بانک مقالات جغرافیا
| مدرس علوم انساني بهار 1383; 8(1 (پياپي 32)):99-116. |
| عزيزي قاسم* |
| * گروه جغرافياي طبيعي دانشگاه تهران |
|
در اين پژوهش چهار مورد يخبندان فراگير بهاري در نيمه غيربي ايران مورد بررسي قرار گرفته است. يخبندان فراگير بهاري، در اين تحقيق روزي است كه در تمام ايستگاههاي انتخاب شده، حداقل مطلق دما در ماه آوريل در آن روز رخ داده است. براي مطالعه شرايط سينوپتيك وقوع اين يخبندانها از نقشه هاي سطح زمين و تراز 500 هكتوپاسكالي هوا در ساعت صفر استفاده شده است. نقشه هاي مورد استفاده شامل: نقشه روز وقوع يخبندان و چهار روز قبل از آن است. نتايج حاصل از آن نشان مي دهد، در تمام روزهايي كه پديده يخبندان رخ داده است يك سيستم كم ارتفاع در شمال درياي خزر و در تراز 500 هكتوپاسكالي مشاهده مي شود. اين سيستم معمولا با سيستم كم ارتفاع نسبتا قوي در غرب خود و در روي مديترانه همراه است. در روزهاي يخبندان خطوط همدماي 15- تا 30- درجه سانتيگراد در تراز 500 هكتوپاسكالي از روي ايران عبور مي كردند. در سطح زمين الگوي موجود، وجود سيستم كم فشار روي درياي خزر، همراه با سيستم پرفشار در مناطق بين شرق خزر و غرب درياي سياه است و گاهي تنها يك سيستم پرفشار در مناطق بالاتر از شمال غرب ايران مشاهده مي شود. |
| كليد واژه: يخبندان، آب و هواشناسي سينوپتيك، نيمه غربي ايران، فرارفت هواي سرد |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني بهار 1383; 8(1 (پياپي 32)):117-132. |
| علي محمدي عباس*,جلوخاني نياركي معصومه |
| * گروه سنجش از راه دور دانشكده مهندسي نقشه برداري، دانشگاه خواجه نصير طوسي |
|
اندازه گيري و نمونه برداريهاي ميداني برف، زمانبر و پرهزينه بوده، به صورت محدود قابل اجرا است. امروزه، تكنولوژي سنجش از دور به عنوان يك ابزار مفيد و كارآمد براي سنجش برف و تهيه نقشه هاي مربوط به آن مورد استفاده قرار مي گيرد اما جداسازي ابر و برف به علت تشابه طيفي آنها، از موانع مهم در استفاده از داده هاي سنجش از دور براي تهيه نقشه هاي برف است. در اين مطالعه با استفاده از تصاوير ANHRR، امكان جداسازي برف و ابر بررسي شد. براي دستيابي به اين منظور بابه كارگيري تركيبي از باندهاي انعكاسي و حرارتي سنجيده فوق، شاخصهاي سه گانه برف شامل: T-T، R/?R، A/ R محاسبه شدند و با استفاده از طبقه بندي كننده حداكثر احتمال فازي، براي جداسازي ابر و برف مورد استفاده قرار گرفتند. نتايج ارزيابي دقت تفكيك برف، با متوسط كاپاي كلي 831/0 گوياي اين مطلب است كه الگوريتم به كار رفته، به خوبي توانسته است برف را از غير برف (ابر و زمين) جدا سازد. تغييرات سطح پوشش برف نيز با استفاده از روش تفريق نقشه هاي چند زمانه برف آشكارسازي شده است. نتايج حاصل از بررسي وضعيت توپوگرافي (ارتفاع، شيب) نشان داد كه كلاس تغيير پوشش برف در مقايسه با كلاس عدم تغيير پوشش برف در زمينهايي با ارتفاع پايينتر و شيب بيشتري قرار دارد كه اين موضوع با مباني تئوريك همخواني دارد و تا حدودي نشان دهنده قابليت اعتماد نقشه هاي تغيير برف تهيه شده است. |
| كليد واژه: نقشه پوشش برف، تفكيك ابر و برف، شاخصهاي برف، AVHRR، سيستم اطلاعات جغرافيايي، باندهاي انعكاس و حرارتي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني بهار 1383; 8(1 (پياپي 32)):133-152. |
| فرج زاده منوچهر*,رستمي مسلم |
| * گروه سنجش از راه دور دانشگاه تربيت مدرس |
|
در اين تحقيق توزيع مراكز آموزشي در سطح شهرك معلم كرمانشاه با استفاده از سيستم اطلاعات جغرافيايي و استانداردهاي شهري و شاخصهاي تاثيرگذار، تحليل و ارزيابي شد. براي مدارس ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان به تفكيك پسرانه و دخترانه، مكان يابيهاي جديد صورت گرفت. دادههاي مكاني، از نقشه (1:2000) سازمان مسكن و شهرسازي استان كرمانشاه تهيه شد؛ سپس با استفاده از نرم افزار GIS نقشه شهرك معلم رقومي شد و داده هاي توصيفي با استفاده از مدارك، اسناد، آمار و بررسيهاي ميداني جمع آوري و در محيط GIS، پايگاه اطلاعاتي تشكيل گرديد. آنگاه براي هر يك از عوامل تاثيرگذار در مکان يابي مراکز آموزشي،لايه هايي تهيه شد و براي هر يک از لايه ها با توجه به عامل فاصله و زمان، وزن دهي صورت پذيرفت؛ سپس از تركيب و تحليل تمامي لايه ها با يكديگر موقعيت فعلي مدارس مورد ارزيابي قرار گرفت و در نهايت مناسبترين مكانها براي تاسيس مدارس پيشنهاد شد. نتايج نشان مي دهد، شهرك معلم كرمانشاه با كمبود فضاي آموزشي مواجه است و نيازمند مكانهاي جديد براي احداث مدارس است. به همين منظور با قابليتهاي GIS، مكانهاي جديد شناسايي و معرفي شدند. اين موضوع نشان ميدهد كه GIS براي مكان يابي مراكز آموزشي و ساير خدمات شهري بسيار موثر و كارآمد است؛ همچنين نقش مهمي را در برنامه ريزي شهري مي تواند ايفا كند. |
| كليد واژه: سيستم اطلاعات جغرافيايي، مكان گزيني، مراكز آموزشي، شهرك معلم كرمانشاه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| احمدي پور زهرا* |
| * گروه جغرافيا دانشگاه تربيت مدرس |
|
نامگذاري فرايندي است كه طي آن، واحدهاي سياسي كشور با توجه به مؤلفه هاي طبيعي، اجتماعي، فرهنگي، تاريخي و سياسي بر روي نقشه سياسي كشور شناسايي مي گردند. نامگذاري واحدهاي سياسي از يك طرف از مجموعه عواملي متأثر مي گردد كه در فضاي كلان ملي عمل مي كنند و تحت عنوان "شاخصهاي ملي" از آنها نامبرده مي شود و از طرف ديگر متأثر از عواملي است كه در سطوح منطقه اي و محلي عمل كرده، مي توانند تحت عنوان "عوامل زمينه ساز" طبقه بندي گردند. پارادايم عوامل زمينه ساز كه عمدتاً در سطوح محلي و منطقه اي داراي آثار تعيين كننده اند، هم مي توانند به عنوان شاخصهايي مكمل در راستاي حفظ وحدت ملي ايفاي نقش كنند، هم در تضعيف آثار شاخصهاي ملي در راستاي كاهش وحدت ملي و ايجاد علقه هاي محلي و تقويت كانونهاي بحراني مؤثر واقع شوند. شدت و ضعف تأثيرات شاخصهاي ملي و محلي متأثر از عواملي است كه در اين مقاله در يك مطالعه تاريخي به تحليل آنها خواهيم پرداخت كه دو دسته از عوامل را در بر مي گيرد: 1ـ عواملي كه توانسته اند ضمن شناسايي واحدهاي سياسي به حفظ وحدت ملي كمك كنند. 2ـ عواملي كه در يك سير تاريخي به كاهش علقه هاي ملي از طريق نامگذاري واحدهاي سياسي منجر شده اند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني تابستان 1382; 7(2 (پياپي 29)):23-60. |
| بدري سيدعلي*,ركن الدين افتخاري عبدالرضا |
| * گروه جغرافيا |
|
اين مقاله تأثيرات اقدامات مربوط به اسكان مجدد ساكنان برخي از روستاهاي آسيب ديده از زلزله خردادماه 1369 در منطقه طارم عليا واقع در شمال شرقي استان زنجان را از بعد اقتصادي مورد مطالعه قرار مي دهد. شدت تخريب روستاهاي منطقه توأم با مشكلات كمك رساني به جمعيت متفرق ساكن در روستاهاي كوچك اندام آن، ايده جابجايي و اسكان مجدد را به عنوان راهكاري مناسب براي بازسازي، پيش روي مسؤولان امر قرار داد. انتقال جمعيت دو روستاي تخريب شده بالكلور و جمال آباد به روستاي آب بر (مركز شهرستان طارم عليا) و ايجاد مجموعه ادغامي آب بر، ماحصل چنين اقدامي است. حال با گذشت بيش از ده سال از وقوع آن حادثه، اين سؤال مطرح مي شود كه آيا اسكان مجدد خانوارهاي روستاهاي آسيب ديده، حركتي به سوي پايداري بوده است؟ در همين راستا، مقاله حاضر با هدف ارزيابي ابعاد اقتصادي اين شيوه از مداخله توسعه اي در منطقه طارم عليا، به دنبال ارائه پاسخي منطقي و مستدل به اين سؤال است كه چه تحولاتي در ساختار شغلي خانوارهاي جابجا شده به وقوع پيوسته و پيامدهاي اقتصادي ادغام چه بوده است. يافته هاي تحقيق نشان مي دهد كه به دليل عدم توجه جدي به امور اشتغال زايي و محدوديت منابع آب و خاك از يك سو و نابرابري در بهره مندي از فرصتهاي شغلي محدودي كه در بخش خدمات دولتي ايجاد شده از سوي ديگر، اجتماعات جابجا شده به بهره برداري مجدد از منابع موجود در مكانهاي قبلي روي آورده و همچنان به مهاجرتهاي فصلي به ساير مكانها از جمله شهرهاي بزرگ ادامه مي دهند. در اين ميان، شكل گيري اشتغال زنان در خارج از روستا به عنوان پديده اي جديد قابل طرح است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني تابستان 1382; 7(2 (پياپي 29)):163-182. |
| مرادي فر حاجي مراد*,مجرد فيروز |
| * دانشگاه رازي كرمانشاه |
|
براي برآورد بارش در منطقه زاگرس شمال غربي و مركزي، از مدلهاي رگرسيون خطي، لگاريتمي، تواني و نمايي دو متغيره و چند متغيره استفاده شد. نتايج مطالعه نشان داده كه مدلهاي دو متغيره به دليل معنادار نبودن يا پايين بودن ضرايب همبستگي و ضعف در پوشش دادن كل منطقه، براي برآورد بارش مناسب نيستند. از بين مدلهاي چند متغيره، مدل چند متغيره خطي، در حالتي كه منطقه به نواحي رو به باد و پشت به باد تقسيم مي شود. براي برآورد بارش مناسب تشخيص داده شد. آزمون T، نيز اختلاف معناداري را بين ارقام مشاهده شده و برآورد شدة بارش نشان نداد و در نتيجه بر مبناي ارقام برآورده شده از نقشه هاي ساليانه و فصلي برآورد بارش، ارتفاع و حجم بارش ساليانه و فصلي ارائه شد. به نظر مي رسد در ناحيه رو به باد، با افزايش ارتفاع، ميزان بارش كاهش مي يابد و همچنين افزايش طول و عرض جغرافيايي، در غالب دوره هاي زماني باعث كاهش بارش مي شود. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني زمستان 1381; 6(4 (پياپي 27)):1-10. |
| احمدي پور زهرا*,بديعي مرجان |
| * گروه جغرافيا دانشگاه تربيت مدرس |
|
مفهوم ژئوپلتيك كه در طي قرن بيستم جهت معنا بخشيدن به ارتباط ميان جغرافيا و سياست، مراحل مختلفي را طي نموده است. در طي دوره هاي متمايز قابل بررسي مي باشد. نظريه پردازان در طي اين دوره هاي متمايز سعي نموده اند دگرگوني در ساختار نظام جهاني را تبيين نموده، ضمن طرح عوامل مؤثر در دگرگوني نظام جهاني، جهت گيريهاي آينده اين نظام رانيز تحليل نمايند. در اين دوره هاي متمايز، مفهوم ژئوپلتيك در قالب سنتي به عنوان بخشي از دانش امپرياليستي كه با رابطه بين زمين و سياست سروكار دارد مورد بررسي ژئوپليسينها قرار گرفت. ارتباط بين ويرانيهاي ناشي از جنگهاي جهاني با مفهوم ژئوپلتيك منجر به آن شد كه اين واژه براي يك تا دو دهه مورد استفاده قرار نگيرد. نتيجه اين افول، جدا شدن جغرافياي سياسي از ژئوپلتيك بود. در دوران جنگ سرد، ژئوپلتيك تحت تأثير رقابت دو ابرقدرت قرار گرفت و در سال 1975 به دنبال ظهور ديدگاه جديدي با عنوان ژئوپلتيك انتقادي مفهوم ژئوپلتيك احيا گرديد. در قالب ژئوپلتيك انتقادي به جاي تمركز بر شناخت تأثير عوامل جغرافيايي به شكل دهي سياست خارجي اهميت لازم داده مي شود. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني تابستان 1382; 7(2 (پياپي 29)):61-84. |
| توكلي مرتضي*,ركن الدين افتخاري عبدالرضا |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
در قالب منطق شناخت، علت كاوي پديده هاي جغرافيايي در عرصه رفاه اجتماعي روستايي و در نظر گرفتن رويكرد شناخت تبييني از ضرورتهاي ويژه پژوهشهاي علمي در اين زمينه است. مطالعات انجام شده در اين حوزه غالباً در قالب شناخت عمومي و با به كارگيري شيوه هاي كلاسيك همراه با ابهام و يا تعميم پذيري اجزاي محدود و غيراساسي به كل سيستم توأم است. در اين راستا، توجه به رويكرد شناختي به معرفهاي مختلف آسيب پذيري در روستاها به منظور اتخاذ يك استراتژي علمي و عملي براي كاهش تأثير عوامل مذكور ضروري به نظر مي رسد. بدين منظور در اين مقاله با استفاده از روش تحليل ميزان (تعيين عوامل تكرارپذير و مورد اتفاق نظر) در زمينه شناخت معرفهاي مبين رفاه اجتماعي از بسياري از منابع مرتبط با موضوع بهره گرفته است. غالب بوده كه در اين مقاله مدنظر قرار گرفته است. در وافع سؤال اصلي اين است كه آيا در قالب شناخت شناسي پديدههاي جغرافيايي و درونمايه هاي آنها در راستاي تعريف و تعيين روش شناسي كاربردي به منظور علمي كردن مطالعات مربوط به اين حوزه همگام با تغييرات انجام شده در عرصه تكنيكهاي مطالعاتي و منطق شناخت نوين است يا نه؟ يافته ها و نتايج نشان مي دهد كه در مورد تحليل رفاه اجتماعي روستايي به شناسايي معرفهاي مبين كمتر پرداخت شده، به طوري كه اكثر تحقيقات معناكاوي بوده و كمتر رويكردهاي عملي و منطقي را در اين زمينه رعايت كرده اند و همچنين به تفسير توصيفي اين فرايند بدون در نظر گرفتن عوامل و زمينه هاي مؤثر پرداخته اند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني زمستان 1381; 6(4 (پياپي 27)):11-36. |
| ركن الدين افتخاري عبدالرضا,محمدي سليماني مهرداد* |
|
مشاركت جوانان و نوجوانان كه به معني روند درگير ساختن آنان در تعيين سرنوشت خود و احساس مسئوليت نسبت به اين سرنوشت بيان شده، امروزه در سطح جامعه و مجامع علمي از اهميت بالايي برخوردار است، به طوري كه از آن به عنوان هدف و وسيله توسعه نام مي برند. براي تحقق اين امر، شناخت عوامل مؤثر بر ميزان مشاركت جوانان و نوجوانان لازم و ضروري است. در اين راستا مقاله حاضر با استفاده از روشهاي تحليلي توصيفي با تأكيد بر بررسي عوامل مكاني ـ فضايي (ميزان بهره مندي از خدمات، محل سكونت، فاصله تا مركز شهرستان و نوع روستاها)، به ساير عوامل از جمله عوامل روانشناختي (انگيزه ها، ارزشها، اعتماد و اطمينان، عزت نفس، پاداش و… ) و عوامل اجتماعي ـ اقتصادي (پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي، سطح تحصيلات، استفاده از وسايل ارتباط جمعي و…) كه بر ميزان مشاركت مؤثر هستند پرداخته است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني زمستان 1381; 6(4 (پياپي 27)):51-70. |
| بابايي فيني ام السلمه,فرج زاده اصل منوچهر* |
| * گروه سنجش از دور دانشگاه تربيت مدرس |
|
تغييرات زماني و مكاني بارش از ويژگيهاي اصلي اقليم ايران مي باشد. طبق آمارهاي موجود، ايران بين سالهاي 1966تا1974 دوره خشكي راپشت سر گذاشته، در حالي كه بين سالهاي 1974تا1983 دوره ترسالي داشته است. در مقاله حاضر تغييرات زماني و مكاني مذكور براي سالهاي 1966تا1998 محاسبه و ترسيم شده است. نتيجه اين مطالعه نشان مي دهد كه سالهايي كه ميانگين بارش ساليانه برابر ميانگين كل يا بيشتر است 14 سال و سالهايي كه ميانگين بارش ساليانه كمتر از ميانگين كل است 19 سال مي باشد. به عبارت ديگر، چولگي منحني فراواني ميانگين بارشهاي ساليانه به طرف بارشهاي كمتر از ميانگين مي باشد. نتايج پهنه بندي تغييرات مكاني و زماني بارش نشان دهنده 7 الگوي مكاني بارش و 7 الگوي زماني بارش در سطح كشور است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني تابستان 1382; 7(2 (پياپي 29)):85-108. |
| قرباني رسول*,پورمحمدي محمدرضا |
| * دانشگاه تبريز، گروه جغرافيا و برنامه ريزي شهري |
|
افزايش تراكم جمعيتي شهرها و گرايش به اين امر، پديده اي است كه به دنبال آزمون اگلوهاي مختلف شهرسازي، خاصه شهرسازي مدرنيسم و گسترش لجام گسيخته حومه نشيني در كشورهاي پيشرفته ظهور يافته و با برگزاري کنفرانسهاي بين المللي محيط زيست در دهه آخر قرن بيستم به پارادايمي جهاني تبديل شده است. اين مقوله در خاستگاه اروپايي ـ آمريكايي خود يك راهبرد سيستمي با ابعاد و روشهاي معين است كه حداقل بر سه جزء افزايش تراكم، اختلاط كاربريها و كاهش استفاده از اتومبيل در سفرهاي درون شهري تأكيد دارد. با وجود اين در كشورهاي جهان سوم از جمله ايران، برخورد با اين پديده بيشتر تك بعدي و عمدتاً با نگرش اقتصادي انجام ميشود كه نمي تواند به اهداف مورد نظر در اين نگرش رهنمون شود. در اين مقاله، اهداف، ابعاد و روشهاي مختلف افزايش تراكمهاي شهري به طور عام مورد بررسي قرار گرفته تا به غني تر شدن ادبيات موضوع و تعمق بيشتر، در اتخاذ آن به عنوان يك سياست راهبردي در كشور ما كمك شود. |
| كليد واژه: شهر فشرده، متراكم سازي، كاربريهاي مختلط، ساماندهي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني تابستان 1381; 6(2 (پياپي 25)):1-22. |
| ركن الدين افتخاري عبدالرضا*,طاهرخاني مهدي |
| * بخش علوم جغرافيايي و سنجش از دور، دانشگاه تربيت مدرس |
|
فقيرترين جوامع دنيا را اغلب افراد بدون زمين كشاورزي يا با زمين اندك تشكيل مي دهند كه عمدتاً در مناطق روستايي زندگي مي كنند. نظر به اينكه درامد حاصل از فعاليتهاي كشاورزي در اين جوامع ممكن است اشتغالي در حد معيشت ايجاد نمايد، بي ترديد تنوع بخشي به فعاليتهاي غيركشاورزي رامي توان عاملي تاثيرگذار در كاهش فقر روستايي اين جوامع دانست. صنعتي شدن روستا به طور گسترده به عنوان اهرمي پويا براي توسعه شناخته شده است. ايجاد اشتغال، توزيع درامد، متنوع نمودن اقتصاد روستايي و كاهش فضايي نابرابري در توسعه اجتماعي ـ اقتصادي به طور سنتي از اهداف اوليه صنعتي شدن روستايي محسوب مي شود. اين مقاله كوششي است براي نشان دادن اينكه آيا صنعتي شدن بهترين ابزار براي تحقق توسعه در مناطق روستايي كشورهاي در حال توسعه است؟ براي پاسخ دادن به اين سوال به تحليل كشورهاي در حال توسعه اي پرداخته مي شود كه طي دو دهه اخير توانسته اند صنعتي شدن روستا رابه عنوان ابزاري براي اصلاح شرايط زندگي جوامع روستايي به كار گيرند و آن راتوسعه بخشند. در اين ارتباط، ديدگاههاي متفاوت در استقرار صنعت در مناطق روستايي و اثرات صنعتي شدن روستا در كشورهاي در حال توسعه مورد تحليل قرار مي گيرد. نتايج تحقيق نشان مي دهد كه در يك روند تكاملي از آغاز دهه هفتاد تاكنون، صنعتي شدن روستا به عنوان قسمتي از راهبرد توسعه همه جانبه روستايي، مهمترين هدفهاي توسعه رادر مناطق روستايي تحقق بخشيده و ضمن ايجاد اشتغال و افزايش درامد گروههاي كم درامد روستايي موجب كاهش فقر و رفاه مناطق روستايي شود. |
| كليد واژه: صنايع، روستايي، اشتغال، صنعتي شدن، رفاه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني تابستان 1382; 7(2 (پياپي 29)):109-124. |
| حافظ نيا محمدرضا* |
| * گروه جغرافيا دانشگاه تربيت مدرس |
|
فلسفه وجودي يك دولت را مردمي ساكن در فضاي جغرافيايي مشخص تشكيل مي دهد كه از همگوني و تجانس از حيث تبار، تاريخ، فرهنگ، دين، قوميت، زبان و نظاير آن برخوردار بوده، با يكديگر احساس همبستگي و يگانگي كنند و داراي آرمان سياسي دولت مستقل باشند. دولت و كشور تركمنستان به دنبال تحولات ژئوپليتيكي پايان قرن بيستم و فروپاشي نظام دو قطبي در جهان، برپايه فسلفه وجود خود، يعني ملتي همگون و داراي ويژگيهاي خاص و برخوردار از آرمان سياسي در سال 1991 ميلادي در صحنه جغرافياي سياسي جهان پديدار و تأسيس گرديد. اين دولت به منظور تعريف و تشريح هويت ملي تركمنستان به عنوان ركن اساسي بقاي ملت و دولت، اقدامات مختلفي را انجام داد كه از آن ميان مي تواند به تأسيس موزه ملي، كتابخانه ملي، انستيتو ملي نسخ خطي، توسعه زبان ملي، پژوهشكده ميراث فرهنگي و غير اشاره كرد كه نقش مؤثري در ساماندهي و حفاظت از ذخاير ميران فرهنگي به عنوان اساس شكل گيري هويت ملي دارند. اين مقاله به بررسي قابليتها و بسترهاي ميراث فرهنگي تركمنستان كه مي توانند در شكل دهي به هويت ملي تركمنها در بين ساير ملل جهان مؤثر باشند مي پردازد و عناصر فرهنگي ـ تمدني زير را مورد توجه قرار مي دهد: نياي مشترك، زبان و ادبيات تركمني، مفاخر تركمن، آثار باستاني، هنر تركمني و سنتهاي اجتماعي، اين مقاله در پايان به اين نتيجه مي رسد كه عناصر فرهنگي ـ تمدني مزبور در تركيب و تعامل با يكديگر، توانايي شكل دهي به هويت مستقل و ملتي يگانه در بين ساير ملل جهان را دارد و مي تواند نقش مؤثري در بقاي دولت ترکمنستان ايفا کند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مدرس علوم انساني تابستان 1382; 7(2 (پياپي 29)):125-140. |
| يوسفي علي*,زياري كرامت اله |
| * گروه جغرافيا دانشگاه يزد |
| از آنجا كه مدرنيسم و پست مدرنيسم زمينه نمود جهاني شدن را فراهم كرده اند، بنابراين فرضيههاي اين پژوهش مبتني بر تأثير مدرنيسم، پست مدرنيسم و پديده جهاني شدن بر كالبد شهر تهران است كه از طريق روش "توصيفي ـ تحليلي" مورد بررسي قرار مي گيرد. در عصر جهاني شدن، همه چيز در حال انتقال و مبادله است، اما اين جريان انتقال يك طرفه و يك جانبه بوده، كشورهاي خاصي از آن سود مي برند. جهاني شدن از مدتها قبل از مدرنيسم و پست مدرنيسم شروع شده و هم اكنون فقط شتاب فراواني در آن ايجاد شده است. مدرنيسم از اواخر حكومت قاجار در سيماي كالبدي شهر تهران تأثير گذاشته و در دوره پهلوي اول و دوم و به ويژه جمهوري اسلامي تأثيرات زيادي در شهر تهران بر جاي نهاد و سيماي كالبدي آن را دگرگون ساخته است. به دنبال آن، پست مدرنيسم در دو دهه گذشته توانسته به صورت رگه هايي، در كالبد شهر تهران ريشه بدواند، ولي هنوز نتوانسته در شهر تهران فراگير شود. در نهايت تهران به عنوان يك كلان شهر بي قواره به حيات خود ادامه مي دهد. اين شهر هنوز وارد فرايند جهاني شدن نشده است. به همين جهت پديده جهاني شدن تاكنون تأثير خاصي بر كالبد شهر تهران به جا نگذاشته است. |
| كليد واژه: مدرنيسم، پست مدرنيسم، جهاني شدن، توسعه كالبد شهر تهران، فرايند |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فرج زاده اصل منوچهر,زرين آذر |
| يكي از مشكلاتي كه كشاورزي در دنيا بويژه در مناطق خشك با آن روبه رو است، نوسان ميزان بازده محصولات ديم طي سالهاي مختلف است. از نظر فعاليتهاي كشاورزي عوامل موثر در توسعه كشت دو دسته است. دسته اول عواملي كه يا در طول زمان ثابتند يا مي توان با به كارگيري فناوري و روشهاي اصلاحي، آنها را اصلاح نمود. دسته دوم عوامل ناپايدارند كه در ارتباط با آب و هواي هر منطقه اند، همچون ميزان بارش، درجه حرارت، رطوبت نسبي و… كه كنترل آنها تقريبا از دست انسان خارج است. زيرا تغيير آب و هوا متناسب با نياز هر محصول مي توان برنامه ريزيهاي لازم رابراي تامين نيازها در صورت كمبود و ذخيره در سيلوها در صورت مازاد انجام داد. در اين پژوهش معيارهاي اقليمي موثر در ميزان عملكرد محصول گندم ديم در استان آذربايجان غربي مطالعه شده و با ايجاد مدلهاي رگرسيون چند متغيره، روابط موجود بين ميزان بازده محصول و معيارهاي اقليمي بررسي شده است. در نهايت، مدلهايي براي پيش بيني ميزان بازده محصول گندم ديم در استان آذربايجان غربي ارايه شده است. نتيجه اين بررسي نشان مي دهد كه معيارهاي مجموع بارش ساليانه و ميانگين تعداد روزهاي يخبندان ساليانه سهم بيشتري در توليد مدلهاي نهايي دارند. |
| كليد واژه: اقليم شناسي كشاورزي، گندم ديم، ميزان عملكرد محصول، بازده محصول، استان آذربايجان غربي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |