي سوداني از طريق مركز عربستان و استان هرمزگان وارد كشور مي شوند. |
| كليد واژه: سامانه هاي سوداني، چرخند، واچرخند، ناوه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني پاييز 1379; 4(3 (پياپي 16)):1-16. |
| بهجت حميده* |
| * دانشگاه تهران |
| عرفان مسيحي آلماني، جنبشي درون گرا و مذهبي است که در دوران گوتيک از قرن دوازدهم تا قرن پانزدهم، به ويژه در زمان شکوفايي آن يعني قرن سيزدهم و چهاردهم شکل گرفته است. اين بينش ديني، همان طور که از نامش پيدا است، در سرزمينهاي آلماني زبان به وجود آمد و آثار مدون آن به زبان آلماني است. فروپاشيدن فرهنگ شهسواري درباري از سويي و پديده هايي مانند بلاياي طبيعي از سوي ديگر، زمينه مساعدي براي انسجام عرفان مسيحي آلماني گرديد. تحول اجتماعي مورد بحث، براساس علوم ديني قديسين مسيحي و حکمت مَدرسي و عرفان نوافلاطوني پايه ريزي شد و قواعد فرقه دومينيکي به آن تکامل بخشيد. جنبش مذکور نخست در ميان زنان و مردان روحاني و به خصوص در ديرها رواج داشت؛ اما به تدريج روحانيون خارج از ديرها و افراد غير روحاني را هم در بر گرفت. در اين راستا، عرفان زنان، عرفاني احساسي و تجربي، و عرفان مردان، عرفان نظري و شُهودي است. از جمله زنان عارف مي توان به مشتهيلد فُن ماگدِبورگ و هيلدِگارد فُن بينگِن اشاره کرد. مَيستِر اِکهارت نامي ترين عارف مرد اين جنبش است که شاگرداني مانند سُويزه و تاولِر از مکتب درس او استفاده کرده اند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني پاييز 1379; 4(3 (پياپي 16)):17-26. |
| يحيي پور مرضيه* |
| * دانشگاه تهران |
|
در سالهاي نگارش "آنّا کارِنينا" در جهان بيني لف نيکلايويچ تولستوي تحولي صورت گرفت که بر روش زندگي و آثار اين نويسنده تأثير شديد گذارد و سرچشمة نظريات قاطع او در مورد مذهب و اخلاق گرديد. |
| كليد واژه: لف نيكلايويچ تولستوي، آنّا كارِنينا، اخلاق مذهبي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني پاييز 1379; 4(3 (پياپي 16)):27-52. |
| واحدي لنگرودي محمدمهدي* |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
| اين مقاله معرف برخي فرايندهاي واژه سازي در حوزة ساخت واژه زبان فارسي است که تابع قوانين و روابط نحوي، به ويژه روابط نحوي نظرية ساخت سازه اي ايکس- تيره است. در اين مقاله ساخت نحوي- واژگاني افعال اسمي يا تبديلي مانند لوليدن، کوچيدن، بوسيدن و خشکيدن و فعلهاي مرکب معادل آنها، يعني لول خوردن، کوچ کردن، بوس کردن و خشک کردن / شدن که از اسمها و صفتهاي لول، کوچ، بوس و خشک مشتق مي شوند براساس دو نظريه ساختواژي استاندارد دستور زايشي، و نظريه نحوي ايکس- تيره و نظريه انضمام واژگاني- در برابر انضمام نحوي- مورد بررسي قرار مي گيرد. نشان داده شده است که نظرية دوم مي تواند نکات مشابه و متفاوت دو دسته فعلهاي اسمي ساده و مرکب و شيوه اشتقاق و ساختار دروني- ساختواژه ي آنها را بر اساس نظريه انضمام واژگاني- نحوي به نحو مطلوبتر و با کفايت توجيهي بيشتر تحليل کند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |